امام مجتبی(ع)-شهادت


شب های بی ستاره ترینت سحر نداشت

غم نوحه های سینه ی تنگت اثر نداشت

یوسف ترین غریبِ خدا! ماهِ آسمان!

از حالِ تو سراغ به جز چشمِ تر نداشت

ای حضرتِ صبور ترین! ای امام صلح!

ایوبِ صبر، طاقتِ صبر این قدر نداشت

شهرِ مدینه بعدِ علی خود گواه بود

هرگز زمانه ای ز تو مظلوم تر نداشت

رد می شدند از رویِ خاكسترِ دلت

اصلاً كسی از آتشِ قلبت خبر نداشت

گفتند واجب است حسن سرزنش شود

از اجرِ این فریضه مدینه حذر نداشت

بازم غریبه ها، به خدا دوستی نبود

در كوچه های طعنه تو را نیشتر نداشت

بر منبرِ رسولِ خدا صبِّ مرتضی

بر لب خطیب تكه كلامی دگر نداشت

یك عمر خاطراتِ دلت را ورق زدم

جز اشك و آه و غصه و خونِ جگر نداشت

از خاطراتِ آتش و از میخِ در بگیر

تا گوشواره ای كه دگر گوش بر نداشت

از سینه ای كه آینه ی سنگ خورده بود

تا گیسوئی كه رنگِ حنایش اثر نداشت

از چادری كه وصله دگر چاره اش نبود

از كوچه ای كه راهِ گریزی دگر نداشت

یك شب دو شب نه بلكه چهل سالِ آزگار

كابوسِ كوچه از سرِ تو دست بر نداشت

روزی نشد كه آینه ی دقِ تو به عمد

با تازیانه از برِ چَشمت گذر نداشت

صد پاره كرده ای جگرت را كریمِ دل 

وقتی كه درد جائی از این خوب تر نداشت




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/19 | 05:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو