امام حسین(ع)-دیر راهب


می رفت و زیرِ ماه دلی را پسند كرد

در كُنجِ دِیرِ، سرزده اش در كمند كرد

خوش كرده بود دل ببرد پیرمرد را

از سجده های پایِ صلیبش بلند كرد

زُنّار و روح و اِبن و اَبش را گرفت و بعد

از فیضِ نورِ فاطمی اش بهرمند كرد

ذكرِ شهادتینِ لبِ زخمی اش چشید

گوئی دهانِ خویش پُر از حَبّه قند كرد

می برد رشكِ تازه مسلمانیش، مسیح

آن شب سری بریده رهایش ز بند كرد

چه عزّتی برای حسین انتخاب شد

كاهی كه داده بود، به كوهی حساب شد

ای ماهِ خون گرفته كه از در درآمدی

ای عرشِ نِی به دامن من با سر آمدی

من مِثلی ای عزیزِ خدا وقتِ دیدنم

بر بالِ اشك، مادرِ نیلوفر آمدی

بر مَقدمِ تو مژدهی طوبی لَكُم رسید

شَیب الخضیب گشته ترین، دلبر آمدی

بر چهرهی تو این همه ابرو چه می كند؟

از زیرِ پایِ غارتِ لشكر در آمدی؟

عیسی برای غربتِ تو لطمه می زند

آه ای گلو بریده كه یحیی تر آمدی

این گیسوانِ سوخته نه، درخورِ تو نیست

می شویمت كه از دلِ خاكستر آمدی

اعجازِ خشكیِ لبِ روحانی توام

از این به بعد مستِ مسلمانی توام




موضوع: دیـر راهب نصرانی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/09/12 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.