عید غدیر-مدح امیرالمومنین(ع)


باز مرا سوی لبِ خُم کشید

قصه‌ی دریا به تلاطم کشید

آمد و توفان من آغاز شد

باز دری رو به دلم باز شد

ساقی افلاک! سلامٌ علیک!

ای پدر خاک! سلامٌ علیک!

وای! اگر باز جوابم دهی

شعر بخوانم، تو شرابم دهی

دست تو را عشق که بالا گرفت

دست تو نه دست خدا را گرفت

بر نکش از چهره تو کامل نقاب

تا نپرستند تو را بوتراب

روح امین پیش تو پر باز کرد

با تو محمد سخن آغاز کرد

نوح شده غرق تو ای ناخدا

کشتی او را برسان تا خدا

قطره تو را دیده و دریا شده

«خاک ضعیف از تو توانا شده»

بَه! بِه تو و تیغ بلا جوی تو

شیری و شیران همه آهوی تو

بر سر ذوق آمده پروردگار

بس که می‌آید به تو این ذوالفقار

کار هزار آیت اعظم کنی

گوشه‌ی ابرو تو اگر خم کنی

ای خط توصیف تو بی خاتمه

جلوه‌ی ظاهر شده‌ی فاطمه

اول و آخر سر یک موی تو

ظاهر و باطن تو و بانوی تو

کشتی خلقت به هدف می‌رسد

تا که به ایوان نجف می‌رسد




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/09/1 | 07:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو