تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب خرداد 1397
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1397/03/31

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


تو راهم دادی و دارم دو چشمانِ تر از اینجا

کجا را دارم آقاجان؟! کجا را بهتر از اینجا؟!

نوشتی سردرِ هیئت؛ نجاتم میدهد عشقت

رسیدم توشه بردارم برای محشر از اینجا

خدا را شکر در کارم گره افتاد و برگشتم

به لطفت سردرآوردم دوباره آخر از اینجا

پرِ پرواز لازم داشتم محضِ طوافِ تو

گرفتم مثل فطرس عاقبت بال و پر از اینجا

میانِ روضه تحویلم گرفتی بینِ خوبانت

قسم خوردم نخواهم رفت جایِ دیگر از اینجا

تو هستی «سیدالعطشان» و من سیراب از داغت

دلم آتش گرفت و آب؛ شد شعله ور از اینجا

به دستانت سپردم حاجتم را...که شنیدم رفت؛

به عرش ِ بیکران، خونِ علیِ اصغر(ع) از اینجا

امان از عصرِ عاشورا، تنت افتاد در گودال

تو را می دید روی تل چه مضطر خواهر از اینجا

جسارت شد به اهلِ خیمه و حرف از اسارت بود

طناب آورده و آغاز شد دردسر از اینجا!



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


گر‌چه از دست محبان این زیارت دور ماند

قبرشان ویران شد و آوازشان مشهور ماند

آنچه مانده در جهان حبِ علی وآل اوست

خاک را بر نور پاشیدند اما نور ماند



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


در حریمی که روضه ممنوع است

روضه خوان شما خودِ قبر است

پیش جهل مدبران بقیع

چاره ی بغضِ در گلو صبر است

 

در مسیر کبوتران حرم

آب و دانه سحر نمی ریزند

در هوای تو لطمه زن ها هم

خاک غربت به سر نمی ریزند

 

سنگ قبر تو شش جهت دارد

پس ضریح تو نیز شش گوش است

هرکه از باب قاسم آمده است

بعد عمری هنوز مدهوش است

 

گنبدت را ندیده اند مگر

تپه خاکی که پشت مرقد توست

در حقیقت قلوب انسان ها

بارگاهی برای مسند توست

 

از مفاتیح ندبه جایز نیست

«گریه» از غربت تو محروم است

هرکه فرزند فاطمه باشد

بین مردم همیشه مظلوم است

 

سوت وکور است هر شبه جمعه

چون شب دفن مادرت زهرا

سوت و کور است مثل آن کوچه

که نکردید خانه را پیدا

 

آتش درب خانه می باشد

علت قلب داغ دار بقیع

سپر اهل خانه محسن شد

مثل آن نرده ها کنار بقیع

 

خاک های بقیع می گفتند

چادر مادر تو خاکی نیست

در مصافی که ظلمت و نور است

نور را از پلید باکی نیست



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


بقیع و چار مزاری که برده طاقت را

مفسّری ست که تفسیر کرده غربت را

بقیع و خلوت شب های سوت و کور خودش

نشانده بر دل خود داغ بی نهایت را

خرابه های بقیع آسمانی از نور است

که خیره کرده به خود چشم های جنّت را

بهشت گمشده ی شیعیان بقیع ؛ ولی

در اختیار گرفته ست کُنج عزلت را

هزار مرتبه لعنت بر آن کسی که گذاشت

به روی شانه ی ما بار این مصیبت را

هنوز مرد کرم بی حرم ترین آقاست

ندیده هیچ کریمی چنین کرامت را

بقیع...داغ حسن ... کوچه ی بنی هاشم

مدینه دیده به چشمان خود قیامت را

من از حوالی کوچه رسیده ام گودال

چگونه هضم کنم : "زینب و اسارت " را

همانکه دست خودش را به خون حنجر شُست

کشانده سمت حرم دست های غارت را

سر بریده و سر نیزه های بی احساس

به نزد فاطمه من می برم شکایت را

بقیعِ شام ؛همانجا که دختر ارباب

ادامه داد مسیر کمال نهضت را

بقیع خاک غریبی که قصّه ها دارد

بقیع در دل خود داغ کربلا دارد



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


از بغض بقیع آسمان شاکی شد

این بود که آب باعث پاکی شد

یک سوم جسم هرکسی ازخاک است

چون ثلث ائمه قبرشان خاکی شد



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


امان از محنت تو یابن زهرا

شکسته حرمت تو یابن زهرا

مزار تو چه خاموش و غریب است

«فدای غربت تو» «یابن زهرا»



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


خاک است و کبوتر است و چشمانِ تر است

دل ازغمتان شکسته و شعله ور است

گفتم حرم امن شما باشد دل

افسوس که از بقیع ویرانه تر است!



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


عادت به گنبد داده ام چشم ترم را

این بارگاه اما به هم زد باورم را

در روضه ات می سوزم و امیدوارم

بادی به سویت آورد خاکسترم را

سنگین شده بر شانه هایم، می گذارم

روی ضریحی که نمی بینم، سرم را

آباد کردی خانه ام را، زیر دینم

باید بسازم پس برای تو حرم را

با اشک هایم حوض می سازم در این صحن

این گونه می سازم بهشت و کوثرم را

دارایی ام را پای گنبد می گذارم

حتی النگوی طلای دخترم را

می آید آن روزی که قدر سجده جا نیست

هر قدر می گردد سرم دور و برم را

جبریل هم می آید و می خواهد این را:

بگذار زیر پای زائرها پرم را ...

چیزی نمانده تا زمانی که بکوبم

بر بام کعبه پرچم یا حیدرم را

آل سعودی نیست دیگر می توانم

راحت ببوسم آستان دلبرم را

آن روز می خوانم چه زیبا در بقیعت

با سجده بر تربت نماز آخرم را 



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


من از هجر مدینه سالها "بی تاب" و "غمدیده" م

چنان مشتاق هستم که شبی خواب حرم دیدم

عجب خواب دل انگیزی عجب رویای شیرینی

بقیع باصفا را نیز با چشم خودم دیدم

به جای شرطه ها که اکثرا دست بزن دارند

مبادی ورودی خادمان محترم دیدم

به کام ساجدین اما به نام مسجد السجاد

به نام باقرالعلم النبی دارالقلم دیدم

تلالوهای بیت الصادقش از دور پیدا بود

علی رغم همیشه در بقیع اش خاک کم دیدم

شبستان در شبستانش بهشتی خارق العاده

شکوه گنبد و گلدسته را در هر قدم دیدم

هر آن که رفت از باب الحسن با دست پر برگشت

گدایی را متموّل دم باب الکرم دیدم

گمان کردم شب شعری برای مجتبی برپاست

میان صحن دعبل را کنار محتشم دیدم

نه تنها من شدم مست از طواف مرقد پاکش

به دور مرقد ام البنین رقص علم دیدم

پس از یک عمر حسرت نذر خاتون عرب آخر

ضریحی با النگوی عروسان عجم دیدم

برای مادران پا به ماه زائر خسته

سر هر کوچه ای یک مرکز امداد هم دیدم

نفس بند آمد از فرط تماشای حرم در "دم"

دوباره لطف صاحبخانه را در "بازدم" دیدم

کشید از خاک بیرون مجرمان را مهدی کرار

و من بیچاره گی را در نگاه متهم دیدم 



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


مینویسم یادگاری روی دیوار بقیع

تابخوانند عاشقان هنگام دیدار بقیع

ای زمین ما عاشقیم و ای زمان ما عاشقیم

خوش بحال آنکه شد محرم به اسرار بقیع

خیره خیره در افق محو اند عشاق فلک

تا فضا پر گردد از فریاد خونبار بقیع

نه به آن شادابی عزم سفر از خانه ام

نه به این آشفتگی حالت زار بقیع

کفترجلد بقیع هرگز سوی مشهد نرو

گر روی جان میدهی از خاک غمبار بقیع

جز همانانی که دل را خانه حق کرده اند

پی نبرده هیچکس بر راز آزار بقیع

سوره حمدی بخوانم تا که تسکینم شود

ورنه میمیرم از این داغ شرربار بقیع

عشق هست وعشق هست وعشق هست وعشق هست

اولین وآخرین حرف گهربار بقیع

چشم خیس وقلب خون و پلکهایی بیقرار

هست تنها مونس تنهاترین یار بقیع



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


هر چند انتهای فلک خاک این در است

خاک بقیع بر سر ما تاج دیگر است

بال فرشته منت از این خاک می کشد

جنت کجا به گرد و غبارش برابر است

بوی بهشت واقعه هرچند دلرباست

این قطعه از بهشت خدا دلرباتر است

برما مجال خادمی او نمی رسد

وقتی  که جبرئیل دراین خانه نوکر است

تشبیه مهر و ماه بر این آستان خطاست

خورشید ماه پرتو فانوس این در است

گیسو زغم کشیده به چهره مگر بقیع

کز این حجاب خاطر هر شب مکدر است

نام بقیع میشنوم بغض میکنم

خاکی که نام بردن از او غربت آور است

تخریب شد بقیع پس از آن غروب شد

گویا فلک به خون جگر ها شناور است

بی سایبان مزار امامان بی حرم

این روضه از کران به کران آه  گستر است

هر یک  که خفته اند در این آستان غم

بر سینه هایشان همه داغی مکرر است

آن داغ مشترک حرم و آتش است و دود

این آه پاگرفته زیک روح و پیکر است

هریک به چشم دیده چگونه عزیزاو

درشعله ها شبیه سپندی به مجمر است

دیده است بین خانه امامی میان دود

وحشت  به جان همسر و اطفال مضطر است

دیده به خیمه گاه  امامی به چشم خود

در بین دود ، شعله به دامان خواهر است

دیده میان آتش و خون سیل لشگری

دنبال گوشواره و خلخال معجر است

در کربلا وجب به وجب روضه ریخته

آری عزای کرببلا داغ اکبر است

اما تمام چشمه این روضه های سخت

درشعله  و شکستن آیات کوثر است

خاکی اگر که مانده  ملک خانه ی بقیع

سِرَّش همه زچادر خاکی مادر است



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/30

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


یک روز ترس داشت جهان از نسیمشان

از نوع پادشاهی روی گلیمشان

از مدت سکوت یل خیبری شان

از بخشش بدون حساب کریمشان

از یک سرِ بدون تن و لشکری بزرگ

از قامت به وقت عبادت دو نیمشان

از علمشان از آن همه شاگرد فقهشان

موسای بین حبس ولیکن کلیمشان

از اقتدار حضرت سلطانشان به طوس

از هفت ساله مرد علیم و‌ حکیمشان

از جامعه بخاطر نوع زیارتش

از اهدنا الصراطِ فقط مستقیمشان

از سُرّ من رَأی که هنوزاست بین حصر

از ماه بین لشکر دشمن مقیمشان

از آن کسی که نیست به زعم جهانیان

از قسمتی که مانده برای قسیمشان

امروز نیز ترس جهان از زیارت است

از نسخه ی جدید به طرز قدیمشان

گیرم که در بقیع حرم شد خراب، نیست؛

در نقشه ها کجای جهان در حریمشان



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1397/03/23

وداع با ماه مبارک رمضان

 

مهمان خدا اگرچه کوتاهی کرد

نور تو مرا به آسمان راهی کرد

تو شاهد روز محشری ، میدانم

ای ماهِ خدا شفاعتم خواهی کرد 



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1397/03/23

امام زمان(عج)-مناجات وداع با ماه مبارک رمضان


رو لبم فریاده اما بی صداست

پر شدم از دردایی که بی دواست

دوباره فرصت عاشقی گذشت

نشدم من اونی که آقام میخواست

 

توی دنیای خودم ندیدمش

یه سحر کاش كه ببینم خوابشو

هرچی که این سی شبه صداش زدم

نشنیدم حتی یه بار جوابشو

 

داره میگیره صدام مارمضون!

اجابت نشد دعام مارمضون!

دیگه من کاری با هیچکس ندارم

آقام و از تو میخوام مارمضون!

 

ماهم و نشون بده ماه خدا

ماهی که خورشید اسیر نورشه

داری با جمعه تموم میشی بگو

دیگه فردا جمعۀ ظهورشه

 

آقاجون مهمونی هم تموم شد و

ساعتای آخر ضیافته

دیگه از فردا صدامون نمیاد

خیالت از دست ماها راحته

 

شب جمعه س شب رحمت و دعاس

بخششم که دیگه با بزرگتراس

قول بده قفل دلم رو واکنی

کلیدش زیارت کرب و بلاس

 

حالا که برامون این مارمضون

سفره پهن کردی تو بین الحرمین

پس بکش زحمت جمع کردنش و

بیا تو مجلسمون بگو حسین

 

مثل اون مادری که تو قتلگاه

روضۀ غریب مادر میخونه

روضۀ جون دادن برادر و

جلو چشمای یه خواهر میخونه



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1397/03/23

مناجات با خدا-وداع با ماه مبارک


پاک در بندگی ام قافیه را باخته ام

فرصتی را که به من داد خدا، باخته ام

یک طرف دست تهی ازطرفی فرصت رفت

بازهم عمر دوسر باخته را باخته ام

من که از دوست به غیر از خودِ او خواسته ام

متن دل را به همین حاشیه ها باخته ام

مست از میکده ها سهم خودش را برده

من ولی حال دعا را به ریا باخته ام

نفس هر طور که میخواست مرا بازی داد

سر و پا را به همین بی سر و پا باخته ام

در پس پرده حنایم چقدر بی رنگ است

آبرویی که تو دادی همه جا ، باخته ام

باختن در همه اوقات ولیکن بد نیست

من دلم را به غم کرببلا باخته ام

باختم دل به حسین و به حقیقت بردم

سجدۀ شکر کنم بس که به جا باخته ام

از همان بار که چشمم به ضریحش افتاد

دل جدا باخته و عقل جدا باخته ام



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1397/03/23

مناجات با خدا-وداع با ماه مبارک رمضان


این آخرین شبی است که بیدار بوده ام

چشم انتظار لحظه ی دیدار بوده ام

این آخرین دقایق مهمانی است و من

تا صبح پای صحبت دلدار بوده ام

شکرخدا که سی شب اگر خواب مانده ام

وقت نماز صبح خبر دار بوده ام

سی روز گوش من به اذان بود و نام تو

سی مغرب از اهالی افطار بوده ام

یک سال من اسیر دل خویش بودم و

یک ماه را به دوست بدهکار بوده ام

بر من گذشت یک رمضان دگر! بگو

آیا پسند چشم تو اینبار بوده ام؟!

ای ماه! یک نظر کن و شرمنده کن مرا

شرمنده ی نگاه تو بسیار بوده ام...



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1397/03/17

امیرالمومنین(ع)-مناجات و مصائب


در کوفه معنای هدایت را نمی فهمند

آن بی محبت ها محبت را نمی فهمند

عدل است نام دیگرت ای حیدر کرار

اصلا برو وقتی عدالت را نمی فهمند

از فرط سجده پینه ها بسته جبین شهر

اما چرا روح عبادت را نمی فهمند ؟؟

گفتی سَلونی... ساده لوح از ریش خود پرسید

افسوس فحوای کلامت را نمی فهمند

بر جان معصومی نچسبد وصله ی دزدی

لعنت به کوفه اصل عصمت را نمی فهمند

از سوز " الدهر انزلنی..." های تو پیداست

این طایفه فرق اصالت را نمی فهمند

فخرالقضاتی و گواهم نیز بیت الطشت

قدر تو قاضی ها قضاوت را نمی فهمند

از نان جو خوردی بفهمی حال مسکین را

اهل تجمل حال رعیت را نمی فهمند

بالاتر از زهد تو زهدی نیست پس زهاد

توصیف دریای قناعت را نمی فهمند

 لَیسَ عَنِ الـمَوْتِ مَحیدٌ...  را به گوش خلق

هر بار میخوانی روایت را نمی فهمند

اَکثَرُهُم لایَعلَموُن ای هادِیَ الاُمَّه

زحمت نکش دیگر نصیحت را نمی فهمند

امروز همراه تو فردا را علیه تو

 عهد و وفاداری و بیعت را نمی فهمند

فردا بلنگد پای توحید کسانی که

امروز فرمان امامت را نمی فهمند

هستی امیرالمومنین ما به کوری

چشم کسانی که ولایت را نمی فهمند

قومی که با خویشان تو در رفت و آمد نیست

شیرینی طعم رفاقت را نمی فهمند

دیوارهایی که نشد نام تو بر آن قاب

زر را نمی فهمند زینت را نمی فهمند

آن ها که محروم اند از دیدار ایوانت

وارد شدن در باغ جنت را نمی فهمند

جز فاطمه که پابرهنه تا نجف آمد

زوار تو اجر زیارت را نمی فهمند

سی سال و اندی داغ دار فاطمه هستی

نسل سقیفه این مصیبت را نمی فهمند

آن ها که نه مسمار دیدند و نه شمشیری

پس مطمئنا درد ضربت را نمی فهمند

بچه یتیمانی که نزدت حرمتی دارند

در وادی طف هتک حرمت را نمی فهمند

آشفتگی زینبت را مردم کوفه

وقتی نباشد گیسوانی شانه می فهمند

با روضه خلخال و معجر خوب فهمیدیم

بی چشم و رویان اجر خدمت را نمی فهمند

 

مزد پدر را به پسر در کربلا دادند

با چکمه و سرنیزه و تیر و عصا دادند

 



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شهادت امام علی(ع)، بعد از شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1397/03/17

مناجات با خدا-روضه حضرت علی اصغر(ع)


در سایه ی جهالت عمری خراب کردم

وقتی که پشت خود را بر آفتاب کردم

حتی عبادت من بوی ریا گرفته

در توبه ای حقیقی ترک ثواب کردم

یا منتهی الرجایا یا غافرالخطایا

بر روی بخشش تو خیلی حساب کردم

با روی خوش برایم آغوش باز کردی

وقتی تو را میان گریه خطاب کردم

تنها تو راه داری در خانه ی دل من

غیر از تو هر که آمد نزدم جواب کردم

باب نجات یعنی باب الحسین از این رو

تا بوسه گیرم از شش گوشه شتاب کردم

هر کس کشیده بر دل تصویری از وطن را

من عکس کربلا را بر سینه قاب کردم

نان و نمک حسین است سنگ محک حسین است

گفتم حسین و  در دلها انقلاب کردم

سی شب به ارگ روضه تا وقت مرگ روضه

من عمر خویش را صرف آن جناب کردم

مویی سپید کردم در روضه های آقا

کی من سپید مو را در آسیاب کردم !؟

حتی خود خدا هم امشب به گریه افتاد

تا روضه ی عطش را من انتخاب کردم

بر کاسه های شیر افطار خیره بودم

دل رفت پشت خیمه یاد رباب کردم

از کام خشک طفل شش ماهه یادم آمد

هر لحظه ای که مشتم را پر ز آب کردم

**

تیر سه شعبه بود و حلقوم پاره پاره

سر نیزه بود میرفت تشییع شیرخواره 



موضوع : مناجات با خـدا، حضرت علی اصغر(ع)، 
پنجشنبه 1397/03/17

امام زمان (عج)-مناجات شب قدر –شب 23


داره بازم صدای گریه ی بارون می رسه

صابخونه درا رو وا کن داره مهمون میرسه 

اومدم تا دستای خالیم و بالا بگیرم

اومدم با نیت دیدنت احیا بگیرم 

دلم آشوبه اسیر بغض ممتدم نکن

آخرین شب از شبای قدره پس ردم نکن 

شب قدره اومدم بگم چقدر پشیمونم

شب قدره میدونم که قدرت و نمیدونم

شب قدره اومدم بگم چقدر دوست دارم

تا کی از غصه ی دوری تو باید ببارم

این شبا خیلی هوای یاس و نرگس میکنم

بیشتر از همیشه جای خالیت و حس میکنم

وقتی دونه دونه اشکام روی گونه م میریزه

نگاهت بار گناه و از رو شونم میریزه

امیدم تو این شبا به ببخشش تو بیشتره

اگه تو نگذری از من خدا هم نمی گذره

خیلیا سال گذشته با تو هم قسم شدن

با یه گوشه ی نگات مدافع حرم شدن

کاشکی امسال به منم از اون نگاها بکنی

کاش در باغ شهادت و برام وا بکنی

آقاجون به جون اون قبلۀ حاجات قسم

آقا جون به عمۀ کوچیک سادات قسم 

به همون دستای کوچیک که گره وا میکنه

به همون سه ساله ای که کار زهرا میکنه

قَسَمت میدم به گریه های نیمه ی شبش

به کبودیای رو صورت عمه زینبش

نگا کن تا فردا پیش زهرا روسپید بشم

منم امسال تو راه زینبیه شهید بشم



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1397/03/16

امیر المومنین(ع)-بعد از شهادت


شده سهم یتیمان بی‌قراری

تمام شهر غرق سوگواری

نفهمیدند غم‌های على را

پس از او کوفه ماند و شرمساری

 

 



موضوع : بعد از شهادت امام علی(ع)، 

چهارشنبه 1397/03/16

امیر المومنین(ع)-بعد از شهادت


یا علی چشم تو نازم که بهشت دگر است

گرد و خاک ره تو اختر و شمس و قمر است

تو که جای خودت  ای شیر خدا  در مردی

قنبرت از همه دهر به والله سر است

بیشتر شک به خدایی  تو مولا بکند

هرکه  از شان حقیقی شما با خبر است

لشگری دید تو را  و سپر انداخت زمین

صف مژگان تو لشگر شکنی بس قَدَر است

تیغ ابرو که چنین آخته ای یعنی که

جان عشاق علی در همه جا در خطر است

روسپید است اگر دُر نجف در حرمت

هر عقیقی ز غم دوری تو خونجگر است

«پله پله به ملاقات خدا می آید»

قدمی که طرف  شهر نجف در سفر است

بس که  ازعشق به تو دل شده سرریز ببین

صدف دیده چطور از غم تو پر گوهر است

هر زمین خورده علی گفت  و علی بالش داد

دستگیری که خودش خسته و  بی  بال و پر است

داغ سنگین چه کس آه شکسته است تو را

سالها دست تو از بار غمت بر کمر  است

**

رفتی و از لحدت می رسد آه تو هنوز

یاد آن آتش و هیزم کفنت شعله ور است

این ملجم زد و اما همه می دانستند

قاتل اصلی تو  ضربه ی دیوار در است

گیرافتاد عزیز تو میان آتش

پر پروانه و آتش به خدا دردسر است

گرچه می سوخت ولی باز مقاوم استاد

گفت جانم به خدا بهر امام سپر است

تا  در خانه شکست و نفسش بند آمد

همه گفتند دگر فاطمه عمرش به سر است

ناگهان ناله ای از پشت در آمد  ای وای

شام عمر پسرم فضه بیا بی سحر است

هر که در آل علی آینه فاطمه شد

بیشتر از همه کس  چشم ترش خون جگر است

مثل آن دختر ویرانه که بر پیکر او

یادگاراز سر هر بام  و سر هر  گذر است

بس که در راه زمینش زده شلاق ستم

بند بند تن او زخمی از این همسفر است

سر بابا که در آغوش گرفت او، گفتند

این سه ساله چقدر از پدرش پیرتر  است

خواست تا خستگی اش همره جان در بشود

همه دیدند لبش روی لبان پدر است



موضوع : بعد از شهادت امام علی(ع)، شهادت امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/16

امیر المومنین(ع)-بعد از شهادت


از آسمان کوفه علی پر کشید رفت

از دستهای عالم و آدم برید رفت

آن کس که چشمهای نخفته ز غصه داشت

آرام و خسته زیر لحد آرمید و رفت

برروی خاک کوچه یتیمی به گریه گفت

دنیا یتیم شد که پدر هم پرید رفت

دلتنگ بود و جای گریبان صبر خویش

با دست تیغ فرق سرش را درید رفت

گاهی عدو شود سبب خیر، ضربه ای

آن استخوان بین گلو را کشید رفت

**

ای کاش بر خرابه سری می زد آن  غیور

آن کس که ناز چشم یتیمان خرید رفت



موضوع : بعد از شهادت امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/16

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی

می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی 

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد

از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب

در دل خـاک رود قـامت رعنای علی 

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت

جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون

عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است

در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی 

صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین

نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی 

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف

تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو

چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

"میثم" از سوز درون گرید و خواهد ز خدا

ناله‌اش را برسانند به امضای علی



موضوع : شهادت امام علی(ع)، بعد از شهادت امام علی(ع)، 
سه شنبه 1397/03/15

مناجات با خدا-شب قدر


موعد دیدار تو راحت نمی آید به دست

طینت پاکیزه با غفلت نمی آید به دست

شد شب قدر و همه درهای رحمت باز شد

درک امشب بی گمان راحت نمی آید به دست

چه کنم شب های احیا هم اگر غفلت کنم

وای بر من دیگر این فرصت نمی آید به دست

نوبتی باشد اگر هم نوبت زاری ماست

رستگاری خارج از نوبت نمی آید به دست

هرچه به من میدهند از باب خلوت میدهند

چیز قابل داری از جلوت نمی آید به دست

بی گمان نابرده رنج از گنج ها بی بهره ام

روضه ی رضوان که بی زحمت نمی آید به دست

هرکه باتقوا شَوَد نزدت گرامی میشود

تا نباشم بنده ات نیت نمی آید به دست

شکر نعمت نعمت ام افزون کند با این حساب

تا نباشد سجده ای نعمت نمی آید به دست

هرچه فرصت داشتم با دست خود سوزانده ام

مهلتی دیگر از این بابت نمی آید به دست

گریه غسل توبه ی هر دیده ی آلوده ای ست

تر نشد چشمی اگر عفت نمی آید به دست

شیعیان مرتضی مثل خودش با غیرت اند

بی ولای مرتضی غیرت نمی آید به دست

از ازل روزی رسانم حیدر است و رزق من

بی نگاه ویژه ی حضرت نمی آید به دست

حال خوش ، توفیق اشک بر شهید کربلا

جز شب جمعه شب رحمت نمی آید به دست

تشنه های سیم و زر آخر نفهمیدند که

با جسارت کوهی از ثروت نمی آید به دست

چه به روزت پنچه ی شمر لعین اورده است؟؟

یوسف خوش چهره گیسویت نمی آید به دست 



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1397/03/15

مناجات با خدا-شب قدر


هی غصه به روی غصه انباشته ام

هی دانه ی اشک در دلم کاشته ام

تقدیر مرا خودت مگر خوب کنی

یک سالِ بدون کربلا داشته ام



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1397/03/15

مناجات با خدا-شب قدر-روضه امیرالمومنین(ع)


دست من خالی است و چشمانی

پُرِ اشک و گناه آوردم

از خودم هم فراری ام، امشب

من به اینجا پناه آوردم

 

چیز بهتر نداشتم، با خود

غیر ازین چشم های گریانم

گریه ام قاطی ریا شده است

اشک خالص که نیست، میدانم

 

باخودم فکر می کنم گاهی

" بی حیا این هزارمین بار است"

در دلم وحی می شود انگار

که دوباره بیا که غفار است

 

سال ها بنده ی خودم بودم

هی خودم را فریب می دادم

همه چیزم به پای نفسم رفت

جان مولا برس به فریادم

 

قسمت می دهم تورا حقِ

خانه ای که درش در آتش سوخت

قسمت می دهم به آن مردی

که پَر همسرش در آتش سوخت

 

به همان ذوالفقار تنها که

سپرش را مقابلش کشتند

به علی که دو دست او بستند

همسرش را مقابلش کشتند

 

یا الهی به حق آن اشک و

گریه های درون چاه علی

آهِ مرد غریب می گیرد

قسمت می دهم به آه علی

 

روسیاهم خدا و حقِ من است

به رویم درب بسته مانده اگر

روضه میخوانم و یقین دارم

گره ام باز می شود آخر

 

می روم با دوچشم گریانم

 

به در خانه ی علی امشب

آن علی که حدود سی سال است

کم کَمَک جانش آمده بر لب

 

خاطرات گذشته می کشد و

فکر فردا عذاب می دهدش

تب مولا که می رود بالا

دست عباس، آب می دهدش

 

به حسن خیره می شود گاهی

یاد کوچه ... و می رود از حال

به حسینش نگاه می کند و

روضه می خواند از تهِ گودال

 

حسنم پس چرا از آن سیلی

هیچ حرفی به من نمی گفتی؟

نگرانم حسین جان! روزی

زیر پاهای اسب می افتی

 

چقدر حرف های ناگفته

از وصایای همسرش دارد

به حسینش نگاه می کند و

گوشه چشمی به دخترش دارد

 

همه ی ماجرای فردا را

از دوچشم حسین خود می خواند

یاد آن نیزه ها و خنجر ها...

خیره بر حنجر پسر می ماند

 

همه ی روضه های کرب و بلا

باهم از پیش چشم او رد شد

آه این قامت رشید حسین

قسمت سم اسب خواهد شد

 

لحظه های وداع آخر تا

خواست زیر گلوش بوسه زند

یادش آمد که هیچ شمشیری

جای این بوسه را نمی بُرد

 

تا به زینب نکاه می کرد...آه

صورتش غرق حسِ غربت بود

آخر این ناز دانه ی بابا

سرنوشتش غم و اسارت بود؟



موضوع : مناجات با خـدا، شهادت امام علی(ع)، 
سه شنبه 1397/03/15

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


ای مقصد تمام دعاهای ما بیا

تنها دلیل دیده ی دریای ما بیا

جز تو کسی مراد شب قدر ما که نیست

ای آرزوی هر شب احیای ما بیا

قرآن به سر گرفته ای و گریه میکنی

هرشب برای محشر و دنیای ما بیا 

امروزهایمان همگی بی تو رفته اند

ای غایب همیشه! به فردای ما بیا

ما هجر دیده ایم به فریادمان برس

ما زخم خورده ایم مداوای ما! بیا

این چشم ها که لایق دیدار نیستند

یک شب ز روی لطف به رویای ما بیا

امشب اگر که زائر ایوان طلا شدی

روضه بخوان به صحن نجف جای ما بیا



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1397/03/15

امیرالمومنین(ع)-شهادت


رویت هماره در نظر ماست یا علی

زخمت جراحت جگر ماست یا علی

خونی که ریخت بر روی سجّاده ات زخاک

اشک همیشه در بصر ماست یا علی

ما امّتیم و تو پدرِ کلّ امّتی

داغ تو ماتم پدر ماست یا علی

ما را زطینت تو خدا آفریده است

زخم سر تو زخم سر ماست یا علی

چون نخل قد خمیده کشیدیم سر به جیب

خرما نه، خون دل، ثمر ماست یا علی

این اشگها که در دل شب بر تو ریختیم

تنها ستارۀ سحر ماست یا علی

حتّی اگر به وادی جنّت سفر کنیم

زخم دل تو همسفر ماست یا علی

چاهی که ناله های تو را ضبط کرده است

این سینه های پر شرر ماست یا علی

تابوت تو است تا صف محشر به دوش ما

دریای اشک، چشم ترِ ماست یا علی

این افتخار بس که بگویند اهلبیت

"میثم" مقیم خاک در ماست یا علی



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
سه شنبه 1397/03/15

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


مرغ جان پر زند از پیکر روحانی مولا

عرق مرگ نشسته است به پیشانی مولا

گر چه آزاد شد از حبس بدن، جان عزیزش

نشد از سینه رها نالۀ زندانی مولا

مسجد و منبر و محراب، بنالید خدا را

که زخون شسته شده صورت نورانی مولا

نخل خرما دل شب آمده سیراب زاشکش

چاه دارد خبر از نالۀ پنهانی مولا

مسجد و منبر و سجّاده و محراب پر از خون

بزم عشقی است که نازد به گل افشانی مولا

سفره های تهی و گریۀ اطفال و خرابه

همه هستند گواه شب مهمانی مولا

شیر بر قاتل خود بخشد و شمشیر به دشمن

بخدا مثل خدا نیست کسی ثانی مولا

مرغ شب پای مناجات علی گرید و گوید

معجز نوح کجا و دل طوفانی مولا

گو بدوزند لب از (میثم) و گیرند زبانش

همه اعضاش بود گرم ثناخوانی مولا



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
سه شنبه 1397/03/15

امیرالمومنین(ع)-شهادت


گشته به ماه رخ عیان اشگ دو دیدۀ علی

بوی جدائی آید از رنگ پریدۀ علی

دل شده چاه کوفه و گشته به دیده ام عیان

صورت خون گرفته و قدّ خمیدۀ علی

یاد ز تربتش کنم گریه به غربتش کنم

می چکد از دو دیده ام خونِ چکیدۀ علی

اشک و سکوت زینبش حمل جنازه در شبش

خاطره ای ز غربت یار شهیدۀ علی

ناله به چاه می زند شعله به ماه می زند

نیمه شب از درون دل آه کشیدۀ علی

وجه خداست لاله گون چشم حسین پر ز خون

اشک حسن چکیده بر فرق دریدۀ علی

شدّت قهر را ببین پستی دهر را ببین

فاطمه را عدو زند پیش دو دیدۀ علی

زهر رسیده بر دلش شیر دهد به قاتلش

بوده به خصم، دوستی مکتب و ایدۀ علی

فاطمۀ شهیده کو تا نگرد که همچو او

خم شده سرو قامت دخت رشیدۀ علی

سوز کلام «میثمش» بوده ز آتش غمش

نالۀ اوست از دل درد کشیدۀ علی



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء