حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1396/07/27

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


سجده بر خاک حسین سجدۀ اعلای خداست

چون که خاک حرمش خاک کف پای خداست

هر که مجنون حسین است خوشا بر حالش

چون که لیلای دلش لیلی لیلای خداست

مِهر اغیار حرام است ورودش در دل

چون دل عاشق ارباب فقط جای خداست

با همه معرفتم عرض کنم، در عالم

خون او جلوه مشهود ز ابقای خداست

گوشۀ نامه اعمال غلامان حسین

بهر تائید به هر صفحه ای امضای خداست

نوکرش روز جزا غصه ندارد زیرا

مورد مرحمت از جانب زهرای خداست

نه منا و عرفات و نه زمین کعبه

که فقط کرب بلا عرش معلّای خداست

با خط خون بنویسید به روی کفنم

گریه بر غربت او پایه و مبنای خداست

هر که بر نیزه سرش دیده شهادت داده

نور پیشانی او جلوه ی سیمای خداست

چشم او خیره چو می گشت به چشم زینب

همه گفتند که او محو تماشای خداست

آهی از سینه کشید و همه عالم سوخت

آن جگر سوخته که عصمت کبرای خداست



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1396/07/27

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


بیا  که  اشک  بریزیم  در  حسینیه

که خیمه گاه حسین است هرحسینیه

به احتضار که افتادم آن دم آخر

به هیچ جا نبریدم مگر حسینیه

اگر سوال بپرسند که کجا رفتی؟

دهم جواب چنین ، بیشتر حسینیه

به کربلاش نرفتم ولی تمامی سال

شدم مقیم شب و روز در حسینیه

هنوز خاطر من هست آن شبی را که

گرفت دستم و بردم پدر حسینیه

اگر به ماست تمام اراضی کشور

خدا کند که شود سر به سر حسینیه



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1396/07/27

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


از من نخواه با تو نباشم دقیقه ای

دق می کنم بدون محرّم دقیقه ای

بگذار کنج روضه کنارت نفس زنم

شادی همیشه هست ولی غم دقیقه ای

من حاضرم که هستی خود را عوض کنم

با سایه سار بیرق و پرچم دقیقه ای

واللهِ یا حسین ، برابر نمی شود

شش گوشه ی تو با همه عالم دقیقه ای

اصلا چه می شود که بخوانی کنار خود

مثل زهیرِ خسته، مراهم دقیقه ای

(جانانی و اشاره ی جانانم آرزوست)

ما را کنید مُحرم و مَحرم دقیقه ای

بر باد رفت زحمت بازوی فاطمه

کنج تنور گیسوی درهم ... دقیقه ای



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1396/07/27

 در پی یاوه گویی های ترامپ 


در بستر کاخ سفیدش...در ایالاتش

در پشت درب بسته و تاریک می خوابد

خواب پریزیدنت آشفته است هر شب،چون

با ترس " موشک های بالستیک" می خوابد

 

وقتی سپاه نور در راه است باید هم

کابوس فرعون آبهای نیلگون باشد

از بردن نام خلیج فارس می ترسد

ناوی که همواره شناور روی خون باشد

 

رقاص ها با چشم خود دیدند با شمشیر

تاجرمآب موی زردی را که شیطان شد

او که خودش حامی سرسخت تروریسم است

در فکر تحریم سپاه پاسداران شد

 

بانو"ایوانکا" دستیار ویژه بابا!

چشم ملک های سعودی بوده دنبالت!

در منطقه هستیم نگذاریم مثل تو

ناموس بی حرمت شود با بدترین حالت

 

ما یار مظلومیم نه ضدبشر...یعنی

آزاده ایم این وصله ها بر ما نمی چسبد

ما با سپاه اربعین در صحنه می آییم

 بی انتقام از دشمنان دنیا نمی چسبد



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
یکشنبه 1396/07/23

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس

 

یکبار به عشق بند کردند مرا

صدبار نیازمند کردند مرا

زیر علم عزا که رفتم دیدم

از روی زمین بلند کردند مرا

 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1396/07/23

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


چه اضطراب و چه باکى ز آفتاب قیامت

که زیر سایه این خیمه کرده ایم اقامت

شفیع گریه کنانش ائمه اند یکایک

به این دلیل که جمع است در حسین امامت

کسى که آه ندارد چه سود آه خجالت

کسى که اشک ندارد چه سود اشک ندامت

چه نعمتی است نشستن میان مجلس روضه

که جبرییل در آنجا فکنده رحل اقامت

کسى که بارعلم را به شانه اش نکشیده ست

بعید نیست بمیرد به زیر بار ملامت

کسى که در پى کار حسین نیست, محال است

که پشت سر بگذارد صراط را به سلامت

""کسی که اسم حسین را شنید و اشک نبارید

ز دوستی چه نشانی زشیعگی چه علامت

کسی که در کفنش تربت حسین نباشد

چه خاک بر سر خود میکند به روز قیامت

کسی که قبر حسین را ندید و رفت زدنیا

به نزد فاطمه ریزد زدیده اشک ندامت""

به روزحشر که جمله فقیر وکاسه بدستند

خدا به زائر تو میدهد مقام زعامت

غبار خاک عزاى تو را که بر سر ما شد

برابرش نکنم با هزار تاج کرامت

چه نابجاست به وصف شهادت تو شهادت

چه نارواست به وصف شهامت تو شهامت

پس از قیامت عظمای تو به دشت غریبی

خدا قیامت خود را سند زده ست به نامت



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


من سلاحم گریه و با گریه طوفان می کنم

سنگ را حتی به وقت گریه ، گریان می کنم

مثل زهرا مادرم ، مثل رقیه خواهرم

دودمان ظلم را با اشک ویران می کنم

زندگانی مرگ تدریجی است بعد از کربلا

کنج غربت درد را با درد درمان می کنم

بی اراده ذکر لب عجل وفاتی می شود

هر زمان که یاد از شام غریبان می کنم

گاه یاد قاسم و گاهی به یاد اکبرم

هر زمان که قصد رفتن بر گلستان می کنم

حرمله داد مرا بدجور در آورده است

تا توانم لعن بر آن نامسلمان می کنم

هر کجا که حرف "کفن و دفن" آید در میان

بی اراده یادی از آن جسم عریان می کنم

تا صدای قاری قرآن به گوشم می رسد

یاد از آن مجلس و آن چوب و دندان می کنم

خواهرم آن شب جلوی چشم من دق مرگ شد

شرم از آن ماجرای کنج ویران می کنم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
یکشنبه 1396/07/23

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


لبریز کن از عشقِ خودت جانم را

پر کن زِ کرم همیشه دستانم را

از سفره بگیر نان شب را اما

در روضه نگیر اشک چشمانم را!



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1396/07/23

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


به غیر ماتم تو ماتمی ندارد دل

اگر تو باب نجاتی غمی ندارد دل

هوای مملکت سینه ام هوای شماست

چرا که غیر شما محرمی ندارد دل

دمم حسین ولی بازدم حسن جان است

به غیر این دو دمه که دمی ندارد دل

به یاد زخم تن تو اگر نریزد اشک

برای زخم خودش مرهمی ندارد دل

به غیر پرچم "لبّیک یا ابالاحرار"

به روی شانه ی خود پرچمی ندارد دل

به غیر مجلس ذکر حسین ع انصافاً

هوای محفل دورهمی ندارد دل

بیا و باز دل خسته را هوایی کن

دلم شکسته مرا نیز کربلایی کن



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1396/07/23

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


در ماتم تو خرد و کلان گریه میکند

یعنی برای تو همگان گریه میکنند

اصلا برای تشنگی کودکان توست

این ابرها که فصل خزان گریه میکنند

از طفل شیر خواره در آغوش مادران

تا پیرهای مثل کمان گریه میکنند

حی علی العزا که زمین خورد اکبرت

هفت آسمان به بانگ اذان گریه میکنند

روضه رسیده است به معجر ، به خواهرت

مردان شیعه لطمه زنان گریه میکنند

مردان شیعه موی کنان ضجه میزنند

مثل زنان مرده جوان گریه میکنند

از مادران خود به خدا ارث برده اند

اینگونه در نهان و عیان گریه میکنند

عصر است بچه های حرم دور عمه ها

آرام , آستین به دهان گریه میکنند

ناله کنند پاسخشان تازیانه است

بااین وجود در خفقان گریه میکنند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1396/07/23

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام


پس از بوسیدنت حالا تورا تنها بغل کرده

تو را با اشک ، خواهر بین این تن ها بغل کرده

برای آسمان کافیست این دردی که می بیند

تو را دستان گرم پهنه ی صحرا بغل کرده

میان نخلها افتاده از پیکر جدا دستی

که مشکی را کنار قامت سقا بغل کرده

ولیکن اکبر این زیبا جوان اربا اربا را

تمام دشت جای مادرش لیلا بغل کرده

نمی ترسم بیافتد از سر نی سر , که می دانم

سرت را بر سر نی حضرت زهرا بغل کرده

«الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها»

وتشتی که خم میخانه را یکجا بغل کرده

سرت در دامن دردانه و دلشوره ی خواهر

بیا سر را رها کن عمه جان . . . اما بغل کرده



موضوع : در مسیر کوفه و شام، 
یکشنبه 1396/07/23

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


گلیم خاکی دل را خودش تکان داده

خودش مسیر حسینیه را نشان داده

همیشه دعوتمان می کند و این یعنی

برای توبه دوباره به ما زمان داده

یکی به روضه و جمعی به اشک مشغولند

و او حواله ی جنت در این میان داده

بهشت در عوض قطره ای نمک آلود؟

نشد معامله اینکه، به رایگان داده

هوای شرب طهورا نمی کنیم آخر

حسین چائی روضه به خوردمان داده

به یک سلام، ثواب زیارت حرمش

به نوکران خود از لطف بیکران داده

گدا طلب نکند هم کریم می بخشد

تکان نخورده لب حر به او امان داده

خوشا بحال حبیب آنقدر که عاشق بود

به راه عشق حبیبش دوبار جان داده

پدر به حال رکوع و پسر به خاک خضوع

پدر هر آنچه که داده پسر همان داده

غروب سرخ و گلو سرخ و در همان حالت

عقیق سرخ یمانی به ساربان داده... 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1396/07/23

امام حسین(ع)-تنور خولی


نشسته مادری و دست بر کمر دارد

کمک کنید در از این تنور بردارد

هنوز آه کشیدن برایِ او سخت است

هنوز پهلویِ او دردِ مختصر دارد

چکید اشکی و آمد صدایی و فهمید

تنورِ سرد کمی خاکِ شعله‌ور دارد

کشید شانه‌ای و گفت شانه هم مادر

برای زُلفِ گره خورده دردسر دارد

تو را به معجرِ خود پاک میکنم اما

چقدر کُنجِ لبت لخته‌یِ جگر دارد

هنوز جای تَرَکهای تشنگی پیداست

هنوز رویِ لبت زخمهایِ تر دارد

از این به بعد گلویت نمی‌چکد از نِی

به بند آمدنش شعله هم اثر دارد

به رویِ دامن من تا به صبح مهمان باش

که میزبانِ تو امروز طَشتِ زَر دارد 



موضوع : تنور خولی ملعون، 
یکشنبه 1396/07/23

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام


نابود کن خباثتِ اهلِ نفاق را

بر هم بزن نمایشِ پاییزِ باغ را

با آتشِ کلامِ علی‌گونه‌ات بیا

روشن نما برای پس از خود، چراغ را

برخیز و از مصیبتِ لب‌تشنگان بگو

بگذار حس کنند همه اتفاق را

بگذار حس کنند همه عمقِ درد را

دور از حسین بودن و فصلِ فراق را

«آن سر که بود زینت دوش نبی مدام»

از او بگیر بر روی نیزه سراغ را

باور نمی‌کنیم که یک زن... نه شیرزن

رسوا کند تمامی شام و عراق را

ما گریه می‌کنیم، ولی قدرِ ذره‌ای

هرگز نمی‌شود که بفهمیم داغ را



موضوع : در مسیر کوفه و شام، 
یکشنبه 1396/07/23

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام


پای نی، دیدن حال سر تو پیرم کرد

روی نی وضعیت حنجر تو پیرم کرد

در مسیری که سرت را همه با سنگ زدند

پیری زودرس دختر تو پیرم کرد



موضوع : در مسیر کوفه و شام، 
یکشنبه 1396/07/23

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام


باز امشب بغضمان را در گلو کردند وای

دشمنانت قلبمان را زیر و رو کردند وای

با لب تشنه به روی خاک داغِ کربلا

خنجری را در گلوی تو فرو کردند وای

داخل گودال پیش چشم زهرا مادرت

من بمیرم که چها با آن گلو کردند وای

بوسه گاهِ زینبت را خنجری کاری نشد

با نوک چکمه تنت را پشت و رو کردند وای

خاک عالم بر سرم وقت نمازِ عصر خویش

نا مسلمانان به خون تو وضو کردند وای

بهر پیدا کردن ششماهه ات با نیزه ها

خاکِ پشتِ خیمه ها را جستجو کردند وای

تا سرِ پاکت جدا شد شامیان و کوفیان

در حرم ، سمتِ نوامیسِ تو ، رو کردند وای

عرش حق لرزید وقتی که رباب خسته را

با سرِ ششماهه بر نی ، روبرو کردند وای

از همه جانسوز تر اینکه جلوی کودکان

سنگباران روی نی رأسِ عمو کردند وای

از خدایم خواستم این جمله ام باشد دروغ

روی شاخه رأست آویزان زِ مو ، کردند وای

داخل بازارِ بَرده ، بر سرِ ناموسِ تو

با یهودیهای شامی گفتگو کردند وای

حضرت سجاد و زینب داخل بازار شام

شک ندارم مرگشان را آرزو کردند وای



موضوع : در مسیر کوفه و شام، 
یکشنبه 1396/07/23

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام


تو رفتی کربلا روی سرم یکباره ویران شد

خودم دیدم ز روی تل که جسمت سنگباران شد

بهای کُشتنت گردید سهمِ نیزه داران و

ولی انگشترت دیدم که سهم ساربانان شد

هجوم آورد لشگر سمت گودال و خودم دیدم

عمامه قسمت این و عبایت قسمت آن شد

خودِ تو سوختی در زیر تیغ آفتاب اما

در آتش خیمه هایت سوخت و با خاک یکسان شد

نداری کهنه پیراهن به تن حتی برادر جان

بمیرد خواهرت زینب تنت بدجور عریان شد

بمیرم من برای غربتت ای یوسف زهرا

که تن پوشت عزیزم خار و خاشاک بیابان شد

تنت عریان شد اما هست جای شکر آن باقی

که زیر نیزه و تیرِ شکسته باز پنهان شد

کجا کارم کشیده ، ای علمدار از روی نیزه

ببین شمر ابن ذی الجوشن برای ما رجز خوان شد

علمدارم که بود از گل کسی کمتر نگفت اما

پس از او تازیانه آشنا با جسم طفلان شد

به سمت علقمه رو کردم و گفتم به زیر لب

برادر پرچمت افتاد و سیلی زن ، فراوان شد



موضوع : در مسیر کوفه و شام، 

امام سجاد(ع)-شهادت


ای پسرِ نورِ نبوّت سلام

ای ششمین قله‌ی عصمت سلام

صاحبِ ما ، صاحبِ ایران تویی

روحِ خدا ، جوهرِ ایمان تویی

سرو و سپیدارِ چمن کیست؟ تو

وارث و دامادِ حسن کیست؟ تو

چشمِ امیدِ همه افتاده ها

آبرویِ گلشنِ سجاده ها

گوش به حرفِ تو نشسته خدا

روحِ دعا زمزمه‌ی ربنا

سجده‌ی تو جلوه‌ی معراج توست

پینه‌ی پیشانی تو تاجِ توست

خیلِ ملائک همه شاگردِ تو

غرق طواف اند همه گردِ تو

مستِ دعای تو شده جبرئیل

تشنه‌ی لبهات شده سلسبیل

زنده به پیغام تو شد کربلا

وارث و پیغمبرِ خون خدا

خطبه ی تو زنگِ جهادِ تو شد

اشکِ تو همسنگِ جهادِ تو شد

اجرِ تو هم سنگِ در و بام شد

روزِ دهم ختم شد و شام شد

زهر چهل سال در این جام بود

سخت تر از کرب و بلا شام بود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


آزار دیدم

خود را میان معرکه بیمار دیدم

در خیمه بودم

هفت آسمان را برسرم آوار دیدم

در بین گودال

آیینۀ جسم پدر را تار دیدم

بابای خود را

دربین یک لشکر بدون یار دیدم

اینها بماند

از شام دیدم هرچه من آزار دیدم

شبهای بسیار

در بین صحرا عمه را بیدار دیدم

صد بار مردم

وقتی به پای خواهرانم خار دیدم

ای وای از شام

گهواره را در بین یک بازار دیدم

بزم شراب و...

بی حرمتی در مجلس اغیار دیدم

نامحرمان را

نزدیک محرم های خود بسیار دیدم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


منت از این خانواده هر کسی بهتر کشید

درد طعنه از زبان این و آن کمتر کشید

تا درِ این خانه باشم آبرویم میدهند

در به در شد هرکسی که دست از دلبر کشید

باده ی هر ساغری قطعا نمی سازد به من

ساقی من باده را از چشمه ی کوثر کشید

به خود من بود اگر از روضه غافل میشدم

مادرش _روحی فداها_ کار از این نوکر کشید

باز دارند از حسینیه غنیمت میبرند

هرکه آمد این سیاهی را به چشم تر کشید

فقر یعنی سینه ای خالی از عشق اهل بیت

عاشق ارباب دست از کیسه های زر کشید

جام اشک این دو ماهه دست بی بی زینب است

خوشبحال هر کسی آمد و آن را سر کشید

هم بزرگ و کوچک و هم اوسط اینها علی ست

ذکر هو باید به عشق این همه حیدر کشید

مرغ دل یک بام دارد دو هوا ، این روزها

باید از کرببلا سوی مدینه پر کشید

**

گریه کرد و آه سردی از دل مضطر کشید

آن که با انگشت زخمی لاله ای پرپر کشید

کوچه کوچه شهر پیغمبر سراسر ناله شد

تا شهید زنده ی زینب، عبا بر سر کشید

روضه یعنی بعد روز واقعه با دست خود

نیزه ها را یک به یک از پهلوی اکبر کشید

روضه یعنی که عموی خوش قد و بالاش را

 تکه تکه مثل طفل کوچکی در بر کشید

از خجالت آب شد در پیش چشمان رباب

هر زمانی که گریزش به لب اصغر کشید

روضه یعنی اینکه این آقا به چشمش دیده است

بی حیا دشداشه اش را تا زد و خنجر کشید

بعد از این در روضه اش قافیه کم می آورد

او پدر را از دل گودال خون بیرون کشید

روضه ام امشب اگر مکشوفه شد شرمنده ام

او خودش مرثیه هایم را به خاک و خون کشید

روضه یعنی دست های ناتوانش بین راه

خارها از دست و پای زخمی خواهر کشید

 روضه یعنی هرقدم در پیش چشمان ترش

دست شومی از سر آیینه ای معجر کشید

روضه یعنی روضه های ناتمام محفلش

باز هم مرثیه هایش به شبی دیگر کشید

رشته کوه درد و  غم را مثل زخم کهنه ای

روی دوش خسته اش تا لحظه ی آخر کشید

مو کنان ، مویه کنان بر سینه و سر میزنیم

یک علیِ دیگر از این خانواده پر کشید 



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


تا اشک هست در بصرم گریه می کنم

با این توان مختصرم گریه می کنم

تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم

با خون مانده بر جگرم گریه می کنم

رنگم زمان دیدن مذبوح می پرد

یا لحظه ای که طفل گلوبند می خرد

یا مادری که کودک شش ماهه می برد

با هر چه هست دور و برم گریه می کنم

روح صحیفه پر شده از گریه کردنم

خمس عشر، بهانه شده بهر شیونم

گاهی گریز بین ابوحمزه می زنم

بین نوافل سحرم گریه می کنم

از خنده های حرمله زجری کشیده ام

من که عقیله را سر بازار دیده ام

بر دردهای عمه ی قامت خمیده ام

بر غربت بزرگ حرم گریه می کنم

ناموس خود به ناقه ی عریان که دیده است؟

آتش میان زلف پریشان که دیده است؟

افتادن قطار اسیران که دیده است؟

عمری است با غم سفرم گریه می کنم

باید چه کرد بین گلو آه و ناله را

زخم عمیق پهلو و بازوی لاله را

خیلی زدند خواهر من را، سه ساله را

یاد رقیه با پسرم گریه می کنم

وقتی عقیله وارد بزم شراب شد

وقتی که خواهرم به کنیزی خطاب شد

روی سرم تمام زمانه خراب شد

بر خاک ریخته به سرم گریه می کنم

یادم نمی رود پدرم را پیاده بود

هر طور بود روی دو پا ایستاده بود

بر نیزه ی غریبی خود تکیه داده بود

بر حال غربت پدرم گریه می کنم

عمامه اش به خاک لگد مال مانده بود

خیلی غریب در ته گودال مانده بود

با کام تشنه، زخمی و بی حال مانده بود

از اوج روضه با خبرم، گریه می کنم

بالم زمان پا شدنم تیر می کشد

از داغ زهر کل تنم تیر می کشد

حالا که تشنه ام... بدنم تیر می کشد...

... یاد عموی تشنه ترم گریه می کنم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


من از دیارِ غم و روزگار بارانم

من از اهالی اشک و تبار بارانم

کسی نمانده برایم غریب می‌میرم

کسی نمانده بگویم چقدر دلگیرم

کسی نمانده بسوزم که عقده وا گردد

کسی نمانده زِ قلبم غمی جدا گردد

قسم به سرخی چشمم  به گرمیِ آهم

نرفته از نظرم خاطراتِ جانکاهم

چگونه با که بگویم غروب غمگین است

غمی که مانده به دوشم چقدر سنگین است

من اشک بی کسی خیمه‌گاه را دیدم

میان خیمه ولی قتلگاه را دیدم

که ذوالجناح پُر از خون ولی سواری نیست

به جای جایِ تو غیر زخم کاری نیست

حرامیان همه بر گِرد پیکرش بودند

تمام نیزه به‌دوشان پِیِ‌سرش بودند

به یک طرف به جگر شعله خواهرش می‌زد

به یک طرف به سر و سینه مادرش می‌زد

چگونه با که بگویم غروب را دیدم

به روی نیزه سری از بدن جدا دیدم

صدای هلهله‌ها تا به گوش ما آمد

صدای حرمله از پشت خیمه ها آمد

به پشت خیمه نوک نیزه ای زمین می‌خورد

کسی به خنده سرِ کوچکی به نِی می‌برد

حرامیان نه فقط گاهواره می‌بُردند

لباس را زِ تَنی پاره‌ پاره می‌بُردند

به رویِ دوش همه تازیانه می‌آمد

زِ گوشهای همه گوشواره می‌بُردند

درونِ خیمه زمین‌گیر بودم اما سوخت

تمامِ بستر من با خیام یکجا سوخت

زِ داغ تاول آتش صدای ما می‌سوخت

میان شعله سر و دست و پای ما می‌سوخت

چگونه با که بگویم حکایتِ سر را

حکایت عطش و خیزران و پیکر را

زمان غارت ما بود و خنده‌ی دشمن

که دید چشم غریبم دو چشم خواهر را

نمی‌رود زِ خیالم دَمی که می‌دیدم

به سمت نیزه ی بابا نگاهِ دختر را

دوید کودکی و یک نفر به دنبالش

گرفت پنجه به زلف و کشید معجر را



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


گفتند کی؟ ناله کردی، الشام الشام الشام

افروخت در خاطراتت، تحقیر و دشنام، الشام

شد ننگ، شد عقده نامش، شرمنده دیوار و بامش

در ذهن هفت آسمان ماند، این نامِ ناکام، الشام

دست دغل بست دستت، شاید ببیند شکستت

تیغی که در راه، اَلتَف، سنگی که بر بام، الشام

شهری که هر کوچه دردی، شهری که هر گوشه داغی

شهری که اهلش شکستند، دل‌های ایتام، الشام

در سینه‌ات درد ای مرد، دستان تو سرد ای مرد

آتش شد اما نگاهت، آرام آرام، الشام ...

... الشام شهر شکسته، الشام با دست بسته

با چوب‌ها پله پله، لرزید هر گام، الشام

گفتی "انا ابن المِنا" وای، گفتی "انا ابن الصفا" وای

هر جمله تیری سه پر بر، کفری بد اندام، الشام

هرچند از خون وضویت، هرچند سر روبرویت

رسوا شد اسلام کافر، یا کفر اسلام، الشام

هرچند زخمی که خوردی، تا غسل و تابوت بردی

هرگز ز یادت نبرده‌ست، تکرار ایام، الشام

نام آور آسمانی، برجاست از تو نشانی

بعد از تو بسیار دیده است، سرباز گمنام، الشام

می‌آید آن صبح آن صبح، می‌آید آن مرد آن مرد

گرد مزار شهامت، می‌بندد احرام، الشام

الشام الشام ناله، الشام بغضی سه ساله

گفتند نی، ناله کردی، الشام الشام الشام



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مدح


سجاده ی اشک تو ، به هر جا باز است

صد جاده به سمت آسمانها باز است

چشمان تو هر روز ، پر از عاشوراست

چون پنجره ای که رو به دریا باز است



موضوع : ولادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


آن شب که آسمان خدا بی ستاره بود

مردی، حضور فاجعه را در نظاره بود

در سوک خیمه های عطش، زار می گریست

مشکی که در کنار تنی پاره پاره بود

سهم کبوتران حرم از حرامیان

بال شکسته، زخم فزون از شماره بود

زخمی که تا همیشه به نای «رباب» ماند

از شور لای لایی یک گاهواره بود

چیزی که برد قافله با خود ز کربلا

چشم به خون نشسته، دلی پرشراره بود

می دوخت چشم حسرت خود را به قتلگاه

انگشتری که همسفر گوشواره بود

راهی که کوچه کوچه به بن بست می رسید

در طول این مسیر فقط راه چاره بود!



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مدح و شهادت


سر خاک کف پای تو یا حضرت سجاد

جان، مست تولّای تو یا حضرت سجاد

دل غرق تجلّای تو یا حضرت سجاد

دست من و اعطای تو یا حضرت سجاد

پرواز دهد ذکر تو تا عرش دعا را

جنت، شنود از نفست بوی خدا را

تو وجه خدا، دست خدا، چشم خدایی

تو روح  دعا، بال دعا، قلب دعایی

تو کعبه و تو زمزم و تو سعی و صفایی

تو مشعر و خیف و عرفاتی و منایی

تا دور تو ای کعبه مقصود نگردند

حجاج، طواف حرم الله نکردند

ای آب بقا، قطره ای از آب وضویت

وی خضر نبی، نخله سبزی، لب جویت

گلبوسه ی جان دو جهان بر گل رویت

ارباب دعا چشم گشودند به سویت

خورشید دو گیتی مه هر انجمنی تو

آئینه زهرا و حسین و حسنی تو

مهر تو همه خیل رسل راست وظیفه

گفتار تو در لوح الهی است لطیفه

بر لعل لبت، بوسه ی آیات شریفه

مصحف، بود از فاطمه و از تو، صحیفه

اول علی از سلسله ی خیرالانامی

چارم ولی حق پدر هشت امامی

تو نور فروزنده ی مصباح هدایی

سر سلسله ی نسل امام شهدایی

و الله تو، پیغامبرِ خون خدایی

همسنگر سرهای ز تن گشته جدایی

هر چند که بر گردن خود، سلسله داری

جا در دل بشکسته ی هر سلسله داری

پرواز کند طایر وحی از چمن تو

شمشیر خدا خطبه ی دشمن شکن تو

افسوس که شد سنگ جواب سخن تو

زنجیر کند گریه به زخم بدن تو

بس گل، که به سر ریخت ز سنگ لب بامت

افسوس که بردند به ویرانه ی شامت

غیر تو که ای یوسف زهرای شهیده

گردیده پیام آور سرهای بریده

جای صلوات از همه دشنام شنیده

خون دلش از حلقه ی زنجیر چکیده؟

گیرم که عدو برد سوی شام خرابت

ای کاش نمی برد سوی بزم شرابت

ای طایر رحمت، ز چه رو بال و پرت سوخت

هر لحظه دل از شعله ی داغ دگرت سوخت

افسوس که در ماه محرّم، جگرت سوخت

از زهر جفا یکسره پا تا به سرت سوخت

یک کرب و بلا سوز، دلت بود به سینه

تا کرب و بلا شد ز غمت شهر مدینه

عمری به دل سوخته ات، سوز نهان بود

خون جگرت، دم به دم از دیده، روان بود

چشمت به عزای شهدا، اشک فشان بود

از کعب نی اَت، بر بدن خسته نشان بود

در غسل تو یاران ز جگر آه کشیدند

بر پیکر پاکت اثر سلسله دیدند

هر شب دل زارم شده، زوّار بقیعت

ای کاش نهم چهره به دیوار بقیعت

چون شمع بسوزم به شب تار بقیعت

خون گریه کنم، لحظه ی دیدار بقیعت

گیرم به دل شب ز دل خاک سراغت

گریم به تو و تربت بی شمع و چراغت

من «میثم» دلسوخته ی زار شمایم

خاک قدم میثم تمّار شمایم

شرمنده که با هیچ، خریدار شمایم

هر چند بدم، عبد گنهکار شمایم

نامم ز ره لطف به خاطر بسپارید

در مصحف صدّیقه ی کبری بنگارید



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


سخت است مردی باشد و خیمه نشین باشد

خاکستر این  ماجرای آتشین باشد

دردی غریبانه تر از این نیست، در بستر

افتاده و آن سو علم روی زمین باشد

دارد می افتد هر نگین بر خاک و او باید

بر روی انگشتر نگینِ آخرین باشد

قربانِ چشمانِ تری که بعد از این هرگز

با سایه و سقفی نمی خواهد عجین باشد

باید درختی سبز از پاییز بر می گشت

تا سایه ای بر داغ های سرخِ دین باشد

دیگر چگونه راست قامت می شود هر کس

در کربلا یک لحظه زین العابدین باشد



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


یک کم از اشک تو در میزان دریا کم نبود

پیش غم های تو غم های دو عالم غم نبود

سر به مُهر کربلا می بُرد در سجاده اش

آن که پیش هیچ کس غیر از خدایش خَم نبود

بعد قرآن در نزول آیه های مُحکَمات

هیچ نطقی در جهان چون خطبه ات مُحکم نبود

پِلک بر هم می زدی کرب و بلا می شد مرور

مقتلی کامل تر از چشمت در این عالم نبود

روضه ی در پرده ات این بود که٬ در طول راه

غیر تو با عمه جانت هیچ کس مَحرَم نبود

گرچه کشتت ذره ذره شمر ،با سَمِّ هُشام؛

در حقیقت قاتلت هم شمر بود و هم نبود

با حساب روضه ی گودال و ظهر و خیمه ها

علّتِ اصلی مرگت حتم دارم سَم نبود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


نشستم یه گوشه با حال خراب

شدم نی که از غم حکایت کنم

گلومو گرفته یه بغض غریب

میخوام قصه ای رو روایت کنم

 

ابوحمزه میگه که وارد شدم

توی خونه ی سیدالساجدین

دیدم آسمون چشاش ابریه

بازم خیسه سجاده روی زمین

 

تحمل نکردم به حرف اومدم

با یه حالی گفتم که جونم فدات

چهل ساله که حال و روزت اینه

چقد گریه آخه فدای چشات

 

شده زخم پلکات بمیرم برات

چقد گریه آخه گل فاطمه

شهادت که ارث تبار شماست

شهادت که ارث بنی هاشمه

 

مگه حمزه کشته نشد تو احد

مگه سجده گاهِ علی خون نشد

نیفتاد زهرا مگه پشت در

مگه مجتبی تیر بارون نشد

 

رسید اینجا تا حرف دیدم امام

هنوزم دلش انگاری کربلاست

صدا زد ابوحمزه رحمت به تو

درسته، شهادت آره ارث ماست

 

ولی میدونی تا که یادم میاد

میگم کاش عمرم به فردا نبود

شهادت آره ارث ما طایفه ست

اسارت ولی ارث ماها نبود

 

نبودی ندیدی که تو کربلا

چطور خواهرام میدویدن رو خار

فرار کردن از خیمه ها عمه هام

بیا و دیگه رو دلم دس نذار



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


آن روز پر عذاب ز یادم نمی رود

فریاد آب آب ز یادم  نمی رود

جسم حسین بی سر و عریان به روی خاک

در بین آفتاب ز یادم  نمی رود

تیر سه شعبه و گلوی طفل شیر خوار

بی تابی رباب ز یادم  نمی رود

معجر کشیدن از سر طفل سه ساله و

رخسار بی نقاب ز یادم  نمی رود

رگهای پاره پاره و فریاد "شیعتی"

از حنجر کباب ز یادم  نمی رود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء