امام حسین(ع)-شهادت-گودال


تا اینكه نیزه ای بدنش را به خون كشید

گرگی رسید و پیرهنش را به خون كشید

از یك طرف عمامه و از یك طرف عبا

هر كس به یك طریق تنش را به خون كشید

سر نیزه های كُند، فرو رفته در تنش

اوضاع دست و پا زدنش را به خون كشید

آهسته گفت تشنه ام اما شنید شمر

با چكمه لعنتی دهنش را به خون كشید

با "نفس مطمئنّه"به حالِ عروج بود

نامرد "نفس مطمئنش "را به خون كشید

بر سینه اش نشست و سری ماند و خنجری

قبل از بریدن سرش افتاد خواهری




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic