حضرت عباس(ع)-شهادت


بر ساحلی غریب، تویی با برادرت

 در شعلۀ نگاه تو پیدا، برادرت

 چون خشم ذوالفقاری، خاموش و بی قرار

 طوفان گر گرفته ی صحرا برادرت

 ماهی و از قبیله ی خورشید اهل بیت

 یك جا تو می درخشی و یك جا برادرت

 چشمش به مشك توست جگر گوشۀ حسین

 حالا تو بی قرارتری یا برادرت؟

 وقتی كه چشم های كریمت به خون نشست

 دیگر نداشت تاب تماشا برادرت

 می كرد غرق بوسه جبین شكسته را

 بر دامنش گرفته سرت را برادرت

 اینجا حدیث تشنگی از جنس دیگری است

 اینك تو تشنه كامی و سقا، برادرت!

 هر چند آب، مرهم لب های سوخته است

 صافی تر است از آب گوارا برادرت

 چشم امید تشنه لبان تیر خورده است

 دیگر نمانده هیچ كسی با برادرت

 سرگشته پای دست و علم سینه می زند

 در خیمه گاه تو تك و تنها، برادرت

 موسا ی طورِ حیرتی و خیره مانده ای

 بر تك درخت وادی سینا، برادرت!

 حالا كه بازوان ستبرت قلم شدند

 در خاك و خون چه می كشد آیا برادرت؟

 چشم حریص غارتیان هست و خیمه ها

 افتاد اگر كنار تو از پا برادرت

 این تیغ های تشنه كه در خون نشسته اند

 پیوند می دهند تو را با برادرت...

 با قامتی شكسته هنوز ایستاده است

 بی یار و بی شكیب، شگفتا برادرت...




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو