امام حسین(ع)-مجلس یزید(لعنة الله علیه)


چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزید

تیر اَلم به جان پیمبر مزن یزید

این سر که نیست از زدنش بر تو واهمه

بودی مدام زینت آغوش فاطمه

باشد هنوز لعل لب او چو کَهربا

از بس کشید تشنگی این سر به کربلا

تنها همین نه از تو به این سر عتاب شد

از هر سری به این سر بی کس عذاب شد

از ضرب سنگ کینه ی این قوم پور کین

این سر بسی ز نیزه فتاده است بر زمین

این سر که آفتاب از او کرده کسب نور

خولی نهاده است به خاکستر تنور

این سر که داده بوسه بر او سید اَنام

آویختند بر درِ دروازه های شام

این سر که دیده این همه جور مُعاندین

او را رواست چوب زدن در کدام دین؟!

بنما ز کردگار، تو آزُرمی ای یزید!

از روی جدّ او بنما شرمی ای یزید!

زینب چو دید کِشت امیدش ثمر نکرد

آهش به آن ستمگرِ دل سخت اثر نکرد

آخر به طعنه گفت بزن خوب می زنی

ظالم به بوسه گاه نبی چوب می زنی




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/5 | 08:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو