حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


ابری گریست بر سر شهر و نماند و رفت

از شعرهای چشم سپیدش نخواند و رفت

هجده بهار آمد و روی دل زمین

یک هاله از حریر بهشتی کشاند و رفت

او حسرتی به وسعت دریای چشم خود

بر چشم های تشنه ی ساحل نشاند و رفت

بالی شکسته داشت... ولی با امید گفت

«عجّل وفات» و بال خودش را تکاند و رفت

او مزه ی غریب غروبی شکسته را

زیر زبان زخم افق ها چشاند و رفت

بعد از وداع آرزویش در دل شبی

پشت سرش زمین و زمان را دواند و رفت

آن شب دلش برای عزیزش گرفته بود

آن شب برای چشم سحر روضه خواند و رفت




✔️ موضوع : بعد از شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/14 | 12:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات