حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1396/03/31

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


گیرم که سپاه فیل ، سجّیل که هست

انگیزه ی انتقام هابیل که هست

ایران من آی قبله ی شیر دلان

از ابرهه ها نترس ابابیل که هست



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/03/31

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


ما روحیه ی جهاد، بی شک داریم

در پاسخ هر ترقه ، موشک داریم

امروز به گاو منطقه ثابت شد

اندازه ی وسعتش کلاهک داریم 



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


ای داعشیان قدرت ما را دیدید؟

از ضربه ی ما هیبت ما را دیدید؟

ما  مرد  نبردیم  نه  اهل  ذلت

ای بی خردان  دقت ما را دیدید؟



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/03/31

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


کشورم میراث دارِ مرتضاست

کهکشانی در مدارِ مرتضاست

سیلیّ سنگین و سرسخت سپاه

جلوه ای از ذوالفقارِ مرتضاست



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/03/31

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


دوباره طعم خطر را چشید اسراییل

ز خواب ناز، هراسان پرید اسراییل

در آستانه ی روز ستم ستیزی "قدس"

صدای سیلی ما را شنید اسراییل



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/03/31

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


این گوشه ای از قرار ما بود فقط

یک چشمه ز شاهکار ما بود فقط

این پاسخ آن ترقه بازی ها بود

این سایه ذوالفقار ما بود فقط



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/03/31

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


خروشانیم و خشم ذوٱلفقاریم

به نابودیِ تان امیدواریم

فرستادیم موشک تا بفهمید؛

که بعد از این «بزن در رو» نداریم!



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/03/31

اقتدار موشکی جمهوری اسلامی ایران


وقتی که شهاب و قدر، پرتاب شدند

اعرابِ نفس بریده بی خواب شدند

دیدند سیعلم الذین ظلمو...

از سیلی ما دچار اعجاب شدند



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
شنبه 1396/03/27

امیر المومنین(ع)-شهادت-بصیرت انقلابی-فتنه


مصیبت است که با ذوالفقار هم بوده

برای یاری دین جان نثار هم بوده

هم اهل ذکر و مناجات و خواندن قرآن

برای گریه شدن بی قرار هم بوده

مگر غریب تر از این ؟! که دشمن حیدر

کنار او وسط کارزار هم بوده

کدام درد ، از این بیشتر که قاتل او

به وقت ضربه زدن روزه دار هم بوده

فقط نه در سحر قدر ، دشمن مولا

به ظهر کرببلا پا به کار هم بوده

همیشه اهل نماز شب است این دشمن

نماز خوانده ولی نیزه دار هم بوده

نه اینکه هر که علی گفت انقلابی شد

که دشمن علی اهل شعار هم بوده

همیشه شیعه ی حیدر میان معرکه است

به نخل بسته شده سر به دار هم بوده

خدا کند که بگویند بعد رفتنمان

شهید ، شیعه ی چشم انتظار هم بوده



موضوع : شهادت امام علی(ع)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

مناجات با خدا


بگذارید بر احوال خودم گریه کنم

نیمه شب گشته و برحال خودم گریه کنم

چند سالیست گنه دور وبرم می گردد

بر سیه رویی هر سال خودم گریه کنم

من الف بودم و بار گنهم دالم کرد

بر قد تا شده و دال خودم گریه کنم

بخت یارم نشد و آخر عمری باید...

بنشینم که بر اقبال خودم گریه کنم

هر چه من فال گرفتم همگی بد آمد

باید از این بدی فال خودم گریه کنم

هربلایی سرم آمد به خدا حقم بود

کاش بر زشتی اعمال خودم گریه کنم

پروبالی که شکسته به سما هم نرود

باید از بی پری و بال خودم گریه کنم



موضوع : مناجات با خـدا، 

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان-بعد از شهادت


ای کوفه چه ساکت و خموشی

خاموشی و سخت در خروشی

ای مسجد کوفه کو امامت

محراب علی سرت سلامت

ای پیر مریض کو طبیبت

ای منبر کوفه کو خطیبت

سجادۀ لاله گون مولا

انداخته گل زخون مولا

امروز که آبرو گرفتی

از خون علی وضو گرفتی

ای زندگی ات تمام تاریخ

مظلوم ترین امام تاریخ

ای کل وجود تربت تو

شهر تو دیار غربت تو

هر ظلم که بود با دلت شد

تا تیغ سقیفه قاتلت شد

ای عقل نخست هر که هستی

تو کشتۀ جهل مردمستی

با آن همه حُسن نیت خویش

دیدی ستم از رعیت خویش

کو مالک اشترت علی جان

سلمان و ابوذرت علی جان

هر جا که نشانه از غم توست

صد دجلۀ اشک هم کم توست

با آنکه شکافت فرق پاکت

خون ریخت به روی تابناکت

زخمیت به زخمۀ جگر بود

کز زخم سرت کشنده تر بود

مشتاق رخ حبیب بودی

بی فاطمه ات غریب بودی

بشکافت چو فرق نازنینت

شمشیر گریست بر جبینت

خون تو روانه از جبین بود

پاداش محبت تو این بود؟

ای زخم تو زخم آفرینش

بگریسته بر تو چشم بینش

ای خاک نشین آسمانی

ای عرش مکان لا مکانی

ای قلب نماز سینه چاکت

ای سجده نهاده سر به خاکت

ارکان دعا شکست بی تو

تکبیر به خون نشست بی تو

تو منتظر وصال یاری

در بستر مرگ بی قراری

اطفال یتیم داغدارند

امشب همه چون تو بی قرارند

خون گشته روانه در عزایت

از چشم یتیم بی غذایت

با قتل تو آه آه کوفه

خیزد ز درون چاه کوفه

زخم تو به فرق مرهمت بود

پایانگر دورۀ غمت بود

از "فزت برب" توست معلوم

راحت شدی ای امام مظلوم

آیینۀ دل ، شکستۀ توست

محراب ، به خون نشستۀ توست

تا هست به سینه ها غم تو

تقدیم تو اشک "میثم" تو



موضوع : بعد از شهادت امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


ای چشم ها به صورت مولا نظر کنید

جاری به زخم خود همه خون جگر کنید

زینب! حسن! حسین! علی چشم خویش بست

بر آن غریب، جامه ی ماتم به بر کنید

ریزید همچو اشک به خاک ای ستارگان

سخت است بی علی شب خود را سحر کنید

بیرون شهر کوفه در آن کوچه ی خموش

آن کودک خرابه نشین را خبر کنید

ای جنّ و انس و حور و ملک ای تمام خلق

تا روز حشر خاک یتیمی به سر کنید

شیر خدا نیاز ندارد دگر به شیر

اشک عزا روانه بر او از بصر کنید

امشب به جای آنکه بر او شیر آورید

خون جگر نثار، به زخم پدر کنید

از قصّه ی خرابه ی شام آورید یاد

یک شب گر از خرابه ی کوفه گذر کنید

هنگام شب جنازه ی او را چو می بَرید

در سینه داغ فاطمه را تازه تر کنید

ای ناله های نیمه شب هر شب علی

آتش شوید و بر جگر ما اثر کنید

از بس گناه کرده ام افتادم از نظر

ای خاندان وحی به «میثم» نظر کنید



موضوع : بعد از شهادت امام علی(ع)، 

امیر المومنین(ع)-شهادت


هر روز به حیله ایی علی را کشتند

هر دم به وسیله ایی علی را کشتند

از بس که حسادت و خیانت کردند

با جهل قبیله ایی علی را کشتند



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1396/03/25

امیر المومنین(ع)-شهادت- دودمه


آن قلافی که به کوچه بازوی زهرا شکست

وا مصیبت زین عزا

تیغ آن محراب کوفه فرق حیدر را شکست

وا مصیبت زین عزا

***

درد پنهان علی امشب مداوا می شود

ناله برپا می شود

با رُخی غرق به خون مهمان زهرا می شود

ناله برپا می شود

 



موضوع : شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)، بعد از شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1396/03/25

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم-مصیبت حضرت زینب(س)


چه درهم کرده قاتل مصحف قرآن زینب را

به خانه برده اند از سوی مسجد جان زینب را

همه با چشم گریان می روند از خانه ی مولا

چه می فهمد کسی حال دل ویران زینب را

تمام دختران بابایی اند و خوب می فهمند

چگونه این غم عظمی شکست ارکان زینب را

دل بی رحمِ شهر کوفه بنگر خوب، شاهد باش

که این داغ و بلا هم کم نکرد ایمان زینب را

اگر خواهی ببینی روح زهرایی زینب را

ببین پای ولی، قربانیِ طفلان زینب را

الهی بگذرد این غصه و یک لحظه هم دیگر

نبیند شهر کوفه دیده ی گریان زینب را

الهی این برادرها همیشه محضرش باشند

کسی خاکی نبیند لحظه ای دامان زینب را

الهی تا نبیند آسمان کربلا بر نی

سرِ از تن جدای دلبر عطشان زینب را



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1396/03/25

 توسل در شب قدر


در شب قدر دلم با غزلی همدم شد

بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

چارده مرتبه قرآن که گرفتم بر سر

در حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجره ی رویایی

چشم من، محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد(ص)به محمد(ص) که میسر هم شد

من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم

که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سال ها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من، بس که خراسان رفته است

تار و پود غزلم جاده ی ابریشم شد

سال ها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان مبهم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز! که این قافیه یا «قائم» شد



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

امام حسین(ع)-مناجات شب قدر


دست دلم باز به دامان توست

منتظر جوشش احسان توست

گفت پیمبر به تو ای نور عین

جنت حق وقف محبان توست

غصه روزی نخورد هیچ کس

روزی ما دست گدایان توست

حاتم طایی شدن آسان بود

این کرم کوچکی از خوان توست

افضل الاعمال شب قدر من

گریه برای لب عطشان توست

حال مرا روضه دگرگون کند

باز گدا بی سر و سامان توست

ای گلِ از ساقه جدا تشنه لب

آب لبت آب بقا تشنه لب

در و گوهر از دهنت ریخته

همچو عقیق یمنت ریخته

مثل نقابی به روی قرص ماه

زلف شکن در شکنت ریخته

بر روی هر صفحۀ خاک بلا

عطر خوش پیرهنت ریخته

دشمن بی شرم تو دور و برت

تا که کند بی کفنت ریخته

مصحف صد پارۀ زینب شدی

گوشۀ گودال تنت ریخته

ضربۀ سر نیزه کجا خورد که

خون جگر از دهنت ریخته؟

نالۀ زهرا قتلوک حسین

وای بُنی ذبحوک حسین



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


امشب سیاه، خیمۀ هفت آسمان شده

آثار مرگ در رخ مولا عیان شده

امشب طبیب هم به علی گریه میکند

تنها نه اشک دیدۀ زینب روان شده

طفلان کوفه شیر نیارید بر علی

کو عازم سفر به ریاض جنان شده

امشب شود به خلد هم آغوش مصطفی

سرو قدی که از غم زهرا کمان شده

ای نخل ها به جای رطب خون دل دهید

زیرا که لاله زار ولایت خزان شده

امشب به یاد شیر خدا سفرۀ غذا

در هر خرابه سفرۀ بی آب و نان شده

قنبر تو هم بلال شو و یک اذان بگو

کامشب سیه بدیدۀ زینب جهان شده

هر شب اذا شیر خدا بود و کوفه بود

امشب خروش کوفه صدای اذان شده

با خون او به خاک مصلی نوشته اند

محراب، قتلگاه امام زمان شده

(میثم) غم علی نتوان گفت یا نوشت

کار از قلم گذشته و اعجز، بیان شده



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1396/03/25

امیر المومنین(ع)-شهادت


اگرچه زخم به فرقش سه روز منزل داشت

علی جراحت سر را همیشه در دل داشت

نه پنج سال خلافت، که پیش از آن هم نیز

دلی به سینه چنان مرغ نیم بسمل داشت

دمی که آینهٔ آب چاه را می‌دید

هزار حنجره فریاد در مقابل داشت

بلند دست کریمش ز دیده پنهان بود

چو بوته‌ای که در آغوش خاک حاصل داشت

به نخل عاطفه اش دست هیچ کس نرسید

به ذره چون دل خورشید، مِهر کامل داشت

اگر شبانه به اطعام سائلان می‌رفت

-به جان فاطمه- شرم از نگاه سائل داشت

پس از شهادت زهرا، علی ز عمق وجود

همیشه در دل خود انتظار قاتل داشت



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 

امیر المومنین(ع)-مدح و شهادت


جان با هیجان گِرد سرش می‌گردید

پروانه‌ی دل دور و برش می‌گردید

در عمرِ کمِ زمامداریِ علی

اسلام، به گِرد محورش می‌گردید

***

آفاق کجا نور جَلی را حس کرد؟

آرامش صبح اَزَلی را حس کرد؟

جز پنج بهار فرصت زود گذر

کی طعم عدالت علی را حس کرد؟

***

دل جام بلی ز روی میل از تو گرفت

تأثیر، ستاره‌ی سهیل از تو گرفت

ای روح دعا بعد تو شد عالمتاب

انوار دعایی که کمیل از تو گرفت

***

زیبایی چشمه‌سار در چشمش بود

دلتنگی و انتظار در چشمش بود

در کوفه‌ی بی‌وفا صبوری می‌کرد

با آن‌که همیشه خار در چشمش بود

***

شد تنگ غروب و بر دلم آه نشست

در دامن شب ستاره با ماه نشست

شیون ز کبوتران چاهی برخاست

فریاد تو وقتی به دل چاه نشست

***

برخاست، که عزم و استواری این است

بنشست، که صبر و بردباری این است

ذکر لب او «فُزتُ و رَبِّ الکعبه» است

در حال سجود، رستگاری این است

***

در چشم من آئینه علی، آب علی‌ست

مهتاب علی، مهر جهانتاب علی‌ست

خون سر او، کنار سجّاده نوشت

«مظلوم‌ترین شهیدِ محراب علی‌ست»

***

دریا بود و گهر به ساحل می‌داد

انگشتری خویش به سائل می‌داد

از کیسه‌ی نان خشک می‌کرد افطار

از کاسه‌ی شیر خود به قاتل می‌داد

***

گفتند: که پیش از عدم آمد به وجود

آن صدرنشین مسند غیب و شهود

یک روز طلوع کرد از کعبه‌ی عشق

یک روز غروب کرد در حال سجود

***

ای روح کرم که مظهر احسانی

«آنی» که اشاره کرد «حافظ» آنی

خورشیدی و ذرّه پروری آیینت

آیینه‌ی «هَل اَتی عَلَی الاِنسانی»

***

ای نام تو «دافِعُ النِّقَم» یا مولا

وی یاد تو «سابغُ النّعَم» یا مولا

ای چشم خدا، گوشه‌ی چشمی، که گرفت

آیینه‌ی دل، غبارِ غم یا مولا

***

مطلوب تمام اولیاء مطلب اوست

آیات توکّل و رضا بر لب اوست

رایات قیام و صلح و صبر و ایثار

بر دوش حسین و حسن و زینب اوست



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1396/03/25

امیر المومنین(ع)-شهادت


در ظلمت جهل، نور مهتاب علی است

مصداق رکوع و سجده ی ناب علی است

در شام اگر چه بی نمازش خواندند

مظلوم ترین شهید محراب علی است



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1396/03/25

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


از نگاه پسرت سمتِ سرت ریخت دلم

دست تو سرد شد و چشم ترت ریخت دلم

از سخنهای طبیبی که تو را کرد جواب

از نگاه همه در دور و برت ریخت دلم

مادرم فاطمه را در نظرت می بینم

ریخت از فرق تو خونِ جگرت ریخت دلم

دست عباس سپردی همۀ ما را بعد

از نگاه تو به دست قمرت ریخت دلم

نفس من به نفسهای تو بند است پدر

از نفسهای کم و مختصرت  ریخت دلم

سمتِ کوچه نظرم جلب شد و آنجا ، با

دیدنِ جمعیتِ پشت درت ریخت دلم

رخ مهتابیِ تو روز مرا چون شب کرد

خون فرق سر تو خون به دل زینب کرد

این غم آنست که یک روزه مرا پیر کند

کیست تا حال منِ غمزده تفسیر کند

بس که این زخم عمیق است و ز تو خون رفته

شیر هم سخت ، بعید است که تأثیر کند

کاش می مُردم و این گونه نمی دیدم که

رنگ رخسار تو  هر ثانیه تغییر کند

پشت در گفت یتیمی که مگر سابقه داشت

بی غذا باشم و خرمای علی دیر کند

رحمت حق به دو چشمی که به قصد قربت

گریه بر غربت این زخمیِ شمشیر کند

کاش پیک اجل این بار کند صرف نظر

لااقل کاش کمی هم شده تأخیر کند

کاش فکری تو به حال دل و آهم بکنی

چشم خود باز کنی باز نگاهم بکنی

ظاهراً زخم ، عمیق است و شفا نیست که نیست

سرِ مُنشق شده را هیچ دوا نیست که نیست

می روی بعدِ تو شاید که بفهمد کوفه

هیچ کس مرد تر از شیر خدا نیست که نیست

کیسۀ نان و رطب هم به تو می ریزد اشک

که گرسنه است یتیمیّ و غذا نیست که نیست

کوفه نشناخت تو را بعدِ نبودِ تو چه سود

پشت در جمع شده مَردُم و جا نیست که نیست

داغ تو داغ بزرگیست که تا آخر عمر

مرهمی بر جگر خستۀ ما نیست که نیست

با اشاره به من  و تشنه لبت فهماندی

هیچ داغی چو غم کرببلا نیست که نیست

چشم تو ماتِ ابالفضل شد و ماتِ حسین

روضه خواندی دمِ رفتن به مصیباتِ حسین

وای اگر کرببلا ختم به گودال شود

سیلی شمر و سنان قسمت اطفال شود

وای اگر کار به غارت بکشد وای اگر

باز از پای زنان زینت و خلخال شود

وای اگر سید و سالار شهیدان روی خاک

آنقَدَر خون زتنش رفته و بی حال شود

وای اگر پیکر بی جان تمام شهدا

زیر پا داخل گودال لگد مال شود

وای اگر باز شود پای عدو سمت حرم

یک دقیقه ز غمش بیشتر از سال شود

وای اگر نیزه و شمشیر خورَد از چپ و راست

تا پرستوی حرم بی پر و بی بال شود

وای اگر اینکه جدا از بدنش سر گردد

با نوک چکمۀ ملعون بدنش بر گردد 



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1396/03/25

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


دلت هوای اجل کرده نیمه جانی تو

در انتظار و هوایی آسمانی تو

بیا بگیر ز اسم خودت مدد ، برخیز

هنوز هم که هنوز است ، پهلوانی تو

امان ازین همه غربت به تازگی مَردم

شده است باورشان که نمازخوانی تو

چه قدر دل نگرانی برای قاتل خود

فدای این همه لطفت ، چه مهربانی تو

گرفته صبر مرا  ، رنگ چهرۀ زردت

بهار من چه شده زخمیِ خزانی تو

دوباره فاطمه یا فاطمه است روی لبت

به یاد محسن و مادر چه بی امانی تو

سر شکسته نکرده است رو به قبله تو را

شهید روضه زهرای قد کمانی تو

شبیه مادرمان فاطمه دم رفتن

برای پیکر صد پاره روضه خوانی تو

امان از آن سر بر نیزه ، وای از گودال

امان ز کوفه و زینب ، اگر نمانی تو 



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1396/03/25

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


یک شب دگر تو منتظرم باش، فاطمه

مَرهم برای زخم سرم باش، فاطمه

یک عمر، انتظار تو را میکشم بس است

هجرانِ روزگار تو را میکشم بس است

از سینهٔ شکستهٔ تو سینه اَم پُر است

از بازوان خستهٔ تو سینه اَم پُر است

آری شنیدنیست، غم اینچنینی اَم

طولانی است قصهٔ خانه نشینی اَم

می آیم و نگفتنی اَت را بمن بگو

آن قصهٔ شنیدنی اَت را بمن بگو

من مانده ام هنوز، از آن رو گرفتنَت

وای از زمانِ دست به پهلو گرفتنَت

ایکاش حرفی از در و دیوار میزدی

یکذّره حرف، از نوک مسمار میزدی

غیر از وصیتت، به شبِ رفتنَت به من

چیزی نگفتی عاقبت از محسنت به من

صد ماجرا و اینهمه تُوداری، ای دریغ!

رفتی تو با تمام گرفتاری، ای دریغ!

یادم نرفته آخرِ خط، گفتی یاعلی

بودی بخون و خاک و فقط، گفتی یاعلی

حالا علی بسوی تو پرواز میکند

عقده ز استخوانِ گلو باز میکند

گویا هنوز منتظرِ من نشسته ای

من با سرِ شکسته، تو پهلو شکسته ای

تازه حسن مصیبتش آغاز میشود

کم کم صدای غربتش آغاز میشود

دارد حسین، زمزمهٔ کربلا به لب

زینب صبور، در همه غمهاست روز و شب

میبینم آن زمان که سرم، جنگ میشود

دامانِ اهل کوفه پُر از سنگ میشود

وای از شکستنِ سرِ زینب، ز سنگ بام

وای از غم غریبیِ زینب، به شهر شام



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1396/03/25

شب قدر-شب جمعه


شب جمعه دل ما گفت علی گفت حسین

رو به درگاه خدا گفت علی گفت حسین

از همه رانده شده چشم بر این در دارد

بنده ای غرق خطا گفت علی گفت حسین

این شب جمعه؛ شب قدر؛ شب توبه ی ماست

دل ما بین دعا گفت علی گفت حسین

پر زد از صحن نجف محضر شش گوشه ی شاه

هر دل غمزده تا گفت علی گفت حسین

روزه ام نذر پدر روضه ی من خرج پسر

غم جدا غصه جدا گفت علی گفت حسین

دل قرآن به سرم با دم سلطان نجف

کنج ایوانِ طلا گفت علی گفت حسین

اربعین پای برهنه زائر از خاک نجف

تا خود کرببلا گفت علی گفت حسین

مهدی فاطمه از توبه ی او راضی شد

هر که در نزد رضا گفت علی گفت حسین

من و سرمایه ی عمرم که دل دربه دری ست

تو و لبخند رضایت "چه مبارک سحری ست"



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

مناجات با خدا


عبدی که بود پست و هوسران تر از همه

برگشته سر به زیر، پشیمان تر از همه

از خود فرار کرده غلام فراری ات

سوی تو بازگشته گریزان تر از همه

یا که مرا مقابل این خوب ها بزن

یا که مرا ببخش نمایان تر از همه

از روی جهل، حال خوشی را که داشتم

بر معصیت فروختم ارزان تر از همه

وقتی سلاح اشکِ مرا غفلتم گرفت

ماندم میان معرکه حیران تر از همه

غیر از تو ای کریم کسی می خرد مگر؟!

آن را که بی بها شد و ویران تر از همه

من ناامید نیستم از لطف و رحمتت

هستم اگر چه بی سر و سامان تر از همه

خواهی گرفت روز حساب و کتاب خلق

بر نوکران فاطمه آسان تر از همه

دلبسته ام به لطف کریمان، در این میان

بر رحمت حسین فراوان تر از همه

بالای تل زینبیه آه می کشید

اُخت الحسین پاره گریبان تر از همه

بر نیزه تکیه داد ولی باز نیزه خورد

شاهی که بود زخمی و عطشان تر از همه



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

بصیرت انفلابی


هم ذکر مدافع حرم یا زینب

هم نقش نگین رهبرم  یا زینب

این زنگ خطر برای تکفیری هاست

رمز شب حمله پشت هم یا زینب



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1396/03/25

مناجات با خدا


عیب این است دگر بال و پری نیست که نیست

سحر و نافله و چشم تری نیست که نیست

در من خسته پس از این همه سال آزادی

حال جز توبه شکستن هنری نیست که نیست

چشم ها هرز شد از بس که تنزل کردند

اه،در چشم،حیا و حذری نیست که نیست

من به هر در که زدم رو به دلم باز نشد

جز در مرحمتت حال دری نیست که نیست

جز همین روضه،همین اشک،همین لحظه ناب

در جهان هیچ کجایش خبری نیست که نیست

روزه بودم،اثر روضه مرا پاک نمود

که بجز اشک دوای دگری نیست که نیست

بعد یک گریه بارانی عاشورایی

از سیاهی گناهم اثری نیست که نیست

خواهرش جانب گودال دوید و میدید

بر تن زخمی ارباب سری نیست که نیست



موضوع : مناجات با خـدا، 

امیر المومنین(ع)-مدح


وا نشد جبریل اگر سمت نجف بال و پرش

بهتر آنکه بر زمین جاری شود خاکسترش

خوش به حال آن کبوتر بچه ای که تا سحر

میپرد از صحن ایوانش به صحن دیگرش

داستان سنگ و زر یعنى که ما و فضه اش

قصه شاه و گدا یعنى که ما و قنبرش

در مقام آخریت بود ، دیدند اولش

در مقام اولیت بود ، دیدند آخرش

خاک را گل میکند گل را خلائق میکند

نیست هرکه خلق مولا خاک عالم برسرش

اینهم از ظرفیت دنیاى بى ظرفیت است

هرکه او را میپرستد مینویسد کافرش

با على یکتاپرستم, ورنه میخواهم چکار

آن خدایى را که این آقا نباشد مظهرش

آرزوى مرگ کردن چاره ى کارش بود

سائلی که دست خالى میرود از محضرش

چهارده قرن است دارد رزق ما را میدهد

با همان یک مرتبه بخشیدن انگشترش

آه...ظلمت آه...ظلمت آه..ظلمت میشود

واى اگر خورشید را روزى براند از درش

مرتضى یعنى قسیم النار والجنة ، ولى

هست معیارش در این تقسیم حب همسرش

تازه کعبه آبرویی یافت و قیمت گرفت

همچنانی که صدف قیمت گرفت از گوهرش

از در کعبه نرفت و بر در کعبه نرفت

چونکه باید بعد ازین کعبه بیاید بر درش

خاک یا خاکسترش کن مصحفی را که در آن

آیه ی"الیوم اکملت"نباشد محورش

*مبعث ختم رسل ترویج حب حیدر است

تا دهد نشر ولایت حق کند پیغمبرش*

به خودش كه جای خود ، حتی به خاك پاش هم

هر کسی شک میکند شک میکنم به مادرش

کور دلها احمقند ، احمق چه میفهمد علی

جان احمد بود که خوابید بین بسترش

**

جز علی و فاطمه دیگر ندیده روزگار

اینقدر شرمنده باشد همسری از همسرش

 



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
سه شنبه 1396/03/23

امیر المومنین(ع)-مدح در ماه مبارک


قلّۀ ماه مبارک،لَیلةُ القَدرِ نبی است

فاتحِ قلّه یقیناً،لَیلةُ البَدرِ علی است

روح و جانِ لیلةُ القدرِ نبی هم،فاطمه ست

علت پیروزیِ بدرِ علی هم،فاطمه ست

این شب بدرِ علی،این باده،جام کوثر است

ذکر زهرا،یاامیرَالمؤمنین یا حیدر است

چیست طوفانی که آمد در شب بدرِ علی

این همان ذکری که شد ذکرِ شب قدر علی

ذکر یازهرا و یاحیدر به لبهای مَلک

چون نسیمی می وَزد از اهلِ جنت بر فلک

اَصلُها ثابت حکایت کرد، ریشه با علیست

بدر ثابت کرد،نصرت چون همیشه با علیست

چون علی را دید،پیغمبر به دوشش،مَشکها

همچو باران ریخت،از شوقش،به رویَش،اشکها

یادم آمد روضه ای،از اشکِ ساقیِ حسین

مشکِ ساقیِ پیمبر،مشکِ ساقیِ حسین

نصرت حیدر کجا و نینوا، عباس،آه

بَدریون سیراب اما کربلا، عباس،آه

کودکان در خیمه میگویند ساقی! اَلعطش

بهر اصغر آب میجویند، ساقی! اَلعطش

تشنه لب طفل رباب و وای از قحطیِ آب

آب، نایاب و عتاب و وای از قحطیِ آب

چشمِ سالار حرم را دور دیدند،کوفیان

پس بساط بغضِ خود را جور دیدند،کوفیان

بغضِ روز بدر آمد،دستها سیلی شدند

کینۀ دیرینه آمد،چهره ها نیلی شدند



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)، بعد از شهادت امام علی(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 6 )    1   2   3   4   5   6   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء