حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1397/08/27

پیامبر اعظم(ص)-حضرت خدیجه(س)-ازدواج


در دوره‌ای که شام جهالت سحر نداشت

خورشید آسمان رسالت قمر نداشت

تا که عروس آمنه باشد بهشت نیز

حوریه ای برای نبی زیر سر نداشت

ارض حجاز را همه گشتند و عاقبت

این خاک از خدیجه زنی خوب تر نداشت

وصل امین مکه عجب خوش تجارتی‌ست

جز سود این معامله اصلا ضرر نداشت

سوگند می‌خورم که اگر ثروتش نبود

دین ذوالفقار داشت ولیکن سپر نداشت

خرج نبی شده همه دارایی اش ولی

شرمنده بود از اینکه چرا بیشتر نداشت

او شیعه ی علی شده قبل از غدیر خم

باری اگرچه پرده از این راز برنداشت

آری خدیجه آینه‌ی ایستادگی ست

یعنی غبار طعنه به رویش اثر نداشت

او مادر تمامی اولاد فاطمه ست

ابتر کسی بود که بگوید پسر نداشت

او آنچنان ز رنگ تعلق گسسته بود

حتی برای خود کفنی در نظر نداشت



موضوع : ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
یکشنبه 1397/08/27

پیامبر اعظم(ص)-حضرت خدیجه(س)-ازدواج


بگذارید ساده بنویسم

نامه ای سرگشاده بنویسم

بگذارید گوشه قلبم

چند خط بی اراده بنویسم

عهد من با قلم همین بوده ست

كه از این خانواده بنویسم

"گردنم زیر بار منت اوست"

كه مرا اذن داده بنویسم

باید امشب به كوری بت ها

از دو توحید زاده بنویسم

شب تزویج، شام پیوند است

خطبه خوان هم خود خداوند است

كیست داماد روح غار حراست

همنشین همیشه فقراست

كیست داماد آفتاب حجاز

كه از او نور روشنی میخواست

ننویسم یتیم مكه،كه او

پدر شیث و آدم و حواست

ننویسم رسول نه،نه هنوز

او محمد امین شهر خداست

دوستدارش بزرگ تا كوچك

خواستگارش خدیجه كبراست

پیش از این گفته،باز میگویم

از عروس حجاز میگویم

بانویی كه اصیل و با نسب است

در حیا هم زبانزد عرب است

بانویی كه برای یاری دین

از سوی كردگار منتخب است

بانویی كه حساب اموالش

خارج از احتساب محتسب است

غیر او اُم مؤمنینی نیست

جز به او هر كه گفته بی ادب است

در طرب زین وصال ابوطالب

در تنور غضب ابی لهب است

وه چه روزیست،روز خوشحالی ست

حیف كه جای آمنه خالی ست 



موضوع : ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 

امام زمان(عج)-آغاز امامت


ای دوست ولایتت مبارک

اجلال حکومتت مبارک

ای آنکه دهی به ظلم پایان

آغاز امامتت مبارک

 

گلزار ندیده چون تو لاله

مولا و امام پنج ساله

گنجینهٔ سیزده جواهر

آیینه عصمتت مبارک

 

بَخٌّ لَکَ ای شه یگانه

داعش شده خوار در زمانه

پایان حکومت سیاهی

بر شیعه و امتت مبارک

 

ما منتظریم آید آن روز

آیی و شوی به کفر پیروز

گوییم امام عدل گستر

اورنگ عدالتت مبارک

 

آئیم بخوان به یاری تو

قربان زمامداری تو

بر گمشدگان وادی عشق

ایما واشارتت مبارک

 

ما شیعه خوشیم آید آن دم

خوانی همه را به زیر پرچم

وز عرش رسد پیام جبریل

منشور خلافتت مبارک

 

تو وارث ختم الانبیایی

سالاری وختم الاوصیایی

احیاگرِ آرمان طاها

تحکیم رسالتت مبارک

 

سرباز تو افسر الاعاظم

سردار رشید، حاج قاسم

از منطقه فتنه را برون راند

بر فتح نظارتت مبارک

 

تو بازگشای راه قدسی

صاحب علم سپاه قدسی

بر جیش مقاومت دمادم

دم دادن و نصرتت مبارک

 

ما گرچه بدیم شهریارا

با خوبی خود ببخش مارا

ای ابر ببار تا بخوانیم

آن بارش رحمتت مبارک

 

تکیه چو زنی به کعبهٔ حق

با سیصد و سیزده مصدَّق

بین دو نماز از مصلّین

تکبیر حمایتت مبارک

 

ای حامی رهبر و شهیدان

مدیون دم شماست ایران

تایید کن انقلاب ما را

امداد ز حضرتت مبارک



موضوع : آغاز امامت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-آغاز امامت-شکواییه


آتش و فتنه و غوغاست سر آمدنت

هر کجا ولوله بر پاست سر آمدنت

جز چراغانی از این قوم چه دیدی آقا؟

شهر من شهر تماشاست سر آمدنت!!!

***

روزگاری مخوفه است ، میا

باغها بی شکوفه است ، میا

نامه های رسیده نیرنگ است

شهر من شهر کوفه است ، میا



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، آغاز امامت امام زمان(عج)، 
جمعه 1397/08/25

امام زمان(عج)-آغاز امامت


برخیز به خود دوباره فرصت بدهیم

دل را به تبِ ظهور عادت بدهیم

امشب به امام عصر با عرض سلام

باید که دوباره دستِ بیعت بدهیم!



موضوع : آغاز امامت امام زمان(عج)، 
جمعه 1397/08/25

امام زمان(عج)-آغاز امامت


ای تاج بالای سرت با دست زهرا

تاج ولایت ، تاج عصمت ، تاج تقوا

الحق كه این خَلْعَت به بالایت می آید

پیراهن آل امامت آلِ طاها

تو بهترینی، تو در عالم برترینی

دست خدا بالا سرت در هر دو دنیا

تو جانشین یازده مَردِ غدیری

پس عهد و پیمان با تو می بندیم مولا

ای در كمالِ صورت و سیرت محمد

ای هم جمال و هم جلالت عالم آرا

احكام دین، آیات حق، قرآن و عترت

كعبه تو را می خواند ای مَردِ مُصَلّا

ای نام نابِ یوسفِ زهرا ثنایت

ذكر امام عسگری با توست زیبا

صبح و مسا، شام و سحر، ذكر تو دارند

روح و ملك ، عرش و فلك ای ماهِ بطحا

اهلِ كُرات و اِنْس و جن با هم سُرایند

در انتظار رویِ تو هستیم آقا

بر ، برگْ برگِ شاخة طوبی نوشته

برگرد ای فصل شكوه دین، بهارا

كوه و درُ و دشت و دَمَنْ با هم بگویند

عجِّلْ ظهورك ، یا اباالغوث ای مسیحا

بازآ كه هرشیعه تو را می خواند اینك

دستِ همه مستضعفین سوی تو بالا

پس کی منادی گوید ای منصور امت

یاری كن ای مهدی حریم ممصطفی را

از زینبیه از حلب ، از شام امروز

فریاد بر می آید ای آقای تنها

گفتی میآیم چون شود زشتی فراوان

بازآ كه عالم پُر شده از فقر و فحشا

 گفتی میآیم چون شود دلها مهیا

اینك مهیای ظهور توست دنیا

ای وجهِ زیبایت سرور حَیِّ سرمد

ای جان احمد از سرایِ غیب بازآ

از شرق تا غربِ جهان در جستجویت

از بحر و برّ هر دم تحیت بر تو بادا

توصیف جان بخش تو،توصیف الهی است

ای نام زیبای تو زینت بخش دلها

اوصاف تو با دركِ ما اِحصا نگردد

قدرِ تو نا پیداست چون اُمِّ ابیها

ما هیچِ هیچیم از میانِ عاشقانت

مشتاقِ دیدار تو اهلِ عرشِ اعلا

فی هذِهِ الساعه و تا فی كلِّ ساعه

بادا ولی و حافظت حیِّ توانا

ما پایِ تو هستیم چون بنیانِ مرصوص

فرمان ز تو ، طاعت ز ما ای عبد یكتا

عنوان ما مُسْتَشْهدینْ بَیْنَ یَدَیْهَ است

روزی كه می آیی ز كعبه یابن طاها

روزی كه می خوانی ز كعبه یا لثارات

لبیك یا مهدی ست آقا بر لبِ ما

بیعت كنیم و عهد بندیم و بمانیم

پای ركابت حضرت مهدی زهرا

حتی اگر مُردیم با رجعت بیاییم

با یك اشاره سوی تو ای روح والا

احمد صدایت می كند بازآ محمد!

حیدر صدایت می كند برگرد بابا

مادر صدایت می كند با زخم سینه

از پشت در گوید بیا مهدی ، تماشا

مادر فتاده زیرِ در ، در رویِ مادر

محسن شده كشته وَ آید واعلیا

محراب گوید مهدیا الغوث الغوث

گودال گوید واشهیدا  واشهیدا

هم كشتة گودال هم یك قامتِ دال

از كربلا می خوانَدَت یا اهلَ تقوا

چندین جگر پاره تو را فریاد دارند

چندین سرِ از تن جدا گویند بازآ

سرهایِ بر نیزه به سوی تو چو پرچم

خوانند با هم سورة عصر و ضحی را

اهل حرم نحن اُسارا  را بخوانند

اهل خرابه ناله ای دارند حاشا

برگرد كه زینب نشسته بی قرارت

در انتظارت مانده عمه با مدارا

برگرد و آن شمشیر برگیر از نیامت

كز ذوالفقارت خون بریزد بی مَهابا

تا ریشة ظلم و فساد از بُن برآید

برگرد ای تاج سر زهرا ، اماما

با مؤمنین دل رحم ، با كفار سر سخت

این است معنایِ تولا و تبرّا



موضوع : آغاز امامت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


کس درد مرا دوا نکرده جز تو

حاجات مرا روا نکرده جز تو

باید تو دعا کنی که در غم نروم...

در پیش کسی خدا نکرده جز تو

***

نه بهر تو همدم است این منتظرت

نه عاشق هر دم است این منتظرت

یک لحظه نگاهش نکنی می بینی…

بیچاره ی عالم است این منتظرت



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


چنانكه درد ز مرهم جدا نخواهد شد

غم از نگاه تو یكدم جدا نخواهد شد

محرم و صفر و فاطمیه، نه هر روز

دل تو لحظه ای از غم جدا نخواهد شد

پس از دو ماه عزا در غم پدر زِ تنت

دوباره رخت محرم جدا نخواهد شد

به سامرا ببری یا نه امشب از چشمم

هوای ابری ماتم جدا نخواهد شد

دخیل دست من از سامرا جداست ولی

دخیلِ بسته ی قلبم جدا نخواهد شد

غم حسین و غم توست در دل و، دستم

از این دو رشته ی محكم جدا نخواهد شد

شهید شد پدر تو ولی از انگشتش

به زورِ خنجر، خاتم جدا نخواهد شد



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


حسِّ نابی شبیهِ باران داشت

به نگاهش بهار، ایمان داشت

به شُکوه و ابهّتِ این مرد

دشمن و دوستدار اذعان داشت

احتمالِ وقوعِ ناممکن

با وجودش همیشه امکان داشت

روزگاری همین امامِ همام

گنبد و بارگاهِ ویران داشت

عالَمی در اسارتش... اما

گذرِ عمر کنجِ زندان داشت

آسمان در رثای او می‌سوخت

هرچه بارید باز باران داشت



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


حسن شدی که کریمان فقط دوتا باشند

دوتا کریم در عالم برای ما باشند

حسن شدی که اگر از بقیع برگشتند

کبوتران همه راهی سامرا باشند

دلیل خوشه ی انگور عسکری این است

که تاک ها ننشینند روی پا باشند

حسن شدی که میان مُضیف چشمانت

تمام  شهر به عشق شما گدا باشند

حسن  شدی که به هنگام بردن نامت

بقیع آمده ها یاد مجتبی باشند

حسن شدی که شبیه بقیع ،خُدامت؛

به دور قبر تو ذراتِ در هوا باشند

حسن شدی که غریبی غریب تر باشد

که زائران تو در بین کوچه ها باشند

حسن شدی که غریبی به اوج خود برسد

که خادمان تو در شهر کربلا باشند



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


خودش تنها خبر از داغ های بیکرانَش داشت

که مانند علی(ع) خنجر میانِ استخوانش داشت

امان از کینهٔ دیرینه! میدانم که پیش از زهر

بلا و خونِ دل٬ در لقمه هایِ خشکِ نانش داشت

به خود از درد می پیچید و لب رو به کبودی رفت

به جای آب٬ زخم ِ زهر وقتی در نهانش داشت

سیاهی رفت چشمانش! چه محکم بر زمین خورد و

به یاد کوچه٬ «وا أُماه» بر آهِ دهانش داشت

دلِ سرداب شد آشوب٬ موج ِ گریه راه انداخت

سحر شد...آرزویِ لحن زیبایِ اذانش داشت

عرق میریخت و از حال رفت و سخت می لرزید

جگر می سوخت از زهری که کامل قصدِ جانش داشت

به مهدی(عج) خیره شد با اشک٬ در بین نفس هایش

فشاری دردمندانه به رویِ بازوانش داشت

اگر چه عسکری؛ اما حسن(ع) بود و دمِ آخر

گمانم ذکر «لا یومَ کَیومَ...» بر زبانش داشت

به یاد ظهر عاشورا٬ به یاد شام و ویرانه

دمِ آخر چه حالِ روضه در اشک روانش داشت

پسر پیش پدر در کربلا...اما به سامرّا٬

پدر پیش پسر جان داد! سر بر زانوانش داشت!



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


در این دنیا ندیدم جز در و دیوار زندان را

که تاریکی شده مونس ؛ من زار پریشان را

نشسته گرد غم بر خانه از وقتی به جای دوست

چنین دشمن کمین کرده ،گرفته جای مهمان را

به دادم می رسد این زهر جانفرسا، یقین دارم

که تقدیم اجل کردم پس از عمری بلا، جان را

به دستم آب میگرید که در ذهن خودم دارم

مجسم میکنم لب های خشک شاه عطشان را

دلم اندازه ی یک عمر غیبت تنگ میگردد

بیا مهدی ببینم ،آن رخ زیبای تابان را



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


کام بهار طعمه جام خزان شده

زهری بلای جان امامی جوان شده

غربت کم است در حق مردی که خانه اش

زندان و خود شبیه به زندانیان شده

بی تاب لرزش بدنش دیده زمین

گریان دست و پا زدنش آسمان شده

حتی برای کاسه آبی رمق نداشت

دستی که از شرار ستم ناتوان شده

برخورد چیست با لب و دندان که مهدی اش

حالا کنار بستر او روضه خوان شده

ای وای از آن غریب که لب های تشنه اش

زخمی دست بی ادب خیزران شده

ای وای از آن عزیز که اهل و عیال او

پایین نشین مجلس نامحرمان شده

ای وای از آن شهید که انگشت های او

مقصود دست غارت یک ساربان شده



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


کم گفتن از مقام کریمان درست نیست

غافل شدن زحرمت  آنان درست نیست

وقتی که سقف روی سر ما کشیده اند

ماندن به زیر بارش باران درست نیست

سختی کشیدن اول سیر و سلوک ماست

سیرو سلوک راحت و آسان درست نیست

وقتی که دست یار گره باز میکند

وا کردنش به زور و به دندان درست نیست

اصلا که گفته راه به مورش نمیدهد؟!

این حرفهای پشت سلیمان درست نیست

 

با یازده هزار گناه آمدیم ما

از شوق، زنگ یازدهم را زدیم ما

 

تو آمدی و درد دوا شد به راحتی

جبرائیل هم برای تو پا شد به راحتی

سرمایه دار کرده ای اهل مدینه را

خاکی که داشتند طلا شد به راحتی

از برکت تو بود که روزی ما رسید

حاجات ما نگفته روا شد به راحتی

ابن الرضای سومی و از قبال تو

هرنوکری گدای رضا شد به راحتی

سجاده پهن کردی و گرم دعا شدی

قبله برای قبله بناشد به راحتی

 

ای حج نرفته سعی و صفا و حرم تویی

بیت الحرام خانه ی تو کعبه هم تویی

 

وقتی برای ما زدن در همیشگی است

پس گوشه چشم شاه به نوکر همیشگی است

ای حیدری ترین حسن خاندان عشق

در توظهور هیبت حیدر همیشگی است

بک درهمی که نذر تو کردم هزار شد

لطفت به ما هزار برابر!همیشگی است

ما زیر سایه تو و سید محمدیم

برما محبت دوبرادر همیشگی است

رد هم کنی به خانه دیگر نمیرویم

این ارتباط ما به تو آخر همیشگی است

 

مشغول پای بوسی آقاست هرچه هست

لطف امام عسکری ماست هرچه هست

 

ساعات قلب عاشق و ساعات سامرا

ماخیر دیده ایم ز خیرات سامرا

در هیچ جای دیگر دنیا ندیده ایم

آن لذتی که هست در اوقات سامرا

خاکی شدیم در حرم و پاکتر شدیم

اینگونه است نوع  کرامات سامرا

مارا همین گدا شدن ما بزرگ کرد

آقا شدیم تحت عنایات سامرا

دیدیم آن زمان که حرم شد بدون سر

از کربلا درست شده ذات سامرا

 

آقای من به عالم امکان نگین تویی

انگیزه زیارت هر اربعین تویی

 

هرچند مثل چشم تو چشم تری نبود

در پادگان برای شما یاوری نبود

هرچند نیزه دار دم خانه ی تو بود

با نیزه برروی تن تو لشکری نبود

لحظه به لحظه بود حکیمه کنار تو

مثل رضا غم تو غم خواهری نبود

هرچند بغض حنجره ات را گرفته بود

دیگر بروی حنجر تو خنجری نبود

دزدی سراغ پیکر پاک شما نرفت

دشداشه ی شما به تن دیگری نبود

اهل و عیال تو همه در پشت پرده اند

دلشوره تو گم شدن معجری نبود

 

فرقی زیاد بین حسین است با حسن

تو نیزه ای نخورده ای از پشت یا حسن



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


مثل بغض از وسط حنجره برخاسته ایم

همچو اشك از غم یك خاطره برخاسته ایم

با دو صد حاجت و درد و گره برخاسته ایم

به هواى حرم سامره برخاسته ایم

 

روضه غربت تو حال عجیبى دارد

هركه نامش حسن است ارث غریبى دارد

 

جان به قربان دلت جان به فداى سر او

فرق ها داشت نگاه تو و چشم تر او

كه تفاوت بكند ، همسرتو ... همسر او

طعنه بسیار شنیده دل غم پرور او

 

حسن سامره صحن حرمت محترم است

حسنى بین بقیع است كه او بى حرم است

 

یاحسن،  آه تو پرداختنى میخواهد

یاحسن ، داغ تو بر سرزدنى میخواهد

یاحسن، نام تو دور از وطنى میخواهد

یاحسن ، روضه تو سوختنى میخواهد

 

دل تو تنگ مدینه است كه دلگیر شدى

مادرى هستى عزیزم تو اگر پیر شدى

 

خانه ی كوچك تو هیچ كم از زندان نیست

خالى از آمدن و رفتن زندانبان نیست

بین یك مشت نگهبان كه بوى ایمان نیست

زندگى با زن و بچه بخدا آسان نیست

 

خانه ات امنیت از دست نگهبانان داشت؟

واقعا ایمنى از حمله نااهلان داشت؟

 

اصلا این غصه به پیمانه ی تو ریخته اند؟

 اصلا آقا سر پروانه ی تو ریخته اند؟

شعله بر دامن كاشانه ی تو ریخته اند؟

چل نفر در وسط خانه ی تو ریخته اند ؟

 

راه ناموس تو را بسته كسى در كوچه؟

همسرت را زده پیوسته كسى در كوچه؟

 

كوچه اى بود مدینه ، كه زنى خورد زمین...

ناگهان مادرتان با زدنى خورد زمین ...

فاطمه با لگد بد دهنى خورد زمین ...

حسن عسكرى ، آنجا حسنى خورد زمین ...

 

قسمت این بود كه او دردو محن جمع كند...

گوشوار از وسط كوچه حسن جمع كند

 

قسمت این بود از این داغ تو را هم دادند

به تو هم موى سپیدى و قدى خم دادند

در جوانى پسر فاطمه را سَم دادند

به لب خشك تو از جام محرم دادند

 

عطش پیكر مسموم تو میگفت حسین...

نفس تشنه ی حلقوم تو میگفت حسین ...

 

پسرى داشتى و آب به لبهاى تو ریخت

لحظه تشنگى ات گریه به غمهاى تو ریخت

اشك بالاى سر پیكر تنهاى تو ریخت

خاكها بر سرش از ماتم عظماى تو ریخت

 

روى زانوى پسر بودى و عطشان نشدى

حسن فاطمه صد شكر كه عریان نشدى

 

پسرى داشتى و زود كفن كرد تو را

كفن فاخر و شایسته به تن كرد تو را

درخور شان تو تشییع بدن كرد تو را

تیرباران چه كسى مثل حسن كرد تو را؟

 

نیتم بود حسین و ز كفن میگفتم

ناخودآگاه همش یاد حسن می افتم ...

 

خواهرى داشتى و حرمت او حفظ شده

احترام دل بى طاقت او حفظ شده

بعد تو روسرىِ عصمت او حفظ شده

دست بسته نشده عزت او حفظ شده

 

خواهرت بزم شراب و سر بازار نرفت

به اسیرى وسط مجلس اغیار نرفت

 

 



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/17

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از غم نه فرار می تواند بکند

نه اینکه هوار می تواند بکند

جز اینکه بیاید حرمت گریه کند...

"درمانده" چکار می تواند بکند

 

***

 

بر درد دل خسته دوا… تنها تو

در هر دو جهان گره گشا…تنها تو

خاک کف پای زائرت…تنها من 

سلطان سریر ارتضا…تنها تو

 

***

 

کس درد دوا نمی کند الا تو

لطفی به گدا نمی کند الا تو

افتاده گره به کارم و می دانم...

کس این گره وا نمی کند الا تو



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


بعد از دو ماه اشک و عزا فابک للحسن

خواهی رضای فاطمه را فابک للحسن

این روضه وا کند گره ی کور را ، اگر

دردت شده بدون دوا ، فابک للحسن

بازین چه شورش است ؛ تو ای سینه زن بیا

همراه سید الشهدا ، فابک للحسن

نه گنبدی ، نه صحن و سرایی ، نه زائری

ای زائران کرببلا فابک للحسن

او گرچه مادری است ؛ ولی بی کسیش هست

خیلی شبیه شیر خدا فابک للحسن

آید به گوش نالۀ زهرا که می زند

در کوچۀ مدینه صدا فابک للحسن

جز او برای مادر قامت کمان که بود ؟

در کوچۀ مدینه عصا فابک للحسن

مرد حماسه ساز جمل ، مانده بی سپاه

در خانه و محله چرا ؟ فابک للحسن

باران تیر و مجلس تشییع یک امام

هرگز نبود شرط وفا فابک للحسن

... 

در مجلس یزید گمانم سر حسین

زد ناله بین طشت طلا فابک للحسن



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1397/08/15

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


عشقی که به دل کاشته بودی ثمر آورد

هم آه شب آورد هم اشک سحر آورد

آنقدر کریمی که گدا از سر کویت

از آنچه دلش خواسته هم بیشتر آورد

شرمنده اگر دیده ی پر اشک ندارم

نوکر به عزای تو همین مختصر آورد

غم پیش دل ریش تو ای مرد، کم آورد

صبر تو دگر حوصله ی صبر سر آورد

گیسوی سپیدت خبر از داغ جگر داد

غم هرچه که آورد به روی جگر آورد

سر بسته بگو پاسخ این پرسش ما را

تا خانه چرا مادر خود را پسر آورد؟

دستی به روی جام غرورت ترک انداخت

آن دست که پشت در خانه شرر آورد

سم تا جگرت دید، خجالت زده تا تشت

از کوچه و آن صورت نیلی خبر آورد 

در لحظه تشییع تو از کینه، سپاهی

با تیر و کمان پیرزنِ فتنه گر آورد 

"یافاطمه" می گفت حسین بن علی با

هر تیر که از سینه و پهلوت در آورد



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1397/08/15

حضرت رسول(ص)-شهادت


رفتی و پناه عالمیْنت می سوخت

قلب حسن(ع) و جان حسینت(ع) می سوخت

قران و تمام عترتت خورد زمین

در شعله حدیث ثقلینت می سوخت!



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-شهادت


ای در هوای ماتم تو عرش، سوگوار

ای در غم تو چشم سماوات، اشکبار

اسلام در مصیبت تو می شود یتیم

دین در فراق روی تو بی تاب، بیقرار

ما را در اوج گنبد خضرای خود ببر

تا روی گنبدت بنشینیم چون غبار

هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی رود

چشمی که شد ز ماتم تو ابر نوبهار

رفتی و از مدینه ی تو رفت دلخوشی

کوچید مرغ عشق و محبت از آن دیار

سر زد پس از تو ای به همه خلق مهربان

از امت تو آنچه نمی رفت انتظار

هرچند از تو غیر محبت ندیده بود

اما به اهل بیت تو بد کرد روزگار

گلچین رسید و بعد تو خشکید پشت در

یاسی که مانده بود ز باغ تو یادگار

گر می گرفت آتش کینه به خانه و

می رفت سمت پهلوی گل دست های خار

آن دست که به بازوی زهرا قلاف زد

انداخت دور گردن مولا طناب دار

در بین کوچه باز همان دست آمد و

دیوار کوچه خون شد و افتاد گوشوار



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-دودمه


بعد تو حیدر کرار بدون یار است

یا اباالزهرا مرو

جای ریحانۀ تو بین در و دیوار است

یا اباالزهرا مرو



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-مدح و شهادت


به مهربانی و دست کریم شهرت داشت

برای مردم بی رحم نیز رحمت داشت

سه سال هسته خرما مکید و راضی بود

بزرگ بود ولی اینچنین ریاضت داشت

ز دشمنان خودش بارها عیادت کرد

شبیه دوست به بیگانه ها عطوفت داشت

کمک به پیر زمینگیر و کودکان میداد

اکرچه کون و مکان را همه به خدمت داشت

چقدر سنگ زدند و چقدر زخمی شد

صبور بود دراین راه و استقامت داشت

به ذولفقار علی تکیه داشت وقت خطر

تبوتش همه جا تکیه بر ولایت داشت

هرآنچه درشب معراج دید فاطمه بود

زمان بوسه به دستش  هوای جنت داشت

حسین را بروی شانه های خود میبرد

برای بردن او نیت عبادت داشت

همیشه خواند ز کوچه ز عصر عاشورا

میان خانه خود روضه داشت هیئت داشت



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-شهادت


در پیشِ من آتش مزن بال و پَرَت را

خونین مکن جان پدر چشم تَرَت را

فردا همینکه جمع کردی بسترم را

آماده کن کم‌کم عزیزم بسترت را

آماده کن از آن کفنها دومین را

بیرون بیاور یادگار مادرت را

بگذار روی سینه‌ام باشد حسینت

بگذار بر قلبم حسن را دخترت را

بگذار با طفلان تو قدری بسوزم

حالا بگویم حرفهای آخرت را

زاری مکن بر حال من با حال و روزت

خاکی مکن دنبال بابا معجرت را

تو بار شیشه داری و می‌ترسم از تو

خیلی مواظب باش طفل دیگرت را

وقتی که  می‌ریزند هیزم روی هیزم

وقتی که می‌سوزاند آتش سنگرت را

بابا حواست باشد آنجا مُحسنت را

بابا مواظب باش پشتِ در سرت را

ای کاش می‌شد روضه‌ی بازو نمی‌شد

وقتی علی می‌شوید آهسته پَرَت را

این جمله‌ی آخر عزیزم با حسین است:

"با خود مَبَر در قتلگه انگشترت را"



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 

حضرت رسول(ص)-شهادت


تا آفتاب روی نبی در حجاب شد

دل ها ز داغ ماتم عظمی کباب شد

گرد عزا به چهره افلاکیان نشست

از آه فاطمه دل ذرات آب شد

وقتی سه روز جسم نبی روی خاک بود

دنیا به فرق اهل محبت خراب شد

بعد از کناره گیری امت ز اهل بیت

قوم امین مکه دچار عذاب شد

آیا عذاب بدتر از اینکه پس از رسول

بی حرمتی به گفته ی مالک رِقاب شد؟

آیا عذاب بدتر از اینکه به ظلم و جور

دست گره گشای علی در طناب شد؟

آیا عذاب بدتر از اینکه به دست قهر

در خانه هم عزیز علی در نقاب شد؟

از فتنه ای که حرمت خیر النسا شکست

پامال، دین حضرت خیرالمَآب شد

در التهاب آتش در ازدحام ظلم

گلواژه ی کتاب رسالت گلاب شد

زهرا غریب شد علی از او غریب تر

حتی دگر سلام علی بی جواب شد

ای وای آنکه حرمت ختم رسل نداشت

بعد نبی به جای نبی انتخاب شد

آنکس که داشت بر لب خود "حَسْبُنا کتٰاب"

مشمول لعنت ابدی کتاب شد

ای خوش به آن زمان که بگویند از حجاز

آن نور چشم فاطمه پا در رکاب شد



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-شهادت


سر به دامان علی داشت که جان بر لب بود

آخرین ذکر نبی، یاعلی و یارب بود

نفسِ آخرِ او بود که می گفت: حسین

و کلام دگرش یادِ غم زینب بود

بروی سینۀپیغمبر اکرم حسن است

و کنار سر او فاطمه اش آنشب بود

همه أسرارِ مگو را به علی گفت نبی

آخرین سّرِ دلش حاوی این مطلب بود

یا علی! بعد من آتش به حرم می افتد

آشکارا شود آن بغض که در مَرحب بود

خانه ام را که همین قوم به آتش بکشند

تازه معلوم شود خصمِ تو لامذهب بود

بِین دیوار و درِ خانه بماند زهرا

وسط آتش کاشانه بماند زهرا

غصه می آید و این دوره بسر می آید

دورۀحزن تو با خونِ جگر می آید

بعد من یاعلی این جمع ز هم می پاشد

پشت این در خبر قتل پسر می آید

بازو و پهلوی زهرای ترا خُرد کنند

فاطمه یاری تو روز خطر می آید

در همین کوچۀباریک بدنبال فدک

دومی با غصبش بار دگر می آید

آه از سیلی این قوم به ریحانۀمن

وای از آندم که ز مسمار خبر می آید

تا ترا یکّه و تنها نگذارد کفوَت

فاطمه بعد من از شرم تو در می آید

حسنم می شود آنروز عصای مادر

وسط کوچه شود آب، بپای مادر

بعد از این تازه حسن حالِ پریشان دارد

تا چهل سال ز غم گریۀپنهان دارد

جگرش پاره شود، وز کفِ او چاره شود

زانوی غم به بغل، نالۀ هجران دارد

هست بعد از حسنم، داغ حسینم در پیش

او که بر پیکر خود نیزه فراوان دارد

قاتلانش همه هستند؛ أراذل اوباش

گرچه این قافله عنوان مسلمان دارد

سرِ او را سرِ نیزه همه جا چرخانند

گریه بر حال یتیمان و  اسیران دارد

کعب نی ها به تن زینب او خُرد شود

سفری پر ز بلا همره عدوان دارد

آه از گوشۀ ویرانه و رخسار کبود

باز هم دخت من و سیلیِ یک دست یهود



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-شهادت


نفسم در شماره افتاده

رنگ و رویم پریده است علی

سر من را بگیر بر زانوت

وقت رفتن رسیده است علی

 

گرچه زود و سریع طی شد و رفت

چقدر روزگار سخت گذشت

همۀ سالهای تبلیغم

به من بیقرار سخت گذشت

 

دل من را همیشه توهینِ

بی حیاها شکست یادت هست

سنگ باران کودکان لجوج

سر من را شکست یادت هست

 

در اُحد که غریب ماندم من

بغض کفار داشت وا میشد

یک تنه جوشنم شدی تو علی

تو نبودی سرم جدا میشد

 

اثر آفتاب شعب این بود

در سرم شعله های تب مانده

به کف پای من ازآنموقع

خارهای ابولهب مانده

 

چه کنم وقت رفتن آمده است

دل ندارم که روضه خوان باشم

کاش میشد زمان حمله به در

زنده باشم کنارتان باشم

 

ظاهرا مومن و مسلمانند

با تو و فاطمه بداند علی

صبر کن صبر کن برای خدا

همسرت را اگر زدند علی

 

همه هیزم بدست می آیند

آتشی پشت در به پا بشود

وای اگر در به فاطمه بخورد

میخ در بین سینه جا بشود

 

صبر کن آن زمان که با سیلی

قصد دارند بررویش بزنند

یا که در پیش دست بسته ی تو

با قلافی به بازوریش بزنند

 

تازه این اول مصیبت هاست

کزبلای حسین نزدیک  است

مثل زهرا قرار سوختن

بچه های حسین نزدیک است..

 

خیمه ها دانه دانه میسوزند

هرکجا دود سربه سر آتش

دختران من و تو با گریه

همه جان میدهند در آتش



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


ای کربلا سلام

پرچم به شانه ام

من رهسپارِ جاده ام ای کربلا سلام

خسته نمی شوم

این بار هم پیاده ام ای کربلا سلام

در پای هر عمود

رو به تو ایستاده ام ای کربلا سلام

ای کربلا سلام

نزدیکِ اربعین

غیر از زیارتِ تو نداریم دغدغه

لطف امام رضا

شد شاملم که آرزوی من محققه

زائر روایته

که با فرشته های خدا می شه بدرقه

ای کربلا سلام

در سینه ام حسین

صدها کتابِ مرثیه شیرازه می کنم

در طولِ این مسیر

با گرد و خاکها نفسی تازه می کنم

در پای هر عمود

اشکی روانه بی حد و اندازه می کنم

ای کربلا سلام

می گن تو این مسیر

بر پای زائرای شما بوسه می زنن

می گن به التماس

زوارتو  برای پذیرایی می برن

جون می کنن فدا

در پای زائرِ حرمِ شاه بی کفن

ای کربلا سلام

هر کس پیاده رفت

یک آبِله به یاد سه ساله نشونَشه

دیدم جوونی رو

کُلِّ مسیر ، مادر پیرش رو شونَشه

تا می گی یا حسین

بی اختیار قطرهء اشکی رو گونَشه

ای کربلا سلام



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


چیست یادِ اربعین؟ از دل شَرر افروختن

در میان سینه داغ کربلا اندوختن

دیده بر گلهای باغ آل زهرا دوختن

گه بیاد خیمه های سوخته، گه سوختن

سوختن مثل رباب و سوختن چون زینب است

اربعین، گریه چهل منزل چهل  روز و شب است

اربعین گریه به چادر یا به معجر می کنند

اربعین خون گریه بر یک پاره حنجر می کنند

اربعین گریه به اسماعیل و حاجر می کنند

یاد  اصغر یاد اکبر یاد خنجر می کنند

اربعین گهواره خالی خودش یک ماجراست

گوشواره، گوشِ پاره واژه های نینواست

اربعین فتحِ بزرگ زینب احیا میشود

بازگشت از شام و کوفه، باز غوغا میشود

گوشۀ گودال، اصلِ روضه برپا میشود

کربلا در کربلا صدبار اجرا میشود

روضه خوان در قتلگاه است و سخنرانی کند

زینب کبری در اینجا مرثیه خوانی کند

ای برادر! هر چه از اینجا امانت برده ام

بین، صحیح و سالم از شامِ بلا آورده ام

هیچکس سیلی نخورده، بین چه غوغا کرده ام

زیر کعب و تازیانه، قهرمان پرورده ام

کودکان را یک به یک آورده ام، اما مپرس

از سه ساله، هیچ چیز از هیچکس، آقا مپرس

نیمه شب از قافله طفل یتیمت جا نماند

بر تنش، اصلاً برادر! هیچ جای پا نماند

قبضۀگیسوی او در پنجۀ اعدا نماند

جای سیلی،گوشۀ چشمش،چنان زهرا نماند

آنقدر نازش کشیدند، هیچ هم هِق هِق نکرد

در خرابه، در برِ رأس تو اصلاً دِق نکرد

بعد تو این قافله اصلاً نشد بی سرپرست

ناسزا اصلاً نگفتند، هیچکس دستم نَبست

رأس طفلان را که گفته مثل رأس تو شکست

زیور آلات زنان را خوب میبینی که هست

هیچکس اصلاً نگفت اینان پیمبر زاده اند

تازه جابرها به دیدار تو راه افتاده اند

تجربه کردیم ما زخم زبان را بارها

بی حرم دیدیم اطراف زنان را بارها

دور افکندیم ما، خرما و نان را بارها

شادمان دیدیم جمع دشمنان را بارها

صبر و شکرِ ما همانا تیغِ بُرّان بود و بس

این مصائب امتحانِ اهل ایمان بود و بس

تیغ صبر و تیغ شکر آخر به پیروزی رسید

خطبه های ناب، دشمن را به رسوایی کشید

خون مظلوم عاقبت چون لاله از صخره دمید

انقلاب اشک شد از انقلاب خون پدید

پرچم نصرٌمِنَ الله است تا در اهتزاز

نهضت سُرخت حسینا تا قیامت سرفراز



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


ای پاره پاره تن بنگر کاروان رسید

زینب برای دیدن تو قد کمان رسید

 

یک اربعین برای تو سینه زدم حسین

دم بوده وا حسینم و هر بازدم حسین

خم گشته قد ِ من چو قد ِ مادرم حسین

حالا ببین که خواهر تو نوحه خوان رسید

 

از کربلا به کوفه و شام غصه خورده ام

هرشب شمار زخم تنت را شمرده ام

بگذر اگر که در غم تو من نمرده ام

برخیز و بین که زینب تو ناتوان رسید

 

یادم نمیرود که صدا میزدی تو آب

یادم نمیرود که زخون کرده ای خضاب

بیچاره کرده قلب مرا ناله ی رباب

حالا رباب سوخته تر از کودکان رسید

 

یادم نمیرود که تو ماندی به زیر پا

یادم نمیرود که چه ها دیده ام اخا

بیشتر شکایتم بود از تازیانه ها

طعنه به من، و بر لب تو خیزران رسید

 

یک اربعین به روی لبم بود زمزمه

یادم نرفته هجمه ی بازار و هلهله

دیدم چگونه شد به سنان ماه علقمه

سقا نبود که پیکرمان نیمه جان رسید

 

یک اربعین برای تنت گریه کرده ام

بر غصه ها و بر محنت گریه کرده ام

شب ها به جسم بی کفنت گریه کرده ام

دیگر بریده،  زینب بی خانمان رسید



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


این محبّت آسمانی است یا زمینی است؟

این کشش فقط خیالی است یا یقینی است؟

این‌که می‌کِشد مرا به‌سوی تو چه جذبه ای است؟

حال‌و روز عاشقان چگونه اینچنینی است

تاول شکفته زیر پای زائر تو را

بوسه می‌زنم که موسم ستاره‌چینی است

کاش تاولی به پای زائر تو می شدم

تا نوازشم کنی که اوج نازنینی است

از نجف پیاده سوی کربلا روان شدن

مثل اشک‌های الغدیری امینی است

کربلا چه قرن‌ها بر او گذشته و هنوز

از معلمان مهربان درس دینی است!

از کلاس عقل تا کلاس آخر جنون

سطری از کتاب إن قَطعتُموا یمینی است

عشق‌عشق‌عشق‌عشق‌عشق‌عشق‌عشق‌عشق

این صدای پای زائران اربعینی است



موضوع : اربعین حسینی، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء