حضرت معصومه(س)-ولادت


و دانه ریخت بیایی کبوترش باشی

دوباره آینه‌ای در برابرش باشی

نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی

میان راه پرستوی پرپرش باشی

«مدینه» شهر غریبی برای «فاطمه»‌هاست

نخواست گم شده‌ای مثل مادرش باشی

خدا تو را به دل بی قرار ما بخشید

و خواست جلوه‌ای از حوض کوثرش باشی

به «قم» رسیدی و گم کرد دست و پایش را

چو دید آمده‌ای سایه‌ی سرش باشی

اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد

و تا همیشه تو یاس معطرش باشی

نگاه تو همه را یاد او می‌اندازد

به چهره‌ات چه می‌آید که خواهرش باشی

خدا نخواست تو هم با «جوادِ»کوچکِ او

گواه رنج نفس‌های آخرش باشی

نخواست باز امامی کنار خواهر خود ...

نخواست «زینبِ» یک شام دیگرش باشی




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/07/20 | 11:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو