حضرت عباس(ع)-شهادت


وقتی عطش مشام حرم را دچار کرد

آثار زخم را به جگر آشکار کرد

شیری گرفت در کف خود جان مشک را

اسبی دوید و صاحب خود را سوار کرد

آن قدر نافذ است نگاهش که با نگاه

هر کس که در مقابلش آمد شکار کرد

فریاد می کشید یکی در میان جمع

از دست چشم های تو باید فرار کرد

با نعره ی تو لرزه به جان ستم نشست

باید به این دلاوریت افتخار کرد

ناباورانه از سر بازو بریده شد

دستی که نهر علقمه را بی قرار کرد

پشتم شکست و ماه دچار خسوف شد

طوفان گرفت و روز مرا شام تار کرد

ای ماه من امید به خیمه رسیدنت

یک دشت را به راه تو چشم انتظار کرد

وقتی گرفت داغ تو جان رقیه را

دیگر نپرس با دل زینب چه کار کرد

در دست ها به جای النگو طناب شد

از گوش ها نصیب عدو گوشوار کرد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو