امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


کوفه ، مدینه بود مگر ؟ التهاب داشت

محراب ، کوچه بود مگر ؟ اضطراب داشت

تیغ عدو کجا و سَرِ سِرِّ عدل و داد !

دشمن دوباره بر سر نیزه کتاب داشت

این فتنه ها ز گور خوارج بلند شد

دینی که بی علی است ، اساسی خراب داشت

بار دگر ز پشت به نامردی اش زدند

غربت به نام نامی او انتساب داشت

در سر ، هوای ماندن در کوفه را نداشت

او که دلی به یاد مدینه کباب داشت

تنهاترین غریب ، هوایی یار بود

با یاد فاطمه ، نه خوراک و نه خواب داشت

قلبش به یاد فاطمه می زد ، که مرگ خواست

آن شب علی لبی به دعا مستجاب داشت

دیگر حساب روز و شب از دست داده بود

در تنگنای سینه ، غمی بی حساب داشت

موی سپید او که ز رویی کبود بود

از خون سرخ سر ز چه قصد خضاب داشت

جان در تنش چه شد که چنین بیقرار بود ؟

مثل مسافری که به رفتن شتاب داشت

میلی به شیر و نان و رطب هم نداشت او

تنها نمک که زخم دلش التهاب داشت

از سهم شیر خویش به قاتل دهد که او

روحی پر عاطفه به زلالی آب داشت

زینب ز نیشخنده ی قاتل تمام عمر

روحی اسیر پنجه ی رنج و عذاب داشت




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 03:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو