امام حسین(ع)-تنور خولی


امان از بی حیایی که شرور است

همان نامرد که غرق غرور است

سرِ شه را میان کیسه می بُرد

همان که جلوه ی اللهُ نور است

سر شه این چنین و پیکر او

شکسته حرمت از سمّ ستور است

پی کسب رضای یک حرامی

کند تعجیل و گوید راه دور است

به کوفه دیر آمد خولی پست

بگفتا صبح هنگام ظهور است

به خانه رفت در تاریکی و دید

که تنها جای این سر در تنور است

به خاکستر نشست آقای خوبان

قیامت را بگو وقت ظهور است

در این هنگامه باید گفت یا رب!

که خالی جای بانویی صبور است

خدا را شکر زهرا زود آمد

که مادر بهر فرزندش غیور است

بگفتا: یا بُنَی، مادر فدایت!

پس از این قلب عالم بی سرور است

***

بُنَیّ از چه لب هایت شکسته

چرا خون، روی ابرویت نشسته

نگفتی مادرت زهراست مادر؟

نگفتی آب مهر ماست مادر؟

زنم شانه دوباره گیسویت را

مرمت می نمایم ابرویت را

«بُنیَّ» سرگذشت تو غریب است

جدایی تو و زینب عجیب است

سرت این جا تنت بر روی خاک است

لبت چون قلب زینب چاک چاک است

الهی خیر از عمرش نبیند!

الهی که به خاکستر نشیند!

کسی که با سر پاکت چنین کرد

تو را این گونه خاکستر نشین کرد




موضوع: تنور خولی ملعون، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/16 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو