حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


همه رفتند و تنها مانده ام من

اسیر درد و غم ها مانده ام من

علیِّ اصغر شش ماهه هم رفت

ولی از کاروان جا مانده ام من

***

گذشته کار من از صبر و طاقت

شده اندوه و داغم بی نهایت

ندارم این قَدَر طاقت، ببینم

به دست عمه زنجیر اسارت

***

اگرچه آخرین یار عمویی

ولی نزد خدا با آبرویی

دوباره حرمله می آید از راه

دوباره روضه ی تیر و گلویی




موضوع: عبدالله ابن الحسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/29 | 05:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو