امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-کوفه و شام


خورشید دلم از افق نیزه بر آمد

خورشید مگو، روی نی از من جگر آمد

رو راست بگو، دوش تو مهمان که بودی؟

تا صبح دلم شور زد و اشک تر آمد

من خطبه به لب بودم و طفلی به تماشا

فریاد زنان گفت که عمه! پدر آمد

این زخم جدید است به دعوای که بودی؟

یا این که به روبوسی یارم شرر آمد

بر باد مده زلف که زینب جگرش سوخت

بس کن که دگر حوصلۀ صبر سر آمد




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، كاروان اسرا در کوفه، شهادت امام حسین(ع)، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/11 | 06:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات