حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


سلام صاحب الزمان، سلام بر حریم تان

به صد امید هر سحر سلام می دهیم تان 

بهار می شود دل خزان برگ ریزمان

صبا اگر بیاورد به شهر مان شمیم تان

خودت به فکر ما همیشه از قدیم  بوده ای

دلم خوش است بر همین کرامت قدیم تان 

مرا که بین ظلمت زمانه غرق گشته ام

به جبر هم شده ببر به راه مستقیم تان

همیشه همنشین این دل شکسته ام شدی

اگرچه کوچکم برای منصب ندیم تان

اگر تو را قسم دهم مرا قبول می کنی؟!

به اضطراب زینب و به مادر کریم تان... 

به جای روضه یک سؤال می کنم فقط همین

سؤال می کنم از آن مصیبت عظیم تان 

میان این همه صحابه ی نبی چرا کسی

جلو نیامد و نشد مدافع حریم تان؟!



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی-روز شهادت


باز عطر یار آمد و دنیا به کام شد

یعنی دوباره موقع عرض سلام شد

این لطف هیئت است که حتی کسی چو من

با تو میان روضه فقط همکلام شد 

شکر خدا که سایه ی الطاف مادرت

با دست تو به روی سرم مستدام شد 

باز آمدم که گریه کنم شاید اشک من

بر زخم های مادری ات التیام شد 

روضه بخوان ز غربت مولا که بعد از این

خورشید عمر فاطمه اش روی بام شد 

تازه مصیبت دل حیدر شروع شد

هرچند درد پهلوی مادر تمام شد

ای منتقم به پهلوی زخمی مادرت

دیگر بیا، بیا که زمان قیام شد 



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


دیدگانم لایق دیدار دلدارم نشد

عمر من طی شد ولی آقا خریدارم نشد

نیستم آن بنده ی خوب و به دور از معصیت

وای بر من صاحبم راضی ز کردارم نشد

بدتر اینکه من بدانم ناظرم بود و ولی

بر بدی اصرار کردم ، خوب رفتارم نشد 

رو به این و آن زدن ، غیر از ضرر چیزی نداشت

بارم افتاد و کسی گرمی بازارم نشد

کاش آقای خودم را میزدم از دل صدا

هیچ کس غیر از عزیز فاطمه یارم نشد

بین مردم عزتم داد و گناهان مرا

پیش خود مخفی نمود و فاش اسرارم نشد 

من مریضم به دوا محتاجم و جز تربتِ

کربلا مرهم به قلب زار و بیمارم نشد 

اربعین یادش بخیر ایوان طلا زانو زدم

من بدهکار آمدم آقا طلبکارم نشد

روضه ها را خواندم اما ماجرایی بدتر از

درد پهلو باعث اندوه بسیارم نشد 

یک پسر در بین کوچه ناله میزد آمدم

گوشوار مادرم از خاک بردارم نشد 



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی-روز شهادت


هر وقت دل بهانه ی یاد تو را گرفت

شادی از آن بلند شد و غصه جا گرفت 

ابریست آسمان دل بیقرار تو

بیخود نبود اگر که دوباره هوا گرفت 

گفتم شبی شبیه تو گریه کنم ولی

چشمم ز اشک خشک شد آقا صدا گرفت 

تو سوختی که سینه ام آتش گرفت و سوخت

تو روضه خوان شدی اگر این روضه پا گرفت 

امروز هم بیا و بگو وای مادرم

آخر مریض خانه ی مولا شفا گرفت

راحت شدند اهل مدینه ز رفتنش

این خانه ی علیست که دیگر عزا گرفت 

در آخرین وصیت زهرا دل علی

از روضۀ حسین و غم کربلا گرفت



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی-شام غریبان


فراق تو بر دل شرر می گذارد

شب غصه را بی سحر می گذارد

به سودای روی تو ای ماه زهرا

دلم در شب خود قمر می گذارد

اگر تو بیایی ولی من نباشم

چه داغی به روی جگر می گذارد

من آن طفل نامهربانم كه سر را

به دامان لطف پدر می گذارد

كنار تو در روضه ها گریه كردن

روی اشك هایم اثر می گذارد

عزادار زهرا دل غصه دارت

شبی تلخ را پشت سر می گذارد

صدای نفس های مردی میاید

كه دارد به دیوار سر می گذارد



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


حال و روزم را بیا آقا ببین بهتر نشد

این گدای بی وفا هم  واقعا نوکر نشد

درد و غم هایم زیاد و این دلم آلوده است

معصیت عادت شد و از من جدا آخر نشد

از فراقت گریه و ناله نکردم یک شبی

دل ندادم به تو و این فاصله کمتر نشد

توبه ها کردم ولی توبه شکستم بعد از آن

این چنین بودم که درد من دوا دیگر نشد

با چه رویی حاجتم را بر زبان جاری کنم

من که دیدم غربتت اما دلم مضطر نشد

خوب کن بدحالی ام ، رو برنگردان از گدا

غیر تو اصلا برای من کسی یاور نشد

فاطمیه تو بیا کرببلایی کن مرا

آرزویی بهتر از شش گوشه ی دلبر نشد

مادر ارباب ما در بستر و دردش زیاد

چند روزی میشود هم صحبت حیدر نشد

زینبش دیده میان شعله ها پهلو چه شد

بعد از آن تب کرد و بهتر حال آن دختر نشد 



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


این روزها نگاه تو از خونِ دل تر است

گویا دلت حسینیه ی اشك مادر است

شال عزا دوباره نشسته به دوش تو

شالی كه حیف، سوخته از آتش در است

گلبرگ های گونه ی شبنم گرفته ات

زخمی، شكسته، نیلی، چون یاس پرپر است

ای وارث تمامی غم های اهل بیت

این روزها غریبی تو مثل حیدر است...

...چون دیده ام تو را و سلامت نداده ام

یا تو سلام كرده ای و گوش من كر است

مُردن میان روضه اگرچه سعادت است

در روضه های فاطمیه باز بهتر است

زیرا كه اشك یك شبِ این فاطمیه ها

با گریه ی تمام محرم برابر است

حالا بیا و روضه بخوان آتشم بزن

چشمم به ناله ی تو و یك وای مادر است

یا رب كجا رواست زنی را كتك زنند

وقتی كه زن مقابل چشمان شوهر است



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


امان ز گریه ی امروز و آه از فردا

بگو نتابد خورشید و ماه از فردا

دوباره چاله ی هجر تو پر نشد امروز

تو چاره كن كه نیفتم به چاه از فردا

قسم به صبح سپیدی كه باز بی تو گذشت

شود ز هجر تو روزم سیاه از فردا

كنون كه یاد تو هستم كسی حریفم نیست

نگاه كن نشوم بی سپاه از فردا

اگر گریختم از سایه ی تو تا امروز

بگیر باز مرا در پناه از فردا

به تو چه می گذرد امشب از غم مادر

شرار آه تو دارد گواه از فردا

صدای ناله ی مردی غریب می آید

كه می نهد سر خود را به چاه از فردا



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


ای نیمهٔ وجودِ پیمبر٬ نرو! بمان

چشم‌ و چراغ ِ خانهٔ حیدر٬ نرو! بمان

قران ناطقت شدم ای سورهٔ نجیب

شأن نزولِ مریم و کوثر٬ نرو! بمان

ای برکتِ همیشه! سرِ سفره باز هم

نان از تنورِ خانه بیاور٬ نرو! بمان

مشغولِ رُفت و روب شدی خانم گلم

حالا که هست حالِ تو بهتر٬ نرو! بمان

«أمن یُجیب» هایِ مرا مستجاب کن

هر چند هست حالِ تو «مضطر»٬ نرو! بمان

نُه سال عاشقانه به هم تکیه کرده ایم

یک روح در میانِ دو پیکر٬ نرو! بمان

اشکِ حسین(ع) و بغض ِحسن(ع) را نگاه کن

محضِ قرارِ این دو برادر٬ نرو! بمان

چیزی بگو به زینب(س) و کمتر سکوت کن

دق میکند بدونِ تو دختر٬ نرو! بمان

مرثیه خوانِ کرب و بلا...راویِ غم ِ

گودال و تلّ و خنجر و معجر٬ نرو! بمان...



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
دوشنبه 1396/11/30

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


نبض صبح بهار با زهراست

گردش روزگار با زهراست

دو جهان خالقش خداست ولی

همهء اختیار با زهراست

خلق هستی به یُمن بودن اوست

این همه اعتبار با زهراست

به کریم کریم ها سوگند

کرم بی شمار با زهراست

در نجف میهمان فاطمه ای

برکت آن دیار با زهراست

به علی می خورم قسم در جنگ

قدرت ذوالفقار با زهراست

در صراط ولایت حیدر

قدم استوار با زهراست

مرتضی بود و یک دل شیدا

و آن دل بی قرار با زهراست

روز محشر سقیفه ها خجل و

پرچم افتخار با زهراست

ماجرای فدک گذشت اما

بعد از آن چشم تار با زهراست

پشت در ناله زد که: یا مهدی...

علم انتظار با زهراست

روز آخر به فضه گفت امروز

بین این خانه کار با زهراست

گر چه از زخم و درد لبریزم

کمکم کن فقط که برخیزم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، 
دوشنبه 1396/11/30

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


بیدار می شوی سرِ شب تا سحر چرا

بی تاب می شوی دل شب اینقَدَر چرا

هنگام گریه هات نَفَس کم می آوری

زهرا شده نفس زدنت مختصر چرا

نامحرمی که نیست چرا رو گرفته ای؟

ابری سیاه مانده به روی قمر چرا

از آنچه آمده به سرت دم نمی زنی

باید بگیرم از دَرِ خانه خبر چرا

حرف دهان مردم شهر اینچنین شده

حیدر خودش نیامده در پشت در چرا

شش ماه انتظار من و تو به باد رفت

افتاده از درخت وجودت ثمر چرا

دیگر دفاع از منِ خونین جگر مکن

خود را زدی عزیز علی در خطر چرا

شال مرا گرفتی و دستت زِ دست رفت

در پیش من زدند تو را بیشتر چرا

آخر برای مُردنم این روضه کافی است

مادر زدن کنار نگاه پسر چرا



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


بنده ای که فراتر از بنده است

دختری که چو ماهِ تابنده است

همسری مثل او نبوده و نیست

مادری که پناه فرزند است

ما همه ریزه خوار فاطمه ایم

شاهد حرف من خداوند است

فاطمه ، فاطمه ست پیش خدا

او شفیعه ست ، آبرومند است

هر که با فاطمه ست پیروز است

هر که بی فاطمه ست بازنده ست

فاطمه دختر پیمبر ماست

فاطمه مادر پیمبر ماست

غزل عاشقانه ی حیدر

شعر ناب ترانه ی حیدر

آفتاب نگاه پر مهرش

روشنی بخش خانه ی حیدر

ماهِ تکیه به آسمان زده ، چیست؟

سر زهرا و شانه ی حیدر

نام زهراست دُرِّ بین صدف

در قنوت شبانه ی حیدر

یا الهی به حق زهرا بود

قسم عارفانه ی حیدر

فاطمه در بلا سپر دارد

تا به سر سایه ی پدر دارد

شهر در سیل رفت و آمد بود

همه جا صحبت از محمد بود

همه جا پر شده حدیث غدیر

شرح حال علی زبانزد بود

به سرش شور رهبری دارد

پیر بیچاره ای که مرتد بود

مرتضی فکر کفن و دفن رسول

او پی تاج و تخت و مسند بود

او نفهمید که ولیِّ خدا

مرتضی بود و هست و خواهد بود

مرتضی کیست؟ نفْس پیغمبر

السلام علیک یا حیدر

یادشان رفته لطف حیدر را

یادشان رفته شأن کوثر را

چه قَدَر زود یادشان رفته

حرمت دختر پیمبر را

شاهد حرف من امام حسن

بین کوچه زدند مادر را

آیه ی صبر را تلاوت کرد

تا علی دید شعله ی در را

دست بسته کشان کشان بردند

این علیِ بدون یاور را

آه بانوی خانه را زده اند

ماه بانوی خانه را زده اند

چشم یک شهر در تماشا بود

بدترین لحظه های دنیا بود

مادر خانواده غرق به خون

پدر خانواده تنها بود

ذکر لبهای فاطمه ، حیدر

مرتضی گرم ذکر زهرا بود

بس که حبل المتین حاجت هاست

ریسمان هم دخیل مولا بود

پیش رویش کویر بود و کویر

پشت راهش دو چشم دریا بود

این مدینه به سینه آتش زد

سینه اش را مدینه آتش زد

چه بگویم که خون به راه افتاد

مادرم بین کوچه ، آه افتاد

مادری که پناه عالم بود

پر شکسته چه بی پناه افتاد

چه بگویم که روضه بسیار است

گذر شاه سمت چاه افتاد

عاقبت چشم باغبان در غسل

به همان لاله ی سیاه افتاد

مجتبی تکیه گاه طفلان بود

وسط کار تکیه گاه افتاد

یک علی مانده و یتیمانش

آیه های کبود قرآنش

نیمه ی شب زبان گرفته حسن

منصب روضه خوان گرفته حسن

زانویش را بغل گرفته حسین

آستین در دهان گرفته حسن

بین آغوش ، مادر خود را

با تمام توان گرفته حسن

سر خود را به زخم پهلوی

مادر مهربان گرفته حسن

داشت در بین روضه جان میداد

با همین گریه جان گرفته حسن

بانی روضه های ما حسن است

صاحب مجلس عزا حسن است



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
دوشنبه 1396/11/30

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای ذکر مناجات شب و خلوت حیدر

ای شیر ِ زنان ، بانوی با هیبت حیدر

جز حیدر کرار ، که قدر تو شناسد ؟

غیر از تو که داند به جهان قیمت حیدر

یا فاطمه یا فاطمه یا حضرت زهرا

شد اذن دخول حرم حضرت حیدر

مهمان تو گردید شب اول قبرش

هر کس به جهان کرد فقط خدمت حیدر

من باورم این است که حتما تو می آیی

هر جای ز عالم که شود صحبت حیدر

قنفذ عددی نیست که جان تو بگیرد

از پای در آورده تو را غربت حیدر

مثل تو در آن کوچه زمین خورد و زمین خورد

برده خبر رفتن تو طاقت حیدر 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


هر کس به کسی نازد و ما فاطمه داریم

گفتیم همیشه ، همه جا فاطمه داریم

ننگ است بکوبیم درِ خانه هر کس

دنبال سرابیم چرا؟ فاطمه داریم

ما ترس نداریم ز سیلاب حوادث

مانند علی بعد خدا فاطمه داریم

ما چشم طمع تا ابدالدهر نداریم

بر ثروت هر بی سر و پا ، فاطمه داریم

رو کن به مسیر دگری ای غم دنیا

بیهوده به این سمت نیا ، فاطمه داریم

زهراست که داده است به ما جرات طوفان

در دل نبُوَد واهمه تا فاطمه داریم

 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
یکشنبه 1396/11/29

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


به رسم فرقه ی عشاق ساده باید مُرد

به احترام علی ایستاده باید مُرد

چه بی اراده و چه با اراده باید مُرد

برای غربت این خانواده باید مُرد

چه خوب حق رسول خدا ادا کردند

کنار درب حرم کوه هیزم آوردند

میان مسلک کفار این عمل بد بود

هنوز فاطمه مشغول داغ احمد بود

اگرچه بعد نبی غصه هاش بی حد بود

ولی به حرمت حفظ علی مُقید بود

به داد و نعره علی را حرامیان خواندند

درِ حریم نبی را به شعله سوزاندند

رسید این طرف در زبانه ی آتش

و بود فاطمه شانه به شانه ی آتش

امان ز حوریه و تازیانه ی آتش

نشست بر سر و رویش نشانه ی آتش

کسی که بر همه ی خلق نان عطا می کرد

به پای حیدر کرار جان فدا می کرد

لگد زدند، در افتاد بی هوا این سو

زدند فاطمه را تازیانه رو در رو

میان حجره زمین خورد آه با پهلو

قسم به حرمت کعبه که بار دارد او

آهای مردم نامرد حرف بد نزنید

زنی که خورده زمین را دگر لگد نزنید

هجوم لشگر اشرار ماند آثارش

به خانه و در و دیوار ماند آثارش

به جسم فاطمه انگار ماند آثارش

فشار و تیزی مسمار ماند آثارش

برای غصب خلافت زدند زهرا را

بدون جرم و جنایت زدند زهرا را



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
یکشنبه 1396/11/29

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


از زنـدگیِ بـی تـو دگـر سیـر شـدم

من خانه نشین شـدم زمینگـیـر شـدم

در مـاتـم تـو فـاطمـه جـان میمـیـرم

تو پیـر شدی بـه پـات من پیـر شدم

***

از حیـدر خود گرفته ای رو ، زهـرا

چیزی تو نگفته ای ز بـازو ، زهـرا

ای کاش مـرا کنـار تو خـاک کنند

ای حوریه ی شکسته پهلـو ، زهـرا

***

جـایِ سیلی بـر رُخ مـاهت نشست

بشکـنـد دستی که بـازویت شکست

تـا قیامت مورد لـعـن خـداست

آن که راهـت را میـان کوچه بـست



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
یکشنبه 1396/11/29

حضرت زهرا(س)-شهادت


شب دراز است ، تو گویی که فقط شب مانده

فاطمه رفته از این خانه و زینب مانده

گفته بودی که خدا جام بلا می دهدش

هر کسی را که در این بزم مقرب مانده

در مدینه همه از مرگ خدا می گویند

فقط از کعبه ی این شهر مکعب مانده

کینه ی بیعت خم بوده و سرریز شده

جام خشمی که از آن روز لبالب مانده

سوز داغ تو چنان است که تا این لحظه

شعله ی داغ تو در حافظه ی تب مانده

جوهر خون تو با ظرف تنت خورد زمین

روی دیوار کمی رد مرکب مانده

شدت ضربه ی شلاق از آنجا پیداست

که روی در اثر «خط مورب» مانده

شاهکار است که تا لحظه ی آخر حتی

گیسوی دخترکان تو مرتب مانده

روز و شب آنقدر از صبر به دختر گفتی

که خودِ «صبر» از این صبر معذب مانده

صبر ارثیه ی زهراست ، به دخترهایش

فاطمه رفته از این خانه و زینب مانده



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1396/11/29

حضرت زهرا(س)-طلیعه فاطمیه

 

آمدم‌  تا  كه  عزادار  تو  مادر  باشم

بین روضه ز مصیبات غمت تر باشم

آمدم پشت درِ  خانه ی تو منتظرم

تا كه اذنم بدهی سائل این در باشم

خادم و بانی مداح چه فرقی دارد !؟

من فقط حاجتم این است كه نوكر باشم

آبرویی كه نه، حتی بخدا رویی نیست

 با  نگاه  تو  مگر  آدم دیگر باشم

مگراین نیست كه مصداق گل یاس تویی

  دوستدارم كه ازاین عطر معطّر باشم

طی این سال اگرروضه ای ازتو خواندم

خواستم  فاطمیّه  فاطمه ای تر باشم



موضوع : طلیعه فاطمیه، 
یکشنبه 1396/11/29

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


دستی از راه رسید و به رخت جا انداخت

پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت

یکنفر که دلش از بغض علی میجوشید

ضربه ای زد به در خانه و در را انداخت

آتشی را به در خانه ی آب آورد و

بین دیوار و در سوخته دعوا انداخت

ضربه ی پای در و بی ادبی های غلاف

بازویت را دو سه ماهی ز تقلّا انداخت

گره انداخت به کار همه دنیا؛ آن که

ریسمان گردن مولای دو دنیا انداخت

در قیامت جلوی چشم همه می اُفتد

آنکه در کوچه تو را بین تماشا انداخت

 



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
یکشنبه 1396/11/29

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ناگهان در واشد و مسمار پهلو را گرفت

دست شعله بی محابا پای گیسو را گرفت

پهلوی زخمی جدا و صورت نیلی جدا

یک غلاف بی مروت جان بانو را گرفت

با همان حالش به مسجد رفت دنبال علی

انتقام دستهای بستۀ او را گرفت

دست نامحرم چنان زد، بند دلها پاره شد

وای از دستی که از چشمان او سو را گرفت

آفتاب خانۀ حیدر غروبی تلخ داشت

فاطمه از اهل خانه ماه ها رو را گرفت

در سیاهیِ مدینه چشم او که تار شد

نیمۀ یک شب سپیدی آمد و مو را گرفت

دور از چشم علی هر شب که بانو ناله زد

زینب آمد خون روی زخم بازو را گرفت

با همان حالش برای  قوت قلب علی

پاشد و از دستهای فضه جارو را گرفت

بعد از آن حیدر دگر آن حیدر سابق نشد

موقع برخاستن پهلو و زانو را گرفت



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
شنبه 1396/11/28

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


 دل حوریه با غم خو گرفته

سرشک از دیدگانش سو گرفته

ببار ای آسمان دل که زهرا

سه ماه است دست بر پهلو گرفته

***

دل من دیده ای خونبار دارد

شکایت از در و دیوار دارد

به گریه گفت زینب...آه مادر

سه ماه است چادر گلدار دار

***

امان از فطرت پست مغیره

فغان از ضربه ی شست مغیره

ورم دارد هنوزم دست مادر

«الهی بشکند دست مغیره»



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
شنبه 1396/11/28

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت و گریز کربلا


زهرا محلّ جلوه ی الله اکبر است

آیینه ی تمام نمای پیمبر است

کوثر عطیّه ایست خدا داده بر رسول

زهرا عطیّه، اُمّ اَبیها و کوثر است

هرگز کسی به مرتبه اش پی نمی برد

از ظرف عقل قدر مقامش فراتر است

با وحی و با حدیث و روایات یا به شعر

مدحش به هر زبان بشود نامکرر است

توحید بی ولایت او غیر شرک نیست

اصلاً ولای فاطمه توحید آور است

سِّرُالصّلات، حضرت صدّیقه هست و پس

ذات نماز مشتقِ انوار حیدر است

زهرا که انبیاء متوسّل به او شوند

حتماً مقامش از همه ی انبیا سر است

احمد برای دیدن او اذن می گرفت

جبرییل وحی بر در او حلقه بر در است

مثل قیامت است قیامش کنار در

این ابتدای قائله ی روز محشر است

از آتشی که بر در او شعله ور شده

در خون و اشک مردم دیده شناور است

در را شکست دشمن و رویش خراب کرد

از ضرب درب، تیزی مسمار بدتر است

تقصیر میخ بود که جان از تنش گرفت

از بس که ردّ ضربه ی آن، زخم پرور است

از داغ فاطمه دل سنگ آب می شود

اما حسین جنس غمش جور دیگر است

در قتلگاه تیزی مسمار دشنه شد

آن دشنه ای که روی سپیدی حنجر است

صورت به خاک خورده و در پنجه های شمر

موی حسین روبروی چشم خواهر است

زینب بیا و مادر ما را کمک بده

در قتلگاه این که فتاده است مادر است



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


اول

باغست و شکوفه ی خزانش مانده

بر شانه فقط بار گرانش مانده

در آینه تصویر ندارد مادر

جسمش که نه! آه نیمه جانش مانده

 

دوم

از باغ نشسته در خزان آقا جان

حرفی بزن و کمی بخوان آقا جان

زهرا به زمین خورد و علی را بردند

این جمعه خودت را برسان آقا جان

 

سوم

دیر است تو را خدا کمی زود بیا

اصلا به دستت آب اگر بود بیا

دیوار شنید...مادری در آتش

از پشت در شکسته فرمود بیا

 

چهارم

از بام ظهور تا خدا پر بکشد

ته مانده ی انتظار را سر بکشد

یک روز به انتقام زخم دستاس

تیغ دوسر از غلاف حیدر بکشد

 

پنجم

دستان کسی نشسته یادت بکند

اهل کرمی! خدا زیادت بکند

ای کاش به حرمت در نیمه کبود

با جمعه ای از ظهور شادت بکند

 

ششم

مخفی ز نگاه آسمان بالا رفت

با بال شکسته پر زد و تنها رفت

جاری و زلال پیش من آمده بود

زخمی و کبود و خاکی از دنیا رفت

 

هفتم

در سوخت و زیر پای مسمار افتاد

گل در وسط هیمه ای از خار افتاد

وقتی که درخت را تکان می دادند

از دست کبود شاخه ای، بار افتاد

 

هشتم

از چشم همه، زمین نامحرم هم

مخفی شده قبرتان ولی مریم هم

رفتی و کسی ندید و پیدات نکرد

برگ و بر و خاک و میوه ات، این هم هم

 

نهم

شب بود و چه بی سر و صدا رفت که رفت

آرام در آغوش خدا رفت که رفت

روی تن او نشانه ها ماند که ماند

زخمی و کبود کوچه ها رفت که رفت

 

دهم

همسایه هم از صدای او راحت شد

از کوچه و جای پای او راحت شد

پاهای ورم کرده و دست مجروح

از نیمه شب دعای او راحت شد

 

یازدهم

گفتیم که یا فاطمه تطهیر شدیم

با نان تنور خانه اش سیر شدیم

از درد و بلای او شنیدیم کمی 

خیلی به پای روضه اش پیر شدیم

 

دوازدهم

زهرا که قتیل زخم مسمارم بود

در فتنه کوچه یکتنه یارم بود

با دست شکسته ذوالفقاری می کرد

سینه زن هیات و علمدارم بود

 

سیزدهم

بگذاریدش به حال تنهایی خود 

سر برده به زیر بال تنهایی خود

هرشب سر خاک، آبیاری دارد

در مزرعه محال تنهایی خود

 

چهاردهم

ای مرد بخوان که بیش از این گریه کنیم

بر زخم دل خانه نشین گریه کنیم

پشت سر تابوت کسی در کوچه

با خون چکیده بر زمین گریه کنیم

 

پانزدهم

آمد که بشوید آب از سر خم شد

قد کفن از قامت مادر خم شد

غسال تو ناگهان چرا دست کشید

از زانو کوه صبر حیدر خم شد

 

شانزدهم

او رفت ولی چقدر لاغر شده بود

در قالب خود، جمع مکسر شده بود

چشمان به گود رفته مادر ما

سویی هم اگر داشته کمتر شده بود

 

هفدهم

یک شانه خم به زیر داغم امشب

مشغول کفن کردن باغم امشب

ای ساقه ی مجروح دعا کن تا مرگ

بعد از تو بیاید به سراغم امشب

 

هجدهم

پاییز به جان باغ تاک افتاده

بر پیرهن عمر تو چاک افتاده

انگار که گوشواره عرش خدا

کنده شده و به روی خاک افتاده

 

نوزدهم

آن روز که چای خطبه را دم آورد

از سنت و از کتاب دین هم آورد

کور و کر و لال ها تعجب کردند

از بس خانم دلیل محکم آورد

 

بیستم

ابلیس دوباره ناگهان پیدا شد

حرفی نزده لب جهنم وا شد

طوفان آمد قباله را با خود برد

کشتی شکسته راهی دریا شد

 



موضوع : شب شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، شام غریبان حضرت زهرا(س)، كوچه بنی هاشم، 

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


فصل باران شد و ازگریه سرم درد گرفت

سیل غم ضربه زد و چشم ترم درد گرفت

آسمان خواهش پرواز مرا زخمی کرد

قفس افتاد زمین بال وپرم درد گرفت

چوبی آتش به درخانه ی پهلو می زد

دل درسوخت و بازوی حرم درد گرفت

میخ ها سمت اذان دست درازی کردند

ربناهای قنوت سحرم درد گرفت

جان گهواره به زیر قدم سنگ افتاد

شیشه ای خوردشد و دور و برم درد گرفت

ریسمان ها همگی مرد مرا می بردند

جبرئیل آه کشید و جگرم درد گرفت

با زمین خوردن من آل عبا خورد زمین

تا ابد طایفه ی پشت سرم درد گرفت

شاخ و برگ نبوی پشت در از بار افتاد

سیبی از باغ شریف پدرم درد گرفت

سر به مهر است و نفهمید کسی جز مسمار

وسط شعله کجای پسرم درد گرفت



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
شنبه 1396/11/28

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


نگاهم خیره بر شالِ سیاهت

فدای اشکِ جاری از نگاهت

نشستی روضهٔ مادر گرفتی

تک و تنها میانِ خیمه گاهت!



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
شنبه 1396/11/28

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


حرف از علی(ع) بود و تمام تکیه گاهت

رفتی سپر باشی! خدا پشت و پناهت

اما ورق برگشت و‌ آوردند هیزم

کم کم به غارت رفت حالِ روبراهت

با کینه های کهنه از صفین و خیبر

محکم به در... محکم لگد زد! با وقاهت!

نامرد مردی آمد و دستِ بزن داشت

یک آن سیاهی رفت چشمان سیاهت

بین در و دیوار چشمت روزِ بد دید

خوردی زمین! جان داد طفلِ بی گناهت

از دردهای اصلی ات فضه خبر داشت

از بغض های مادرانه در نگاهت

ای وای ازین پهلو به آن پهلو شدن ها

بالا نمی آمد نفس همراهِ آهت

از سرخیِ جای غلاف و جایِ سیلی

با اشکِ پنهانی سحر شد شامگاهت

شمشیر نه! گودال نه! ای وای مادر...

در بین آتش؛ پشتِ در شد قتلگاهت!



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دل كه میگوییم پس دلدار یعنی فاطمه

نُه فلك را نقطهء پرگار یعنی فاطمه

یار پیغمر شدن ، رفتن شبی در غار نیست

ما كه میگوییم یار غار یعنی فاطمه

در کرم هرکس به مقداری توانش میرسد 

هرکجا گفتند بی مقدار , یعنی فاطمه

آنکه بخشیدست از انگشتر دستش علیست

آنکه بخشیدست از افطار یعنی فاطمه

"تنفقوا ممّا تحبّون" است مصداقش علی

معنی "الجّار ثُمَّ الدّار" یعنی فاطمه

هرچه گفتیم و شنیدیم از کرامات خدا

جلوه اش در عالم اظهار یعنی فاطمه

شیخ را دیدم پس از هفتاد سال اینگونه گفت

نحو و صرف و منطق و اسفار یعنی فاطمه

پِی اگرچه احمد و  هر خشت آن گرچه علی

خانه ی اسلام را معمار یعنی فاطمه

یار گفتم درب خیبر گفت یعنی حیدر و

در مدینه "در" صدا زد یار یعنی فاطمه

بین روضه نام چاه آمد اگر ، یعنی علی

هرکجا نام در و دیوار یعنی فاطمه

هرکجا گفتند دشتی لاله گون یعنی حسین

هرکجا پیراهنی گلدار یعنی فاطمه 



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای نگاهت تمامِ خوبی‌ها

به دو چشمت بهشت محتاج است

نگهی سوی من اگر نکنی

همه سرمایه‌ام به تاراج است

 

با طلوعِ وجودِ پرنورت

رونق آفتاب می‌افتد

و اگر ذره‌ای اراده کنی

از جهانی عذاب می‌افتد

 

پیش دریای او نمی‌دانی

از کراماتِ او چه بنْویسی

بشکنی ای قلم، اگر یک‌بار

از زد و خوردِ کوچه بنْویسی

 

بنویسید: آسمانِ شعر

بعدِ زهرا همیشه بارانی‌ست

بنویسید: بعدِ او یک مرد

در سکوتی عمیق، زندانی‌ست

 

گریه‌های بلند در دل چاه

چه کسی گفته است آسان است

بگذارید بازتر نشود

تازه این اول زمستان است

 

از همین‌جای شعر جا دارد

دلِ من یک مدینه درد کند

چه غم‌انگیز می‌شود وقتی

جای در روی سینه درد کند

 

کاش وقتی که داشت رد می‌شد

کوچه‌های مدینه تنگ نبود

کاش وقتی که حقِ خود را خواست

آینه در کنار سنگ نبود

 

عده‌ای نانجیب بی‌احساس

حرمتِ ماه را نفهمیدند

زیرِ پا شاخه یاس را کشتند

طفلِ در راه را نفهمیدند

 

کوچه‌های مدینه بی‌زهرا

چه غم‌انگیز و سرد و سنگین است

وای بر همسرش علی، وقتی

این که فضه‌ست، حالتش این است



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، كوچه بنی هاشم، 

حضرت زهرا(س)-شهادت


زیرِ بارانِ ستم چهره‌ی مهتاب شکست

آخرین تکه از این آینه‌ی ناب شکست

پس چه شد اجرِ مشقاتِ پیمبر مردم؟

ظاهرا بعد نبی حرمت و آداب شکست

طعنه و زخم زبان، غصب فدک، کوچه‌ی تنگ

بعد از آن در نگه مضطربش خواب شکست

برتر از بندگیِ جن و بشر ضرب علی‌ست 1

ولی این‌بار یلِ غزوه‌ی احزاب شکست

پشتِ در مظهر ناموس خدا را کشتند

دلِ بی تابِ علی پشتِ همان باب شکست

شیشه‌ی عمرِ علی بسته به عمر زهراست

چه کسی گفته علی گوشه‌ی محراب شکست؟

نام زهرا سببِ متصلِ ارض و سماست 2

رفت و با رفتن او رشته اسباب شکست

 

پی‌نوشت:

1- رسول خدا(صلى الله علیه و آله) می‌ْفرمایند: "ضَربَةُ عَلِی یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَةِ الثّقلین" (مستدرك حاكم، ج 3، ص 32 )

 2- در دعای ندبه می‌گوییم: "أین السبب المتصل بین الارض و السماء"



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/11/12

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


این اشک که خود گوشه ای از رحمت زهراست

عرض ادب کوچک ما ساحت زهراست

آن کس که پیمبر به دو دستش زده بوسه

او اُم ابیهای نبی حضرت زهراست

فضه که خودش محرم اسرار الهی است

فخرش شده این رتبه که در خدمت زهراست

پاهای ورم کرده و چشمان پر از اشک

در وقت عبادات و دعا خصلت زهراست

نان پختن زهرا دل ما را علوی کرد

بنده شدن ما اثر برکت زهراست

فردا که خلایق همه در حال فرارند

امید دل ما، نظر رحمت زهراست

نگذاشت علی بی کس و بی یار بماند

آرامش حیدر، نفس راحت زهراست

بستند درِ خانه به رویش همه ی شهر

این گوشه ای از درد و غم غربت زهراست

خورشید پُر از نور علی از چه گرفته؟!

این سایه دگر چیست که بر صورت زهراست؟!



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 


( کل صحن های حسینیه : 4 )    1   2   3   4   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء