تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب مرداد 1397
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1397/05/29

حضرت مسلم بن عقیل(ع)


نکرده است به عهدش کسی وفا مسلم

رسیده ای به سرانجام ماجرا مسلم

علی ندیده وفا از اهالی این شهر

نشسته ای به امید وفا چرا مسلم؟

نماز مغرب اگر صدهزارتا باشند

دوباره یک نفری موقع عشا مسلم

دوچشم مردم این شهر کور خواهد شد

اگر اشاره کند برقی از طلا مسلم

ببین که مردتر از مردهاست پیرزنی

امید نیست به این قوم بی حیا مسلم

شب نجات تو از دست شبه مردان است

هزار شکر که دیگر شدی رها مسلم

نمانده راهی و تو بی پناهی و باید

فقط بلند کنی دست بر دعا مسلم

رسیده ای به سرانجام و حیله ی کوفی

ببین خیال تو را برده تا کجا مسلم

اگر چه از سر دارالعماره می افتی

سرت نمی رود اما به نیزه ها مسلم

هزار شکر خدا را دگر نمی ماند

تن تو روی زمین زیر دست و پا مسلم

ولی قرار شده تشنه لب شهید شوی

به احترام لب شاه کربلا مسلم



موضوع : مسلم ابن عقیل، 
دوشنبه 1397/05/29

حضرت مسلم بن عقیل(ع)


در کوچه های کوفه غریبانه می روم

بودم شهیر شهر و چه بیگانه می روم

دارم به دل ملامت و هستم به زیر دِین‌

دلواپسم برای امیر جنان حسین

نامه نوشته ام که بیا کوفه تشنه است

آقا نیا که کوفه پر از تیر و دشنه است

آقا نیا که بیعتشان زیر و رو شده

در بینشان ز کشتن تو گفت و گو شده

تیر سه شعبه دیده ام و سوخت پیکرم

یاد سفیدی گلوی طفلت اصغرم

دیدم به مرکبان همه نعلان تازه را

ماندم بگویم اینکه چه سازی جنازه را

در سینه ی تمامیشان بغض حیدر است

کار عجیبشان به روی جسم اکبر است

در بین کوچه ها سخن از قطع آب بود

صحبت ز کام خشک صغیر رباب بود

صحبت ز دست بسته و بحث اسارت است

از حمله ی به خیمه و بحث از جسارت است

سربسته گویم ای گل زهرا میا میا

پیدا نمیشود به خدا ذره ای حیا

 



موضوع : مسلم ابن عقیل، 

امام زمان(عج) مناجات -امام باقر(ع)-شهادت


دلگیرم از خودم که دلم گیر یار نیست

اصلا برای آمدنش بی قرار نیست

گیرم رسید روز وصالش چه فایده؟!

وقتی که دل، به شوق وصالش دچار نیست

روزی هزار بار دلش را شکسته ام

این گونه زیستن، ادبِ انتظار نیست

همسایه ای گرسنه و اهل محله خواب

یعنی در این محله کسی سفره دار نیست؟!

آخر چقدر در پی دنیا دویده ایم؟!

باور کنیم، حرص زدن افتخار نیست

امروز اگر که توبه نکردم، چه می کنم

فردا که زیر خاک، مرا اختیار نیست؟!

باید که گردگیری دل کرد و گریه کرد

گریه برای عاشق دلداده عار نیست

ای دل به هوش باش و ببین چرخ روزگار

خالی ز لطف و رحمت پروردگار نیست

وای از مزار و غمکده ی باقرالعلوم

یک سایه بان به گستره ی آن مزار نیست

حجاج، مکه اند و به روز شهادتش

یک شیعه در مجاورت آن دیار نیست



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-شهادت


چشم های ترم از کودکیم تر شده است

زندگی نامه من داغ مکرر شده است

بدن لاغر و این قامت خم شاهد که

روزها با چه غم دل شکنی سرشده است

گاه میسوزم و گهگاه به خود میپیچم

سوختن ارث من از روضه مادر شده است

رد زنجیر و طناب است به دستم یعنی

خاطرم از سر بازار مکدر شده است

دم آخر همه اهل و عیالم هستند

شهر از ماتم این فاجعه محشر شده است

زهر امروز مرا از نفس انداخت ولی

قاتلم زهر نه یک علت دیگر شده است

بین بستر چقدر زار زدم وای حسین

روضه ها در نظرم خوب مصور شده است

باز انگار که با چشم خودم میبینم

زینت دوش نبی طعمۀ لشگر شده است

باز انگار که با چشم خودم میبینم

ته گودال گل فاطمه پرپر شده است

باز انگار که با چشم خودم میبینم

قسمت گردن او کندی خنجر شده است

باز انگار که با چشم خودم میبینم

نوک هر نیزه ای آماده ی یک سر شده است

باز انگار که با چشم خودم میبینم

غارت چادر و پوشیه ی خواهر شده است

باز انگار که با چشم خودم میبینم

درخیام نبوی قحطی معجرشده است

سوختم  پای غم آن شه افتاده نفس

همدم هرسحرم خونه جگر بوده و بس



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
جمعه 1397/05/26

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


باقر علم مصطفا هستم

وارث حلم انبیا هستم

ساکن عرش کبریا هستم

از اهالی کربلا هستم

سینه ام ‌از غم و بلا چاک است

سنگ روی مزار من خاک است

 

نورم از نور حضرت زهراست

پدرمن شفیع روز جزاست

عشق من در تمامی دلهاست

جدمن آفتاب عاشوراست

سینه ام مملو از تب عشق است

مکتبم چونکه مکتب عشق است

 

 

قطره قطره شبیه بارانم

من امام حدیث و قرآنم

از همان کودکی پریشانم

بسکه با گریه روضه میخوانم

اشک جاری و سوزو گریه منم

چونکه همبازی رقیه منم

 

همۀ خاطرات من درد است

زندگی و حیات من درد است

دفترم که دوات من درد است

تاقیامت بساط من درد است

آفتاب غمم غروب نداشت

عمرمن لحظه های خوب نداشت

 

من خودم مشک پاره را دیدم

گلوی شیرخواره را دیدم

غارت گاهواره را دیدم

تن روی قناره را دیدم

ارباً ارباًی اکبر آبم کرد

زخم پهلوی او کبابم کرد

 

علم افتاد و عمه جان افتاد

ناگهان دیدم آسمان افتاد

تازیانه به جانمان افتاد

روی جسم همه نشان افتاد

قسمتم زخم خار صحرا شد

روی عمه شبیه زهرا شد

 

می شود نیزه دید و اشک‌ نریخت؟

روی مقتل رسید و اشک نریخت؟

میشود دل برید و اشک نریخت؟

از گلو بوسه چید و اشک نریخت؟

دیدم از تل تنی که لرزان شد

وقتی افتاد نیزه باران شد

 

من خودم قتل شاه را دیدم

خیمۀ بی سپاه را دیدم

عمۀ بی پناه را دیدم

من خودم قتلگاه را دیدم

پدرم ‌را اسیر تب دیدم

روزها را تمام، شب دیدم

 

گریه های رباب را دیدم

ناقۀ بی رکاب را دیدم

کل بزم شراب را دیدم

محمل بی حجاب را دیدم

دردلم زخمهای دشنام است

قاتل من خرابۀ شام است

 

روی دست گلی سربابا

دختری مثل مادر بابا

پای او بود منبر بابا

سر به او گفت دختر بابا

می برم با خودم تو را بابا

چشم خود را ببند با بابا

 



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
جمعه 1397/05/26

امام باقر(ع)-شهادت


چه تفاوت بکند ناله کند یا نکند

که دل سوخته را ناله مداوا نکند

چه تفاوت بکند پا بکشد یا نکشد

کاش می‌شد خودش اینقدر تقلا نکند

زهر اینبار چه دارد متورم شده است

زهر با این تن بیمار مدارا نکند

این جوانی که کنار پدر اُفتاده زمین

چه کند گریه اگر بر سرِ بابا نکند

اینهمه جایِ جراحات برای شام است

زهر هرچند که سخت است چنین تا نکند

نَفَس آخر و با روضه‌ی ویرانه گریست

نشد او یاد غمِ عمه‌ی خود را نکند

یادش اُفتاد که هم بازیِ او می‌اُفتاد

سنگ رحمی به سرِ دخترِ نوپا نکند

گفت دستم... سرِ زنجیر به دستش بستند

پس از آن شِکوه‌ای از آبله‌ی پا نکند

کاش می‌شد که سرِ بام کسی ننشیند

یا اگر رفت فقط شعله مهیا نکند

یاکه رَقّاصه‌شان موقعِ هُل دادنمان

خنده بر گریه‌ی ذریّه‌ی زهرا نکند

چادر عمه پناهش شد و نالید : سرم...

چه کنم تا که مرا زجر تماشا نکند

....

زنِ غساله چه فهمید که می‌گفت به خود

بهتر این است که این مقنعه را وا نکند



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


خوشابحال دلی که به دلبری برسد

به سفره ی کرم ذره پروری برسد

همه رعیت ارباب میشویم اما

غلام با ادب اینجا به برتری برسد

کسی که بر در این خانه سر بلند نکرد

به یک اشاره ی اقا به سروری برسد

اگرچه سائل او بی نیاز از دنیاست

در آخرت به مقامات بهتری برسد

به نیم قطره ی اشک محبتش ندهد

 اگر خوشی دو عالم به نوکری برسد

شبیه فطرس درمانده غصه ای دارم

نشسته ام که مگر پر...نه...شهپری برسد

ز "قال باقر علیه السلام " مست شود

اگر کسی به فیوضات منبری برسد

کسی که بر کرمش افتخار میکردند

اگر نبود خلائق چه کار میکردند!؟ 

قلم به دست گرفته رساله بنویسد

به نام حضرت جل جلاله بنویسد

مقید است به تحلیل کربلای حسین

کنار این همه مقتل ، مقاله بنویسد

مقید است که تاریخ را ورق بزند

دوباره از غم تلخ قباله بنویسد

روایت سفرش سوی کربلا کم نیست

تمام روز و شب اش را به ناله بنویسد

میان روضه ی بازار شام میطلبد

که از نجابت طفل سه ساله بنویسد

تمام مرثیه هایش میان لفافه ست

به اشک چشم تر از "باغ لاله " بنویسد

برای اینکه محرم به کربلا برسم

نشسته ام که برایم حواله بنویسد

کنار این همه ابر بهار گریه کنم

میان روضه ی او زار زار گریه کنم

دلی شکسته و بغضی شکسته تر دارد

دوباره یاد چه کرده که چشم تر دارد ؟!

همیشه مجلس روضه ش پر تلاطم بود

حسین گفتن او مزّه ای دگر دارد

مرور خاطره ها کار هر شب آقاست

چقدر زخم روی زخم بر جگر دارد

چقدر پیر شده ، خم شده ، شکسته شده

به خاطر غم و غصه است ، خب اثر دارد

 چقدر این شب اخر به مادرش رفته

میان نافله اش دست بر کمر دارد

 لهوف از غم یک صبح تا شبش،گفته

کجا کسی ز غم و غصه اش خبر دارد!؟

میان این همه ارثی که از پدر برده

اگر غلط نکنم گریه بیشتر دارد

 همیشه بالش زیر سرش پر از اشک است

چرا که روضه ی گودال زیر سر دارد

غروب روز دهم را نمی برد از یاد

شبیه خیمه شده ، آه شعله ور دارد

به یاد کودکی اش از رقیه می خواند

چه خاطرات عجیبی ز همسفر دارد ...

همین که خار نشسته به پای او کافی ست

خدا کند که دگر زجر دست بردارد

 میان دفتر عمرش چه خاطرات بدی

ز چوب و باده و دندان و تشت زر دارد

در آن شبی که سنان بین راه اسیرش کرد

گرسنه بود ولی تازیانه سیرش کرد



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


کمیت قافیه لنگ و زبان شاعر لال

چرا که وصف امام است در قصیده محال 

صدای پای مسیحا حیات می بخشد

به عشق او فوران کرده ذوق رو به زوال

چه خوب جهل ندارد محلی از اعراب

چه خوب از اینکه می اید جواب هر چه سوال 

به حکمت کلمات امام خورده گره

"کلام"و"فلسفه"و"منطق"و"اصول"و "رجال"

ولو ولی خدا را به احتجاج کشی

"ابوحنیفه" که باشی نمیرسی به کمال

ز "قال باقر علیه السلام" فهمیدم

دمش به حوزه ی علمیه میدهد پر و بال

رواست گر بنویسد جناب "شیخ صدوق"

برای رحمت بی منتش دوباره  "خصال"

خلاصه ی غزل من به قول "شیخ اجل"

بس است عشق گرانمایه ی محمد و آل

دم حرم متحول شود دل سنگم

چه شد مدینه ی من ای محول الاحوال!؟

به دوش خود بکشم حسرت بقیعش را

چه میشود که خدا روزی ام کند امسال

ببار چشم که تنها به داد ما برسد

میان قبر همین چند قطره اشک زلال

به حشر لطمه زنانش چه آبرو مندند

فروختند ز داغش جمال را به جلال

به آیه آیه ی قرآن قسم نمی آید

به طفل بی سپر پنج ساله "قد هلال"

غروب عصر دهم با دو چشم خود می دید

تمام روضه ی مکشوفه را...برای مثال :

کنار اهل حرم دید دست پر برگشت

حرامزاده ی ذی الجوشن از ته گودال



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
جمعه 1397/05/26

امام باقر(ع)-شهادت


هم ریختن خون خدا را دیدی

هم آتشِ بین خیمه ها را دیدی

یک عمر به هر سو که نگاهت افتاد

یک گوشه ی داغ ماجرا را دیدی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-شهادت


امشب نشسته در غمِ مردی غریب باز

در سینه ی بقیع سکوتی عجیب...باز_

_امسال هم شبیه به صدسالِ بی حرم

ماییم آن کبوترِ بی بالِ بی حرم...

آه از نهادِ خاک برآمد زِ بی کسی

باران ! به دادِ بغضِ فروخفته می رسی...؟

یک قبرِ خاکی از همه دنیا از آنِ اوست

انگار غربت ارثیه ی خاندانِ اوست...

هر نکته ای نبوده و بوده که یافته...

از بس که علم های نهان را شکافته

اوکه همیشه باقرِ دانش خطاب شد

در  آتشِ مصیبتِ مکشوف، آب شد

آن روضه را که ما نشنیدیم دیده است

اینگونه صبر را ،زِ که تعلیم دیده است؟!!

با کربلا عجین شد و در شام پا گرفت...

با غیرت است،صبرِ زیاد از خدا گرفت...

هم شاهداست بر سرِ خورشیدِ بی کفن،

هم آشناست با غمِ زنجیر ، بر بدن...

گرچه به دستِ زجر ،ستم ها کشیده است

اما به پای طفلِ سه ساله رسیده است!؟

در مجلسِ یزید به زخمش نمک زدند

آنجا که عمه زینبِ او را کتک زدند

در خاطرش سیاهیِ بزمِ یزید بود

یاد آوریِشان خودِ زهرِ مدید بود

تا دید مادر و پدرش را به بزمِ شام...

یادِ مدینه، سوخت دلش بین ازدحام...

او وارثِ تمامِ حسین است در قیام

یا ذوالفقارِ حیدر کرار در نیام

او اولین حسین چیِ عالم است، پس...

با لطفِ اوست ذکرِ حسینم به هر نفس

او وارثِ مصیبتِ بی حدِ مجتباست...

دیده که مادرش زنِ تنهای کوچه هاست...

با خاطراتِ کودکی اش او چه می کند؟

هر روز یادِ سیلی و آن کوچه می کند...

در گیرو دارِ هُرمِ نفسهای آخرش

پیچیده باز غصه ی پهلوی مادرش

امشب چقدر غربتتان شکلِ مادر است

تنها امامِ عصر سَرِ قبرتان نشست

ناگاه ابر ،درد و دلش باز می شود

تا گریه میکند سخن آغاز می شود

آخر به بوی سوختنِ یاس می رسد

درد و دلش به روضه ی عباس(ع) می رسد

پایانِ روضه وقتِ گدایی ست ،پس ببین

او آمده زیارتِ اربابِ اربعین...

رمزِ براتِ کرب و بلا شورِ امشب است

امشب که حرفِ روضه ی "همراهِ زینب" است



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-شهادت


از سن کودکی شده غم آشنای من

باد خزان وزیده به دولت سرای من

بغض و شرر گرفته مسیر صدای من

بالا گرفته کار دل و گریه های من

خاک مزار من ز جفا بی نصیب نیست

زائر نمانده دور حریمم، عجیب نیست

مانند من امام غریبی، غریب نیست

گریه کنید اهل منا در عزای من

اهل زمانه غصه به قلبم رسانده اند

بر روح و جان من غم و غربت چشانده اند

من را به روی مرکب سمی نشانده اند

از زهرِ زینِ اسب ورم کرده پای من

از کودکی رسیده به من چهره ای کبود

در کربلا و کوفه و جولانگه یهود

از بس که زخم های تنم در فشار بود

مانده نشان سلسله بر جای جای من

بر روی خار سخت مغیلان دویده ام

از ابن سعد و حرمله طعنه شنیده ام

هفتاد و دو ستاره سر نیزه دیده ام

این روضه هاست گوشه ای از ماجرای من

بازار و ازدحام نرفته ز خاطرم

آتش ز پشت بام نرفته ز خاطرم

بزم حرام شام نرفته ز خاطرم

مانده ز شام کرب و بلایی برای من

یادم نرفته چشم ترِ عمه زینبم

آتش گرفته بود، پر عمه زینبم

یاد لباس شعله ور عمه زینبم

فریاد می کشد جگر مبتلای من

من روضه خوان غربت عمه رقیه ام

مردم شکست، حرمت عمه رقیه ام

آه... از شب شهادت عمه رقیه ام

تغییر کرده صحبت و حال و هوای من

یاد غروب کرب و بلا زار و مضطرم

آن خاطرات می گذرد از برابرم

یک عمر یاد تشنگی جد اطهرم

ذکر حسین گشته دعا و نوای من

داغش برای اهل ولا سینه سوز ماند

بی حال، زیر خنجر آن کینه توز ماند

در زیر آفتاب بیابان سه روز ماند

اعضای جدِ تشنه لب و سر جدای من



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-شهادت


ذکرِ دلِ شب: زیارتِ عاشورا

اسبابِ طلب: زیارتِ عاشورا

یک عمر به برکتِ امامِ باقر

داریم به لب زیارتِ عاشورا



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
جمعه 1397/05/26

امام باقر(ع)-شهادت


آن روزهایِ شعله ور یادم نرفته

دستان تبدارِ پدر یادم نرفته

دریا همان نزدیکی اما تشنه بودیم

بیتابی و چشمانِ تر یادم نرفته

شش ماهه را تیر سه شعبه بُرد با خود

داغِ عجیب ِ این خبر یادم نرفته

گهواره را بردند بعدِ گوشواره

هول و وَلایِ دور و بر یادم نرفته

افتاد خیمه دستِ یک عدّه حرامی

آن لحظهٔ پر دردسر یادم نرفته

بعد از جسارت ها اسارت ها کشیدیم

یک تکه نانِ مختصر یادم نرفته

یکریز در آغوش عمه بغض کردیم

زخم زبانِ رهگذر یادم نرفته

یک گوشه خوابید و صدایش درنیامد

اشک رقیه(س) تا سحر یادم نرفته

دیدم به عینه روضه ها را پیشِ چشمم

لحظاتِ تلخِ آن سفر یادم نرفته!



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
شنبه 1397/05/20

امام جواد(ع)-مدح و مناجات


تو از ازل جوادی و ما از ازل فقیر

یا ایهاالجواد تصدق علی الفقیر

حس کرده است ثروت عالم به دست اوست

وقتی گرفته است تو را در بغل فقیر

این گوشه چشم توست که اکسیر اعظم است

با یک نگاه تو به غنی شد بدل فقیر

از حداکثر همه سر بوده هر زمان

از تو رسیده است به حداقل ، فقیر

از دیگران اگر چه شنیده کرم ، ولی

دیده همیشه لطف تو را در عمل فقیر

با دست پر به خانه ی خود رفته هر زمان

با دست خالی آمده در این محل فقیر

 (( دارایی کریم به منزل نمی رسد ))*

درباره ی تو ساخته ضرب المثل فقیر

از آن زمان که لطف تو را دید تا ابد

شد زندگی تلخ به کامش عسل فقیر

 

* : محمد سهرابی



موضوع : مدح و مناجات با امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-مدح و مناجات


یا جواد الأئمه میگویم

میشود کفتر دلم آزاد

دم باب الجواد با نامت

پدرت هرچه خواستم را داد

 

پسر بهترین پدر , بَه بَه

پدر بهترین پسر , بَه بَه

خلقتت اوج آفرینش بود

به ظرافاتِ این هنر , بَه بَه

 

مدح جود تو را خدا گفته

از تو گفتن نه کار شاعر هاست

از تو کم گفته ایم , تقصیرِ

بی هنر بودن معاصر هاست

 

نسخه ی دیگر امام رضا

صاحب منبر امام رضا

لقبت میبرد دل ما را

ای علی اکبر امام رضا

 

حکمتی داشته , امام رضا

به خراسان اگر که راهی شد

پدرت ساکن است اینجا , پس

اهل ایران حساب خواهی شد

 

نام زیبای تو مِی ناب است

رونق کسب و کار ساقی هاست

یا جواد الأئمه , انصافا

مرقدت مشهد عراقی هاست 



موضوع : مدح و مناجات با امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


دشمنانت یک طرف، آن آشنا از یک طرف

بی وفایی یک طرف، زهرِ جفا از یک طرف

کلِ عالم خون بگرید در عزای تو کم است

ارضیان از یک طرف، اهلِ سما از یک طرف

إرباً إرباً شد دلت از فتنه و نامردی اش

زهرِ کاری یک طرف، رقاصه ها از یک طرف

تشنه ای و طالبِ آبی و این ها یک طرف

بر زمین می ریزد آب، آن بی حیا از یک طرف

می کشد جسم تو را تا بام خانه، پیکرت...

... می خورد بر کنج پله، بی هوا از یک طرف

خاطراتِ کوچه و گودال پیرت کرده اند

داغِ مادر یک طرف، کرب و بلا از یک طرف

تشنگی تاب و توانش را ربود و ناگهان

بر زمین افتاد از زین شاه ما از یک طرف

پیر مردان آمدند و بهرِ قربت می زدند

با لگد از یک طرف، چوبِ عصا از یک طرف

کربلا بال کبوتر نیست، جانم را گرفت...

...بادِ داغ از یک طرف، زلفِ رها از یک طرف

روزی ماه محرم از شما خواهم گرفت

رزقِ اشک از یک طرف، سوز و نوا از یک طرف

از سوی قم یا خراسان یا که از عبدالعظیم

راهی ام کن اربعین کرب و بلا از یک طرف



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


بی مهری اش کاشانه را دلگیر کرده

غم را میان سینه ام تکثیر کرده

غربت میان شهر، جای خود بماند

غربت در این خانه دلم را پیر کرده

خیلی برای قتل من زحمت کشیده

خیلی برای کشتنم تدبیر کرده

با تیغ... نه... اما به من زهری که داده

کار هزاران ضربه ی شمشیر کرده

مثل امام مجتبی چیزی نگفتم

پاره جگر این زهر را تفسیر کرده

سر روی پای خواهری باشد چه خوب است

خواهر ندارم تا بگویم دیر کرده

من آبرودارم دراین خانه نرقصید

این سوت و کِل خیلی مرا تحقیر کرده

فریاد من شد العطش، با خنده هایش

فریاد من را سخت بی تأثیر کرده

حرف از عطش شد یاد جدم می کنم باز

داغش دل و جان مرا تسخیر کرده

بستند، تنها آب را بر روی جدم

آبی که گرگ تشنه را هم سیر کرده

یاد وداع عمه ام از قتلگاهش

این لحظه ها فکر مرا درگیر کرده

زینب مدینه خواب هجران دیده و شمر

در کربلا این خواب را تعبیر کرده

عمه برادر را اگر نشناخت حق داشت

وقتی که هر عضو تنش تغییر کرده

بیرون کشید از پیکرش صد تیر و مانده

سر نیزه ای که در گلویش گیر کرده



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
شنبه 1397/05/20

امام جواد(ع)-شهادت


پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست

خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست

گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی

جسم تو دیگر خدارا شکر در گودال نیست

حیف ام الفضل داری، بی ابالفضلی،ولی؛

موقع تشییع دیگر خواهرت بدحال نیست

بر تنت آرامش بال کبوترهاست و

زیر نعل هیچ اسبی پیکرت پامال نیست

زیر نعل هیچ اسبی نیستی، بااین حساب؛

موقع تقطیع جسمت لشکری خوشحال نیست

سٙم به تو داده ولیکن بی خیال جسم توست

روی سینه قاتل تو این قٙدٙر فعال نیست

خانه ات اما خداراشکر در آرامش است

پیش نامردان به پای دخترت خلخال نیست

زینبی دیگر نداری و نمی بیند دگر

هی سرت در تشت و بر نیزه زبانم لال نیست

وزن نعل اسب از بال کبوتر بیش بود

ذوالجناحت هم کنار خیمه خونین بال نیست



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


زهر آمد و بر جوانه ی تاک افتاد

بر پیرهن دل رضا چاک افتاد

وقتی که اذان صبح سر می دادند

خورشید غروب کرد و بر خاک افتاد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


مرغ بی بال و پر غمکده ی بغدادیم

روضه و غصه و دردیم، غم و فریادیم

قطره اشکیم که با آه رضا افتادیم

سال ها با جگر پاره چنین سر دادیم:

ما عزادار دل خون جوادیم همه

با دل خون شده مجنون جوادیم همه

عرش را غربت او یکسره غمناک کند

رخت مشکی به تن پهنه ی افلاک کند

گریه بر روضه ی او صاحب لولاک کند

خواهری نیست که خون از لب او پاک کند

این که پیچیده به خود تشنه و دور از وطن است

خاک عالم به سرم گل پسر بوالحسن است

مثل یک شمع کف حجره چکیدن سخت است

وسط خانه ی خود زهر چشیدن سخت است

از سوی همسر خود طعنه شنیدن سخت است

پر خود را به روی خاک کشیدن سخت است

نیست یک مرد، کمی یاری مظلوم دهد

قطره ای آب به این تشنه ی مغموم دهد

بی وفا خواست که آقای مرا پیر کند

غصه را در دل محزون شده تکثیر کند

پسر فاطمه را کوچک و تحقیر کند

خواست او را وسط حجره زمین گیر کند

بی حیا بر جگر سوخته اش می خندید

با کنیزان جلوی حجره ی او می رقصید

پسر شاه خراسان جگرش می سوزد

از غم زهر جفا چشم ترش می سوزد

دست و پا می زند و بال و پرش می سوزد

وسط حجره، تن شعله ورش می سوزد

باورم نیست که این ها به کمک برخیزند

آب را پیش نگاهش به زمین می ریزند

گاهی از شرم کمی رحم و مدارا خوب است

نگذارید تنش را به تماشا خوب است

نکشیدش به سوی بام، همین جا خوب است

چه کسی گفته قد و قامت رعنا خوب است؟!

حمل او روی سر چند نفر، دردسر است

تیزی پله و تنگی گذر، دردسر است

خوبی بام به این است مصیبت نکشد

بدنش زیر سم اسب مشقت نکشد

نیزه و سنگ به پیشانی حضرت نکشد

آخر روضه ی او کار به غارت نکشد

تشنه جان داده ولی در بدنش سر دارد

صحن این بام چه خوب است، کبوتر دارد

شاه عالم به زمین خورده و بی حال شده

پیکرش در ته گودال لگدمال شده

بر سر پیرهنش صحبت و جنجال شده

شمر با خنجر خود وارد گودال شده

داشت با خنجر خود ضربه به آقا می زد

ناگهان صوت فراگیر "بُنَیَّ" آمد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
جمعه 1397/05/19

امام جواد(ع)-شهادت


آه ای اسیرِ روضه‌‌یِ سربسته کیستی

مردِ غریبِ حُجره‌یِ دربسته کیستی

این حُجره هم به ناتوانی تو گریه می‌کند

پیری بر این جوانیِ تو گریه می‌کند

در خانه‌ی امام  چرا دست می‌زنند

با ناله‌ات مدام  چرا دست می‌زنند

ای یاکریم بال و پَرَت را زمین مزن

آه ای جوانِ خانه سرت را زمین مزن

اصلا صدای تو به صدایی نمی‌رسد

این آب آب آب به جایی نمی‌رسد

اُفتاده‌ای زِ دامن زهرا به رویِ خاک

کمتر بکش محاسن خود را به روی خاک

کِل می‌کشند گریه‌ی زهرا درآورند

کف می‌زنند دادِ رضا را درآورند

تو هرچه می‌کنی  جگرت را چه می‌کنی

با حال و روزِ خود پسرت را چه می‌کنی

با خود چه داشت زهر ، تنت را کبود کرد

باور نمی کنم دهنت را کبود کرد

جانم حسن شبیه حسن روضه‌های توست

"نامرد بِینِ کوچه مزن" روضه‌های توست

اما به این صدای غریبانه خنده کرد

بر ناله‌ی تو کُلفَتِ این خانه خنده کرد

می‌کوبد آه پا به زمین پیش مادرت

می‌ریزد آب را به زمین پیش مادرت

بُردند نیمه جان بدنت را به پُشت‌ِبام

از پا کشانده‌اند تنت را به پشت‌ِبام

می‌رفت پیکرت به روی پله‌های تیز

می‌خورد هِی سَرَت به روی پله‌های تیز

از سنگها برای تو اَبرو نماده است

آقا چرا برای تو پهلو نمانده است

رفتی به روی بام ولیکن هزار شُکر

گیرم سه روز و شام ولیکن هزار شُکر

گیرم به پشت بام ولی سایبان که هست

چندین کفن برای تو با دوستان که هست

گیرم سه روز و شب ولی آخر پسر رسید

اینبار هم پسر به کنار پدر رسید

شکر خدا عقیق تو را ساربان نبرد

رنگ لبان خشک تو را خیزران نبرد

آقا قسم که پیرهنت را نمی‌کِشند

با نیزه‌ای شکسته تنت را نمی‌کِشند



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
جمعه 1397/05/5

پنجم مرداد سالروز عملیات غرور آفرین مرصاد


یادتان هست آتش فتنه

شعله ورگشت پنجم مرداد

حمله های منافقین پست

شیرمردان تنگه مرصاد

 

ذکر یا صاحب الزمان آنروز

رمز فتح الفتوح ما گردید

سیلی محکمی بصیرت ما

بردهان منافقین کوبید

 

خبری بین بچه ها پیچید

ای رفیقان غلامعلی هم رفت

چون شفا در ته پیاله بود

هرکه نوشید از دلش غم رفت

 

حرف غربت میانمان آمد

یاد گردان مسلم افتادیم

صحبت از شیرمردمرصاد است

یاد سردار عشق صیادیم



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

به مناسبت پنجم مرداد سالروز عملیات افتخار آفرین (مرصاد)


آن داغ آزاده ، آن درد ، آیا فراموش مان شد ؟!

آن زخم های جوانمرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

هنگامۀ آتش و خون ، طوفان سواران مجنون

آن جاده های پر از گرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

مردان سبز علمدار ، آن حمله های علی وار

یک جبهه سر تا بسر مرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

آن بغض های قدیمی ، آن زخم های صمیمی

آن سینه های پر از درد ، آیا فراموش مان شد ؟!

داغ شبیخون خنجر ، بر گرده های دلاور

آن وحشت ناجوانمرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

خورشید مردان شاهد ، آیینه های مجاهد

در غربت این شب سرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

امروز در خواب عادت ، آن هشت فصل شهادت

ای مردم خوب همدرد ! آیا فراموش مان شد ... ؟!



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
چهارشنبه 1397/05/3

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


حمدُ لله که مائیم گرفتار رضا

عاشق صحن گهر شادِ گهربارِ رضا

آرزو داشتم از کودکی ام تا حالا

که پناهنده شوم بلکه به دربار رضا

زائرش زائر عرش است به نقل از معصوم

نظری کرده خداوند به زوار رضا

خود من با پسرم با پدرم با پدرش

نسل در نسل ، تمامیم بدهکار رضا

هر چه گفتیم بلافاصله مضمون جوشید

برکتی داده خداوند به اشعار رضا

عطر مخصوص حرم عطر بهشت است بهشت

دوست دارم بخرم عطر ز بازار رضا

تو کشاندی دل ما را وسط صحن غدیر

یا امیر ابن امیر ابن امیر ابن امیر

تو بگو دست به دامان که جز او بزنم

رو به در گاه که جز ضامن آهو بزنم

باز کردی گرهء کور مرا صد دفعه

شرم دارم به کسی غیر شما رو بزنم

آرزو داشتم از کودکی ام مثل پدر

جلوی پنجره فولاد تو زانو بزنم

من دو تا آرزو از مادر خود بردم ارث

ادب این است ، دَم از ارثیۀ او بزنم

اول از زائر تو کفش بگیرم تحویل

دوم اینکه حرمت با مژه جارو بزنم

بطلب تا شب جمعه دمِ ایوان شما

یاد ایوان نجف باشم و یاهو بزنم

بهترین نوع سفر سمت امامِ هشت است

عشق زوار، بلیطیست که بی برگشت است

هوس رفتن حجِ فقرایی کردم

هوس پنجره فولاد و گدایی کردم

هوس اذن دخول از سوی بست طوسی

و خروج از طرف شیخ بهایی کردم

هوس خوردن آبِ یخِ سقاخانه

داخل کاسۀ برّاقِ طلایی کردم

عکسهای حرم از هر جهتی زیبا بود

هوس دیدنِ تصویر هوایی کردم

پیرمردی به حرم خواند دو خطی روضه

بعد روضه هوس خوردن چایی کردم

هر که پرسید ز من آدرس صحن عتیق

طرف قلب خودم راهنمایی کردم

آخر از بس که دلم را به تو آقا دادم

صحن های حرمت را به دلم جا دادم

تو که بر نوکر خود رحمت وافر داری

شک ندارم که مرا خوب به خاطر داری

نمی افتد ز قلم نام کسی با اینکه

بی حساب عاشق و دیوانه و زائر داری

حرمت امن ترین مأمنِ موجودات است

بی سبب نیست اگر این همه طائر داری

جلوی پنجره فولاد تو فهمیدم من

که فراوانیِ خواننده و ذاکر داری

بس که دارای مضامین وسیعی هستی

بی حد و حصر ، نویسنده و شاعر داری

به وفور از ادبیاتِ زمان دعبل

شعر تا حوزهء اشعار معاصر داری

عاشقان سجده به درگاه تو جایز گفتند

شعر دربارهء تو سعدی و حافظ گفتند

زائرانِ تو زیادند که هر جا صف بود

موقع بازرسی پشت سر ما صف بود

وقت بوسیدن درهای حرم صحن به صحن

دست بر سینه سوی گنبد آقا صف بود

انبیا هم همه بودند حرم ، پشتِ سرِ

خضر و نوحِ نبی و یوسف و عیسی صف بود

تا کمی آب بنوشند ز سقاخانه

تشنه هم بلکه نبودند ، وَ اما صف بود

دستمان مثل همیشه به ضریحش نرسید

بس که در دور و برِ مضجع مولا صف بود

بسته های متبرک به حرم را خادم

پخش می کرد و عجب بین گداها صف بود

نمک و پارچۀ سبز و نخود بود و نبات

هدیه بر گنبد و ایوان طلایش صلوات

نامش و جلوه اش و چهره اش انگار علیست

بهترین نام در این گنبد دوار علیست

نوهء علم و کمال و پدر جود و جواد

پسر فاطمه و حیدر کرار علیست

علمش از جعفر و خُلقش حَسن و خَلق حسین

صورتش فاطمه و سیرت و کردار علیست

چارده نور به سیمای رضا منعکس است

چارده نور که یک قسمت از آن چار علیست

جان عالم به فدای پدر شمس شموس

که قیامت که شود شاخص و معیار علیست

باید از شاه نجف شاه خراسان آید

هست سِرّی به خدا مخزن اسرار علیست

هشتمین نور امامت دهمین معصوم است

مهربان بودن او از نسبش معلوم است

به جهانی ندهم این دل طوفانی را

دل دیوانه که می دانم و می دانی را

شَوَم افسرده اَقلّاً دو سه ماهی یکبار

گر نبینم حرم شمس خراسانی را

نور باران شده طوری که نبینید شما

هیچ جای دگر این سبک چراغانی را

جاذبه دارد و این جاذبه اش سبک علیست

کرده دیوانۀ خود این همه ایرانی را

با نگاه کرمش در گذر از نیشابور

به طلا کرد بدل قیچیِ سلمانی را

دوست دارم شده یکبار حرم تا به حرم

من پیاده روم این جادهء طولانی را

نوکری در حرمت علتِ بالیدنِ من

قول دادی که بیایی تو سه جا دیدن من



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از گنبدش نورِ کرامت ها سرازیر است

خورشیدِ مشهد بر دِلِ عشّاق اکسیر است

وقتی که از یک عکس،شیری او پدید آورد

بالقوه آهو ی ضمانت کرده اش شیر است

در قلب، صحن انقلابش «انقلاب»انداخت

صحنی که خود یک شعبه ی تغییر تقدیر است

هر کس که صحنش را کند جارو یقین دارد

هر جای عالم غیر از این دربار دلگیر است

خود را عوام الناس آنجا با نخی بستند

دیوانگان را هم دخیل از جنس زنجیر است

فرمود زائر را سه جا یاری کُنم از لطف

پا بوسیش هر قدر هم زود آمدی دیر است

عاشق به شهر خویش از مشهد رسید اما

ذهنش کنار پنجره فولاد  درگیر است

در خواب دیدم : آب سقا خانه می نوشم

گفتند مشهد، یک سفر ،شاهانه تعبیر است...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ای مطرب مهتاب رو

حرفی بزن، چیزی بگو

زان شاه صاحب آبرو

فخر سریر ارتضا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

تسبیح سبحانی رسید

ارباب ربانی رسید

ماه شبستانی رسید

شمس‌الشموس، آقای ما

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

ای نجمه خاتون آفرین

خورشید آوردی چنین

موسی‌بن‌جعفر را ببین

نامیده این مولود را

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

در عرش اقبال نبی‌ست

در فرش اجلال نبی‌ست

او عالم آل نبی‌ست

تمثال ختم الانبیاء

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

شد این علیِ سومین

مثل امیرالمومنین

با مستمندان همنشین

هم‌سفره می شد با گدا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

گنبد طلایش دلبری

کرده‌است از انس و پری

دل می‌بری،‌دل‌‌می‌بری

ای دلبر خیرالنساء

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

ای خانه‌ام آباد تو

ذکر خدایم یاد تو

از پنجره فولاد تو

دارم امید یک شفا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

دل در حرم پابست شد

در پای عشقت پست شد

نقاره خانه مست شد

از آسمان آمد صدا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

من آهوی سرگشته ام

بی تاب‌ و‌ مضطر گشته ام

سائل به این در گشته ام

یا ضامن آهو، الا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

ای که به دعبل از کرم

دادی عبا، صدها دِرَم

بر من که عبد این درم

از هر‌چه خواهی کن عطا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

از آب سقاخانه ات

خوردم شدم دیوانه ات

من از در میخانه ات

دارم امید کربلا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

در شادی‌ام غم می رسد

آوای ماتم می رسد

کم‌کم محرم می رسد

ماه حسین سرجدا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

گودال مالامال شد

جسم حسین پامال شد

باز عمه ات بی حال شد

سر رفت روی نیزه ها

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


رخصت گرفت باد‌صبا از امام ما

تا که به محضرش برساند سلام ما

سائل سلام داد و کریمی علیک گفت

سلطان اشاره کرد نوشتند نام ما

«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما»

ما بی نگاه حضرتش آدم نمی‌شویم

ناپخته است بی کرمش خشت خام ما

زائر شدیم و زائرمان‌ جبرییل شد

در بارگاه اوست چنین بار‌ِ‌عام ما

میخانه است بارگه ثامن‌الحجج

در هر رواق پر شده از نور، جام ما

رو به ضریح پیش‌ خودم فکر می کنم

دست که ریخت شهد محبت به کام ما

نقاره... باز پنجره فولاد شد شلوغ

طفلی گرفته است شفا از امام ما

آقا سه جا به زائر خود لطف می کند

ختم کلام، می شود آتش حرام ما



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


میان صحن های تو ز فکر این و آن فارغ

شبیه کودکی هستم ز غوغای جهان فارغ

تمام حرف هایم را فقط با اشک میگویم

اشارات نظر داریم و هستم از زبان فارغ

کلاغ رو سیاهی پر زده بین کبوتر ها

کنار پنجره فولاد تو از آشیان فارغ

کبوتر زائرت باشد ز گنبد بر نمی‌خیزد

که تا خورشید بالا رفت و شد از آسمان فارغ

مرا با عیب راهم دادی و با اشک می خندم

شبیه بنده ای که میشود از امتحان فارغ

زمینم؟ آسمانم؟ مشهدم؟ عرشم؟ کجا هستم؟

دخیلت هستم و میگردم از کون و مکان فارغ

اذان صبح ، نقاره دلم را زیر و رو کرده

چنان پر شور و سرمستم که هستم از اذان فارغ

شفا میخواهم و از آب سقاخانه می‌نوشم

منم از لطف هر که غیر تو ، ای مهربان فارغ

میان دست ها حاجت نمانده چون کریمی تو

ز حاجت سینه ی مرد و زن و پیر و جوان فارغ

چگونه صید کردی قلب صیاد خراسان را؟

که صیاد خراسان از شکار آهوان فارغ

 (کمان را زه بریده ، تیر را پیکان و پر کنده

سپر افکنده ، خود را کرده از تیر و کمان فارغ) *

 

*وحشی بافقی

 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


اگر چه گشته ام نوبت به نوبت خاک ایران را

نخواهم برد از یادم سفرهای خراسان را

پیمبر نیستم اما یقین دارم که در مشهد

نشانم می دهد گاهی خدا معراج انسان را

مسیرم دور اما زود رفتم ساده برگشتم

خدا از ما نگیرد رفت و آمدهای آسان را

همین که در حرم هرگز زمان را حس نمی کردم

به من آموخت آداب پذیرایی ز مهمان را

جهنم بود هر جا بی تو رفتم سوختم آنجا

مرا پایین پا آوردی و دیدم گلستان را

شنیدم می بری با خنده ات دل از همه عالم

نشانم می دهی یک لحظه آن لبهای خندان را؟

شکایت دارم از این خشکسالی های چشمانم

تو ای دریا به رویم باز کن درهای طوفان را

چرا از زعفران، سوهان، برایت شعر می سازد؟!

مگر شاعر نخورده ذره ای از نان سلطان را؟!

میان موج های آبی کاذب چرا رفتی؟

بیا صحن عتیق اینجا ببین موج خروشان را

بیا در موج رحمت غرق شو تا زنده تر گردی

بیا تا حس کنی در زندگی الطاف باران را

گدا بودم ،گرسنه ، لقمهء نان تو سیرم کرد

مبادا از دهانم پس بگیری لقمه نان را

شبیه مرد سلمانی به غیر از تو نمی خواهم

ملاقاتم بیا آسان بفرما دادن جان را



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1397/05/2

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مثل میکائیل که امشب غزل خوان میشود

شاعر دربار تو دارد فراوان میشود

گوشه ی چشم پر از مهر تو سعدی پرور است

شاعر تو صاحب چندین "گلستان" میشود

ریسه ای از ماه و خورشید و ستاره میکشم

باز هم سرتاسر مشهد چراغان میشود

در شب میلاد تو همواره باید شاد بود

هرکسی که غیر از این باشد پشیمان میشود

هر که باشد ریزه خوار سفره ات در عمر خویش

مور هم باشد اگر روزی سلیمان میشود

نه فقط حصن حصینی اصل دین داری تویی

هرکسی با شرط عشق تو مسلمان میشود 

بسکه هر بی سرپناهی را ضمانت کرده ای

هرکه می آید حرم آهوی حیران میشود

باغ جنت بعد از این چنگی نخواهد زد به دل

وعده گاه عاشقانت "باغ رضوان " میشود

میدرخشد مرقدت در نقشه ی این مرز و بوم

گنبدت خورشید عالم تاب ایران میشود

بعد از این شعر ترم دنبال بار معنوی ست

یا به قول شاعرانت کار کار مثنوی ست

روشنی بخش دل هر عاشق آگاه تو

بعد زهرا پاره ی قلب رسول الله تو

تو همانی که علی گونه امامت میکنی

با عدالت بر همه عالم حکومت میکنی

حضرت جبرییل از روز ازل مأنوس توست

عالم آل محمد تا ابد مخصوص توست

تو همانی که به روح مرده ام جان میدهی

با دعایت مژده ی یک فصل باران میدهی

تو همانی که دو عالم را به نامت کرده اند

یک جهان شیخ بهایی را غلامت کرده اند

هر نگاه نافذت چندین ولی میپرورد

خاک کویت یاعلی ! "سیدعلی" میپرورد

تشنه گان را قطره ای از آب دریا کافی است

مجتهدی های دربار تو ما را کافی است

با دم گرم تو هر دردی مداوا میشود

کور می آید به پابوسی ت بینا میشود

تو امید آخرم بین اطبایی رضا

تو مسیح هفتمی از نسل زهرایی رضا

دور تا دور مزارت بی گمان بیت الهدی ست

این حرم تنها حرم نه بلکه یک دارالشفاست

نه فقط سنگ صبور هر پریشان میشوی

تا ابد ای مهربان حج فقیران میشوی

هرکسی شد زائر کویت خدایی میشود

بی برو برگرد روزی کربلایی میشود

صحن جامع...جامعه...با"ذِکرُکُم" قلبم شکست

نه فقط قلبم که در این بین قالب هم شکست

دوباره شوق مستی در دل دیوانه افتاده

خراب ساغر و باده میان راه این جاده

بقول حضرت استاد علامه حسن زاده

به سوی قله های نور سینه خیز باید رفت

و با قلبی ز عشق و معرفت لبریز باید رفت  



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 2 )    1   2   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء