امام حسین(ع)-شهادت-مصائب شام


لب های خیزرانی تو بند بند بود

از گوشه ی حجاز تو نی بهره مند بود

یک سوره درد از لب تو ریخت بر زمین

آیات سنگ خوره ی تو دردمند بود

می خواست هم جوار تو گردد، ولی نشد

پاهای تازیانه ای اش، مستمند بود

پرسید از او که اشک یتیمانه دیده ای؟

آیا جواب داد؟ بلی: نیشخند بود

آن روز جبرئیل هم از هوش رفته بود

آیات خیزرانی تو، دل پسند بود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/10/10 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو