امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ماه جمال قبله ی ایمان به خون نشست

شمس رخ حقیقت عرفان به خون نشست

دیو تباهی آمد و یک سجده را شکست

آئینه ی کرامت انسان به خون نشست

بر سینه ی نماز گذاران نشسته داغ

روح نماز و کعبه ی ایمان به خون نشست

حور و ملک ، فرشته و جن ، نوحه گر شدند

دریا و کوه و دشت و بیابان به خون نشست

توحید جوی دهر ، یدالله بت شکن

از مکر و کینه توزی شیطان به خون نشست

کعبه بیا ، زیارت مولود خود نما

کن سجده ای، که جلوه ی یزدان به خون نشست

صبح وصال او چو دمید آسمان سرخ

گفتا : سحرگه شب هجران به خون نشست

رخساره اش چو ماه شفق گونه ای شده

مهتاب پیر گوشه ی ویران به خون نشست

با سائلان غمزده ، این  ماجرا بگو

مرد غریب صاحب همیان به خون نشست

شیر آورید و شیر خدا را دعا کنید

آن مهربان جمع یتیمان به خون نشست

می خواست روی پای خودش ره رود ، نشد

پیش نگاه زینب گریان به خون نشست

کوفه ، مدینه گشته و محراب ، کوچه اش

یاس کبود بین گلستان به خون نشست

روزی که حرمتش به مدینه شکسته شد

خورد او زمین و دید که قرآن به خون نشست

با خاطرات چادر خاکی همسرش

تنها ترین مسافر دوران به خون نشست




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/04/25 | 03:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو