حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


قبل از ظهور جاودانش امتحان داد

آن بانویى كه در نهانش امتحان داد

ام الائمه بود و ام الانبیا شد

چون بهتر از پیغمبرانش امتحان داد

در شعله ابراهیم پس زد امتحان را...

زهرا ولى با جسم و جانش امتحان داد

وقتى بلا تقسیم شد او مادرى كرد

مادر به جاى شیعیانش امتحان داد

آیا كسی چون او سه شب هنگام افطار

با بخشش خرما و نانش امتحان داد؟

كورى چشم ..... ، به به خدیجه

این دخترت با خاندانش امتحان داد

با خطبه ى خود اولى را خوب ادب كرد

احقاق حق را با زبانش امتحان داد

وقتى على را یك تنه آورد خانه

شهر مدینه قهرمانش امتحان داد

زهرا سراپا ، پاى حیدر ایستادو

پاى علی قدكمانش امتحان داد

با گریه هاى او مدینه زیر و رو شد

ساكت نشد ، اشك روانش امتحان داد

وقف شلوغى نجف ، وقف على كرد

آرى ، مزار بى نشانش امتحانش داد

اما على در كوچه ها سخت امتحان شد

ناموسش افتاد و توانش امتحان داد

در امتحان داد آه مسمار امتحان داد

حتى مغیره تازیانه ش امتحان داد

میخ در خانه شهادت میدهد كه

هم پهلویش ، هم استخوانش امتحان داد

مادر همانجا سینه اش آسیب دید و

جاى همه سینه زنانش امتحان داد

اما حسینش گوشه گودال ، تشنه

در پیش چشم خواهرانش امتحان داد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-شب شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


دیده ات را باز کن بر زخم ما مر هم ببند

این چنین مگذار مارا بار ما را هم ببند

مشکل افتاده به کارم فاطمه اعجاز کن

بار دیگر پلک های زخمی ات را باز کن

التماس تو کنم یا که خدایت را ، مرو

رو به قبله گشته ای یا قبله رو کرده به تو

با سکوتت فاطمه خانه خرابم می کنی

مثل این مردم تو هم داری جوابم می کنی؟

فاطمه حرفی بزن چیزی بگو جان علی

چند روز دیگری هم باش مهمان علی

زانوان زخمی ام می لرزد از این واهمه

من در این دنیا بمانم لحظه ای بی فاطمه

ای عروس موسپیدم آرزو ها داشتم

من قدم با عشق تو در این جهان برداشتم

قول های آن شب پیوندمان یادت که هست

حرف هایی که به روی سر در دل نقش بست

یاد داری قول دادی  پیر پای هم شویم

در غریبستان دنیا آشنای هم شویم

کی قرار این بود تنها قامت تو بشکند

قامت  تو بشکند تا حرمت من نشکند

بی قرار از داغ تو در بین آب و آتشم

از امانت داری ام دارم خجالت می کشم

آشیان دلخوشی های مرا برهم زدند

همسرم را ظالمانه پیش چشانم زدند

بشکند دستی که بازوی تورا زهرا؛ شکست

پشکند پایی که بی رحمانه آن در را شکست

گرچه با آن صحنه ها جانم رسیده بر لبم

امتداد این جسارت می رسد بر زینبم



موضوع : شب شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-شب شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


با رفتنت خالی مکن دور و برم را

پاشیده تر از این مگردان لشگرم را

ای نیمه ی مجروح من ای کاش با تو

در خاك بگذارند نیم دیگرم را

بعد از تو ای سرو شکسته تا قیامت

از خجلتم بالا نمی گیرم سرم را

باور نمی كردم كه روزی پیش چشمم

از پا بیندازد غلافی همسرم را

تو بین آتش رفتی و من گُر گرفتم

حالا بیا و جمع کن خاکسترم را

هرشب حسن در خواب میگوید مغیره

دست از سرش بردار کشتی مادرم را

**

دیروز اگر در پیش طفلانم حرم سوخت

فردا بسوزانند با طفلان حرم را

از كربلا دیشب صدایی را شنیدم

انگار طفلی گفت عمه معجرم را...



موضوع : شب شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، 

حضرت زهرا(س)-شب شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


مبر ز خانۀ حیدر صدای گرمت را

علی بگو...شنوم آن نوای گرمت را

ز چشم من مبری خنده های گرمت را

بخوان دوباره نماز و دعای گرمت را

قیام نیمه شبانت عجب تماشائیست

در آسمان زِ قنوت تو شور و غوغائیست

 

بتاب در دل شبهای تار من زهرا

بمان برای همیشه کنار من زهرا

ببین به حال دل بیقرار من زهرا

انیس بیکسی ام غمگسار من زهرا

به پای سفرۀ خالی ز نان من ماندی

در اوج غصه و غم همزبان من ماندی

 

از آن زمان که دو دستت ز کار افتاده

تمام خانۀ من از مدار افتاده

حسن ز داغ رخت بیقرار افتاده

غریب و خسته کنار تو زار افتاده

مگو که می روم و می سپارمت به خدا

که تا به روز ابد دوست دارمت به خدا

 

مرا دوباره صدا کن اباالحسن! زهرا

سخن ز درد جدایی مزن به من زهرا

مگو که دختر تو آورد کفن زهرا

به پیش چشم غریبم نفس نزن زهرا

تن تکیده ز درد و غم تو آبم کرد

نماز خواندن نیمه شبت کبابم کرد

 

به خستگی وجود مطهرت سوگند

به بغض چشم پر از اشک دخترت سوگند

به پارگیِ لب کهنه معجرت سوگند

به زخم گوشۀ ابروی اطهرت سوگند

که خاطرات تو از خاطر علی نرود

توسّلات تو از خاطر علی نرود



موضوع : شب شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-شهادت


جرعه جرعه غم چشید و ذره ذره آب شد

آسمان شرمنده از قدّ خم مهتاب شد

گریه ها می کرد تا امت شود بیدار... حیف

از صدای گریه اش امت فقط بی خواب شد

پشت در آمد بگوید، گوش عالم بشنود

ارث دریا بود آنچه قسمت مرداب شد

تا پدر بود آمدن در خانه اش آداب داشت

به گواه شعله ها این کار بی آداب شد

بشکند دستی که پای شعله را اینجا کشاند

باب را آتش کشید آتش کشیدن باب شد

حضرت صدیقه از گستاخی مسمار نه

از طناب دور دستان علی بیتاب شد

ما نمی دانیم، نَعلُ السیف* می داند چرا

«مرتضایم را نبر» « فضه مرا دریاب» شد

کربلا مسمار در با انشعاب بیشتر

با شتاب اینبار سمت تشنه ای پرتاب شد

بعد مادر علت مرگ تمام عاشقان

آتش و مسمار و سیلی و صدای آب شد

 

 

 

* نَعلُ السَیف : آهنی است که در انتهای غلاف شمشیر وجود دارد برای اینکه وقتی شمشیر از غلاف بیرون کشیده می شود ، غلاف تعادل خود را دور کمر شخص حفظ کند.



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
شنبه 1397/10/29

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


خدا گواست خدایی است روی فاطمه ام

مثال شخص رسول است خوی فاطمه ام

نه اینکه سینه ی او عطری از جنان دارد

بهشت هست شمیمش ز بوی فاطمه ام

تمام خلقت کون و مکان به خاطر اوست

فقط به خاطر یک تار موی فاطمه ام

ولیک حیف کسی حرمتش نداشت نگه

زدند لطمه به روی نکوی فاطمه ام

لگد به پهلوی او خورد و بر زمین افتاد

در آن میانه دویدم به سوی فاطمه ام

برای آنکه نیفتد نگاه نامحرم

عبای خویش کشیدم به روی فاطمه ام

تمام آرزوی شائق است در همه عمر

ز راه لطف شود خاک کوی فاطمه ام



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


بازهم تنها شدم خیلی دلم را غم گرفت

بازهم معصیتم من را ز آقایم گرفت

هر زمانی دور ماندم از هوای روضه ها

زندگی ام را سراسر غصه و ماتم گرفت

بهر دیدار جمال یار بی همت شدیم

یوسف زهرا دلش از عالم و آدم گرفت

وای بر آنکه سرِ این سفره نان خورده ولی

با غریبه رفت و آن را مونس و همدم گرفت

راه ظلمت رفتم و در بین راه آقا رسید

داشتم گم میشدم دست مرا محکم گرفت

خوش بر احوال گدایی که دم جان دادنش

یک نفس ذکر حسین بن علی را دم گرفت

از همان روزی که آمد مادرم در روضه ها

با دلی محزون به دستانش دو تا پرچم گرفت

پرچمِ نام حسین و پرچمِ نام حسن

آه با نام حسن جان گونه هایم نم گرفت

زخمیِ یک کوچه بود و ناله میزد زیر لب

مادرم را ضربه ای سیلی از این عالم گرفت



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
جمعه 1397/10/28

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


حرف از علی(ع) بود و تمام ِ تکیه گاهت

رفتی سپر باشی! خدا پشت و پناهت

دلشوره دارم! بیقرارم! کاش تقدیر...

فوراً رقم میخورد طبقِ دلبخواهت

اما ورق برگشت و‌ آوردند هیزم

کم کم به غارت رفت حالِ روبراهت

با کینه های کهنه از صفین و خیبر

محکم به در...محکم لگد زد! با وقاحت!

نامرد مردی آمد و دستِ بزن داشت

یک آن سیاهی رفت چشمان سیاهت

بین در و دیوار چشمت روزِ بد دید

خوردی زمین! جان داد طفلِ بی گناهت

از دردهای اصلی ات فضه خبر داشت

از بغض های مادرانه در نگاهت

ای وای ازین پهلو به آن پهلو شدن ها

بالا نمی آمد نفس همراهِ آهت

از سرخیِ جای غلاف و جایِ سیلی

با اشکِ پنهانی سحر شد شامگاهت

شمشیر نه! گودال نه! ای وای مادر...

در بین آتش؛ پشتِ در...شد قتلگاهت!



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
جمعه 1397/10/28

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


به نام خالق نور و قسم به خالق نور

که شان فاطمه اش تا ابد بود مستور

بگو کسی پی درک مقام او نرود

که سیر درک ملک هم از آن نکرده عبور

که بود فاطمه نوری که زهره اش خوانند

که بود فاطمه انسان ؟ که بود آیا حور ؟

که بود آنکه به برهان آیه ی تطهیر

شده ست از همه ی رجس و از پلیدی دور

که بود فاطمه آن کس که اوج حجب و حیاست

همان که پشت در خانه رو گرفت از کور

چه بانویی که ز نورش جهان منور شد

چه بانویی که بود مادر قبیله ی نور

عجب حدیث عجیبی که در روایات است

ز خلق احمد و حیدر ورا بود منظور

نبود در خور زهرا به غیر شیر خدا

که هست در خور منصوره حضرت منصور

خموش می شود آتش به صبح روز جزا

اگر که فضه ی درگاه او دهد دستور

مزار فاطمه خواهی برو به صحن نجف

علی ست آینه ی آن یگانه سنگ صبور

تمام غصه و غم از دل علی می رفت

هر آن زمان که رسیده ست نزد او به حضور

دلش خوش است به لبخند فاطمه هر روز

ولی چه شد که شد از خنده های او مهجور

رسید لحظه ی تلخی که پیش چشم علی

شکست سینه ی زهرا به ضرب یک مزدور

شکست سینه و با آن شکستن سینه

شکست از یل خیبر شکن ز سینه غرور

مدینه سینه ی زهرا شکست و کربلا

شکست سینه ی خون خدا به سم ستور

شکست سینه و تن ماند و سر کجاها رفت

گهی به نیزه و گاهی به تشت و گاه تنور

بدون شک که خدا انتقام می گیرد

به دست یوسف زهرا پس از قیام و ظهور

 



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-زبان حال حضرت زهرا(س)


دوباره یاد قدیما میکنم

خونه رو برات مهیا میکنم

وقتی از راه میرسی غصه نخور

من خودم درو به روت وا میکنم

 

با خوشی تو خوشم گریه نکن

آقا منت میکشم گریه نکن

جون زینب سرتو بالا بگیر

الهی فدات بشم گریه نکن

 

خدا بهتر از تو واسه من نداشت

تو دلم بذر محبتت رو کاشت

شب خواستگاری رو که یادته

دستمو بابام تو دست تو گذاشت

 

به سرم هوای تو پسرعمو

جوونیم فدای  تو پسرعمو

دل به دل راه داره جونم مگه نه؟

میمیرم برای تو پسرعمو

 

آب شدم همه تنم ریخته به هم

تا گلای پیرهنم ریخته به هم

سرم افتاده به روی شونه ام

مهره های گردنم ریخته به هم

 

دیگه از مدینه دلسردم علی

غصه دارم و پر از دردم علی

یادته گوشواره ی عروسی مو ؟

یکی شو تو کوچه گم کردم علی

 

دیگه این فاطمه ، زهرا نمیشه

دیگه انسیة الحورا نمیشه

خیلی دوس دارم ببینمت ولی

چه کنم دیگه چشام وانمیشه



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-از زبان حضرت زهرا(س)


یک تنه دارم دارم درین غوغا هوایت غم نخور

سخت دلتنگم برای خنده هایت غم نخور

من به جای آن همه مشکل گشاییت از رسول

در دل آتش شدم مشکل گشایت غم نخور

نذر یک موی تو کردم محسنم را یا علی

مجتبی زینب حسینِ من فدایت غم نخور

حال و روزت قاتل زهرا شده مسمار نه

با تنی مجروح می افتم به پایت غم نخور

جای قومی که تو را بر حیلۀ شیطان فروخت

در میان قلب زهرا هست جایت غم نخور

داده ام در کوچه ها من کار ها یاد حسن

می شود او در نبود من عصایت غم نخور

خم به ابرویت نیاور در شب تدفین من

زیر تابوت من ای شاه ولایت غم نخور



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-مدح

 

تو آن رازی که تا روز جزا افشا نخواهد شد

شب قدری تو! هرگز مثل تو پیدا نخواهد شد

نه آسیه ،نه حوا و نه مریم ؛ تا قیامت هم

کسی هم رتبه ی صدیقه ی کبرا نخواهد شد

تو را کوثر لقب داده خدا ؛ خیر کثیری تو

به غیر از تو کسی تاویل اعطینا نخواهد شد

فقیران و یتیمان و اسیران یکصدا گفتند:

رقیب دست بخشایشگرت دریا نخواهد شد

نه خورشید و نه مهتاب و نه فانوس و نه آیینه

زمین روشن بدون زهره ی زهرا نخواهد شد

تو خورشیدی دم صبح و ستاره موقع مغرب

تو که باشی جهان مقهور ظلمت ها نخواهد شد

"بحق فاطمه" گفتیم بعد از ذکر "یا فاطر"

که "یافاطر" بدون "فاطمه" معنا نخواهد شد

خداوند آفرید او را برای تو که می دانست

 کسی غیر از علی با فاطمه همتا نخواهد شد

علی گفتم که نام دیگر زهرای مرضیه ست

علی که شعرمن بی نام او زیبا نخواهدشد

علی که خالقش بوده ثناگویش یقینا پس

مدیح گوشه چشمش هم به شعرم جا نخواهد شد

علی که نام او رمز ورود در سماوات است

بدون نام او درهای جنت وا نخواهد شد

دم من حیدر است و بازدم زهراست دم به دم

بدون عشق شان امروز من فردا نخواهد شد

به وقت کارزار مرگ تنها دلخوشی م این است

که هرکس عاشق این دو شود تنها نخواهد شد

علی از روز اول شد ابوالشیعه پس این گونه

کسی جز فاطمه مادر برای ما نخواهد شد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-شهادت


داغی به قلب عالم امکان نشاند و رفت

عالم در التماس : بمان ... او نماند و رفت

دنیای خاک , چادر او را گرفته بود

دستی کشید و چادر خود را تکاند و رفت



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-شهادت


دردهای ما کجاو دردهای فاطمه

پرسش ما پاسخش، سوز صدای فاطمه

استخوانهای شکسته میدهد پاسخ به ما

ضربه های بی هوا بر دست و پای فاطمه

وای از بی رحمیِ آن فرد نامرد لعین

آه از سقط جنینِ بی هوای فاطمه

گریه هم جایی ندارد باید از این غصه مُرد

چاره ای هیهات، جز فضه بیای فاطمه

مرتضی میدید اما بر نمی آمد از او

چاره ای جز دیدن آه و نوای فاطمه

پشت در تا کوچه تا مسجد به ذکر یاعلی

بود در چشمان زینب کربلای فاطمه

سیلی و روی کبود و چادر خاکی او

شد بدون شرح، شرح ماجرای فاطمه

این مهم بود، از تمام درد و رنج این قیام

خوب یاری شد به غربت مقتدای فاطمه

روز تنهای که حتی یک نفر یارش نبود

با چهل نامرد، جنگیده ولای فاطمه

قدرت بازوی حیدر فاطمه بود و شکست

تا غلاف تیغِ قنفذ شد، بلای فاطمه

یاری رهبر به هر قیمت، می اَرزد، بی گمان

درس عبرت میدهد مارا وفای فاطمه

گریه هایش نهضتی دیگر شد و شد ماندگار

تا قیامت نهضت صوتِ رسای فاطمه

شیعه زهرا چو زهرا کشته راه علیست

بر علی سهل است، میمیریم برای فاطمه

ما قلیلیم و کثیر از خیر کوثر گشته ایم

این هم ای دنیاست، از لطف و عطای فاطمه

ره ز شیخ نیجریه هست تا شیخ قطیف

تا یمن تا قدس پر شد از ثنای فاطمه

جانم از سربند یازهرا که عالم گیر شد

فتح مکه میکند، نام و ندای فاطمه



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-شب شهادت


بی بی سلام آمدم امشب عیادتت

باران شوم برای تو و داغ غربتت

بی بی سلام با غم حیدر چه می کنی

با گریه های هِجر پیمبر چه می کنی

بی بی سلام راهی بستر شدی چرا؟

بی بی سلام این همه لاغر شدی چرا؟

چیزی نمانده است دگر از وجود تو

رنگی نمانده است به روی کبود تو

سر درد داری و سر تو تیر می کشد

اصلا تکان نخور، پَرِ تو تیر می کشد

می ترسم اینکه پیرهنت لاله گون شود

می ترسم اینکه بستر تو غرق خون شود

پهلو شکسته، درد تو را آب کرده است

خیلی تو را شکسته و بی خواب کرده است

ای نور آشیانه چرا پیر گشته ای؟

آه ای جوان خانه چرا پیر گشته ای؟

جانم فدای پلکِ تَرِ نیمه جان تو

بی بی فدایِ روضه ی قدِّ کمان تو

بی بی سلام با غم زینب چه می کنی؟

با قصّه سه تا کفن امشب چه می کنی؟

انگار سوزِ آه تو در شور و شین شد

ذکر لبانِ خشک تو نام حسین شد

تو می روی ولی پسرت بی کفن شود

در قتلگاه، کشته ی صد پاره تن شود

پس با زبان پر گله زینب در آن میان

رو بر مدینه کرده و وا می کند زبان:

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست ... 



موضوع : وصیت و بستر شهادت، شب شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


ای تا همیشه مطلع الانوار لبخندت

آیینه در آیینه شد تکرار لبخندت

جان پدر را تا بهشتی غرق گل می‌برد

در لحظه‌های روشن دیدار لبخندت

لبریز بود از مادری لبریز چشمانت

سرشار بود از عاطفه سرشار لبخندت

نه سال در دنیای حیدر صبح و ظهر و شب

تکرار شد تکرار شد تکرار لبخندت

با گردش دستاس خیر و نور می‌پاشید

بر هرچه صحرا هرچه گندم زار لبخندت

از روزه‌ی بی‌نان و بی‌خرما چه شیرین‌تر

وقتی که باشد لحظه‌ی افطار لبخندت

اما چرا این روزها دیگر نمی‌خندی

اما چرا این روزهای تار لبخندت.‌..

مثل گلی توفان زده پژمرد، پرپر شد

بعد از پدر بعد از در و دیوار لبخندت

این روزهای آخری یک بار خندیدی

اما چه تلخ است آه تلخ این بار لبخندت

با چشم‌های خسته تا تابوت را دیدی

بر چشم‌های فضه شد آوار لبخندت

**

مادر جهان ما یتیم عشق و احساس است

قدری بخند ای مهربان بگذار لبخندت…

چادر نماز دخترم از یاس لبریز است

تابیده بر این چادر گلدار لبخندت



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


اول نیفتد بی گمان آخر می افتد

دیوار کج همواره راحت تر می افتد

هرکس که زهرا را کند آزرده خاطر

روز جزا از چشم پیغمبر می افتد

جبریل میفهمد بخوبی حرف من را

وقت تماشایش کلاه از سر می افتد

معلوم بود از اولش در کفو زهرا

قرعه به نام ساقی کوثر می افتد

پشتش به این إنسیه ی حوریه گرم است

شیرخدا وقتی به دردسر می افتد

از برکت سربند یازهراست قطعا

با یک اشاره گر در خیبر می افتد

رمز گشایش در قنوت سبز زهراست

هرجا گره در کار هر نوکر می افتد

بالا و بالا میرود تا آن سوی عرش

هرکس به پای فضه و قنبر می افتد

بی شک هر آن که شیعه باشد کاروبارش

فردا به دست بانوی محشر می افتد

من مطمئنم نطفه اش اشکال دارد

هرکس که با این خانواده در می افتد

جان علی با فاطمه پیوند خورده

زهرا بیفتد بی گمان حیدر می افتد

حداقل ای کاش نامحرم نباشد

جایی که زن در محضر شوهر می افتد

از شانه ی دیوار میگیرد نیفتد

با سیلی بعدی ولی دیگر می افتد

تنها نه یک دفعه که نزدیک سه ماه است

در پیش چشم بچه ها مادر می افتد

خیلی تقلا میکند برخیزد از جا

پا میشود اما روی بستر می افتد

مانند خانم سینه اش میسوزد آقا

هربار که چشمش به میخ در می افتد

در زیر لب میخواند از داغ شبیرش

با اینکه هر لحظه تب شبّر می افتد

ای کاش سمت کربلا دیگر نیاید

آنجا که بر حنجر رد خنجر می افتد

مادر می افتد در میان کوچه امروز

فردا میان کوچه ها دختر می افتد

نسل همانکه آمد و غصب فدک کرد

فردا به فکر غارت معجر می افتد 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، وصیت و بستر شهادت، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


اصلا نیازی نیست

از بسترت پاشی

با درد تو پیش

 پای حیدرت پاشی

 

هی گفتم از دردات

هی گفتی چیزی نیست

گفتی اگه گاهی

می افتی چیزی نیست

 

تو دست به دیواری

گفتی یکم خستم

نصفس قنوت تو

گفتی یکم دستم

 

این بچه ها سایه

روسر میخوان زهرا

تا وقت دامادی

مادر میخوان زهرا

 

از رفتن و از مرگ

کمتر بگی ای کاش

مادر میخواد  زینب

فکر عروسیش باش

 

چشم پرآب تو

نقش برآبم کرد

تابوت تو اومد

خونه خرابم‌ کرد

 

دنیا عجب خاکی

روی سرم ریخته

هم‌موی زینب ،هم

خونم بهم ریخته

 

طفلی حسن هرشب

تو خواب عزاداره

هی میگه دیوارو

هی میگه گوشواره

 

سینه سپر کردی

خیلی محک خوردی

خانوم سر من تو

خیلی کتک خوردی

 

زینب با دلشوره

هی روتو می بوسه

شونه که‌میفته

بازوتو می بوسه

 

 وقتی همه خوابن

فضه با دلشوره

خون رو دیوارو

با گریه میشوره



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آتیش کشیدن خونمونو

بستند دودست پهلوونو

چهل نفر پشت سر هم

هی میزدن مادرمونو

***

نامردونه درُ سوزوندند

اون یاس پرپرُ سوزوندند

چادر و معجرو بمیرم

تموم مادرو سوزوندند

***

بابامونو رها نکردند

مودبانه تا نکردند

مادرمون دستش شکست و

دست بابامو وا نکردند

***

اول باپا درو شکستند

غرور حیدر و شکستند

پهلو رو با در،با غلافم

بازوی مادرو شکستند

***

تو کوچه ی ما چه خبر بود

در دوسه ساعت شعله ور بود

رو چادر سیاه مادر

ردپای چهل نفر بود

***

اشکای بچه ها روون بود

چه دودی توی کوچمون بود

از درخونه تا به مسجد

قطره به قطره جای خون بود

 



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-مدح


تا توان داری گدای حضرت صدیقه باش

بی محابا! مبتلای حضرت صدیقه باش

افضل الأعمال عالم..مدح این بانو بود

تا نفس داری ندای حضرت صدیقه باش

سعی کن تا محرم کاشانه ی زهرا شوی

مثل سلمان.. آشنای حضرت صدیقه باش

بین این خانه اگر کوچک شوی عزت دهند

باصلابت خاک پای حضرت صدیقه باش

مادری ها می کند هر روز و شب بر شیعیان

لااقل از بچه های حضرت صدیقه باش

گریه کن..در روضه های سخت و جانفرسای او

با همین اشکت شفای حضرت صدیقه باش

بر حسینی های عالم لطف بی پایان کند

پس غلام سر جدای حضرت صدیقه باش



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


ای نیمهٔ وجودِ پیمبر، نرو! بمان

چشم‌ و چراغ ِ خانهٔ حیدر، نرو! بمان

قران ناطقت شدم ای سورهٔ نجیب

شأن نزولِ مریم و کوثر، نرو! بمان

ای برکتِ همیشه! سرِ سفره باز هم-

نان از تنورِ خانه بیاور، نرو! بمان

مشغولِ رُفت و روب شدی خانم گلم

حالا که هست حالِ تو بهتر، نرو! بمان

«أمن یُجیب» هایِ مرا مستجاب کن

هر چند هست قلب تو «مضطر»، نرو! بمان

نُه سال عاشقانه به هم تکیه کرده ایم

یک روح در میانِ دو پیکر، نرو! بمان

اشکِ حسین(ع) و بغض ِحسن(ع) را نگاه کن

محضِ قرارِ این دو برادر، نرو! بمان

چیزی بگو به زینب(س) و کمتر سکوت کن

دق میکند بدونِ تو دختر، نرو! بمان

مرثیه خوانِ کرب و بلا... راویِ غم ِ

گودال و تلّ و خنجر و معجر، نرو! بمان...



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


با دیده ی تر به در نظر دوخت علی

از آتش جهلشان بر افروخت علی

باهر نفسی که فاطمه آه کشید

چون شمع شد و آب شد وسوخت علی



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ماه پیش روی ماهش رخصت تابش نداشت

ابر بی لطف قنوتش برکت بارش نداشت

ظاهراً گردانده زهرا دسته ی دستاس را

باطناً دور فلک بی اذن او گردش نداشت

نیمِ عمرش با نبی بوده ست، نیمی با وصی

از ازل عمر کسی اینقدر گنجایش نداشت

بی نشانی خود نشان اعتراض فاطمه ست

مدفنش مخفی نمی مانده اگر رنجش نداشت

رنج او را روز اگر می دید می شد شام تار

لحظه ای بعد از پدر ریحانه آرامش نداشت

هر کجا که کوچه ی باریک دیدم گفته ام

کاش که شهر مدینه یاغی سرکش نداشت

شانه بر گیسوی طفلان پریشان می کشید

دست اگر بالا می آمد، دست اگر لرزش نداشت

رفت یکبار از علی خواهش کند، تابوت خواست

در تمام عمر کوتاهش جز این خواهش نداشت



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


شرط پیغمبر شدن وقتی ولای فاطمه‌است

کیمیای‌ِقرب، خاک زیر پای فاطمه‌است

سائل درگاه اویند انبیاء و اولیاء

خوش‌به‌حال هرکه در دنیا گدای فاطمه‌است

من خدا را با ولای مرتضی دریافتم

مرتضی‌خود نیز همتایی برای فاطمه‌است

گردش دستاس او رزق بشر را می‌دهد

نان عفت، لقمه‌ی عزت غذای فاطمه‌است

رشته‌های چادر او در دو دنیا دستِ‌ما

عُروةالوثقای معروف خدای فاطمه‌است

تار و پود چادرش را با شفاعت دوختند

چادری پُر‌وصله و خاکی کسای فاطمه‌است

«مرتضی می‌ایستد، زهرا شفاعت می‌کند‌»

شک نکن روز جزا، روز جزای فاطمه‌است

این‌قدر فهمیدم از امّ ابیهایی او

سرپناه حضرت خاتم سرای فاطمه‌است

شیعیان مرتضی رخت عزا بر تن کنید

خانه‌ی شیر خدا غرق عزای فاطمه‌است

بادی آمد بی‌اجازه شمع را خاموش کرد

خانه خاموش‌از صدای دلربای فاطمه‌است

در اگر لب وا کند، مسمار رسوا می‌شود

فضه تنها رازدار ماجرای فاطمه‌است

تیزی‌مسمار بین استخوانش گیر کرد

مرتضی را ناله‌ی وامحسنایش پیر کرد



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1397/10/27

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


تویی تو رایحهٔ سیبِ ماندگارِ دلم

به عطر نانِ تو در خانه عود لازم نیست

زمینِ خانه ات حتی فراتر از عرش است

برای حاملِ وحی ات فرود لازم نیست

خراب گشته دو عالم ز غصه بر سر من

به خانه ایی که نباشی عمود لازم نیست

برای کشتن جانم تبِ تو کافی بود

مرا به سیلی و روی کبود لازم نیست

هوای شهر مدینه غبارِ غم دارد

که بر جماعتِ این خانه دود لازم نیست

به سقط و سیلی و پهلو و ضربهٔ بازو

شهیده گشتی و بر تو شهود لازم نیست

به آنکسی که به دین فتنه کرد لعنت باد

که با سقیفه و اهلش یهود لازم نیست



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1397/10/21

حضرت زینب(س)-مدح


بی قرارِ عقیلة العربم

روضه دارِ عقیلة العربم

می زنم جار، جارِ یا زینب

مست جارِ عقیلة العربم

در مسیرش نمی شوم گم تا..

..در مدارِ عقیلة العربم

كار من نوکریِ اجدادش،

گرمِ کار عقیلة العربم

شكر حق از تولّدم همه دم

جیره خوار عقیلة العربم

مادر من كنیز و بابم عبد،

از تبار عقیلة العربم

چون تمام مدافعان حرم

سر بدارِ عقیلة العربم

تا نفس میکشم چونان اکبر

در كنار عقیلة العربم

جان زِ كف میدهم بِپای غمش

جانثارِ عقیلة العربم

مثل عباس نه..، مثال حبیب

پیرِ دارِ عقیلة العربم

حیدریم به عشق او، زِ وفا

ذوالفقار عقیلة العربم

هر کجای جهان که باشم در

سایه سار عقیلة العربم

سرخوش و خرّم و شكوفایم

در بهار عقیلة العربم

سرفرازم به روز محشر هم

من که خوار عقیلة العربم

پر زدم چون کبوتری به دمشق

در جوار عقیلة العربم

گر شدم گریه کن برای حسین

افتخار عقیلة العربم

همچو مهدی به بَندِ غربت او

لاله بار عقیلة العربم

چشمه ی اشک و خون فشان غمِ..

..چشمِ تار عقیلة العربم

در غم كوفه و جسارت شام

سوگوار عقیلة العربم

ملتمس بر عقیله، شاکر آن

كردگار عقیلة العربم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
جمعه 1397/10/21

حضرت زینب(س)-مدح


دلبران را دل اسیرِ دلبری زینب است

عاشقان را سر فدایِ سروری زینب است

جن و انسان و ملائک را نگر چون یک به یک

بر کف آنها مدال نوکری زینب است

جای بحثی در مقام او نمی ماند دگر..

..تا خداوند تبارک مشتری زینب است

بر سر کل خلایق از ازل تا به ابد

سایه ی چادر سیاهِ مادری زینب است

چادر او پرده ی عرش و حجاب عرش شد

ای بسی فرش بهشتی پا دری زینب است

هر که نزدش مس رَوَد درجا طلایی می شود

یک نگاه ویژه ای در زرگری زینب است

جنس او از نور و روح پاک او روح خداست

این نشان از امتیاز و برتری زینب است

حضرت طاها،علی،زهرا،حسن،زینب،حسین

در میانِ خانواده محوری زینب است

اوفقط از نان دست فاطمه نان می خورد

ورنه..اطعام بهشتی حاضری زینب است

ساقی کوثر اگرچه حضرت حیدر بُوَد

لیک حیدر مست جام کوثری زینب است

در کلاس فضل و جود و غیرت و عشق و ادب

حضرت عباس هم پامنبری زینب است

نطق او ترفند او، انوار او شمشیر اوست

این روش شیواترین جنگ آوری زینب است

کی شود در جنگ با کفر و ستم مغلوب، کی؟..

..تا رقیه همدم و همسنگری زینب است

حیدرِ زهرا تبارِ کوفه و شام بلاست

اعتبارش هم صدای حیدری زینب است

قافله سالارِ بعد از کربلا زینب شده ست

قافله تحت پناه و رهبری زینب است

باعث پیروزی روز دهم جز این نبود

خطبه هایی که همه روشنگری زینب است

از مقاماتش بُوَد بوسه به رگهای حسین

از محالاتش همین بی معجری زینب است

ارث شاه بی کفن از فاطمه پیراهن و..

..ارث او هم صورت نیلوفری زینب است

زَد به محمل سر زِ داغ سرورش سر را شكست

سّر این صحنه گمانم بی سری زینب است

پیکر پاک برادر را بغل کرد و بگفت

بارالها این جزای خواهری زینب است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
جمعه 1397/10/21

حضرت زینب(س)-مدح


بانویی که درگهش،فیض دمادم می شود

باعث فخریه ی اولاد آدم می شود

حرمتش بالاست پیغمبر سفارش کرده است

بانوی ما..آیت الله معظم می شود

برترین مدحی که می شد در مقام او سرود

«زینب»است وزینت«سلطان عالم»می شود

«عارفه»«صدیقه ی صغرا»«فهیمه»خوانده اند

بانوی ما..برتر از صدها چو مریم می شود

بی ولای مرتضی،معنا ندارد زندگی

«بی ولای دختر ش»دنیا جهنم می شود

نام«زینب»با حسین و کربلا آمیخته

عشق خواهر با برادر خوب توأم می شود

هرکسی همچون «رسول ترک»دیوانه شده

مورد الطاف این بانو مسلم می شود

نام زینب را  بزن بر سر در کاشانه ای

خود به خود بزم عزا آنجا فراهم می شود

روضه های سخت و جانفرسای او،زجرآور است

روضه خوان روضه بخوانددل پر از غم می شود



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1397/10/20

حضرت زینب(س)-ولادت


گوش کن از دل افلاک خبر می آید

به سرِ اهل زمین دُرّ و گهر می آید

چه خبر هست؟ فرشته چقدر می آید

سوره صبر در آغوش سحر می آید

 

شد اجابت ز خدا باز دعای حیدر

فاطمه دختری آورده برای حیدر

 

دختری آمده تا همدم مادر باشد

دختری آمده تا حیدر حیدر باشد

خواهری آمده عشق دو برادر باشد

گوییا آمده یک برهه پیمبر باشد

 

عصمت و عفت و تقواش همه مادری است

به خداوند قسم لایق پیغمبری است

 

 

فاطمه محو گل روی درخشانش بود

مرتضی زمزمه میکرد و غزلخوانت بود

گرم بوسیدن پیشانی و چشمانت بود

احمد آنروز چه می دید که گریانت بود

 

احمد آنروز تجلی رسالت را دید

یا که ظرفیت تحویل امامت را دید؟

 

قلمی نیست که املا کند اوصاف تو را

دهنی نیست که انشاء کند الطاف تو را

یا که توصیف کند وسعت انصاف تو را

یا که تشریح کند قلهء اهداف تو را

 

عقل عاجز شد و از درک وجودت شد مات

به گل روی بهشتی تو بانو  صلوات

 

 

بعد زهرا احدی مثل تو اکرام نشد

زنی اینگونه پیام آور اسلام نشد

طائر عقل کسی مَحرَمِ این بام نشد

دست در دست شدی گریه ات آرام نشد

 

دیدی از دور و برت عطر کسی می آید

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

 

 

چشم بر  هم زدی و عشق مجسم آمد

بَه که بالای سرت خیر دو عالم آمد

اشک از گوشهء چشم همه آن دم آمد

کودکی سوی تو با دیدهء پر نَم آمد

 

گفت خوش آمدی ای نور دو عینم زینب

کمی آرام عزیزم که حسینم زینب

 

بانوی مُلک وجودی و وجودت خیر است

قلب تو وقف حسین است و جدا از غیر است

پیش تو عشق حسین ،اصل سلوک و سِیر است

سِیر تو کرب و بلا، کوفه و شام و دِیر است

 

آمدی تا که بفهمیم خدا یعنی چه

صابره بودن در کرب و بلا یعنی چه

 

 

ای که در عشق حسینی به دو عالم عَلَمی

کعبهء عشق برادر شدی و محترمی

مریم از جام حیای تو چشیده است نمی

نائب فاطمه، صدیقهء ثابت قدمی

 

کوفه و شام اسیر دَمِ زهرایی توست

مات و مبهوت سخنرانیِ مولایی توست

 

 

جای امثال شما در کُره خاکی نیست

چون زمین قابل این گوهر افلاکی نیست

گفتی ای درد بیا از تو مرا باکی نیست

داغها دیده ای اما لب تو شاکی نیست

 

چه عبارات عجیبی روی آن تَل گفتی

پیش آن پیکر صد چاک تَقَبَّل گفتی

 

 

آمدی جلوه کنی نام علی زنده شود

زن ندیده است کسی مثل تو رزمنده شود

در دل جهل زمان شمسهء تابنده شود

با زبان وقت بیان خنجر بُرّنده شود

 

روی نی گفت برادر همه جا در هر راه

طَیِّب الله به غوغای تو ماشاءالله

 

 

ای تمنای دل خون خدا یا زینب

در تو دیدند همه فاطمه را یا زینب

مرحمت کن به منِ بی سر و پا یا زینب

نشوم از سرِ کوی تو جدا یا زینب

 

نظری کن که در این خانه بمانم یک عمر

تا نفس هست فقط از تو بخوانم یک عمر

 



موضوع : ولادت حضرت زینب(س)، 
پنجشنبه 1397/10/20

حضرت زینب(س)-مدح


دارم به سر حال و هوای زینبیه

پر می زند قلبم برای زینبیه

خیلی ارادتمند بانوی دمشقم

جان می دهم اصلا برای زینبیه

باید که دعوتنامه ای آید ز ارباب

تا پا نهم در کربلای زینبیه

قصد زیارت می کنم با بال بسته

شاید رسم صحن و سرای زینبیه

.. باید دهان را با گلاب ناب شویم

.با احترام بیکران.. زینب بگویم

 

هرچه سرایم آیه های قیل و قال است

از بانویی که صاحب قدر و جلال است

خیلی بزرگان گفته اند درمدح زینب

درکش یقین از ما زمینی ها محال است

باید که بال و پر دهند بهر پریدن

ورنه که این پاها برای ما وبال است

زینب کجا و مدح های ناقص ما

ما هر چه می گوییم یک وهم و خیال است

.. باید که بنویسم دمادم از عقیله

. باید بگیرم چشم زمزم از عقیله

 

این بانوی عظماست چون جانان حیدر

جایش بودقطعا روی چشمان حیدر

نامش مسما دارد و زیبنده باشد

او هست اصلا زینت دامان حیدر

حتما حضورش باعث تسکین درد است

زین ا ب است و دارو و درمان حیدر

عین امیر مومنان دارد صلابت

خوانند او را بعد زهرا «جان حیدر»

.. این دختر از دامان زهرا رفته بالا

..در سایه ی الطاف مولا رفته بالا

 

این بانوی عظما، گرفتار حسین است

در هر شرایط، هرکجا یار حسین است

از عشق او تب می کند جان می سپارد

بی بی عالم چون که بیمار حسین است

فرقی ندارد در مدینه یا که کوفه

 در هر کجا باشد خریدار حسین است

عاشق تر از او در قیام کربلا نیست

او عاشق جانباز و پرکار حسین است

..در وصف اوبنوشته اند بنت العجایب

در روضه خانه ثبت شد«ام المصایب»

 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 


( کل صحن های حسینیه : 2 )    1   2   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء