امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


افتاده بین بستری آتش گرفته

با آتش غم حیدری آتش گرفته

بعد از علی دانست تنها چاه كوفه

راز قدیمی پری آتش گرفته

باور نمی كردند مردم تا به امشب

افتادن نام آوری آتش گرفته

زینب كنار بستر او هل كرده

افتاده یاد مادری آتش گرفته

دیدند در چشمان حیدر حلقه می زد

اشك وصال همسری آتش گرفته

پایان قصه می رسد با فرق خونی

ساقی كنار كوثری آتش گرفته

مرهم ندارد زخم او ، جز چادری كه

خاكی شده پشت دری آتش گرفته

راز مگویش با حسین ، عباس ، زینب

حاكی شد از برگ و بری آتش گرفته

راز مگویی كه در آن یك خیمه بود و

در بین خیمه خواهری آتش گرفته

ای ابرهای كربلا باران ببارید

روی زمین موی سری آتش گرفته

كار از هجوم آتش و دامن گذشته

انگار پای دختری آتش گرفته

با جیغ یك كودك سریعا عمه فهمید

در پشت خیمه معجری آتش گرفته

هی بوسه بر میداشت لبهای كبودی

از پاره های هنجری آتش گرفته




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/04/26 | 07:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو