حضرت معصومه(س)-مدح و مناجات


برگشته غباری نگران، از سفرِ آه

یا حضرت آیینه! منم، من، پسرِ آه

پر می کشد این کفتر بی بال و پرِ آه

وقتی بکشد آینه دستی به سر آه

من آهم و آن روز تو آهو شده بودی

هنگام سفر بود، پرستو شده بودی

«آن یار کزو خانه ی ما جای پَری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود»

انگار در اعماق نگاهش خبری بود

در شهر خودش بود و دلش در سفری بود

می رفت دلت کوی به کو، خانه به خانه

«جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه»

انگار کسی رو به خراسان به نماز است

با چادر سبزی که پر از عطر حجاز است

«اَلمِنَّتُ لله که درِ میکده باز است»

مستی -به خدا- پیش دو چشم تو مجاز است

من مست ترین حوض تواَم حضرت مهتاب!

از این همه اشک است اگر شور شد این آب

در سفره ی مهمان تو جز نور خدا نیست

هر لقمه مگر با نمک نام رضا نیست

از شوق تو در صحن و خیابان تو جا نیست

کس نیست که در دامن مهر تو رها نیست

حق دارد اگر یوسف ما هم به تو نازد

یک مسجد و میخانه کنار تو بسازد

آنقدر عزیزی که دل قافله ها را...

آنقدر بزرگی که همه فاصله ها را...

آنقدر کریمی که تمام گله ها را...

از قافیه بگذر بگشا این گره ها را

نزدیک ترین سنگ صبور دل مایی

هم دامن زهرایی و هم دست رضایی




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/25 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو