امام زمان(عج)-مناجات عرفه


تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره

دلم هوایی می شه و بونۀ آقا می گیره

این روزایی كه دم به دم غریبی رو حس می كنم

با گریه یاد غربت عزیز نرگس می كنم

تا كه بیای تو از سفر تا كه ببینی حالمو

نذر نگاهت می كنم این اشكای زلالمو

میون طوفان غمت شكسته بال و پر من

كاشكی بیای پا بذاری به روی چشم تر من

كوچه رو صبح جمعه ها هم نفس بوی گلاب

با مژه جارو می زنیم با اشكامون می پاشیم آب

كاشكی بیای و سوغاتی برام بیاری بوی سیب

یا كه یه مهر و تسبیح از تربت ارباب غریب

كاشكی بیای برامون از تشنگی و آب بخونی

بیای رو منبر بشینی روضۀ ارباب بخونی

مسلمیه دم بگیری با گریه و شور و نوا

بیای و با هم بخونیم "حسین من كوفه نیا"

كوفه نیا كه اینجاها قحطی آبه به خدا

حرمله چشم انتظار طفل ربابه به خدا

اینجا تموم مردمش تشنۀ خون لاله اند

با كعب نی منتظر رقیۀ سه ساله اند

همه با فكر انتقام روز می كنن شباشونو

نعلای تازه می زنن تموم مركباشونو

رو خاك گرم كربلا سه روز می مونه پیكرت

خورشید نیزه ها می شه اینجا سر مطهرت




موضوع: روز عرفه،  مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/07/23 | 05:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو