کاروان در مسیر کربلا


 من کیم یک بینوای ناشکیب

بیقرار روضه‌های پر نشیب

می‌رود تا کربلای عاشقی

کاروانی خسته آرام و غریب

در میان قافله خوبان عشق

کاروان سالار آقائی نجیب

هر کسی مشغول با ذکری جمیل

بر لب بانو نوای یا مُجیب

با پریشانی میان محملش

زمزمه دارد که یا نعم ‌الحبیب

دست بالا می‌برد بنت‌الهُدیٰ

وه که دارد واقعاً حالی عجیب

با دل تبدارِ بی‌بی می‌کند

یک نگاه دلبرش کار طبیب

بغض می‌گیرد گلویش را ولی

باز می‌گوید که یا نعم‌الحبیب

نغمه‌ای از هاتفی آید به گوش

می‌رود این کاروان و عن قریب

مرگ می‌آید به دیدار همه

از علی‌اصغر گرفته تا حبیب

دم گرفته حضرت روح‌القُدُس

می‌رود عینی به بالای صلیب

قدسیان در حیرت از امر خدا

وای این آقا شود خَدُ التَّریب؟!

این همان ماه زمینیِ خداست

شُهرتش در آسمان شَیبُ‌ الخَضیب

نام او پیچیده چون در آسمان

پر شد عرشِ کبریا از عطر سیب




موضوع: خروج از مکه به کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/14 | 03:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو