ورود به ماه محرم


سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش

با پرچمی که روی نگاهم کشیدمش

"آقا کمک کنید، خدا خیرتان دهد"

او دم گرفته بود... وَ من می شنیدمش

سیب رسیده ای جلوی باورم گذاشت

من هم بدون هیچ تعلّل خریدمش

شب آمدم به خانه و آن سیب سرخ را

تقسیم کردم و بغل سفره چیدمش

حالا درخت سیب شده، بار آمده است

آن میوه ای که قبل محرّم خریدمش

روزی هزار بار مرا شکر می کند

این کودکم که با غمتان آفریدمش

رفتم سراغ کودکم امروز مدرسه

سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو