به مناسبت سالروز تخریب بقیع


سالیانیست ز عاشق شدنم..

به لب خلق سخن افتاده

بارها گفته ام‌ و میگویم

دل من دست حسن افتاده

 

وسط قاب دوچشمان ترم

عکس یک منظره پیداست..بقیع

نیمه شبها به نیابت ز حسین

دل من زائر یکجاست.‌.بقیع

 

السلام ای حرم بی زائر!

السلام ای که غریب وطنی!

آی اقا چقدر میچسبد...

وسط صحن شما سینه زنی!

 

دسته ها راهی صحنت باشند..

نوحه خوانها همگی دم بدهند

یکطرف ذکر حسن یا حسن و..

یکطرف پاسخ جانم بدهند..

 

همگی خیره به گنبد باشیم

چشمهامان بشود پیمانه

یکنفر پرچم یا ام بنین..

بزند برروی سقاخانه

 

حیف اینها همه خواب است و خیال

ظلمت از نور خدا میترسد

دور قبر تو پر از سرباز است

دشمن از اسم شما میترسد

 

یک نفر خون جگر میخورد و‌..

یک نفر گریه و‌ نجوا دارد

جامه ی خاکی زائرهایت..

ارث از چادر زهرا دارد..

 

چادری که شرف عصمت بود

در کشاکش ز سر ماه افتاد

فاطمه در وسط آتش و دود

پشت در بود که ناگاه افتاد..

 

دست مولا به طناب افتاد و..

دست بی بی ز قلاف افتاده..

میخ نامرد!چه کردی آخر..

بین‌پهلوش شکاف افتاده..




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 10:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


غزلی از حرمت ساخته‌ام با «مثلا»

گرچه خاک است روی قبر تو ؛ اما مثلا ...

گنبدِ زرد تو خورشید شده می‌تابد

نور می‌گیرد از آن ؛ گنبدِ خضرا مثلا

چه ضریحی شده کارِ هنرِ فرشچیان !

جنسِ هر پنجره‌اش هست ، مُطلّا مثلا

چقدَر پارچه‌ی سبز ، گره خورده به آن

می‌کنی باز ، تمام گره‌ها را مثلا

خادمانت همه دورِ سرمان می‌گردند

ما عزیزیم ، در این صحنِ مُعلّا مثلا

تشنه‌ها مست شوند از مِیِ سقاخانه

ساقیِ میکده هم «حضرت سقا» مثلا

هیئتی شکل گرفته‌ست ، میان حرمت

نام هیئت شده «یا حضرت زهرا» مثلا

روضه‌خوانی وسطِ صحن ، حکایت می‌خواند

قصه‌ی کوچه‌ای از شهر تو ؛ حالا مثلا ...

مادری با پسرش رد شده از آن ؛ اما ...

هیچ کس راه نبسته‌ست بر آنها مثلا

دست نامردِ کسی هم وسط کوچه نبود

چادری خاک نخورده‌ست ، در آنجا مثلا

مادرِ قصه‌ی ما رفت ، صحیح و سالم

وَ نپوشاند ، رخ از دیده‌ی مولا مثلا

بعدِ مجلس همه رفتند ، زیارت کردند

تربتِ حضرت زهرا شده پیدا مثلا ...




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 10:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


مرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شود

در حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شود

از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع

چار آیینه کجا با هم مجاور می‌شود

روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود

بین مردم تربت این بقعه نادر می‌شود

غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف

در جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شود

گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه

مدح مولایم علی ذکر منابر می‌شود

تازه از باب قبولی زیارت زائرش

تا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شود

یک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده ها

چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شود




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 01:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


دلم آشفته شد از غربتِ سرشارِ بقیع

باز هم ساکت و سرد است شبِ تارِ بقیع

گر چه بی شمع و چراغ است و ندارد خادم

شک ندارم که خدا هست نگهدارِ بقیع

زائر قبرِ حسن(ع) چند کبوتر شده است

دل من سوخته از این غم ِ بسیارِ بقیع

غرق در خاک شده قبرِ علی بن حسین(ع(

بی حرم مانده چرا حضرت تبدارِ بقیع

بانیِ علم، نبینم شده بی صحن و سرا

او که نامیده شده صاحبِ اسرارِ بقیع

نیست این مغلطه در شأنِ امام ِ صادق(ع(

پیرمردِ علوی، سید و سالارِ بقیع

دور تا دور چه زنجیر کشیدند ولی؛

هیچ محدود نشد برکت و آثارِ بقیع

غرق در اشک، شب جمعه به امّید ظهور

می نشینم نگران گوشۂ دیوارِ بقیع!




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 01:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


چند وقت پیش بود که غم بی حساب شد

کعبه دوباره اَبرَهه گونه خراب شد

این کعبه چار قبله به محراب سینه داشت

کز خاکِ کینه چهرهء آن در نقاب شد

نفرین به آنکه بغض علی را بهانه کرد

باغِ بقیع زیر قدومش تراب شد

این نسل کینه توز همان نسل کوچه اند

که زیر پایشان گلِ یاسے گلاب شد

اجدادشان به کوچه به زهرا لگد زدند

وقتی که دست شیر خُدا در طناب شد

اُفتاده بود در روی زهرا و رد شدند

طوری که استخوان تنش آسیاب شد

بازوی فاطمه وسط کوچه شد دوتا

وقتی غلاف واردِ این منجلاب شد

طوری کشیده خورد به زهرا که بعد از آن

رو از علی گرفت و میان حجاب شد

مادر به پیش چشم پسر خورد بر زمین

کابوس کوچه بهر حسن یک عذاب شد

از بعد کوچه حوریه دیگر نفس نداشت

دیگر ورق ورق همهء این کتاب شد

در فکرشان عزم به نبش قبور بود

صد شکر از این جنایت و غم اجتناب شد

گفتم ز نبش قبر و دلم باز گُر گرفت

زنده به خاطرم  غم طفل رباب شد

یک‌نیزه آمد و به دل خاک شد فرو

آرام روی نیزه دو چشمش به خواب شد

پائین نیزه مضحکه شد مادر علی

بالای نیزه نام علی چون شهاب شد ..




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 01:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


از محضر حق ، فیضِ دعا باید خواست

این فیض ، به بركتِ بكا باید خواست

در عیدِ سعیدِ فطر، عیدى ز على

پابوسىِ حضرت رضا باید خواست

هنگام تشرُّف ، به حریم رضوى

شاید تو بگویى كه مِنا باید خواست

اما نظرِ شاعرِ این بیت، اینست

در صحنِ رضا ، كرب و بلا باید خواست

وقتى شب جمعه ، كربلا قسمت شد

از فاطمه، وصلِ شهدا باید خواست

درمانِ هزار دردِ بى درمان را

از ذكرِ مَن اسمُهُ دوا باید خواست

پایانِ شبِ درد و غمِ جانبازان

از تُربتِ ذِكرهُ شفا باید خواست

از اهلِ جفا گلایه مندى! غم نیست

اینجا مدد از شاه وفا باید خواست

اى اهل حرم میروعلمدار بخوان

از خضرِ حرم آب بقا باید خواست

ایام اجابتِ دعاى فرج است

تقریرِ ظهور از خدا باید خواست

 




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/03/15 | 12:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر

 

آمدی و دل ما بردی و رفتی ای ماه!

با تو خوش بود سحرهای «بِکَ یا الله» [۱[

چه سحرها، چه سحرهای خوشی بود و گذشت

چه خبرها، چه سفرهای خوشی بود و گذشت

نظر لطف خدا بود که افتاد به ما

تشنگی، فرصت سیراب شدن داد به ما

یاد جوع و عطشِ روز قیامت کردیم

یاد ظهر عطش‌افروز قیامت کردیم [۲[

گفته بودم دل من! ماه شو و روشن شو

رمضان است، ز مَن‌ها بگُذر، ایمَن شو

به خدا چلّه عشق است همین سی‌روزه

می‌توان بار سفر بست همین سی‌روزه

گفته بودم که فقط چند سحر فرصت هست

چند بار ای دل من! بغض تو این ماه شکست؟

روزی‌ات شد سفری در دل شب، با مولا؟

سفری تا سحرِ «فُزْتُ وَ رَبّ» با مولا؟ [۳[

تشنگی ذکر لب ما شده بود این یک‌ماه

روزه شد روضه لب‌های اباعبدالله

سوختیم آه به یاد لب عطشان حسین

یاد لب‌های ترک‌خورده طفلان حسین

ای خوشا آنکه سبکبار به عید آمده است

آنکه با وعده دیدار به عید آمده است

آنکه عیدانه ز لبخند امامش دارد

چشم بر آمدن ماه تمامش دارد

 

تو عزیز دوجهانی و فقیریم، فقیر

یوسفا «أَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ»، تو ما را بپذیر [۴[

نوبهارا! دل پرخون چمن را دریاب

روزه‌داران فلسطین و یمن را دریاب

طاقت امت جدّت به خدا طاق شده

آه خونین‌جگرا‌ن، شعله آفاق شده

کاش آیینه دل، مات جمال تو شود

عید ما رؤیت ابروی هلال تو شود

مادران شهدا! ‌عید مبارک باشد

ای خوشا صبر شما، عید مبارک باشد

همسران شهدا! همسفران شهدا!

عید شد، می‌ر‌سد از فاطمه عیدی به شما

موسم بندگی یار مبارک باشد

مردم ای مردم بیدار! مبارک باشد

عید فطر آمده، باشیم به فکر فقرا

عید فطرآمده، «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا» [۵[

مردم ما دلشان صبر زلالی دارد

سفره کوچکشان نان حلالی دارد

همه هستند اگر نوبت ایثار شود

پای کارند اگر موسم پیکار شود

گله‌مندند ولی حُجب و حیایی دارند

مردم ما چه گذشتی، چه وفایی دارند

ای نشسته صف اول! صف ایثار آنجاست

آن سوی «نرده»... ببین... لذت دیدار آنجاست

نکند «نرده» میان تو و مردم باشد

دردِ دل‌ها پسِ این فاصله‌ها گُم باشد

دوستان! صدق و صفای دهه شصت چه شد؟

راستی حال و هوای دهه شصت چه شد؟ [۶[

 

آن مدیران جوانی که جهادی بودند

بی‌تکلّف، ز همین مردم عادی بودند

شور آن شعله مگویید که خاموش شده

«اختلاس» آمده، «اخلاص» فراموش شده

ای نشسته صف اول! به عدالت برخیز

مانده بر شانه تو بار امانت برخیز

عَلم داد برافراز، که ملت هستند

دل به شاهینِ ترازوی عدالت بستند

همتت قطع ید دانه‌دُرشتان باشد

وای اگر دزدی از این قافله آسان باشد

وای اگر توصیه و نامه پذیرد قاضی

داد و بیداد اگر رشوه بگیرد قاضی

شکر کن، این‌همه نعمت نرود از دستت

قدر دان، فرصت خدمت نرود از دستت

صف اول، صف خدمت، صف مردم‌داری

یک نفر نیست مخاطب، همه هستند آری

گر به یک نقد رود صبر و قرارت از دست

صف اول منشین، بین جماعت جا هست

سعی کن در سعه صدر شوی پیش‌قدم

رهبری گفت که من نیز صف اولی‌ام [۷[

گوش کن قصه پرغصه بیکاران را

شِکوه کارگران و کامیون‌داران را

چه شده ارز؟ که مات‌اند همه تاجرها

نرخ مسکن چه شد؟ آه از دل مستأجرها

کاش آرام کنیم این نگرانی‌ها را

سعی ما سد کند این موج گرانی‌ها را

معدن رنج، دل کارگران است هنوز

چشم مردم به عدالت، نگران است هنوز

سنگر تو ست همین میز و امیدی ست به تو

 

آن سوی میزِ تو چشمان شهیدی ست به تو

گره ار وا نکنی خود گره کار مباش

برنمی‌داری اگر بار کسی، بار مباش

عید شد، آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که کردی، نرود از یادت [۸[

عید رسوا شدن دشمن پیمان‌شکن است

روز یکدل شدن و جشن خروش وطن است

شد عیان بر همه دنیا که چهل سال چرا

بود ورد لب ما، مرگ به تو آمریکا...

چند روزی به تو و عهد تو دادیم زمان

چند روزی محک تجربه آمد به میان

تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد

تا سیه‌روی شود هر که دُروغش باشد [۹[

هان! مپندار که پیمان‌شکنی آسان است

نقض این عهد میندیش که بی‌تاوان است

 

پنجه در پنجه مشو روبهکا! با شیران

آن که با آن طرفی، جان جهان است: ایران

یک‌شبه بر طمع خام شما پایان داد

موشک ما که در آفاق شما جولان داد

پشت گوشت بنویس این سخن، این سیلی را

که یکی گر بزنی، می‌خوری از ما ده تا [۱۰[

شریان‌های حیاتی جهان در کف ماست

تنگه هرمز و دریای عمان در کف ماست

صبر کن روز پریشان شدنت نزدیک است

لحظه سخت‌پشیمان شدنت نزدیک است

قفل تعلیق به امید خدا می‌شکنیم

هرچه زنجیر کشیدی همه را می‌شکنیم

چرخه هسته‌ای از نو به تکاپو افتد

آب رفته همه باز آید و در جو افتد

دست تو رو شد و شرّت کم و ننگت افزون

پنجه از دستکش مخملی‌ات زد بیرون [۱۱[

شرّ تو از سرمان کم شده حمداً لله

دشمنی‌هات مسلم شده حمداً لله


ادامه این شعر

موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/03/15 | 12:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


ای خیر ناله ی سحری صاحب الزمان

از درد ما که باخبری صاحب الزمان

ما ندبه های پشت سر مرکب توایم

پایان راه در به دری صاحب الزمان

دیدی نیامدی و نشد زائرت شوم؟!

شد عمر بی وفا سپری صاحب الزمان

عید آمده به سائل خود سر نمی زنی؟!

ای که امید چشم تری صاحب الزمان

عیدی ما رضایت و بخشیدن شماست

ما را نمی شود بخری صاحب الزمان؟!

حاشا که رد کنی تو کسی را که قانع است

بر یک نگاه مختصری صاحب الزمان

ثابت قدم شدن درِ این خانه با شماست

آقای سامرا نظری صاحب الزمان

امشب دعا به حال دل تنگ ما نما

از کربلا که میگذری صاحب الزمان




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر

 

ای هلالی که تماشای رخت دلخواه است

هله ای ماه! خدای من و تو الله است [1]


روز عید است و قنوت است و دعای من و تو

اهل جود و جبروت است خدای من و تو


کبریا و عظمت چیست؟ ردایش آری

عفو و رحمت نمی از بحر عطایش آری


و له الشکر که یک ماه مرا مهمان کرد

و له الحمد گناهان مرا پنهان کرد


بسته شد پنجره عرشی راز رمضان

الوداع ای سحر راز و نیاز رمضان


الوداع ای شب الغوث شب خَلِّصنا

شب قدری که نشد قدر بدانیم تو را


بزم قرآن به سر و بندگی درگاهش

لیلة القدر و نوای «بک یا اللهش»


دم گرفتیم شب گریه به آواز جلی

«بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی»


دم گرفتیم به ذکری ابدی و ازلی

«بحسین بن علیٍ بحسین بن علی»


سخت دلتنگ توایم ای مه کامل! رمضان!

ای که از همدمی ات نرم شد این دل، رمضان [2]


الوداع ای که لبم را به عطش خوش کردی

در دلم شوق گنه بود تو خامُش کردی


تشنگی را تو چشاندی به من از روی کرم

تا ز یادم نرود تشنگی اهل حرم


یا رب ار هست مرا جرم نبخشیده هنوز

عیدی ام را بده و در گذر از آن امروز

 

کاش فیض سحر و روزه بماند با ما

نور این طاعت سی روزه بماند با ما


دل ببندیم به شیرینی امساک ای کاش

روزی ما نشود لقمه ناپاک ای کاش


ای خوشا روزه هر روزه چشم و دل و کام

ای خوشا شیوه پرهیز ز شبهه، ز حرام


نگذاریم که آید به سر سفره ما

لقمه دوزخی "رشوه" و زقوم "ربا"


پی هر لقمه مبادا که دهان بگشاییم

ما که پرورده نان و نمک مولاییم

 

کار و همت همه‌ی رنگ و بوی این خاک است

عرق کارگران آبروی این خاک است


به عمل کار برآید به سخندانی نیست

پینه دست کم از پینه پیشانی نیست


کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد

عرق شرم مبادا که به رویش باشد


آه از آن دست پر از پینه که حسرت بکشد

پدری کز زن و فرزند خجالت بکشد

 

ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم

پی اقدام تو هستند هنوز این مردم


چند روزی تو مقامی به امانت داری

منصبت را نکند طعمه خود پنداری [3]


راه می جویی اگر، شیوه مولاست دلیل

قصه آهن تفتیده و دستان عقیل


حرف تبعیض در آیین علی هرگز نیست

آهن سرخ گواه است خط قرمز نیست


پلک بر هم مگذارید که فرصت رفته ست

پلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفته ست

 

ما نه آنیم که آموخته غرب شویم

پی هر وسوسه ای سوخته غرب شویم



ادامه این شعر

موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


شوّال اگر نشد به محرّم حساب کن

این روسیاه را بخر ، آدم حساب کن

یک عمر گفته ام به همه نان خور توام

لطفی کن و زکات مرا هم حساب کن

اشکم چکیده در غم تو صبح و ظهر و شام

این چشمه کوچک است تو زمزم حساب کن

یا ایهاالعزیز گناهم اگر زیاد

بخشنده ای ، گناه مرا کم حساب کن

صف بسته اند خیل طلبکارهای من

تو ضامنم شدی خودت از دم حساب کن

این اربعین مسافر تو می شوم حسین!

با اینکه روسیاه می آیم ، حساب کن

خوبان عالم اند همه زیر سایه ات

من را دخیلِ سایه ی پرچم حساب کن




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


لباس خادمی و نوکری مناسب ماست

حسین در دل طوفان خودش مراقب ماست

تمام سال ، سر سفره اش نمک خوردیم

غذای روضهء ارباب قوت غالب ماست




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


اذان عشق وزیده ،هلال پیدا شد

هزار پنجره رو سوی حقتعالی شد

مراد من دم عیسی گرفت و دست قنوت

هزار مرده به صوت نمازش احیا شد

شنیدن نفسش در نماز عید خدا

تمام شوق من از رفتن مصلی شد

نفس نفس همه می آمدند دنبالش

همانکه نور نگاهش بسان موسی شد

خشوع چشم ترش پایگاه عرفان است

به یمن بارش باران ،بهار پیدا شد

غزل حکایت عشاق بی پر وبال است

که وقت بال گشودن قنوتشان وا شد

به شوق فاما السائل فلا تنهر

امید عفو به دلهای اهل تقوا شد




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با ماه مبارک رمضان


پایانِ مهمانی و دیگر فرصتی نیست

دل کندن از این سفره کار راحتی نیست

از خوب هایِ خوب تا بدهایِ بد را

قلباً پذیرفتی و گفتی: دعوتی نیست!

در سجده هایِ شکر، چشمانم پر از اشک

دل بردن از چشم تو هم بد-عادتی نیست

وقتِ اذان افتاد سمت من نگاهت

داری هوایم را و جایِ حسرتی نیست

ذکرِ «لکَ صمتُ» دم افطار یعنی؛

«أنت إلهی» پس به شیطان رغبتی نیست

از استجابت های تو بعد از شبِ قدر؛

می گردم و در دست هایم حاجتی نیست

«ألغوث» هایم نذرِ «خلصنا من ٱلنار»

جوشن به تن دارم! خیالِ وحشتی نیست

آوردم و بخشیدی و شرمنده کردی

در اینکه «غفّار ٱلذنوبی» صحبتی نیست

پس بعد از این هم خط بزن با دست رحمت

هر گونه عصیان را اگر که زحمتی نیست!




موضوع: مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 05:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام خمینی(ره)-ارتحال


دامن‌کشان‌ رفتی‌ و‌ ما‌ ماندیم و افسوس

از کاروان‌ تو‌ جدا‌ ماندیم و افسوس

روزی‌که‌ روح‌ تو‌ به‌ جنت‌ رفت؛‌گفتیم

در‌ دوزخ‌ دنیا‌ رها‌ ماندیم و افسوس




موضوع: امام خمینی(ره)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 05:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با ماه مبارک رمضان


سفره را جمع نکن آمده ام پشت درم

من همان بی سروسامان شده ی خون جگرم

با تو مانوس شدم خوب رفیقی هستی

چقدر حرف زدم با تو ز شب تا سحرم

دست مردم همه پر! دست من اما خالی ست

کاسه ام را به کجا غیر همین در ببرم؟

بعد از این دست تو باشد دل و چشمم یارب

نکند باز بیوفتد به گناهان نظرم

شب آخر نکند قهر کنی میمیرم

وای اگر دست نوازش نکشی روی سرم

علی آمد برکت داد به این بندگی ام

علی آمد اثری داد به اشک بصرم

هیچکس مثل علی پشت من زار نماند

جزعلی نیست کسی پشت و پناهم سپرم

مزد این سی شبه یک کرببلایم ببرید

چندوقتی است که من منتظر این سفرم

رمضان رفت ولی فکر محرم هستم!

میخورد باز به این روضه ی رضوان گذرم..

بیشتر از همه مادر پی اولادش هست

لطف زهرا نرسد سود ندارم! ضررم

شب جانسوز وداع است بخوانم ز وداع

تشنه ای رفته به خیمه وسط اهل حرم

خواهری ناله ی  ای وای برادر دارد

دختری ناله ی ای وای خدایا پدرم!

زینب آمد به سخن بی تو چه باید بکنم؟

پیش من باش که دربین هزاران نفرم




موضوع: مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 05:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با ماه مبارک رمضان


ماه رمضان می رود و توشه ندارم

در مزرعه ی عفو خدا خوشه ندارم

با روزه خدایی نشدم، باز امیدی

جز گریه ی بر صاحب شش گوشه ندارم

 




موضوع: مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/12 | 10:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با ماه مبارک رمضان

 

وعدهٔ عاشق ِ خسران زدهٔ ماه ِ خدا

عصرِ روزِ عرفه ؛صحنِ حسین؛کرببلا

 

 




موضوع: مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/12 | 10:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


چندشب مانده فقط برگ امان نیست مرا

توشه ای از برکات رمضان نیست مرا..

یک زمان گریه کنی خوب برایت بودم

خاک بر سر شده ام! اشک روان نیست مرا

توبه هایم عقب افتاد و جوانیم گذشت

پیری از راه رسیدست، توان نیست مرا

سرم آنقدر به دنیا و ظواهر گرم است

چیزی از باطن اسرار عیان نیست مرا

آشتی کردن من باهمه بود الا او

سود این دوستی ام غیر زیان نیست مرا

شب قدر از کف من رفت و برای بخشش

غیر روز عرفه هیچ زمان نیست مرا...

تا زمانیکه حسین است رفیق دل من

میل همراه شدن با دگران نیست مرا

دور هم بودن ما را بنویسید بهشت

نفسی جز نفس سینه زنان نیست مرا

آه جز کرببلا هیچ نمیخواهم من

آه جز کرببلا قبله جان نیست مرا

خواهری رفت سوی مقتل و میگفت حسین

جای تو همسفری غیر سنان نیست مرا..




موضوع: مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/12 | 10:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح


در راه جنون تو کسی دل نگران نیست

در بند زمین نیست و در بند زمان نیست

جز دیده وابروی تو رنگین وکمان نیست

بی نام تو در مأذنه ها نور اذان نیست

توصیف کمالات تو در قدرتمان نیست

 

مجذوب تو شد کوخ نشین کاخ نشین هم

بر روی زمین بودی و در خلد برین هم

یک لحظه در آن بودی و یک لحظه درین هم

فهمیده ز تدریس تو جبریل امین هم

این ورطه یقین می طلبد جای گمان نیست

 

روح القدس شعر تو برداشته دف را

شمشیر تو آموخت به ما راز شرف را

ما فوق جنان رفته و دیدیم هدف را

یک شعبه ی زیباو دل انگیز نجف را

ایوان تو در اصل درین کون و مکان نیست

 

دیوانه شد از شعرجنون خیز تو دعبل

عاشق شدن آسان و رسیدن به تو مشکل

شمشیر تو بر جنت و دوزخ شده حائل

ای خالق و ای رازق و ای شافع و عادل

فهمیدن اسرار تو در حد توان نیست

 

انسان شده بی مهر تو محکوم به خسران

دارد هوس سجده به ایوان تو شیطان

سلمان شده از نور نگاه تو مسلمان

در شرح عناوین امینی شده عنوان

اعجاز سخن های تو محدود زمان نیست

 

هشیار جهانیم از آن روز که مستیم

بگذار بگویند که ما باده پرستیم

از بخشش بی حد تو ما توبه شکستیم

تا دل به تو بستیم ز غیر تو گسستیم

این عشق عیان است نیازی به بیان نیست

 

از جام الست تو سیاهیم و سفیدیم

ما در پی دردیم و دوا را نخریدیم

در راه تو یک عمر دویدیم و دویدیم

در وقت رکوع تو به مسجد که رسیدیم

دیدیم به غیر از تو کسی گنج نهان نیست

 

نزدیک شود لحظه به لحظه قدم مرگ

با لطف تو در فکر کسی نیست غم مرگ

خورشید شدی در شب پر پیچ و خم مرگ

فهمیده ام از وعده ی شیرین دم مرگ

جز خط کش میزان شما خط امان نیست

 

از خوشه ی انگور نجف باده بگیریم

معشوق ندیده به غم عشق اسیریم

ما شاعر در باری ایوان امیریم

بگذار به این حال خوش خویش بمیریم

زیرا که اگر جان نشود خرج تو جان نیست




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/12 | 10:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اهل بیت(ع)-مدح


نور نازل، چهارده‌ معصوم

عقل‌کامل، چهارده معصوم

چارده عصمت خداوندی

مظهر قدرت خداوندی

چارده ماه آسمان‌افروز

چارده آفتاب‌ظلمت‌سوز

چارده چشمه‌ی عسل‌آگین

چارده‌ اسم‌ چون‌ شکر‌شیرین

چارده آبشار ربانی

چارده‌تا شراب سبحانی

چارده‌ فهم از خدای بزرگ

چارده‌تا خدانمای بزرگ

چارده قبله در میان بشر

چارده کعبه‌ی امان بشر

چارده‌ تکیه‌گاه هر‌ مومن

چارده‌ جان‌پناه هر‌ مومن

چارده‌لو‌لوء، چارده‌ مرجان

 چارده سوره، چارده قرآن

چارده‌ راه‌ مسقیم‌‌ به‌ او

چارده‌تا شفا، دواء، دارو

چارده حبل‌ متصل‌ به‌خدا

چارده‌ رشته‌ی‌ توسل‌ ما

چارده نور‌ و احد‌ ازلی

جلوه‌ی‌ احمد‌ و‌ جلال‌ علی

چارده‌ تاج‌ِنور بر سرشان

فخرشان‌فاطمه‌ست، مادرشان

چارده‌خیر‌ و‌ چارده‌برکات

دائماً بر‌ وجودشان صلوات




موضوع: مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/12 | 10:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


هرچند پای زخمی و جامانده ی جنگیم

از شیرمردان بصیرت زاده ی جنگیم

آرش اسیر چله ی تیر و کمان ماست

این خاک مدیون شهیدان جوان ماست

جاری بود در رگ رگ ما از محرّم ها

از خون‌ چمران تا به تهرانی مقدم ها

در بیشه دشمن شناسی ها خطر سازیم

پشت سر تیغ علی مرد جگر بازیم

ساحل به زیر پای طوفانی ما گم شد

حالا دگر وقت عبور از خوان هفتم شد

در پنجه ی قهر خدا بین قوم ناکَس را

فریاد کن رمز الی بیت المقدس را

ای مردمان ساکن رود فرات و نیل

زخمی تیغ فتنه های وارث قابیل

دست تبر بر ریشه های هرزه افتاده

بر تارهای عنکبوتی لرزه افتاده

فردا رود این غده از جان بشر بیرون

محو است آثار رژیم جعلی صهیون

در زیر موج آسمان بال و پرش مانده

تا چند سالِ بعد از این خاکسترش مانده

گفتید اینکه برگ و شاخه می بُرد از ما

فرمود آقا: بلکه سیلی می خورد از ما

کشته شدن در جنگ اسرائیل این زیباست

این مرگ عین زندگی، آری همین زیباست

بالا ببینید ای شما دست عنایت را

سر می دهید از ماذنه صبح جماعت را

با این عمار علی سر را مهیا کن

بر روی خاک سرخ میثم دار بر پا کن

یک روز چشم فتنه ها را کور خواهی دید

از مرز‌های اعتقادی دور خواهی دید

دارد زمانش میرسد این کوله را بردار

سر را بده در دست دار حیدر ای سردار

سر بند یا زهرا ببند و بند پوتین را

فرهاد میگیرد دوباره قصر شیرین را




موضوع: روز قدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/10 | 12:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


 دیری نرسد که ساعتش زود شود

آه من و تو شعله ور و دود شود

آن روز رژیم غاصب اسراییل

از صفحه ی روزگار نابود شود




موضوع: روز قدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/10 | 12:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


گزینه های خودت را به روی میز بچین

و چند لحظه خودت را میان جنگ ببین

شروع کن به شمردن...شهاب تا سجیل

هجوم حادثه ها، آسمان اسرائیل




موضوع: روز قدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/10 | 12:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


نمیترسیم ما از داغ ها و تلخكامی ها

نمیترسیم ما از های و هوی این حرامی ها

نمی ترسیم از آل سگ و از آل بوزینه

ز دندان های بر هم قفل گشته از سر كینه

نمی ترسیم از چنگال خونخوار یهودی ها

یهودی های پنهان گشته در پشت سعودی ها

برای ما كه معلوم است حقه بازی این ها

نمی ترسیم هرگز از ترقه بازی این ها

نمی ترسیم از دشمن، ز تهدید و ز تحریمش

اگر دریای خون باشد، نمی گردیم تسلیمش

نمی ترسیم از آتش، كه ما از نسل زهراییم

و قطره قطره قطره از پی هم، موج دریاییم

كه ما حقیم و هرگز از كف باطل نمی ترسیم

شهادت افتخار ماست، از قاتل نمی ترسیم

نمیخواهیم سازش را و از چالش نمی ترسیم

كه ما از داعش و از بدتر از داعش نمی ترسیم

بترسید از دمی كه خون به رگ هامان به جوش آید

همان روزی كه دریای تشیع در خروش آید

بترسید از همین بغضی كه عمری در گلو داریم

بترسید از شهادت، چون كه آن را آرزو داریم

بترسید آری آری چون كه ما از نسل طوفانیم

و طومار شما را عاقبت در هم بپیچانیم

سر آل یهود آن روز خواهم ریخت دادم را

بترسید آه اگر آقا دهد حكم جهادم را

كه ما از غصه هامان قصه ای بشكوه می سازیم

ز سر های شما تا آسمان ها كوه می سازیم

چه پیروزی چه مرگ، آل علی خوشبخت خواهد بود

بدانید انتقام ما ز دشمن سخت خواهد بود

بدان بیت المقدس عاقبت آزاد خواهد شد

بقیع آن روز با عشق علی آباد خواهد شد

نمی ترسیم چون كه زخم هایی بر بدن داریم

نمی ترسیم آری چون حسینی بی كفن داریم

برای كربلایی ها غم این داغ چیزی نیست

بجز آن پاره پاره تن برای ما عزیزی نیست

به روی خاك جسمش را چرا بی پیرهن كردند

تن صد پاره ی او را به خاك و خون كفن كردند

سرش بر نیزه رفت و جسم او در زیر مركب ماند

غم انگشترش اما به روی قلب زینب ماند

مگر آن پیكر در خاك و خون بوده تماشایی؟!

كه در آن قتلگه زینب ندیده غیر زیبایی




موضوع: روز قدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/10 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


شعار جهان مرگ بر آمریکاست

خروش زمان مرگ بر آمریکاست

به ایران اسلامی آهنگ رزم

کران تا کران مرگ بر آمریکاست

پیام امام است و هم رهبری

که صلح و امان مرگ بر آمریکاست

خرد تجربه علم منطق، گواه

سخن همچنان مرگ بر آمریکاست

ندای تمامیِ آزادگان

ز پیر و جوان مرگ بر آمریکاست

همه ملییَتها و با هر نژاد

به فریادشان مرگ بر آمریکاست

فلسطین مظلوم،سر میدهد

که نفرین مان مرگ بر آمریکاست

و از کعبه تا قدس، فریادها

عیان و نهان مرگ بر آمریکاست

شهید منا تا شهید حرم

ز خونش عیان مرگ بر آمریکاست

عراق و یمن،غزه و سوریه

فلک را فغان مرگ بر آمریکاست

تسلای دلهای ماتم زده

به فصل خزان مرگ بر آمریکاست

سرود مسلمان،مسیحی، یهود

زمین،آسمان مرگ بر آمریکاست

برائت ز کفار و از مشرکین

به یک ترجمان مرگ بر آمریکاست

صدای هوار حقوق بشر

سرِ دشمنان مرگ بر آمریکاست

مقدم تر از مرگ بر اسرائیل

به فریادمان مرگ بر آمریکاست

نوشته به هر موشک دور برد

که این یادمان مرگ بر آمریکاست

کنون ملت ما نشان میدهد

که ورد زبان مرگ بر آمریکاست

به فرجام برجام خواهیم دید

شعار جهان مرگ بر آمریکاست




موضوع: روز قدس،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/10 | 12:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


آماده باش! ای لشگر صاحب زمان، بشنو

شیپورِ جنگ از لشگر شیطان بگوش آمد

وقت نجات ملت خوب فلسطین شد

هنگامهٔ فریادها، وقت خروش آمد

 

یاران! دوباره رو بسوی قبلهٔ اول

حالا دگر دین در خطر افتاد، برخیزید

هیهات استکبار سازد پایتخت آنجا

جانِ فلسطین در خطر افتاد، برخیزید

 

هنگامهٔ پاتک زدن بر خط اسرائیل

آغاز شد، ره باز شد، تا جبهه های قدس

سر در بیاور ای مجاهد، ای سلیمانی

بعد از عراق و سوریه در کوچه های قدس

 

ما با توئیم ای مالک اشتر، قیامت کن

بار دگر در خط خون، در خطِّ عاشورا

تنها رهِ آزادی قدس شریف این است

سردار! سر بگذار در، سر خطِّ عاشورا

 

هان ای بسیجِ انتفاضه اسلحه بردار

بیت المقدس روز و شب در انتظار ما

سرهابه کف،تنهابه صف، اینک به پیش ای قوم

وقت نماز جمعه شد پشت سرِ آقا

 

موسی دوبار میزند بر رود نیل اینک

تا غرقِ فرعونِ زمان، کوتاه دوران است

حرفِ علیِ ما به کرسی می نشیند باز

پس عمر اسرائیل کم کم رو به پایان است




موضوع: روز قدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/10 | 12:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز‌ قدس


با یاد امام و شهدا میاییم

با گریه به سمت كربلا میاییم

امشب حرم حسین زیارت، فردا

با ناله ( القدس لنا ) میاییم




موضوع: روز قدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/10 | 12:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


باید که من و تو بشناسیم زمان را

از دشمن اسلام بگیریم امان  را

امروز شعار من و تو هست فلسطین

خاموش نباید بگذاریم زبان را




موضوع: روز قدس، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/03/9 | 11:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


پروانه ی آسمان قدسیم همه

سرباز مدافعان قدسیم همه

با لشکر حاج قاسم ان شاالله

ما فاتح آستان قدسیم همه




موضوع: روز قدس، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/03/9 | 11:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روز قدس


خورد با سختی شکست و سال ها ماتم گرفت

هر که ما را در دفاع و رزم دست کم گرفت

با سلاح غیرت و در اوجِ آزادی بگو:

قدس را از چنگِ استبداد پس خواهم گرفت!




موضوع: روز قدس، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/03/9 | 11:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.