غزل اخلاقی


ساعات خدا را نبود خوب تر از صبح

بردار سر از بستر و فیضی ببر از صبح

مردان سحرخیز سراپا همه گوشند

تا بانگ مؤذن بدهد یک خبر از صبح

ترسم که چو هنگام سحر، خواب بمانی

خورشید که تابید نماند اثر از صبح

غارت زده آن است که چون صبح برآید

در خواب گران مانده نگیرد ثمر از صبح

برخیز که هنگام تماشای جمال است

پیوسته بُوَد حسن خدا جلوه گر از صبح

در روز قیامت به کفت برگ و بری نیست

نخل عملت گر نشود بارور از صبح

خیزند خدا یافتگان وقت سحرگاه

دارند محبان علی چشم تر از صبح

آنان که شب و روز در آغوش خدایند

با یاد خداوند بر آرند سر از صبح

همراه علی باش که شصت و سه بهار است

بیدار بُوَد دیدۀ او زودتر از صبح

"میثم" بگشا دیده و با گوهر، اشکی

تا شامِ ابد وصل خدا را بخر از صبح




✔️ موضوع : اخلاقی و اندرز،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/07/11 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات