حرکت کاروان از مدینه به سمت مکه

 

ای علمدار سپه در دلِ شب بار ببند

محمل پردگیان دوز ز اغیار ببند

همه ی اهل حرم را به حرم كن احضار

كودكان را به محبت دلِ شب كن بیدار

این خداحافظی آخر ما با زهراست

بعد از این وعده ی ما با همگان كرب و بلاست

خواهر انگار همین جاست طواف من و تو

قبر گمگشته ی زهراست مطاف من و تو

مادرا می برم از كوچه پریشانی را

می برم همره خود این همه قربانی را

مشكل قافله را وا بگذارید به من

گریه ی دختركم را بسپارید به من

شیرخوارم كه شده كودك هجده روزه

گردنش حرز ببندید ولی از بوسه

ای سپه دار، سپه را كمك از امشب كن

با علی اكبر من همرهیِ زینب كن

از همین اول راه آب بنوشان به همه

زینبم جامه ی بسیار بپوشان به همه

همه ی لشگر عشق است غلامت زینب

زانوی اكبر لیلاست ركابت زینب

بعد از این كاش كه بی یار نگردی خواهر

كاش بی قافله سالار نگردی خواهر




موضوع: خروج کاروان از مدینه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/30 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.