حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1395/11/28

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


اصلا حسین جنس تنش فرق میکند

ارباب بی کفن  کفنش فرق میکند

بوسیدنی است قاری قرآن لبش ولی

ارباب ما لب و دهنش فرق میکند

زینب علم به دوش و ابالفضل غرق خون

اردوی عشق  مرد و زنش فرق میکند

حر و حبیب و عابس بی دل، زهیر و جون

اصحاب عشق پنج تنش فرق میکند

در زیر قبه هیچ نمازی شکسته نیست

مهمان کربلا وطنش فرق میکند

با عمه گفت دخترک زجر دیده ای

این زجر سنگدل زدنش فرق میکند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
شنبه 1395/11/23

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


پای دعایم با گنه زنجیر گشته

«آقا بیا» هایم چه بی‌تاثیر گشته

من خواب دیدم ماه پشت ابر مانده

خوابم به هجر روی تو تعبیر گشته

هر جمعه که خورشید در حال غروب است

در چشم من غمگین‌ترین تصویر گشته

لیلای من کم کم تو را افسانه خوانند

مجنون به راه عشق تو تحقیر گشته

آقا بیا تا عشق رنگ و بو بگیرد

دنیا بدون روی تو دلگیر گشته

از نوجوانی انتظارت را کشیدم

حالا دگر چشم انتظارت پیر گشته

ترسم که من هم با غم هجرت بمیرم

از بس که در امر فرج تاخیر گشته

امروز دنیا در پی موعود باشد

شکر خدا عشق تو عالم‌گیر گشته

باید بیایی تا بگیری انتقامِ

آن سوره‌ای که با لگد تفسیر گشته

آقا الهی بشکند دست کسی که

در کوچه‌ها با مادرت درگیر گشته



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
جمعه 1395/11/22

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ای روزگار چند صباحی به کام باش

 بر زخم ما به جای نمک التیام باش

جمعیتی رسید ز دارالنّفاق شهر

 روح الامین مراقب دارالسّلام باش

فریاد بی طهارت نامحترم خموش

 پشت در است طاهره با احترام باش

این هیزم از کدام جهنم رسیده است

 ای در مسوز مثل دلم، با دوام باش

اینجا "خلیله" در وسط شعله مانده است

 یا نار بهر فاطمه "برداً سلام" باش

ای آهنی که کوره ی هیزم چشیده ای 

 دور از محل بوسه ی خیرالانام باش

حالا که داستان فدک ناتمام ماند

ای شعر پس تو هم غزلی ناتمام باش



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
جمعه 1395/11/22

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


تا زنده ام برای شما گریه میکنم

در ماتم و عزای شما گریه میکنم

سرشار از تنفس امید میشوم

وقتی که در هوای شما گریه میکنم

هر فاطمیه محرم اشک و غم علی

از داغ روضه های شما گریه میکنم

یاد جوانی ات که به تاراج شعله رفت

آتش گرفته پای شما گریه میکنم

با اسم کوچه موی سرم میشود سفید

هم درد مجتبای شما گریه میکنم

با واژه های سیلی و دیوار و در مدام

لطمه زنان برای شما گریه میکنم

هر بار با شنیدن "فضه خذینی" ات

از صبر مرتضای شما گریه میکنم

یاد قنوت نافله های نشسته ات

از سوز ربنای شما گریه میکنم



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


می نشینم وسط روضه ی روح افزایت

تا کمی یاد کنم از محن عظمایت

اولین آرزویم هست بمیرم زیر

پرچم مشکی یا فاطمة الزهرایت

می رود فکر بهشت از سر آن عاشق که

گریه ها کرده و دارد به سرش سودایت

تو همان دختر پیغمبر رحمت هستی

که به نفرین کسی وا نشده لب هایت

مهر تو فیض عظیمی است که روی منبر

سال ها کرد سفارش به همه بابایت

اهل یثرب همه دیدند که هر روز سه بار

بر علی نورفشانی بکند سیمایت

بارها دید علی حال تو را بین نماز

بارها دید ورم کرده سراسر پایت

حاضری جان بدهی زیر لگدها اما

دست بسته، سوی مسجد نرود مولایت

بعد تو، هم سخن چاه شود در دل شب

شوهر خسته دل غم زده و تنهایت



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

امام زمان(عج)-مناجات


دست ما نیست اگر دست به دامان توییم

فاطمه خواسته که... بی سر و سامان توییم

تا ببینیم کمی از وجنات نبوی...

تشنه ی دیدن رخسار درخشان توییم

به نگاهی،" به دعایی دل ما را دریاب!"

که اسیر کرم و شیوه ی احسان توییم

مادر تو اگر امروز مدد فرماید...

تا ابد ماه علی! بر سر پیمان توییم

از دم شعله ورت محفل ما شور گرفت

همگی سینه زن ذکر حسن جان توییم

ما شبیه دل زهرای شهیده هرشب...

بی قرار و نگرانِ دل سوزان توییم

زخم شد چشم ترت گریه نکن... میمیریم

دیده گریان غم دیده ی گریان توییم

هرشب جمعه برو کرببلا با مادر

یاد کن از فقرایت پسر پیغمبر



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1395/11/22

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


سخت است پیش چشم تو مادر بیفتد

مادر بیفتد ، سوره ی کوثر بیفتد

لنگ است کار خانه وقتی که نود روز

خانومِ خانه گوشه ی بستر بیفتد

از هُرم آتش هم اگر پلکی بسوزد

سخت است اشک از چشم های تر بیفتد

شیر خدا باشی و بند غم به دستت

شرمنده خواهی شد اگر همسر بیفتد

اصلا تصوّر کن خودت را جایِ مولا

پیشّ نگاهت یاسِ پیغمبر بیفتد

یا نه تصوّر کن خودت را جایِ بی بی

روی زمین افتاده باشی، ... دَر بیفتد

پائین گرفته صورتش را که مبادا

چشمش به چشمانِ تَرِ حیدر بیفتد

**

دختر به مادر می رود، پس این طبیعی است

یک روز هم در کوچه ای دختر بیفتد



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای مقام تو فراتر ز همه باورها

مادر اهل یقین سایه ی بالاسرها

همه مدیون تو هستند الهی مادر

سایه ات کم نشود از سر این نوکرها

هر کسی واژۀ یا فاطمه را یاد گرفت

نشود تا به ابد بسته به رویش درها

ریشه در حرمت بسیار تو دارد بانو

احترامی که گرفتند همه مادرها

برِکت داد به نسل تو خدای عالم

تا شود کور دو چشم همه ی ابترها

قبله ی ام بنینی و رباب و زینب

الگوی قاسم و عباس و علی اکبرها

خاک پای حسنینت همه صاحب نفسان

به تو دارند ارادت همه پیغمبرها

من ازین سوختنت پای علی فهمیدم

فاطمه هست فقط یاور بی یاورها

پشت در یک تنه تو محشر کبری کردی

محسنت شد سپرت جای همه لشکرها

آتش لات و هبل بال و پرت را سوزاند

آب شد تا به ابد قلب علی محورها

نا خود آگاه شود نالۀ ما وا اماه

تا که مسمار ببینیم به روی درها

حرف مسمار شد و باز نفس بند آمد

باز هم لرزه نشسته به همه پیکرها

آنکه از مادر این قوم خجالت نکشید

الگوی شمر شده و خولی و خیره سرها

روضۀ چادر خاکی تو را زینب خواند

کربلا ، نیمۀ شب غارت آن معجرها



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح-بصیرت-هجوم به بیت ولایت


داده ست نام فاطمه ، داور به زهرا

داده لقب صدیقه ى اطهر به زهرا

جنت همان توصیف اجمالى زهراست

جنت به کوثر وصف شد کوثر به زهرا

ام ابیهایی اش ام الانبیایى ست

باید بگویند انبیا مادر به زهرا

او سربلند امتحان هاى خدا بود

اینگونه شد بخشید تاج سر به زهرا

صبرش زبانزد بود حتى قبل خلقت

صبرى که داده جلوه اى دیگر به زهرا

به رشته هاى چادرش امید دارند

آنانکه محتاجند در محشر به زهرا

ماندم بگویم رفته زهرا به پیمبر

یا که بگویم رفته پیغمبر به زهرا؟!

در سیر معراجى خود در آخر راه

زهرا به حیدر میرسد حیدر به زهرا

خدمت به مولا هم همان خدمت به زهراست

در اصل خدمت میکند قنبر به زهرا

یعنى همه محتاج زهراى بتولیم

وقتى توسل میکند رهبر به زهرا

زهرا براى ما همیشه مادرى کرد

خیلى بدهکار است این کشور به زهرا

تا فیض از دامان معراجش بچیند

سر میزند هر صبح پیغمبر به زهرا

وقتى پیمبر بود در شهر مدینه

عرض ادب میکرد حتى در ، به زهرا

تازه رسول الله را از دست داده

اما چو کوهى روى پایش ایستاده 

زهرا ستاره ، ماه ، زهرا آفتاب است

یک مصطفاى دیگرى زیر نقاب است

جبریل نازل میشود با وحى بر او

او نیست پیغمبر ولى صاحب کتاب است

مهریه اش آب است آب زندگانى

دنیاى لب تشنه فقط دنبال آب است

زهرا حکیمانه ست جنس اعتراضش

زهراى مرضیه سوالش هم جواب است

زهرا به ما آموخته پاى ولایت

از آبروى خود گذشتیم آن حساب است

چه آبرویى!!! گر به کار دین نیاید؟!

این آبروها بیشتر نوعى حجاب است

خانه به خانه در زدم پاسخ ندادند

بیگانه بیدار است اما دوست خواب است

در راه قرآن کندرو بودن چه حاصل

به نص قرآن راه قرآن با شتاب است

نه حرف من ، نه حرف تو ، نه حرف مردم

در دین ما حرف "على" فصل الخطاب است

تضعیف حزب الله جائز نیست , زیرا

هر جا که حزب الله باشد فتح باب است

در سینه اطفال ما عکس خمینى ست

این رویش نسل جدید انقلاب است

ایران ، یمن ، لبنان، فلسطین... در همه جا

پرچم به دست بچه هاى بوتراب است

ما را دعا کن باز با دست شکسته

ما را دعا کن که دعایت مستجاب است

هر که در این خیمه نشسته کار دارد

با مادر پهلو شکسته کار دارد

باید طریقت  هم ابوذر وار باشد

هم بینش مقداد یک مقدار باشد

ما این طرف یا آن طرف در دین نداریم

باید فقط "معیارِ حق" معیار باشد

باید به روى ماذنه حق را بیان کرد

باید بلال شهر هم عمار باشد

فرقى ندارد نخل یا منبر، على دوست

باید زبان میثم تمار باشد

دم میزند هر لحظه از حق و حقیقت

حتى اگر منصور روى دار باشد

انصار بودن یا نبودن اسم و رسم است

آنکس ز انصار است که بیدار باشد

دنیاطلب دین را به دنیا میفروشد

اى واى اگر دیندار دنیادار باشد

گنجش به فردى میرسد رنجش به جمعى

هر وقت اشرافى گرى در کار باشد

دیگر نمیخوابد گرسنه طفل مردم

گر سلک ما " الجار ثم الدار " باشد

از حرف حق خسته نخواهد گشت زهرا

حتى اگر بین در و دیوار باشد

کتمان نخواهد کرد حق مرتضى را

هر چند بین سینه اش مسمار باشد

مردم ! همیشه گل گل است و خار خار است

گیرم دوروزى گل کنار خار باشد

این قافله ترسى ز گمراهى ندارد

وقتى ولایت قافله سالار باشد

مرد و زن ما یک به یک سردار جنگند

دشمن غلط کرده پى سردار باشد

از یاوه گویى هاى دشمن بیم !! هرگز

وقتى شهادت هست پس تسلیم!! هرگز 

مردى یگانه بود و بانویى یگانه

آهسته میرفتند از خانه شبانه

همراه هم بودند مثل دو غریبه

پهلو به پهلو ، پا به پا ، شانه به شانه

سر میزدند انصار را کوچه به کوچه

در میزدند انصار را خانه به خانه

مظلومشان دیدند، در را وا نکردند

واى از زمانه ،واى از دست زمانه

چهل شب تمام شهر را گشتند با هم

اما بدون یار برگشتند خانه

وقتى عزادار رسول الله بودند

از درب خانه میکشید آتش زبانه

آتش زدند این لانه را حتى نگفتند

این مرغ چندین جوجه دارد بین لانه

در باز شد وقتى که زهرا پشت در بود

دخت نبى افتاد بین آستانه

دستى ورم کرده ست و دستى هم شکسته

هم با غلاف تیغ... هم با تازیانه....

حتى نگاهى هم به پهلویش نینداخت

محو على بود عاشقانه ، عارفانه

دامان در میسوخت ، اما داشت میسوخت...

...در کربلا دامان چندین نازدانه

افتاد یک دانه از آن دو گوشواره

در کربلا افتاد اما دانه دانه

شب هاى جمعه فاطمه بالاى گودال

با ناله ، آنهم ناله هاى مادرانه...

...گوید حسینم کشته شد اى داد بیداد

نور دو عینم کشته شد اى داد بیداد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح


دریایی و دل دادی یک روز به دریایی

این شد که پدید آمد از عشق تو دنیایی

هم سرّ خدایی تو، هم باغ حیایی تو

هم نور دل ساقی، هم مادر سقایی

شیدای شکوه تو تنها دل حیدر نیست

عالم همه مجنونند وقتی که تو لیلایی

از نور تو یا کوثر! ـ تا کور شود ابترـ

دارد دل پیغمبر چه ام ابیهایی!

مرضیه و راضیه، ریحانه و حانیه

منصوره و مستوره، به به! که چه اسمایی

هم دختر طاهایی هم همسر مولایی

قدر تو ولی این نیست، اینست که زهرایی

گفتند که پنهانی، اما به خدا دیدم

هر لحظه که درماندم، آن لحظه همان جایی

در خواندن تو سوزی است، با ما تو بخوان مادر!

"ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی"



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح


هر کوچه ی ما پیام زهرا دارد

راهی به فراز بام زهرا دارد

برطاق فلگ نشیند از قدر و شرف

هر منطقه یی که نام زهرا دارد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


علی بهانه شد و ضربه خورد بازویت

دری شکست در آن دم، فتاد بر رویت

شرار آتش ظلم زمان زبانه کشید

رسید آتش نمرودیان به گیسویت

جراحتی است به روی پرت از آن ایام

نشانه ای ز ملاقات میخ و پهلویت

"هوا ز جور مخاف چو قیرگون گردید"

نشست سایه ی دستی سیاه بر رویت

سه ماه روی گرفتی درون خانه ی خود

ندید دیده ی مولا جمال دلجویت ...



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


هر زمان سختی هر مرحله بی حد می شد

فاطمه مادر دلسوز محمد می شد

گاه با تیغ زبان یک تنه حیدر بود و

گاه در خواندن خطبه خود احمد می شد

برساند به نبی، یا به علی، یا زهرا؟

حامل وحی در این بیت مردد می شد

چه یتیم و چه اسیر و چه فقیر و مسکین

بهره مند از کرمش هر که می آمد می شد

چادر فاطمه از گبر مسلمان می ساخت

لاابالی درِ این خانه مقید می شد

پشت این در ملک الموت سه بار اذن گرفت

آتش و دود به اذن چه کسی رد می شد؟

چه گذشته است مگر در پس این در؟ که علی -

حرف در می شد اگر، حال دلش بد می شد

پاره ی جان نبی داشت به همراه پسر

روزی از کوچه ی شهر پدرش رد می شد

ناگهان شیشه ی عمر پسر افتاد و شکست

وسط کوچه همان شد که نباید می شد

مانده ام! دشمنش آخر چه گره داشت مگر؟

وا نمی شد اگر اینگونه نمی زد؟... می شد!

کاش می آمد و با کندن بنیان ستم

بانی ساختن مرقد و گنبد می شد



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


وقتی مرا در روضه دعوت میکند زهرا

یعنی کریمانه کرامت میکند زهرا

بیش از پدر ، مادر محبت میکند زهرا

از نان شب خرج رعیت میکند زهرا

 

تفسیر ناب آیه های هل اتی یعنی...

لطف بدون منت و بی انتها یعنی...

پیراهنش در دست خالی گدا یعنی ...

شام زفافش هم عنایت میکند زهرا

 

غم می زداید از دل سائل به یک لبخند

با دست و دل بازی گدا را میکند خرسند

یک روز نان سفره و یک روز گردن بند

همواره لطف بی نهایت میکند زهرا

 

هرکس مقیم خانه اش شد اهل ایمان شد

مقداد شد میثم شد و عمار و سلمان شد

از برکتش حتی یهودی هم مسلمان شد

چادر نمازش هم هدایت میکند زهرا

 

زهرا تر از زهرا ندارد عالم ایجاد

 آیات قرآن از مقاماتش خبر میداد

جانم به این عفت که نزد کور مادرزاد

حجب و حجابش را رعایت میکند زهرا

 

توحید دارد میچکد از سقف ایوانش

اعجاز بیرون میزند از مطبخ نانش

زهرا که جای خود بگویم از کنیزانش ...

فضه ش پیمبر گونه صحبت میکند زهرا

 

چیزی نمیخواهد در این دنیا برای خود

فیضی دهد همسایه را با ربنای خود

پهلویش آزرده ست اما با خدای خود

هرشب سر سجاده خلوت میکند زهرا

 

یک عمر در کنج دلش یاد علی دارد

تصمیم بر یاری و امداد علی دارد

لحظه به لحظه بر لبش ناد علی دارد

با ذکر مولایش عبادت میکند زهرا

 

با اینکه خلقت را برای او بنا کردند

از عالم هستی حسابش را جدا کردند

هر سیزده معصوم بر او اقتدا کردند

پس بر امامان هم امامت میکند زهرا

 

از خون که رنگین شد زمین دیگر زمان فهمید

از شور و شوق فاطمیون بی گمان فهمید

از حلقه ی دار "نمر" ها میتوان فهمید

دارد که بر دلها حکومت میکند زهرا

 

دنیا اسیر عشق پاکش بیشتر ایران

محبوب زهرا میشود از هر نظر ایران

دیروز در شهر نبی امروز در ایران

سید علی ها را حمایت میکند زهرا

 

یا قهر و آتش یا دگر تسلیم یعنی چه ؟

در پای طاغوت زمان تعظیم یعنی چه؟

در ریسمان ذلت و تحریم یعنی چه ؟

تفسیر صبر و استقامت میکند زهرا

 

از هرم آتش صورت پروانه میسوزد

در پیش چشم کودکان کاشانه میسوزد

چون شمع ذره ذره مرد خانه میسوزد

اما صبوری در مصیبت میکند زهرا

 

وقتی که دل را میدهد در دست دلبر هم...

در پای عهدش میگذارد تا ابد سر هم...

با صاحب و مولای خود یکبار دیگر هم...

بین در و دیوار بیعت میکند زهرا

 

پا را که داخل میگذارد از در مسجد

از ترس میلرزد به خود سرتاسر مسجد

محو کلام آتشین اش منبر مسجد

با خطبه ای غرا قیامت میکند زهرا

 

بوی شهادت میرسد از لحن سوگندش

"لبیک یا حیدر" نوشته روی سربندش

جان علی را میخرد با جان فرزندش

از هستی اش خرج ولایت میکند زهرا

 

با صورت نیلی و با چشمان کم سویش

با سینه ی آزرده و با زخم بازویش

با لاله های بسترش با درد پهلویش

از غربت مولا روایت میکند زهرا

 

هرشب سراغ از مهبط مسمار میگیرد

از پا می افتد , پهلویش هر بار میگیرد

وقتی کمک از شانه ی دیوار میگیرد

یعنی که به سختی حرکت میکند زهرا

 

از تندی شلاق بی احساس بی دین نه

از بی حیایی غلاف تیغ بدبین نه

از چشم شور و پای شوم و دست سنگین نه

از درد تنهایی شکایت میکند زهرا

 

اشک مرا پای شب مهتاب بگذارید

تابوت را در گوشه ی سرداب بگذارید

نزد حسینم نیمه شبها آب بگذارید

این روزها دارد وصیت میکند زهرا

 

همچون پرستویی که بالش گشته آزرده

مانند سرو سیلی از باد خزان خورده

مثل گلی پرپر شبیه یاس پژمرده

در عرش بابا را زیارت میکند زهرا

 

 فردای محشر باز محشر میشود قطعا

مادر می آید دیدنی تر میشود قطعا

با لطف او یک طور دیگر میشود قطعا

از ما گنهکاران شفاعت میکند زهرا

 

خسران زده در کوله بارش در ندارد که

در روز رستاخیز دست پُر ندارد که

هرچه بگوید فاطمه رد خور ندارد که

نزد خدا از ما ضمانت میکند زهرا

 

 هم سینه زن هم گریه کن هم روضه خوانش را

هم چای ریز بی ریا و بی نشانش را

تا دوستان دوستان دوستانش را

با دست خود راهی جنت میکند زهرا



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-شهادت-تمثیل مجازات ابولهب


نقل زَمَخشَری ست كه روزی ابولهب

یك سنگریزه جانب احمد روانه كرد

ریگی - به طول و عرض نخود- در كَفَش گرفت

از روی كین، نبی خدا را نشانه كرد

تبّت یدا أبی لهب از آسمان رسید

فوراً لهیب خشم الهی زبانه كرد

فرمود: هر دو دست وی از تن بریده باد

نفرین بر آنكه این عمل ظالمانه كرد

یك دست او فقط به كمین نبی نشست

خشم خدا به دست دگر هم كمانه كرد

با این حساب، كیفر اهل سقیفه چیست؟؟

حق كسی كه حمله بر این آستانه كرد؟

قرآن اگر هنوز می آمد چه می نوشت؟

در وصف آنكه خون به دل " اهل خانه" كرد

با مصطفى نكرد در آنجا ابولهب

با فاطمه هرآنچه كه اهل زمانه كرد

دشمن ، تقاص لات و هبل را ازو گرفت

كار علی و باغ فدك را بهانه كرد

با هر دو دست، بست و شكست و كشید و كشت

جان بتول را هدف تازیانه كرد

. "آتش به آشیانه ی مرغی نمی زنند"

نفرین بر آن كه شعله در این آشیانه كرد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-شهادت


هر چه بود از در و دیوار خودم فهمیدم

حاجتی نیست به انکار خودم فهمیدم

راز حبس نَفَس و علت جوشیدن خون

از فرورفتن مسمار خودم فهمیدم

این که یک حادثه رخ داده در آن کوچۀ تنگ

از نهان کردن رخسار خودم فهمیدم

همه گویند دگر رفتنی است این بیمار

به قیامت شده دیدار خودم فهمیدم

این که دیگر نزنی شانه به موی زینب

از قنوتت به شب تار خودم فهمیدم

از چه لبخند به تابوت زدی بعد سه ماه؟

حاجتی نیست به گفتار خودم فهمیدم



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


صاحب نفسان خاک در حضرت زهرا

محتاج دعای سحر حضرت زهرا

چون فضه و اسما همه شب گرم طواف است

جبریل امین دور سر حضرت زهرا

من معتقدم شعبه ای از عرش الهی است

آنجا که بیفتد نظر حضرت زهرا

ای کاش که باشیم فقط یک شب جمعه

در کرببلا همسفر حضرت زهرا

دارد به دلش هول و ولا ضد ولایت

تا چادر خاکی است سر حضرت زهرا

در پیش دو چشمان علی و حسنینش

خون کرد مغیره جگر حضرت زهرا

هستند چهل بی سر و پا متهمانِ

آتش زدن بال و پر حضرت زهرا

غم بیشتر از این ؟ که علی خانه نشین شد

تا شد ، ز خجالت کمر حضرت زهرا



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-شب شهادت


دنیاست که بیت الحزن فاطمه است

چون آینه غرق محن فاطمه است

گر شیعه به سختی نفس از سینه کشد

امشب شب پرپر شدن فاطمه است



موضوع : شب شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-بعد از فراق پدر


حالا که رفتی خنده بر لب جا ندارد

این اشک ها راهی به جز دریا ندارد

دیگر مدینه جای ماندن نیست بابا

این شهر بی تو حرمت ما را ندارد

گفتند یا شب گریه کن یا روز ... اما

دل که بگیرد روز و شب معنا ندارد

من خواستم حق ولایت را بگیرم

ورنه که یک قطعه زمین دعوا ندارد

وقتی سلام مرتضایت بی جواب است

این درد غربت گریه دارد یا ندارد؟

من آرزو دارم بیایم پیشت اما

می ترسم از روزی که "او" زهرا  ندارد



موضوع : ناله در فراق پیامبر(ص)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


إنّما یُرید حضرت حق

نازِ چشمِ نجیب را بخرَد

هرچه رِجس و بدی است در دنیا

از تو و خانواده ات ببرَد

 

ای که در وهم ها نمی‌گنجی

از تو حالات دنیوی دور است

مانده ام با چه نام بنْویسم

نام تو نام دیگرِ نور است

 

خسته ام از نوشتنِ بی تو

ربّنا آتِنا پشیمانی

گیجِ اوصافِ تو شدم ای نور

ربّنا آتِنا پریشانی

 

ربّنا آتِنا مدیحِ تو را

روی بالِ فرشته ها خواندن

در نمازم همیشه می‌خواهم

ربّنا آتِنا غزل گفتن

 

کُلُّهم نور ... نورِ واحد را

معنیِ وحدت است درکَثرت

هرکدام از دوازده نورت

سایۀ کَثرت است در وحدت

 

أنتِ زاکیةٌ مطهّرَةٌ

بَعُدَتْ مِنکِ رِجس و الخُبَثاء

تارةً سُمِّیَتْ بِفاطمةَ

سُمِّیَتْ أنتِ تارةً زهرا

 

وَاذْکُرُوا اللهَ ذکر تسبیحت

یُطعِمونَ الطّعام یعنی تو

سُکر از نام تو پدیدار است

مستیِ با دوام یعنی تو

 

تو همانی که رزق می‌بخشی

بر یتیم و فقیر و کور و اسیر

معنی خیر در وجود تو است

آن هم از نوع خوب و خیر کثیر

 

فاطمه جان بهار ناب علی

از چه در کنج بستر افتادی

من فدای نگاه معصومت

چه شد اینگونه پرپر افتادی

 

إبکِنی شوهر غریب خودم

إبکِنی مرد فاتح خیبر

إبکِنی وَابْکِ لِلحسَین و حسن

گریه کن جان و روح پیغمبر

 

گریه کن برسلامِ بی پاسخ

گریه کن برنگاه طعن آلود

گریه کن از برای آن کوچه

گریه کن از برای آتش و دود

 

گریه کن همسرغریب خودم...

 



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
پنجشنبه 1395/11/21

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


از در نمی گویم که تقصیری ندارد

جز سوختن این چوب تقدیری ندارد

در بشکند نجار از نو می تراشد

دل بشکند انگار تعمیری ندارد

گاهی لگد آنقدر محکم می شود که

در تا شروع روضه تاخیری ندارد

قانون در، پهلوی مادر، قدّ حیدر

غیر از شکستن فعل تعبیری ندارد

جنگ است و در مرز میان خیر و شر است

اما علی اینبار شمشیری ندارد

باید کسی خود را سپر می کرد و زهرا

جز آیه ی بازوش تفسیری ندارد

دشمن اگر یاغی است پس  باید ادب کرد

دیوانه را وقتی که زنجیری ندارد

از کربلا شش ماهه ای اینجاست، دشمن

جز میخ در زهدان خود تیری ندارد

شاعر ندارد واژه ای این درد را و

این پرده را نقاش تصویری ندارد



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
چهارشنبه 1395/11/20

حضرت زهرا(س)-مناجات


تا اوج مستی ی علوی پر کشیده ایم

از بس که جام باده ی هو سر کشیده ایم

حرف از شراب و ساقی و بزم و پیاله را

از میکده به پله ی منبر کشیده ایم

"ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم "

آن را به روی صفحه ی دفتر کشیده ایم

از ذوالفقار حیدر کرار گفته ایم

فریاد یا علی مکرر کشیده ایم

وقت رجز برای حرامی و داعشی

خط و نشان خندق و خیبر کشیده ایم

اینجا که کوفه نیست علی را رها کنند

ما صف کنار مالک اشتر کشیده ایم

حتی برای آنکه غلام علی شویم

عمری دراز منت قنبر کشیده ایم

حب علی و آل علی در سرشت ماست

ازاین جهت به سمت پیمبر کشیده ایم

جای محب فاطمه آغوش مرتضی است

روزی که صف به وادی محشر کشیده ایم

گفتیم فاطمه دلمان فاطمیه شد

آهی ز داغ حضرت کوثر کشیده ایم

مانند مرتضی غم بسیار خورده ایم

هر چه کشیده ایم از آن "در" کشیده ایم

سرخی روی شیعه از آثار سیلی است

داغ از شرار پر طپش هر کشیده ایم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1395/11/20

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


گیرم آتش به جفا، در که نباید می سوخت

آشیان سوخت ، کبوتر که نباید می سوخت

آتش اینبار گلستان نشد انگار ولی

باغ و بستان پبمبر که نباید می سوخت

کینه دارند اگر مردم شهر از پدرم

وسط حادثه مادر که نباید می سوخت

آتش افتاد در این مزرعه، گندمها سوخت

همه ی حاصل حیدر که نباید می سوخت

زیر خاکستر در شعله گرفت آتش باز

خیمه ها سوخته ،معجر که نباید می سوخت

ظهر اگر سوخت برادر وسط معرکه ، عصر

چادر خاکی خواهر که نباید می سوخت

از تنور آمده بابا وسط تشت ، ولی

اینقدر هم دل دختر که نباید می سوخت

نه فقط شمع نه پروانه که در این آتش

سوخت از غصه دل هرکه نباید می سوخت



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
چهارشنبه 1395/11/20

حضرت زهرا(س)-مناجات


در این عالم اگرچه رو زدن بر دیگران عار است

گدای فاطمه بودن برایم بهترین کار است

صدایم را، دعایم را، نوای ربنایم را

همیشه گریه هایم را فقط مادر خریدار است

اگرچه بنده ای پستم، غلام فاطمه هستم

گرفته دست او دستم، مرا زهرا هوادار است

پر از غم شد سراپایم، مصیبت خوان زهرایم

برای معصیت هایم همیشه روضه کفاره است

الا یا ایها العالم، عزای بضعه ی خاتم

به قلب مرتضی مرهم به چشم منکرش خار است

کسی که فاطمه دارد، غم او خاتمه دارد

همیشه واهمه دارد کسی که بند اغیار است

شروع روضه شد با در، زمانی کوچه حالا در

نود روز است یک مادر میان خانه بیمار است

شده چون یاسِ پژمرده، مسیر سنگ دل مرده

به بار شیشه اش خورده... گواهم خون و مسمار است

ادا کن حق این مطلب، برای مادر زینب

چنان ناله بزن امشب که گویا آخرین بار است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
چهارشنبه 1395/11/20

حضرت زهرا(س)-شهادت


سر می زنم به خانۀ آتش گرفته ای

پاکیزه آستانۀ آتش گرفته ای

اینجا بهشت سوختۀ حضرت خداست

عرشی ترین نشانۀ آتش گرفته ای

بعد از نماز برلب خود مشق می کنم

تسبیح عارفانۀ آتش گرفته ای

ثقلین مصطفی که امانت سپرده بود!!!

افتاد در میانۀ آتش گرفته ای

خون می چکید در دل شعله به روی خاک

از ساقۀ جوانۀ آتش گرفته ای

دیگر برای شانه زدن قوتی نداشت

از دست درد... شانۀ آتش گرفته ای

مادر! برای محفل پر شور عاشقی

سوزان ترین ترانۀ آتش گرفته ای

اشکم ز دیده می چکد و شعله ور شدم

در... روضه شبانه آتش گرفته ای

بهر رها شدن ز عذاب الیم حق

تو بهترین بهانۀ آتش گرفته ای

محبوبۀ خدائی و قدیسۀ علی

زهرای بی نشانۀ آتش گرفته ای

با یاد دست تو به دلم دست می دهد

احساس شاعرانۀ آتش گرفته ای

باید برای گریه به صحرا سفر کنی

ای وای عجب زمانۀ آتش گرفته ای

آتش گرفته ام ز تب داغ تو ببین

همپای نازدانۀ آتش گرفته ای



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1395/11/20

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


من گریه می كنم سحر انتظار را

تا كه به سینه ام برسانی قرار را

دارد بدون تو سپری میكند دلم

این جمعه های پرغم و ناسازگار را

وقتی كه با قدوم تو ما زنده می شویم

باید به پای تو بنویسم بهار را

دارم غروب جمعه به این فكر میكنم

این هفته هم گذشت ندیدم نگار را

من مطمئن شدم كه دلت را شكسته ام

وقتی شكستم آن همه قول و قرار را

من را به پایبوسی خود مفتخر كن و

من هم به چشم می كشم این افتخار را

پیراهن سیاه تنم بیرق عزاست

از من نگیر این سند  اعتبار را

ای كاش صحن حضرت زهرا پس از ظهور

روزی ببیند این  همه خدمتگذار را

امن یجیب كیست كه میخواهد اینچنین

از حق شفای مادر در احتضار را



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
چهارشنبه 1395/11/20

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


زهرا برای حضرت حق آفریده شد

پیش از وجودِ خلقِ خداوند دیده شد

سیب بهشت، آمدنش را بهانه بود

روحش به احمد از نفس حق دمیده شد

زهرا که بود؟ نور جلالیِ تحت عرش

فوق تصوّر است آنچه که از قدس چیده شد

احمد که گفت اُمِّ ابیهاست فاطمه

یعنی فضائلش چو محمّد حمیده شد

چندی گذشت تا که نسیم وصال او

سمت علیِ عالیِ اعلا وزیده شد

طوبای فاطمه که ثمر داد ناگهان

باد خزان گرفت و وجودش تکیده شد

گل بود و حیف ساقه ی او را لگد زدند

سیلی که خورد حوریه، رنگش پریده شد

وقتی هجوم برد سقیفه به خانه اش

در را شکست روی سرش، قد خمیده شد

شش ماهه داشت، میخ در او را شهید کرد

شش ماهه ای شهید برای شهیده شد

هر جا رسید روضه به محسن، بگو حسین

با تیر حرمله سر اصغر بریده شد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/11/15

حضرت زینب(س)-مدح


دختر نگو ، بگو گُهرِ مرتضی علی

زینت نگو که تاج سرِ مرتضی علی

أولادُهُم  مساویِ أکبادُهُم ، لذا

دختر نگو ، بگو جگر مرتضی علی

حق داشت افتخار کند بر تو بوتراب

ای میوهء دل و ثمرِ مرتضی علی

نوع نگاهِ او به تو ، اثبات می کند

زهراست زنده در نظرِ مرتضی علی

زهراست آسمان علی آسمان عشق

زینب ستارهء سحرِ مرتضی علی

غم از میان خانۀ مولا جواب شد

تا بوده ای تو دور و برِ مرتضی علی

ارباب با نگاه تو اُنسی عجیب داشت

آرامشِ دل پسرِ مرتضی علی

عباس آمد و قمرِ این عشیره شد

تو آسمانِ آن قمرِ مرتضی علی

کرببلا به پای شکوه تو سجده کرد

ای در وجود تو اثرِ مرتضی علی

لرزید پشت کوفه به هنگام خطبه ات

وقتی شدی تو جلوه گر مرتضی علی

شد شام و کوفه زیر و زِبَر با کلام تو

اما به شیوه و هنرِ مرتضی علی

خدشه به بارگاه تو وارد نمی شود

تا هست جان ما سپرِ مرتضی علی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
جمعه 1395/11/15

حضرت زینب(س)-ولادت-روز پرستار


خندیدن گل روی لب یار مبارک

میلاد گل حیدر کرار مبارک

یک دسته گل از عرش فرستاده خداوند

بنوشته بر آن، روز پرستار مبارک



موضوع : ولادت حضرت زینب(س)، 
جمعه 1395/11/15

حضرت زینب(س)-مدح


راه به جایی نبرد آنکه مودب نشد

آنکه ز پیمانه ی ، عشق لبالب نشد

دفتر جانش تهی ، می شود از نور رب

هر که به لوح دلش، اشک مرکب نشد

نیک سرانجام کی، می شود آنکس که در

نیمه ی شب ذکر او ، یاربُ یارب نشد

درد که پیدا نشد ، نیست خبر از طبیب

کی به مداوا رسد، جان‌ که پر از تب نشد

فیض کریمانه ی، اهل کرم  می رسد

دور می افتد هر آن، کس که مقرب نشد

عرش نشین هم که شد، فرش نشین می شود

آن که غلام در ، حضرت زینب نشد

کون و مکان مات او ، محو عبادات او

نام حسین است هر ،ذکر مناجات او

 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 


( کل صحن های حسینیه : 4 )    1   2   3   4   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء