امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

 

چکید اشک دو چشمم به روی عکس بقیع

دوباره حال و هوای زیارتی دارم

به این گدای شکسته هنوز امیدی هست

دلم خوش است شه با کرامتی دارم

 

فرشته های خدا نوحه خوان این غربت

به گوش می رسد امشب صدای مادر تو

برای حُسن ختام دو ماه سینه زنی

نشسته حضرت جبریل پای بستر تو

 

برای عرض عیادت رسیده ام آقا

سلام حضرت آقای با کرامت ها

تو از تصور من هم شکسته تر هستی

چه ساده می شکند در مدینه حُرمت ها

 

سلام لنگر هفت آسمان٬ امام خدا

پس از علی تو بر این شهر سرد تابیدی

چهل بهار پس از کوچه زندگی کردی

تو داغ مادر قامت خمیده را دیدی

 

تو طفل بودی و حتی گمان نمی کردی

میان کوچه کسی هتک حرمتی بکند

به مادری که خداوند کوثرش خوانده

کسی لگد بزند یا جسارتی بکند

 

به قصد خانه از این کوچه ها گذر کردید

ولی چه حیف که مادر به مقصدت نرسید

چو دست های بزرگش به قصد سیلی رفت

"پریدی از سر جایت ولی قدت نرسید"

 

ز روی پوشیه زد تازه این چنین شده است

چه خوب شد که تو آن جا مراقبش بودی

چو برق از سر مادر پرید و می افتاد

چه خوب مثل عصایی مراقبش بودی

   

هنوز لحظه ی رفتن میان کوچه ی تنگ

تو با تمام تصاویر دردسر داری

نگاه کردم و دیدم نوشته یا زهرا

به روی لخته ی خونی که از جگر داری

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای مخلص آبادی برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/11/1 | 08:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو