حضرت ام البنین(س)-حضرت عباس(ع)-مصائب


نگاه می کند و چشم های تر دارد

برای ام بنین یک نفر... خبر دارد

خدا کند که مراعات سن او بشود

خبر، خبر... همه بر قلب او ضرر دارد

نخواست که بپرسد جه شد ابالفضلش!!؟

سوال بود برایش... حسین سر دارد؟

براش گفت چه شد؟ ماجرا چه بود؟ آن که

به روی آینه اش گرد از سفر دارد

تمام واقعه این بود: بین نخلستان

جماعتی سر حمله به یک نفر دارد

تمام قامت او را به باد می دهد و

بدون آن که ز چشمش، دست بر دارد

شهید می شود عباس نه!... حسین دمی

که جان سپردن عباس را نظر دارد

گذشت واقعه اما تصورش باقی ست

هنوز مرد خدا دست بر کمر دارد

ز سمت علقمه سمت خیام می آید

چرا که پیکر عباس درد سر دارد ...

هنوز رفتن عباس و خیمه ها باقی ست

به روی گونه ی طفلی ست شام فردا ...ردّ

ز ضربه ی عجیب و غریب بی رحمی

که قصد بی ادبی با سر قمر دارد

شنید ام بنین، گفت: نام من این نیست

کسی ست ام بنین... لا اقل پسر دارد




موضوع: حضرت عباس (ع)،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/15 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو