حضرت عباس(ع)-شهادت


دست تو را دوباره به چشمان تر زنم

شاید که مرهمی شود و بر جگر زنم

پلکی که خون گرفته به سختی تکان بده

شاید نمیرم و نفسی بیشتر زنم

باید هزار بوسه بگیرم که بوسه ای

بر زخم های دشنه و تیغ و تبر زنم

مشکت کجاست تا که بگویم رباب را

آبی نمانده بر لب خشک پسر زنم

هر چند بر غم من و تو خنده می کنند

بگذار دست بی کسیم بر کمر زنم

دستت به روی خاک و همه دست می زنند

در این میان منم که دو دستی به سر زنم




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 11:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic