امام حسن مجتبی(ع)-مرثیه


صبوری به پای تو سر می گذارد

 غمت داغ ها بر جگر می گذارد

کمی خواستم از غریبی بگویم

 نه؛ این بغض سنگین مگر می گذارد؟

 و من نیستم بدتر از مرد شامی

 نگاه تو در من اثر می گذارد

 کریمی که از کودکی می شناسم

 قدم روی چشم ترم می گذارد

 دلم باز با یاد غم هایت آقا

 غریبانه سر روی در می گذارد

....

 نمک ریخت یک شهر بر زخم مردی

 که دندان به روی جگر می گذارد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/10/17 | 05:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو