امام حسین(ع)-اسارت در شام


سنگین دلان شام تو را سنگ می زنند

گاهی تو را و گاه مرا سنگ می زنند

آید صدای نالۀ زهرا به گوش من

از روی بام تا که تو را سنگ می زنند

سنگم اگر زنند ندارم غمی ولی

بر این سر بریده چرا سنگ می زنند؟

گوئی به جاهلیت خود باز گشته اند

بر عترت رسول خدا سنگ می زنند

تصویر خویش را همه انکار می کنند

کینه دلند و آینه را سنگ می زنند

چون قوم ابرهه به سوی کعبه آمدند

بر قبله گاه اهل ولا سنگ می زنند

گاهی به اشک دیدۀ ما خنده می کنند

گاهی به جان خستۀ ما سنگ می زنند

جز جلوۀ خدا چه در این چهره دیده اند

آخر چرا به وجه خدا سنگ می زنند

خون گریه کن «وفائی» که این مردم حقیر

بر کودکان دیده بلا سنگ می زنند

***

با تشکر از آقای وفایی برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/09/27 | 05:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات