حضرت عباس(ع)-شهادت


دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن

گرچه بی تاب شدی خوب علمداری کن

مشک! نومید مشو، تا به حرم راهی نیست

تو در این معرکه ی درد مرا یاری کن

تیر! در چشم برو، لیک سوی مشک میا

به هوای سر زلفش تو هواداری کن

تیر بر مشک نه، بر این جگر تشنه نشست

عشق! ساکت منشین با دل من زاری کن

چشم! دیدی علم و مشک به خاک افتادند

قطره ی اشک تو در غربت من جاری کن

بانوی تشنه لبان! دست روی سینه مَنِه

لااقل بهر من سوخته دل کاری کن

آب را تا به در خیمۀ اصغر برسان

بعد آن بر من بی دست عزاداری کن




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/7 | 05:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic