حضرت عباس(ع)-شهادت


تیغ از كمین دو دستِ تنم را گرفت و بُرد

تا گاهواره پَر زدنم را گرفت و بُرد

از پشت نخل های شریعه تبر به دست

گل برگ‌های یاسمنم را گرفت و بُرد

یك دشت نیزه حُرمتِ سی سال منصبِ

ساقیِ تشنه‌ها شدنم را گرفت و بُرد

یك لشكرِ حسود و هزاران هزار تیر

امیدِ آب داشتنم را گرفت و بُرد

تیری تمامِ آرزویم ریخت رویِ خاك

مشكی كه بود در دهنم را گرفت و بُرد

رویی كه با سكینه شوم رو به رو نبود

چَشمانِ رو به رو شدنم را گرفت و بُرد

ضربِ عمودِ ‌آهنم انداخت بر زمین

در خاك و خون توانِ تنم را گرفت و بُرد

سویِ خودش كشید مرا هر كسی رسید

با نیزه عضوی از بدنم را گرفت و بُرد

با چكمه تیرهای تنم را شكست و ریخت

آن بی‌حیا كه پیرهنم را گرفت و بُرد

دستی كریم بر سرِ‌ زانو سرم گذاشت

با بوسه بوسه اش مَحَنم را گرفت و بُرد

تا خیمه رویِ شانه‌ی قد كمانیش

داغِ ز شرم سوختنم را گرفت و بُرد

دیدم ز نیزه وقتِ اسیری به كوچه ها

زنجیرِ دستِ سینه‌زنم را گرفت و بُرد




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 10:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic