حضرت مسلم بن عقیل(ع)


یک طرف سرمستی و غوغای عالمگیرشان

یک طرف طومار امضاهای بی تاثیرشان

کوفه شهر اشرفی و درهم و دینارهاست

اعتباری نیست بر آرا و بر تدبیرشان

این همان شهری ست که می کرد عمویم مرتضی

با سبوی آب و قدری نان و خرما سیرشان

این همان شهری ست که مردانش از روز ازل

با خیانت به علی خورده رقم تقدیرشان

تا همین دیروز من مولایشان بودم ولی...

هم دمم حالا شده سنگینی زنجیرشان

دیشب اصلاً خواب با چشمان خیسم خو نکرد

از صدای صیقل سر نیزه ها و تیرشان

حرف آخر یابن زهرا مَردم این سرزمین

جملگی با توست دل هاشان ولی...شمشیرشان...!!




✔️ موضوع : مسلم ابن عقیل،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/25 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات