امام علی(ع)-شهادت


دلم از شب نشینی های زلفت دیر می آید

مسیرش پیچ در پیچ است و با تأخیر می آید

غزل گل می کند در من اگر آیینه ام باشی

که طوطی در سخن از دیدن تصویر می آید

به بوی آن که جای من ز دامانت در آویزد

برون از تربت من خار دامنگیر می آید

ملول از عقل بی پیرم که سرمستی نمی داند

من و عشقی که از او کار صدها پیر می آید

به دور از نام و از ننگم، جدا از هر چه نیرنگم

مرید پیر یکرنگم که بی تزویر می آید

جنون هنگامه ای در این حوالی عشق می کارد

که از هر سو صدای شیون زنجیر می آید

سکوت تلخ نخلستان غریبی تازه می جوید

که امشب بر ملاقات علی شمشیر می آید

به هر ویرانه ای فانوس اشکی می کند روشن

که بزم با صفایی این چنین کم گیر می آید

به ذهن کوچه های کوفه گرد مرگ می پاشد

طنین گام های او که بس دلگیر می آید

خروشیدم که در این شهر آیا اهل دردی نیست؟

که دیدم کودکی با کاسه ای از شیر می آید

رسد روزی که خواب ناز بت ها را برآشوبد

که ابراهیم ما با نعره ی تکبیر، می آید




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/05/7 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات