امام علی(ع)-مدح


خوشم با حب حیدر قد کشیدم

دلم را از همه عالم بریدم

به غیر از مرتضی چیزی ندارم

به غیر از مرتضی چیزی ندیدم

چه شوری در دلم افکنده عشقش

پر از عشقم، پر از از خوف و امیدم

خوشم حلقه به گوش این سرایم

به هر محفل ثنایش را شنیدم

حیاتش ساده تر از بندگان بود

عجب شاه و امیری برگزیدم

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

صد و ده بار ذکر هو گرفتم

از این دنیا و اهلش رو گرفتم

مگر عقلم کم است از او نخوانم

مگر کم آبرو از او گرفتم

دل من زیر و رو شد از شبی که

به دستم در حرم جارو گرفتم

خراسان و نجف، این آبرو را

هم از این سو، هم از آن سو گرفتم

علی گفتم کمی زهرا بخندد

چه پاداشی از این بانو گرفتم

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

خدا رو کرد با او گوهرش را

تجلی صفات و مظهرش را

زمان وحی نور قل هو الله

میان کعبه خوانده مادرش را

نبی هم در شب تاریک فتنه

به حیدر می سپارد بسترش را

میان اوج پرواز نمازش

به سائل می دهد انگشترش را

همه بی تاب بر سجده می افتند

اگر افشا نماید قنبرش را

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

نجاتم داده استغفارهایش

دلم را برده با رفتارهایش

شده سرتاسر نهج البلاغه

نَمی از باطن پندارهایش

ملائک از شعف هو می کشیدند

همیشه لحظه ی پیکارهایش

نبی دلگرم بازوی علی بود

به جای تک تک سردارهایش

چنان از قلعه در را مرتضی کند

ترک برداشت تا تالارهایش

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

رها کردن مرامِ پیر من نیست

به دست دیگران زنجیر من نیست

مرا دیوانه می خوانند مردم

اگر مجنون شدم تقصیر من نیست

اگر از مرتضی کمتر بخوانم

اثر بر ناله ی شبگیر من نیست

بدون گوهر حب ولایت

به غیر از معصیت تکبیر من نیست

گره خورده دلم با حب حیدر

به جز این عشق در تقدیر من نیست

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

ازل از جام خود بر ما چشانده

همین باده دل ما را کشانده

زمان خلقت آب و گل ما

کمی خاک عبایش را تکانده

کسی که روی دوش مصطفی رفت

یتیمان را سر دوشش نشانده

خدا هم از زبان مرتضایش

پیمبر را شب معراج خوانده

به شوق وعده ی " یا حارَ هَمْدان..."

برایم طاقت و صبری نمانده ¹

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

برای مؤمنین یعسوب دین است

خداوند کرم روی زمین است

عبای وصله دار کهنه ی او

تجلی همان حِصن حصین است

نشستن زیر ایوان طلایش

برایم بهتر از خلد برین است

اگرچه منکرانش هم نفهمند

فقط حیدر امیرالمومنین است

به یمن شیر پاک مادر خود

تمام عمر، حرفم این چنین است

گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه

علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه

 

۱. امیر المومنین علیه السلام فرمودند:

یا حار همدان! من یمت یرنی

بحار الانوار، ج 6، ص 160 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


تمام عرش خدا جلوه از نجف دارد

تویی اگر که خدا خلقتش هدف دارد

بهشت اگرچه که خواهانِ صف به صف دارد

بهشتِ بی تو جهنم به آن شرف دارد

 

بهشت ,‌ با گِل کوی شما سرشته شده

و روی سر در آن یا علی نوشته شده

 

قمر جلالتش از نور صورت پسرت

و شمس , زردی اش از دستمال روی سرت

چقدر امام و امام زاده هست دور و برت

و شیعیان همگی راحتند زیر پرت

 

تو روز حشر نشستی کنار همسر خویش

شفاعت همه را میدهی به قنبر خویش

 

خلافت تو دلیلش دم پیمبری ات

و معجزات تو بی شک فتوح خیبری ات

شکوه دین خدا نعره های حیدری ات

فدای نفْسِ ز هرگونه تیرگی بری ات

 

تویی همانکه گِل ما سرشته از گردت

خدا در آینه میدید خلق میکردت

 

لباس رزم به تن میکنی و بعد از آن

نیام خفته علن میکنی و بعد از آن

پیمبرانه سخن میکنی و بعد از آن

اشاره ای به حسن میکنی و بعد از آن

 

عدو خودش به تو تقدیم میکند سر را

چه وارثیست حسن ذوالفقار حیدر را

 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 11:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


در دلِ جنگ نه خوفی ز خطر بر می داشت

نه ز تیغِ دگران..زخم و اثر بر می داشت

اسدالله ِ جهان..تیغِ کجی داشت وبس

غیرِ تیغ اش نه کلاه ونه سپر بر می داشت

یک‌ تنه تا که چنان شیر به هم می پیچید

دشمنِ بی هنرش..اَینَ مَفَر بر می داشت

هرکسی روبرویِ شیرخدا صف می بست

گویی از دوزخِ حق..چاهِ سَقَر بر می داشت

ذوالفقارش که به جولان و به تب می آمد

از همه لشگرِ رسوا زده ..سر بر می داشت

زَهره ی شیر دلان از قدمش می ترکید

«حمزه»از زیر ِ قدم هاش جگر بر می داشت

باچنین شان و مقامش لبِ سلطانِ نجف

بوسه از پای نبی..خیرِبشر بر می داشت




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 11:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


عقل در مانده در روایاتش

جهل منکر شدست از بنیاد

در خدایی خویش هم بنده ست

جُمِعَتْ فی صِفاتهٕ اضداد

 

فکر نان شب یتیمان بود

حاتمی که گرسنه می خوابید

گرچه راه جنون به ما آموخت

بیشتر درس عقل را می داد

 

زور و زر را طلاق داد علی

سودِ او را همه ضرر دیدند

پیش قومی که کور و کر بودند

در سکوت ست معنی فریاد

 

قعر زندان علی علی می گفت

بر روی دار هم علی می گفت

میثم اینگونه در دل هر «بند»

با علی بود سر خوش و «آزاد»

 

ابر و باد و مه و درختان را

خاک و خورشید و حور و انسان را

کُلِّ مخلوق های یزدان را

چه کسی غیر او کُند امداد

 

ما اسیران کوی او هستیم

جام قالو بَلا به جان زده ایم

وطن ما اگر نجف باشد

قلب ما می شود علی آباد

 

باده ی ناب کوثری مارا

غرق در موج عشق او کرده

مانده ام در زلالی این جام

از چه رو شیخ می کند ایراد

 

کوه ایمان علی ست از این رو

عاشق او شدن چه «شیرین» است

هر کسی در طواف او باشد

در ره عشق می شود فرهاد

 

دست افتادگان غم را جز

لطف مولا کسی نمی گیرد

پای عشق علی و اولادش

تا دلم شد خراب شد آباد

 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح  


تا که رد از قالب تن می‌شود

مشرق او شام‌شکن می‌شود

نحس و سعیدند در اشیا نهان

سنگ عقیق‌ اهل یمن می‌شود

سر زده از چاک گریبان صبح

من همه او او همه من می‌شود

آدم از آیینه‌ی مردانه‌اش

جلوه‌ی حوّاست که زن می‌شود

خنده‌ی او سبزی دشت مغان

گریه‌ی او رود تجن می‌شود

بس‌که لطیف‌ست به گل‌خنده‌ای

خلع از آفاق بدن می‌شود

دیده‌ی او صلح و دو ابروش طاق

گرچه حسین‌ست، حسن می‌شود




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


از نور ولایتت جهان سرشار است

هر کس که تو را ندید روزش تار است

هر چند که دیر است ولی می‌فهمند

فردای بدون تو چه حسرت‌بار است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


پسرم گفت علی و پدرم گفت علی

مادرم یکسره از پشت سرم گفت علی

حکم کامل شدنم بود که یک نیمه ی من؛

گفت یافاطمه نیم دگرم گفت علی

یاعلی گشت عصای پدرم طوری که؛

وقت برخاستن از جا پسرم گفت علی

نَفْس را ازدرِ تهدید به راه آوردم

دید ازجان خودم می گذرم، گفت علی

شد کریم دوجهان بین خدایان کَرَم

حسن ازبسکه به هنگام کَرَم گفت علی

می توانست که صرف خط وابرو بشود

ای بنازم به خودم چون هنرم گفت علی

مانده بودم چه کسی را به نجف سجده کنم

که خداوند خود ازسمت حرم گفت علی




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح  


دلگرمی است ، دلخوشیِ آنچنانی است

شعر تر است ، کشفِ خوش ناگهانی است

هر سطر آن فصیح و بلیغ است و بی نظیر

نهج البلاغه معجزه ی خطبه خوانی است

دون کلام خالق و فوق کلام خلق

گرچه زمینی است ولی آسمانی است

این منتهای سعی مجدانه ی "رضی"

بی انتهاست هر ورقش کهکشانی است

قرآن ناطق است علی ، پس به این دلیل

نهج البلاغه اش خودِ قرآن ثانی است

آری کلام سرور لولاک مرتضی

کِی هم تراز لقلقه های فلانی است

نام علی است تا ابدالدهر جاودان

هر آنچه غیر نام علی محو و فانی است

هر کس که جمله ی "ارنی" گفته با علی

پاسخ برای این سخنش "لن ترانی" است

"ایمان بیاوریم به آغاز فصل " عشق

فصلی که رنگها همه اش ارغوانی است

می آید آن مفسر و تفسیر میکند

نهج البلاغه را که همان مهربانی است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


حُب علی در دل ما جا گرفت

دین مبین از نفسش پا گرفت

تا به لبم ذکر علی بُرده شد

صحن دلم عطر خدا را گرفت




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح

 

مگر نه اینکه نجف شاد می کند ما را

بریز باده که مشتاق ساغرم یارا

به ساحل آمدگانیم و تشنه ، این ساقی

شراب می کند از لطف آب دریا را

طرب کنید و به یک کوزه اکتفا نکنید

به کوزه ای نتوان طی نمود صحرا را

تویی علی که همه سنگریزه ها دُر شد

به عشق فاطمه هر جا گذاشتی پا را

تویی علی که نیاورده وحی را جبریل

جز آنکه فاش نموده است نقطه ی با را

تویی علی که خدا گر به خاطر تو نبود

کنار نیل رها کرده بود موسی را

خدا نبوده ای اما خدا پس از خلقت

چرا گذاشت پس از لا اله ، الا را؟

به ذوالفقار تو اسلام زنده شد ، قرآن

چرا قسم نخورد عادیاتِ ضبحا را

نرفته ام به هوای غزال رعنایی

که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

به یمن آمدنت ای معلم خلقت

خدای داده به افلاک حکم برپا را

دم مسیح اگر زنده میکند ، مرده

دم تو زنده نگه داشته ست عیسی را

ضریح نیست لبالب شراب انگور است

به حق فاطمه تر کن علی لب ما را

بیا و رزق زیارت برایمان بنویس

زیارت نجف و کربلای زیبا را

- عجوزه ای که لباس عروس میپوشد -

چقدر خوب تو دادی جواب دنیا را

علی کجا به پیمبر مثال هارون است!!؟؟

که جز علی نشناسم ، خدای سینا را

به عشق روی علی پیری ام جوانی شد

نخوانده اید مگر قصه ی زلیخا را

به کهف راه ندارم به حضرتش گویید

سگی نهاده بر این در سر تمنا را




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


دلیلی روشن و متقن ندارد

ثوابی قدرِ یک ارزن ندارد

نمازِ بی علی(ع) عصیانِ محض است

اذان ِ بی علی(ع) گفتن ندارد!




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


از روزن صبح تا تو را دیدم

گفتم به خودم تو را چرا دیدم

راضی نشدم که جز تو را بینم

حق را به جمال مرتضی دیدم

پایان مرا به ذوالفقار افکن

جز صولت تو اگر فتی دیدم

اسمای اله را نظر کردم

اوصاف تو را که بارها دیدم

معراج، ورق‌ورق فرو رفتم

در صفحه‌ی عرش، منتها دیدم

بر تاج خداست نام نیکویت

در چهره‌ی دوست دیده‌ام رویت

 

پایان خیال خود دویدم من

آغاز تو را ولی ندیدم من

دست تو به دادِ طاقتم آمد

با شبنم صبح تا چکیدم من

فرماندهِ خیل روسپیدانی

با روسیهی چه روسپیدم من

گیسوی تو را به شانه پیمودم

همراه صبا اگر وزیدم من

گفتند زمان مرگ می‌آیی

این‌گونه به آرزو رسیدم من

باید که بمیرم از تو پُر باشم

باران نجف شوم که دُر باشم

 

وقتی‌که دو زلف پرشکن داری

ما را چه به حال خویشتن‌داری

یک زلف تو با حسین هم‌شانه

یک زلف به قامت حسن داری

از جمعِ مجرّدات بیرونى

برگوی چه کسوتی به تن داری

در ذات خودتت حلول خواهی کرد

وقتی که عروج از بدن داری

ای کلّ مزارها شریف از تو

دل‌خوش شده‌ایم با وطن‌داری

افغان مرا ستانده‌ای از من

رنگ دگری دوانده‌ای از من

 

گفتی که بیا بکوش! کوشیدم

گوشی شدم و تو را نیوشیدم

بر من عرق تنور کافی بود

از چشمه‌ی دیده‌ی تو جوشیدم

سیّدرضى از تو گفت و جان دادم

در نهج تو ناگهان خروشیدم

تا با تو چراغ باده افروزم

شهد از لب کندوی تو نوشیدم

گفتند برافکنم در این چامه

این جامه‌ی کهنه‌ای که پوشیدم

از سمت هرات تا تگرگ آمد

عریانی لفظ کهنه مرگ آمد

 

افتادم و آفتاب را دیدم

تلفیق شراب و آب را دیدم

در کهف حصین تو که خوابیدم

بیداری رخت‌خواب را دیدم

با تو که به خوش‌نشینی افتادم

بی‌خانگی حباب را دیدم

ایوان نجف که دل ز کف دادم

در صحن تو انقلاب را دیدم

در راه تو صاف تا خدا رفتم

در زلف تو پیچ و تاب را دیدم

غیر از تو تو را اگر طلب کردم

از روی جهالت‌ست، تب کردم




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


تا علی هست با نسب تر نیست

صحبت از جانشین دیگر نیست

هیچ کس با علی برابر نیست

مرد میدان سخت خیبر نیست

دست بالای دست حیدر نیست

 

تکیه ی بر تخت کبریا داده

به جنون درس ابتلا داده

اذن افشایِ راز را داده

در ازل دست با خدا داده

دست بالای دست حیدر نیست

 

تیغِ طوفان سوار می گوید

قبضه ی کهنه کار می گوید

فاتح کارزار می گوید

تا ابد ذوالفقار می گوید

دست بالای دست حیدر نیست

 

نه فقط ذوالفقار می گوید

کعبه با افتخار می گوید

عاشقی روی دار می گوید

قنبر شهریار می گوید

دست بالای دست حیدر نیست

 

خسته از فتنه ها نشد جنگید

فارغ از روح و کالبد جنگید

تا که جان داشت،تاکه شد،جنگید

با نود زخم در اُحُد جنگید

دست بالای دست حیدر نیست

 

این مثل از زبان اغیار است

دست بالایِ دست بسیار است

شرح نقدش، هزار طومار است

شک نکن! عالمی خبر دار است

دست بالای دست حیدر نیست

 

در نجف، گبر و صوفی و هندو

مست از لا اله ألا هو

چه بگویم از آن خَم ابرو

می شود دست دشمنانش رو

دست بالای دست حیدر نیست

 

باغ در چنگ خاروخس افتاد

برق تیغش پیِ هرس افتاد

سر به سر، سر به پیش و پس افتاد

ملک الموت از نفس افتاد

دست بالای دست حیدر نیست

 

فارغ از قیل و قال می گویند

نطفه های حلال می گویند

مستند، با مثال می گویند

از «بحار» و «خصال» می گویند

دست بالای دست حیدر نیست

 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


‌‎حق روز ازل کل نِعم را به علی داد

‌‎بین حُکما حُکمِ حَکَم را به علی داد

‌‎معنای یدالله همین است و جز این نیست

‌‎کاتب که خدا بود قلم را به علی داد

‌‎می‌خواست به تصویر کشد قدرت خود را

‌‎در معرکه شمشیر دو دم را به علی داد

‌‎عمّال شیاطین همه ماندند تهی‌دست

‌‎تا احمد محمود علم را به علی داد

‌‎یاران ولایت به خدا اهل بهشتند

‌‎الله کریم است، کرم را به علی داد

‌‎هر مملکتی تابع فرمان امیری است

‌‎ایران، دلِ افتاده به غم را به علی داد

‌‎از نسل علی یک علی آمد به خراسان

‌‎یعنی که خدا کل عجم را به علی داد

‌‎کوچک‌تر از آن است عجم فخر فروشد

‌‎گو حیدری‌ام، یار دلم را به علی داد

‌‎سبقت بگرفت اُمّ علی ز اُمّ مسیحا

‌‎روزی که خدا حق قدم را به علی داد

‌‎مملوک ببین مالک دین در شب میلاد

‌‎تنظیم سند کرد و حرم را به علی داد

‌‎بودی همه اشراف عرب طالب زهرا

‌‎طه گهر عهد قِدَم را به علی داد

‌‎بگذاشت کف فاطمه را بر کف حیدر

‌‎با فاطمه ششدانگ اِرَم  را به علی داد

از یُمن همین وصلت فرخنده" کلامی"

‌‎حق زینب آزاده‌شیم را به علی داد




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


در مخزن لایموت دردانه علی است

در كون و مكان امیر فرزانه علی است

در كعبه ظهور كرد تا بر همه كس

معلوم شود كه صاحب خانه علی است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و ولادت


کیست که در مدحش از ، شعر کمر بشکند

کیست که جبریلِ عشق آمده پَر بشکند

کیست که بازار او  بزم شکر بشکند

لحظه‌ی تحویل اوست دور قمر بشکند

هیج تعجب مکن کعبه اگر بشکند

آمده خاک نجف قیمتِ زر بشکند

 

حرف غزل را مزن ، بحر مطنطن بخوان

جان رجز را بکش ، شعر مدون بخوان

مدح علی را فقط از لب دشمن بخوان

حیرت مردان ببین وصف تهمتن بخوان

مرکب طفلش بگو  مردِ یَل افکن بخوان

شاه به کوی گداش تاج به سر بشکند

 

بر در حیدرِ بکوب یکسره هِی در بکوب

بر روی این آستان عشق کن و سر بکوب

حلقه‌ی این در بگیر مثل پیمبر  بکوب

نام علی را به دل با قلم زر بکوب

بر روی دُر نجف ، حضرت حیدر بکوب

فاطمه گفته است تا چشم نظر بشکند

 

ضربه‌ی شمشیر کیست بر تن بسیارها

چرخش تیغِ دو دَم  کرده تلنبارها

وقت فرار است وای ، آمده کرارها

لشکری از عمرو عاص لشکر سرداها

رفت و بجا مانده است از همه شلوارها

زیر قدمهای او کوه و کمر بشکند

 

آی جماعت نظر بر درخیبر کنید

ضرب یدالله را خورده و از بر کنید

ضربه‌ی عباس را چند برابر کنید

یا‌که همه خویش را بنده‌ی قنبر کنید

یا‌که همه در روید مقنعه بر سر کنید

قبل رجز خوانی‌اش هرچه سپر بشکند

 

از ازل آوازه‌اش از همه دوران گذشت

بر لب نوح آمد و نوح زِ طوفان گذشت

گفت علی یوسف و از شب زندان گذشت

کرد توسل به او محنت کنعان گذشت

جان پیمبر شد و آمد و از جان گذشت

دوش نبی رفت تا ، بت  به تبر بشکند

 

گاه نشسته است با میثم خرما فروش

گاه شده چاه کَن برزگری سخت کوش

گاه کشد نیمه شب بارِ یتیمان به دوش

بارِ زنی می‌کشد طعنه‌ی او هم به گوش

این که فقط با نمک نان جوین کرده نوش

فاطمه از گریه‌اش وقت سحر بشکند




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


فیض بیداری وقت سحرم دست علییست

ای خدا شکر! که برروی سرم دست علیست

عزتش مال خودش بود به من هم بخشید

آبرویی که به آن مفتخرم دست علیست

یاعلی گفت و عرق ریخت مرا نوکر کرد

برکت نان حلال پدرم دست علیست

خوب و بد نانخور اوییم بلا استثنا

به کسی کار نداریم کرم دست علیست

ذکر یا فاطمه در روز قیامت دارم..

چون صراطی که ازآن میگذرم دست علیست

روی اعلامیه ام ناد علی بنویسید

کار تلقین تن محتضرم دست علی ست

کربلایم ز علی و نجف من ز حسین

سفرم دست حسین و سفرم دست علی ست

در نجف تولیت صحن و حرم دست حسین

کربلا تولیت صحن و حرم دست علیست

جلوی چشم ترش فاطمه را میکشتند..

بخدا علت چشمان ترم "دست علیست"




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و ولادت


" فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم"

پر شد از مهر علی پیکره و بنیادم

مست میخانه شدم یاد نجف افتادم

بنده ی حیدرم و از دو جهان آزادم

ساقی امشب بده باده به شعف آمده ام

با امیدی به سر خم نجف آمده ام

 

 

امشب از عشق تو مولا همه جا ریخت به هم

از قدومت همه ی ارض و سما ریخت به هم

بهر دیدار تو ای شاه ، گدا ریخت به هم

بی سبب نیست که این سینه ی ما ریخت به هم

صدف کعبه شکست و گوهرش پیدا شد

فاطمه بنت اسد هم قمرش پیدا شد

 

 

آمدی و حرم از شور و نوا پر شده است

کعبه از جلوه ی الطاف خدا پر شده است

جام های تهی از لطف شما پر شده است

عالم از نعره ی مستانه ی ما پر شده است

ما همه مست تو هستیم همه مجنونت

سالیانی است که هستیم همه مدیونت

 

 

انبیا ریزه خور خوان تو هستند همه

محو در سوره ی انسان تو هستند همه

تشنه ی بارش احسان تو هستند همه

هر سحر خادم ایوان تو هستند همه

بی تو اصلا احدی نزد خدا محرم نیست

تو نباشی به خدا ختم رسل خاتم نیست

 

 

ای که بر هر دو جهان حکم ولایت داری

بر سر سائل خود دست حمایت داری

نسل در نسل به ما ویژه عنایت داری

بر همه انس و ملک حکم امامت داری

بهر هر سوخته دل یار علی باشد و بس

تا ابد سید و سالار علی باشد و بس




موضوع: ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


مدح تو را در شادی و در غم نوشتند

با این همه اما برایت کم نوشتند

تا خنده آمد بر لبت، تصنیف گفتند

 تا اخم کردی صد غزل ماتم نوشتند

فریادهایت را طنین رعد خواندند

 چشم تو را هم چشمه زمزم نوشتند

وصف تو پیچیده ست و ظرف شعر تنگ است

 گاهی اگر ابیات را مبهم نوشتند

از کیسه ی احسان تو درهم گرفتند

 هرگاه مشتی واژه را درهم نوشتند

گفتند دارد علم الاسما بعد از این، چون

 نام تو را در دفتر آدم نوشتند

خشم علی تفسیر آیات عذاب است

 این را نه شیعه، اهل سنت هم نوشتند

عالم تماما آیت حق است اما

شان علی را آیت اعظم نوشتند

درد فراقش گرچه دردی بی مداواست

 ذکر علی را نسخه مرهم نوشتند

اهل تغزل، اهل عرفان، اهل تفسیر

 هرچه نوشتند از تو آقا کم نوشتند




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و ولادت

 

ماییم و اعتکافِ علی،سیزده شب است

حجاجِ در طوافِ علی،سیزده شب است

دلبسته در کلافِ علی،سیزده شب است

مست میِ مُضاف علی،سیزده شب است

ماییم دلسپرده ی دیدار ،یا علی

 

امشب مرا تقرّب تو نیّت است و بس

این بهترین زمینه ی تربیت است و بس

در تربیت،مسیر ،عبودیت است و بس

کُنهِ عبودیت، ز ربوبیت است و بس

دیدیم در تو ما، ربوبیتِ یار، یا علی

 

من سینه چاک روی توام، کعبه نیز هم

گرم طواف کوی توام، کعبه نیز هم

من در نماز سوی توام، کعبه نیز هم

مدیون آبروی توام، کعبه نیز هم

ای قبله گاه، کعبه ی سیار،یا علی

 

کعبه اگر چاک گریبان گشوده است

ثابت نمود،عاشقت از قبل بوده است

صحنی که خاک مقدم مریم زدوده است

در را به روی بنت اسد وانموده است

مختصِ توست، مُعجزِ بسیار،یا علی

 

مِنْ بعد از این علامت توحید، علم شده

ماتِ تجلّیِ تو خداوند هم شده

بیت الحرام بعد تو بیت الحرم شده

بتخانه ی حجاز ،دگر محترم شده

شد با شرافت این درو دیوار،یا علی

 

دادم زکف به شوق مدیحت ،قرار را

واجب شده است سجده کنم نام یار را

میزان کجاست ،تا که بسنجد عیار را

نشناختیم غیر تو پروردگار را

ماتم از این شباهت رفتار،یا علی

 

گاهی علی نشسته به جای خدای خود

گاهی خداست جای شه لافتای خود

جای خدا نشست و صدا زد به جای خود

در قاب عرش گفت علی با صدای خود...

پرودگار اول گفتار ، یا علی

 

در لا اله غیر تو خواندیم ،جا نشد

حتی خدا برای دلم مرتضا نشد

مومن نشد هرآنکه ز کفرش دوا نشد

پس لاشریکٓ لَهْ که حقیقت ادا نشد

دارم به کفر میرسم اینبار،یا علی

 

آنقدر مِی زدم علنی عشق می کنم

امشب اویسمُ قرنی عشق میکنم

با جمله ی یَموت یَرنی عشق میکنم

من با ابالحسن،حسنی عشق میکنم

دیوانه ام ،پیاله نگه دار یا علی

 

عشقم اگر علیست سرِ دارَم آرزوست

من سر گذشتِ میثم تمارم آرزوست

خرما فروختن بشود کارم آرزوست

رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست

بالای دار از تو زنم جار،یا علی

 

هر کس که دید اوج تورا بال و پر فروخت

نهج البلاغه از نمک تو شکر فروخت

آنقدر غمزه های نگاهت، نظر فروخت

هر کس که دید سر به جنون زد جگر فروخت

عشاق را تویی تو خریدار، یا علی

 

پر میدهیم مرغ دل خویش تا نجف

كنج ضریح گوشه ایوان طلا نجف

پر شد قنوت هر شبم از ذكر یا نجف

من سالهاست خواسته ام از خدا نجف

<<خواندم دعای وصل تو بسیار ،یاعلی>>

 

سر میدهم سروش نجف روزی ام کنید

ابر گناه پوش نجف روزی ام کنید

هستم پیاله نوش نجف روزی ام کنید

دیدار می فروش نجف روزی ام کنید

پس تا نجف بگو:صد و ده بار یا علی

 

در این مسیر دیده ی گریان مُقرب است

در صحن شاه، ریگ بیابان مقرب است

در خانه ای که کلب نگهبان مقرب است

زانو زدن مقابل ایوان مقرب است

پس سجده میکنم به تو اینبار، یا علی

 

گر چه برات ،مالک اشتر نمیشویم

مقداد نیستیم ،ابوذر نمیشویم

سلمان نبوده مُحرِم این در نمیشدیم

اینها که جای خود سگ قنبر نمیشویم

اما تویی همیشه مددکار،یا علی

 

توحید محض، باعث ایجاد حیدر است

بالای عرش افضل اوراد حیدر است

آنکس که جام دست نبی داد حیدر است

زهرا عروس خانه و داماد حیدر است

ای در نگاه عشق،علمدار یا علی

 

مولی الموحدین،نفحات پیمبری

نَفسِ رسول، باب نجات پیمبری

رمز شفاعت،عرصات پیمبری

مِیلِ حیات و کُنهِ صفات پیمبری

پیغمبر است بر تو گرفتار ،یا علی

 

حبّ علی نتیجه ی احسان فاطمه است

او هل اتای فاطمه، قرآن فاطمه است

اسباب شادی لب خندان فاطمه است

این مرد مهربان به خدا جان فاطمه است

زهرا توراست یار و وفادار،یا علی

 

آنجا که نیست نام تو جای نشست نیست

لعنت به هرکسی که زجام تو مست نیست

بر روی دست دست خداوند دست نیست

این ورطه جای آنکه یقینش شکست نیست

لعنت به هر که میکند انکار،یا علی

 

ای شیر پاک،ای ثمر لقمه ی حلال

خونم حلال تو شده یا سیف ذی الجلال

گرما بده شراب شود غوره های کال

ما را به غیر هجر نجف نیست یک ملال

امضا بزن به نامه ام ای یار،یا علی

 

ای اولین تلاوت قرآنِ قبل از آن

ای اولین امام مسلمان قبل از آن

آیات مومنون نمایان قبل از آن

ای صاحب ولایت دوران قبل از آن

قرآن بخوان بگو تو ز اصرار،یا علی

 

قاری شدی و تیر و سنانت نریختند

سنگ جسارتی به لبانت نریختند

با خیزران به سمت دهانت نریختند

مشتی حرامزاده به جانت نریختند

وای از حسین و مجلس اغیار،یا علی




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


من ای ولی شناسان نشناختم علی را

این کار نیست آسان،  نشناختم علی را

در خاک جستم او را،  ز افلاک آمد آوا

عرش است جای جانان،  نشناختم علی را

شد کعبه زادگاهش،  محراب قتلگاهش

ز آغاز تا به پایان نشناختم علی را

گفتم که جبرئیلا جان علی،  علی کیست؟

گفتا قسم به قرآن نشناختم علی را

گفتم علی خدا نیست،  گفت از خدا جدا نیست

ماندیم هر دو حیران نشناختم علی را

شاهی که تاج سر بود در باغ کارگر بود

این دید و گفت سلمان نشناختم علی را

قنبر لباس نو داشت حیدر ردای کهنه

بنگر غلام و سلطان نشناختم علی را

نان جوین غذایش،  گردون به زیر پایش

او را فرشته دربان، نشناختم علی را

گفتم اگر بگویم دردم دوا نماید

ناگفته کرد درمان نشناختم علی را

دنبال او دویدم،  بشناسمش،  شنیدم

هرگز ندارد امکان،  نشناختم علی را

نجوای غیرت الله با آب بود و با چاه

میگفت راز پنهان...  نشناختم علی را

شیری که لافتی بود فتاح غزوه ها بود

شد منزوی به دوران،  نشناختم علی را

در خانه اش نشاندند،  بر مسجدش کشاندند

نشکست عهد و پیمان،  نشناختم علی را

راندند از بر او را،  خواندند کافر او را

بود اولین مسلمان نشناختم علی را

توصیف او "کلامی" در شعر ما نگنجد

ما مور و او سلیمان،  نشناختم علی را




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح  


نبی مبلغ وحی است و عامل است به قرآن

نمی زند سخنی تا خودش نیاورد ایمان

به حکم"ان لم تفعل" بدان که ختم رسولان

خودش به آیه عمل کرده سر نهاده به فرمان

 

بگوید و نپذیرد، دگر رسول امین نیست

به جز ولایت حیدر، هر آنچه گفته که دین نیست

 

به یک نگاه به دستش گرفته نبض جمل را

به ذوالفقارش ادیبان مثل زنند اجل را

نکرده سجده دمی جز خدای عز و جل را

خدا پرست کند بنده های لات و هبل را

 

علی سزد بشود جانشین و مجری قرآن

و یا کسی که به بدست علی شدست مسلمان؟

 

به جز برای خدا با کسی مصاف نمی کرد

به غیر مصلحتی خنجری غلاف نمی کرد

علی نبود خدا کعبه را مطاف نمی کرد

اگر به سجده ی او مسجد اعتراف نمی کرد

 

چگونه باورمان می شد او خدای جهان نیست؟

همین "نبودن و بودن" به جز علی صفت کیست؟

 

از ابتدای جهان بوده ای و لم یزلی تو

ملاک سنجش ایمان، عیار هر عملی تو

شدی به ظاهر اگرچه شبیه خلق ولی تو

شبیه تر به خدایی، خدایِ در مثلی تو

 

برای وصف شما بیش ازین به پیش نرفتم

قسم به جان تو ترسم به دام کفر بیفتم!

 

برای فاطمه غیر از تو همسری نرسیده

خدا شما دو نفر را به رنگ عشق کشیده

زره فروختنت را دمی که فاطمه دیده

تمام درد و بلای تورا به شوق خریده

 

تو با سه نسبت خاصت سرآمد دو جهانی

چه خانمی! چه پدرخانمی! عجب پسرانی!

 

ملاک اول ایمان! پیام آخر قرآن!

خداشناس تو را دیده در سراسر قرآن

فقط تو شان نزولی برای کوثر قرآن

کلام معجزه وارت شده برادر قرآن

 

تویی نماد بلاغت، تویی خدای فصاحت

ز واژه واژه کلامت، چکیده چشمه ی حکمت

 

قلم به دست امیری به واژگان و معانی

زمین به لرزه درآید دمی که خطبه بخوانی

فصیح و واضح و محکم چه خطبه ای چه بیانی!

تو که خلاصه ی وحیی عجیب نیست به آنی

 

شبیه معجزه نهج البلاغه ای بسرایی

تو در بیان و سخن هم چقدر مثل خدایی!

 

نه رای هیچ مدبر، نه شرح هیچ مفسر

چه عالمان چه اکابر، چه نطق ناطق و شاعر...

به غیر وحی کلامی ندیدم اینهمه فاخر

علی گشوده زبان آفریده درّ و جواهر

 

نه جز نبی بشری گفته این چنین کلماتی

نه تا ابد بنویسد کسی چنین جملاتی

 

طنین چک چک باران علی علی بسُراید

فقط به اذن تو از قلب خاک دانه برآید

چو شقشقیه کلامی نه آمده نه می آید

هزار سال ادیبان نشسته اند که شاید

 

سر از معانی نهج البلاغه ی تو درآرند

هزار سال دگر هم توان فهم ندارند

 

رسیده شمه ای از  باغ حکمت تو به لقمان

نگین شاهی خود را تو داده ای به سلیمان

و نوح نادعلی خواند و رد شد از دل طوفان

زبان به مدح و ثنای تو وا کنند رسولان

 

بدون اذن شما منعقد نگشته کلامی

به قدر حب علی هر نبی گرفته مقامی

 

کویر خشک کجا از زلال آب نوشتن؟

کلاغ و زاغ کجا از پر عقاب نوشتن؟

من خراب کجا از می و شراب نوشتن؟

غبار زار کجا از ابوتراب نوشتن؟

 

کسی که آیه به آیه از او نوشته خدایش

منِ شکسته که باشم که پر زنم به هوایش؟

 

به تیغ خنده گرفتی تمام کشور مارا

برای فرش قدومت بِبُر بِبَر سر ما را

بگیر و خرج ولایت نما تو پیکر ما را

بکُش مرا و بیفزای عمر رهبر ما را

 

حواله ی دل ما را بده به شاه خراسان

به او که سایه گشودست روی کشور ایران

 

کبوتری به هوای نجف پرید به مشهد

گرفت رد تو را سائلی، رسید به مشهد

مریضتان شدم و کار من کشید به مشهد

پیام این دل دیوانه را دهید به مشهد:

 

برای من نجفی، مکه ای و کرب و بلایی

هزار درد و مرض دارد این دل و تو دوایی




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


نه هر آشفته دلی بی سر و سامان علی است

هر که سلمان علی بود مسلمان علی است

خلق مسکین و یتیمند و اسیرند هنوز

چاره شان جرعه ای از سورۀ انسان علی است

اولین آیۀ قرآن علی فاطمه بود

پس کجا آیۀ پایانی قرآن علی است

صبح فردا که همه عالم و آدم جمعند

کفر و ایمان همه شرمندۀ میزان علی است

عرش و لوح و قلم و کرسی و ملک و ملکوت

همگی یک طرف و یک طرف ایمان علی است

راه را گم نکند خواهش مردم نکند

در شب حادثه دستی که به دامان علی است

از دم صبح ازل یکسره تا شام ابد

هر که در سلک وجود آمده مهمان علی است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


دست بالای تمام دست ها دست علی است  

قدرت حق  ابتدا تا انتها دست علی است

می شود عضوی مگر از تن جدا محسوب کرد

نیست گر او  حق چرا  دست خدا دست علی است

مطمئن هستیم اگر روزی هر کس می رسد

سایه رحمت به روی ماسوا دست علی است

 مثل دستاسی که می چرخد برای نان خلق

زحمت چرخیدن این چرخ با دست علی است

«غافل از مرکز نگردد گردش پرگار من »   

سائل آن آستانم هرکجا دست علی است

دست بوسی علی آری مقام خضر شد

شد عیان از سر این مطلب بقا دست علی است

گر نوشته شد علی بر روی هر انسان دو بار

خط نسخ چشمها خط دو تا دست علی است

زائران را می نوازد در ورودی حرم

آری آری طاق ایوان طلا دست علی است

میچکد مانند قلب از مشت او آب حیات

 اصلا این  مشت درون سینه ها دست علی است

 دیگری  را یا امیر المومنین خواندن خطاست

 حکم شاهنشاهی  هر دو سرا دست علی است

نه امیرالمومنینی کم بها در شان اوست

بلکه این انگشتری را هم بها دست علی است

برد احمد دست حیدر را چو  بالا شد گواه     

دست بالای تمام دستها دست علی است




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


ما عاشق خانه زاد این در هستیم

در هر دو جهان شیعه حیدر هستیم

در سینه اگر محبت آل علیست

مدیون دعاهاى پیمبر هستیم




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت روز پدر تقدیم به پدران علوی


هنوز اون زمونا رو خوب یادمه

هنوز یادمه دوره بچگیم

میخاستی بهم نوکری یاد بدی

میخاستی که از دست نره زندگیم

 

بهم گفته بودی با این نوکری

نمیری توی زندگی زیر دین

بهم یاد دادی بگم یا علی

بهم یاد دادی بگم یاحسین

 

بهم گفته بودی که آقا میشم

اگه توی این خونه نوکر بشم

بهم یاد دادی تا اسمش میاد

براش ابر بارون بشم تر بشم

 

مگه میشه اون روز و یادم بره

که دستام و دادی به دست خدا

با اینکه خودت کوه حسرت بودی

فرستادی اما من و کربلا

 

خلاصه که هر چی دارم از توئه

نمی تونم از داشتنت سیر شم

دعا کن که من هم شبیه خودت

در خونه ی اهل بیت پیر شم




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 09:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح  


اگرپوچم،اگرهیچم،اگرمجنون وحیرانم

توذره پروری کردی که من اکنون غزلخوانم

اگرهستم،اگرمستم ،اگر پیمانه بشکستم

به تارزلف تو سوگند، درگیرم، پریشانم

کتاب من کتاب الله ودینم باده نوشیدن

چگونه با چنین منوال،دیندارم،مسلمانم ؟

نمیدانم چه شد تا که گلوی من پر از "می"شد؟

ولیکن خوب میدانم که عبد شیر یزدانم

وصی احمد مرسل،جلیل و اجمل و اکمل

مفصل خوان از این مجمل،که از میخانه میخوانم

غروب صحن و ایوانت،طلوع می گساریها

بگو قنبر ببیند،من هلاک جام سلطانم

الایاایها الساقی،ادرکاسا وناولها

توکلت  علی الحیدر ،که من آلوده دامانم

حیات جبرییل از تو،خروش سلسبیل ازتو

نوای الدخیل از من، به دست توست درمانم

به خیسی لبان جام خورده میخورم سوگند

که دائم در تب و تابم دهم بر پای تو جانم 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 09:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


وقتی که هدف نیست کمان فایده اش چیست؟

بی نام علی هر دو جهان فایده اش چیست؟

جز گفتن سی تا به علیٍ سه شب قدر

هی روزه ی ماه رمضان فایده اش چیست؟

جز این که بگویند علی هست امامت

بر مرده ی در قبر تکان فایده اش چیست؟

یک عمر اگر رفت به هر کار هدر رفت

حیدر که در آن نیست زمان فایده اش چیست؟

اصلا چه وضویی چه نمازی چه خدایی؟

بی ذکر علی کُل اذان فایده اش چیست؟

گر نام علی را نَبَرَد لحظه به لحظه

بگذار شود بسته دهان ،فایده اش چیست؟




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 09:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و ولادت


آن کس که داده این در و پیکر به کعبه

بی تو ندارد لحظه ای باور به کعبه

تغییر خواهم داد روزی قبله ام را

کفرست بی عشقت نهادن سر به کعبه

با ریگ صحرا فرق چندانی نمی کرد

داده شرف قنداقه ی حیدر به کعبه

باید خدای دیگری را جستجو کرد

حالا که وا شد پای یک مادر به کعبه

آنقدر که روشن به نور مرتضی شد

روشن نشد چشمان پیغمبر به کعبه

رازش به دست فاطمه بنت اسد بود

منع ورود مریم و هاجر به کعبه

راه گریز از نفس راه مستجار است

با تو خدا هم می زند معبر به کعبه

صدها شکاف افتاده بر دنیا، کماکان

محو است چشم هر چه جادوگر به کعبه

بی تو تبرّک نیست این پرده که گویا

چسبیده است یک مشت خاکستر به کعبه

سعی همه پیغمبران یکجا ثمر داد

رو کرده از شوق علی کافر به کعبه

باید مسلمانان به دور ما بگردند

با عشق تو دل می شود منجر به کعبه

آل سعود آن روز گورستان به دوش اند

روزی که بوسه می زند رهبر به کعبه

یک روز هنگام طلوع مرتضی بود

یک روز هم آمد علی اکبر به کعبه

آن روز بیت الله اعظم کربلا شد

وای از سلام لحظه ی آخر به بابا 




موضوع: ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 09:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


یا علی گفتم و تا عرش خدا طی کردم

این چنین کشفِ غبار قدم  وی کردم

باده از ذکر علی ریخته  ام جام به جام

شرب خمر از قدح گوش  پیاپی کردم

بین هر روضه  که ساقیش فقط شیر خداست

کاسه چشم به دستم طلب می  کردم

<گوش این طایفه آواز گدا  نشنیداست >

خاطرم  نیست که ناله به درش کی کردم

به نیستان قدمی نه که پر  از آه دل است 

ازغم  دوری تو هر مژه را نی کردم 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 09:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.