امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


وامی گذارم تا سحر چشم ترم را

 شاید ببینم بار دیگر مادرم را

 این کوچه می داند که من تنهاترینم

 این خانه می فهمد تمام باورم را

 ای اشک ها ای ناله ها کارم تمام است

 امشب اجل می گستراند بسترم را

باید به یاد روز عاشورا گذارم

 بر خاک ها هنگام جان دادن سرم را

 با یاد زهرا درد زهر از یاد من رفت

 بر باد داده داغ او خاکسترم را

 صفرای رنج مجتبی را وا گذارید

 قاسم شکوفا می کند باغ و برم را

 شیرین تر از جان ست این زهری که خوردم

 خاموش کرد آتشفشان حنجرم را

 ای زهر ممنون از تو بر زهرا رسیدم

 پر کن دوباره از شراره ساغرم را

 خواهر منال از غربتم، بارانی از تیر

 تشییع خواهد کرد امشب پیکرم را

***

با تشکر از آقای نیسی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/10/1 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو