دختر مسلم بن عقیل(ع)


همره قافله ی كرب و بلا

دختری بود ز مسلم به نوا

همه شب ذكری و حاجاتی داشت

صوت جانسوز و مناجاتی داشت

كای خدا چشم امیدم به در است

تا كی آخر پدرم در سفر است

كاش بابم ز سفر می آمد

زان سفر كرده خبر می آمد

آن دل افسرده در آن شدت غم

دید در بین غزالان حرم

پسر فاطمه همچون پدرش

می كشد دست یتیمی به سرش

گفت ای سوخته عالم ز غمت

بر سرم سایه ی لطف و كرمت

شده از لطف تو خون بر جگرم

من مظلومه مگر بی پدرم

فاش برگو چه خبر آمده است

پدرم را چه به سر آمده است

گفت ای دسته گل زیبایم

من از امروز تو را بابایم

دختر كوچك من خواهر توست

خواهر غم زده ام مادر توست




✔️ موضوع : دو طفلان مسلم(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/25 | 06:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic