دوبیتی‌هایی در غدیر


مگر اینها درِ خیبر ندیدند - رکوع و برق انگشتر ندیدند

همین دستی که مظلومانه بستند - مگر در دست پیغمبر ندیدند

 

محمد! باز کن اکنون صدف را - بده خاتم! نشان دُرّ نجف را

بخوان از پر زدن دنبال هدهد - رها کن رهروان بی هدف را

 

خُمی داریم تاکش در غدیر است - بده ساقی، چه طعمش دلپذیر است!

نمی‌نوشد اگر مُنکِر از این جام – گمانم کاهِ غفلت خورده، سیر است

 

یکی از چارده دریا تو هستی – امام اولِ دل‌ها تو هستی

«ولی» غیر از تو آری هست، اما - «امیرالمومنین» تنها تو هستی

 

نگاهی داری ای ساقی! شرابی - دلی در سینه داری آفتابی

خدا از خاک خلقم کرده، آری - شدم از روز اول بوترابی

 

«درِ میخانه را گیرم که بستند» - و پهلوی کلیدش را شکستند

فراری‌‌ها چه فکری کرده بودند - که جای فاتح خیبر نشستند

 




✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات