خروج کاروان از مدینه

 

الا ای نغمه های ناله پرداز

محرم از همین حالا شد آغاز

مدینه دارد آهنگ جدایی

حسین فاطمه شد کربلایی

الا ای اشک های پر ز احساس

بپاشید آب پشت پای عباس

غمی از تربت پیغمبر آید

که نجوای علی اکبر آید

الهی دشمنت خواری ببیند

قد و بالای زینب را نبیند

صدای ناله ای در بین زن ها

زده شعله به روی جان و تن ها

الهی می روم با او از این جا

مبادا بی حسین آیم خدایا

وصیت های زهرا را گرفتم

شبانه راه صحرا را گرفتم

مبادا رهبرم تنها بماند

میان لشگر غم ها بماند

الهی با حسینم درد دل هاست

کمی آهسته تر مادر همین جاست

مبادا ای دوای زخم سینه

روی بی خواهر از شهر مدینه

تو باید سرو من باشی برادر

مبادا بی کفن باشی برادر

مبادا شاخه هایم بی گل یاس

جدا گردد ز تن دستان عباس

و یا بی قاسم و اکبر بمانم

عزادار غم معجر بمانم

روم با قوم نامحرم اسیری

ببینم در جوانی رنگ پیری

به نام خارجی از دین و اسلام

روم با دخترت تا کوفه و شام




موضوع: خروج کاروان از مدینه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/03/18 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.