حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید ××× برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر: maktab-shohada.mihanblog.com ××× هر کس که مقرب است در فکر بلاست آواره شدن قاعده ی عشق خداست "مهدی مطلبی"پرید اما باز در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست tag:http://hosenih.mihanblog.com 2018-09-22T18:27:40+01:00 mihanblog.com مهدی نظری 2018-09-18T12:39:03+01:00 2018-09-18T12:39:03+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15436 شاهد امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا در فراق تو شها زار شدن می ارزد در پی ات دربدر و خار شدن می‌ارزد من گرفتار تو هستم تو گرفتار منی پای عشق تو گرفتار شدن ‌می‌ارزد دوری از تو به خدا سخت مریضم کرده ازغم هجر تو بیمار شدن می ارزد بگذارعشق تو انگشت نمایم بکند پای تو شهرۀ انظار شدن می ارزد خوش بحال جگر چاه که خون از غم توست پیش تو محرم اسرار شدن می ارزد نیمه شب وقت سحر وقت اذان با صوتِ پسر فاطمه بیدار شدن می ارزد توفقط لطف کن و کاسۀ من را پرکن به تو هر روز بد امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا


در فراق تو شها زار شدن می ارزد

در پی ات دربدر و خار شدن می‌ارزد

من گرفتار تو هستم تو گرفتار منی

پای عشق تو گرفتار شدن ‌می‌ارزد

دوری از تو به خدا سخت مریضم کرده

ازغم هجر تو بیمار شدن می ارزد

بگذارعشق تو انگشت نمایم بکند

پای تو شهرۀ انظار شدن می ارزد

خوش بحال جگر چاه که خون از غم توست

پیش تو محرم اسرار شدن می ارزد

نیمه شب وقت سحر وقت اذان با صوتِ

پسر فاطمه بیدار شدن می ارزد

توفقط لطف کن و کاسۀ من را پرکن

به تو هر روز بدهکار شدن می ارزد

تا که در قلب تو جا باز کنم بی تاب

روضۀ مشک علمدار شدن می ارزد

]]>
یوسف رحیمی 2018-09-18T12:35:38+01:00 2018-09-18T12:35:38+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15435 شاهد امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا دو چشم تو مُحَرّم در مُحَرّم پر از اندوه و اشک و حزن و ماتم فقط یک حرف از غم‌هات کافی‌ست ز یادم می‌رود غم‌های عالم   بُوَد ذکر سوارانت: اباالفضل شود لبیک یارانت: اباالفضل فرات خون شده چشمان عالم بیا جان عموجانت اباالفضل   بیا تا قلب خسته جان بگیرد بیا تا غصه‌ها پایان پذیرد بیاور با خودت مشک عمو را بیا تا کودکی عطشان نمیرد   ببین از دست رفته، صبر و چاره صدای مادری آید دوباره شده لالایی اش: «ب امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا


دو چشم تو مُحَرّم در مُحَرّم

پر از اندوه و اشک و حزن و ماتم

فقط یک حرف از غم‌هات کافی‌ست

ز یادم می‌رود غم‌های عالم

 

بُوَد ذکر سوارانت: اباالفضل

شود لبیک یارانت: اباالفضل

فرات خون شده چشمان عالم

بیا جان عموجانت اباالفضل

 

بیا تا قلب خسته جان بگیرد

بیا تا غصه‌ها پایان پذیرد

بیاور با خودت مشک عمو را

بیا تا کودکی عطشان نمیرد

 

ببین از دست رفته، صبر و چاره

صدای مادری آید دوباره

شده لالایی اش: «برگرد آقا

به حق این گلوی پاره پاره»

 

بیا آرام کن چشم تری را

نگاه نیمه جان و پرپری را

شده چشمان مقتل حلقهٔ اشک

بیا و پس بگیر انگشتری را

 

فدای اشک‌های بی‌امانت

چه بارانی‌ست امشب آسمانت

بیا ای التیام روی نیلی

بخوان از غصه‌های عمه‌جانت

]]>
محمود ژولیده 2018-09-18T12:33:44+01:00 2018-09-18T12:33:44+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15434 شاهد امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا ناقابلم و راه من افتاده به کویت من سائلم ودست تمنام به سویت یک جرعه اگر بادۀ دیدار بنوشم من مست شوم تا ابد از طعم سبویت آشفته تر از حال دل خویش نبینم آندم که ببینم نظر افتاد به رویت بیچاره منم من که تو را هیچ ندیدم دور است دل و دیدۀ آلوده ز رویت فرقی نکندمرگ وحیات نفسی که بهره نبرد یک نفس از نفحه ی بویت کعبه به طواف قد و بالای تو شیداست زمزم همه دم درطلب آب وضویت دست من ودامان تو ای حج مجسم ای فلسفه حج همه اوصاف نکویت امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا


ناقابلم و راه من افتاده به کویت

من سائلم ودست تمنام به سویت

یک جرعه اگر بادۀ دیدار بنوشم

من مست شوم تا ابد از طعم سبویت

آشفته تر از حال دل خویش نبینم

آندم که ببینم نظر افتاد به رویت

بیچاره منم من که تو را هیچ ندیدم

دور است دل و دیدۀ آلوده ز رویت

فرقی نکندمرگ وحیات نفسی که

بهره نبرد یک نفس از نفحه ی بویت

کعبه به طواف قد و بالای تو شیداست

زمزم همه دم درطلب آب وضویت

دست من ودامان تو ای حج مجسم

ای فلسفه حج همه اوصاف نکویت

ای مقصدم از سعیِ صفا کسب رضایت

وی عصر منا و عرفه خاطره گویت

آقا به عموجان تو سوگند شب و روز

چشمان ابالفضل هنوز است به سویت 

]]>
عباس احمدی 2018-09-18T12:30:09+01:00 2018-09-18T12:30:09+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15433 شاهد امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام  جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام از باد ها نشانی تان را گرفته ام  عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام طی شد جوانی من و رویت  نشد رخت " شرمنده جوانی از این زندگانیم" با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا  آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام در این دهه اگر چه صدایت گرفته است  یک شب  بخوان به صوت خوش آسمانی ام در روضه احتمال حضورت قوی تر است  شاید به عشق نام عمویت بخ امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب تاسوعا


هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام

 جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام

از باد ها نشانی تان را گرفته ام

 عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام

طی شد جوانی من و رویت  نشد رخت

" شرمنده جوانی از این زندگانیم"

با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا

 آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام

در این دهه اگر چه صدایت گرفته است

 یک شب  بخوان به صوت خوش آسمانی ام

در روضه احتمال حضورت قوی تر است

 شاید به عشق نام عمویت بخوانی ام

  هم پیر قد خمیدگی زینب توا م

  هم داغدار آن دو لب خیزرانی ام

این روزها که حال مرا درک می کنی

 بگذار دست بر دل آتشفشانی ام

در به دری برای غلام تو خوب نیست

 تأیید کن که نوکر صاحب زمانی ام

]]>
محمد جواد شیرازی 2018-09-18T12:25:39+01:00 2018-09-18T12:25:39+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15432 شاهد امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا قربان تو و محکمه ی عذر پذیرت قربان تو و لطف و مَبرات کثیرت ای حجت حق، درگذر از بنده ی زارت حالا که پشیمان شده این عبد حقیرت خالی شده پیمانه ی ما "أوْفِ لَنَا الْکَیْل" ای یوسف زهرا نظری کن به فقیرت هر لحظه ی ما پر شده از عطر دعایت الحق که تو هستی همه دَم، فاطمه سیرت هر جا که رسیدیم فقط مدح تو گفتیم بگذار بمانیم همان معرکه گیرت "هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم" دلخوش به توایم و همه هستیم اسیرت گفتیم بیا روضه ی عباس گرفتیم امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


قربان تو و محکمه ی عذر پذیرت

قربان تو و لطف و مَبرات کثیرت

ای حجت حق، درگذر از بنده ی زارت

حالا که پشیمان شده این عبد حقیرت

خالی شده پیمانه ی ما "أوْفِ لَنَا الْکَیْل"

ای یوسف زهرا نظری کن به فقیرت

هر لحظه ی ما پر شده از عطر دعایت

الحق که تو هستی همه دَم، فاطمه سیرت

هر جا که رسیدیم فقط مدح تو گفتیم

بگذار بمانیم همان معرکه گیرت

"هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم"

دلخوش به توایم و همه هستیم اسیرت

گفتیم بیا روضه ی عباس گرفتیم

شاید که سوی خیمه ی ما خورد مسیرت

ای مادر عباس اجازه بده یک بیت

ما روضه بخوانیم از آن کوه بصیرت

بی دست و پُر از تیر ز بالای بلندی

افتاد زمین ام بنین، ماه منیرت

]]>
محمد جواد شیرازی 2018-09-18T12:23:38+01:00 2018-09-18T12:23:38+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15431 شاهد امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس-شب تاسوعا با وجود این همه رسوایی و خودخواهی ام هم کنارم ماندی و هم می کنی همراهی ام با خودم گفتم من آلوده را رد می کنی ذوالکرم بودی و دیدم واقعا می خواهی ام رحمت موصوله ات حتی به من هم می رسد با وجود این همه کم کاری و کوتاهی ام هر چه می گردم فقط حب تو پیدا می شود بین اشعار و نماز و روزه و مداحی ام گر به قول اهل غفلت روضه ها گمراهی است تا خود محشر به دنبال همین گمراهی ام مادرت با خط زیبای خودش روز ازل سر در این سینه ام حک کرده "ثارا امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس-شب تاسوعا


با وجود این همه رسوایی و خودخواهی ام

هم کنارم ماندی و هم می کنی همراهی ام

با خودم گفتم من آلوده را رد می کنی

ذوالکرم بودی و دیدم واقعا می خواهی ام

رحمت موصوله ات حتی به من هم می رسد

با وجود این همه کم کاری و کوتاهی ام

هر چه می گردم فقط حب تو پیدا می شود

بین اشعار و نماز و روزه و مداحی ام

گر به قول اهل غفلت روضه ها گمراهی است

تا خود محشر به دنبال همین گمراهی ام

مادرت با خط زیبای خودش روز ازل

سر در این سینه ام حک کرده "ثاراللهی ام"

با توکل بر خدا و با دعای مادرت

اربعین، سوی حرم پای پیاده راهی ام

در روایت آمده ماهی برایت گریه کرد

پس بدون اشک هایم پست تر از ماهی ام

من چه می فهمم چه آمد بر سرت در علقمه؟!

در بساط روضه ات در اوج نا آگاهی ام 

]]>
علی اصغر یزدی 2018-09-18T12:14:59+01:00 2018-09-18T12:14:59+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15430 شاهد امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس زلف تو روی نیزه به دستان باد بود دور و بر عقیله حرامی زیاد بود آتش گرفت پیش نگاه تو خیمه ها شعله به شعله چشم تو شرح معاد بود می خواستی که دین حقیقی بیان کنی اما سپاه شمر در صدد  ارتداد بود هر کس رسید ضربه به قصد ثواب زد قرآن بی علی ثمرش، این فساد بود بعد از مصاف سعد لعین در خیال ری می زد شراب و در دل خود شاد شاد بود گهواره را به قیمت ارزان فروختند بازار چوب کوفه از این رو کساد بود بغض علی ست علت این ظلم آشکار در قت امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


زلف تو روی نیزه به دستان باد بود

دور و بر عقیله حرامی زیاد بود

آتش گرفت پیش نگاه تو خیمه ها

شعله به شعله چشم تو شرح معاد بود

می خواستی که دین حقیقی بیان کنی

اما سپاه شمر در صدد  ارتداد بود

هر کس رسید ضربه به قصد ثواب زد

قرآن بی علی ثمرش، این فساد بود

بعد از مصاف سعد لعین در خیال ری

می زد شراب و در دل خود شاد شاد بود

گهواره را به قیمت ارزان فروختند

بازار چوب کوفه از این رو کساد بود

بغض علی ست علت این ظلم آشکار

در قتلگاه جنگ سره اعتقاد بود 

]]>
امیر عظیمی 2018-09-18T12:06:30+01:00 2018-09-18T12:06:30+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15429 شاهد حضرت عباس(ع)-شهادت-بحر طویل کنار خیمه ها می زد قدم آرامشی که در دلش طوفانی از غم بود و آنکه غمزدای اشرف اولاد آدم بود. کنار خیمه ها می زد قدم یادش می آمد روزگار کودکی را، مادرش ام البنین شانه به مویش می کشید و زیر لب می گفت: اولادم فدای بچه های مادر سادات! کنار خیمه ها می زد قدم با عزت و هیبت مباد آنکه نسیمی بی اجازه رد شود از لابلای خیمه ی ناموس آل الله. ناگاه از میان لشگر کوفه کسی آمد. کسی نه، کمتر از خار و خسی آمد کنار خیمه ها فریاد زد: شمرم! امان نامه برای زاده ی ام البنین دار حضرت عباس(ع)-شهادت-بحر طویل


کنار خیمه ها می زد قدم آرامشی که در دلش طوفانی از غم بود و آنکه غمزدای اشرف اولاد آدم بود.

کنار خیمه ها می زد قدم یادش می آمد روزگار کودکی را، مادرش ام البنین شانه به مویش می کشید و زیر لب می گفت: اولادم فدای بچه های مادر سادات!

کنار خیمه ها می زد قدم با عزت و هیبت مباد آنکه نسیمی بی اجازه رد شود از لابلای خیمه ی ناموس آل الله. ناگاه از میان لشگر کوفه کسی آمد. کسی نه، کمتر از خار و خسی آمد کنار خیمه ها فریاد زد: شمرم! امان نامه برای زاده ی ام البنین دارم... حرم لرزید و عباس از خجالت...

از خجالت...

از خجالت سر به زیر افکنده وقتی می شود یک مرد و از لبهای خشک کودکان شرمنده وقتی می شود باید سکینه هم بیاید با لبی خشکیده با مشکی تهی از آب آری سینه می گیرد و سقا روبروی حضرت ارباب...

-ای آقای من! ای سید و مولای من! اذنم بده چون "ضاق صدری"سینه ام تنگ است و تنها چاره ام با کوفیان جنگ است.

 

به میدان می رود با چند مشک خالی و اطفال شادند و اما عمه ی سادات چشمانش به قد و قامت عباس( داری می روی پشت و پناه خیمه گاه ما، پناه ما؟!) به میدان می رود جنگی نمایان می کند تا بر شریعه می رسد فوراً کفی از آب می گیرد، نهیبی می زند بر آب " آقایم حسین تشنه است" حرم تشنه، گل پیغمبرم تشنه، لبان خواهرم تشنه، علی اکبر که عطشان جان سپرد اما علی اصغرم تشنه

 

به دوشش مشک آب و روبرویش لشگری بی تاب و در انبوه نخلستان کمانداران کمین کردند و خونخواران کمین کردند و با یک ضربه ی شمشیر دست افتاد و دست دیگرش در راه اربابش حسین افتاد و مشکش را به دندان برد و دارد گوشه چشمی سوی خیمه... ای رباب و ای سکینه، ای علی اصغر

 

دوباره روضه شد چشم اباالفضل و دوباره حرمله... تیر سه شعبه...

چرا در روضه عباس چشمی کاسه ی خون می شود هرسال؟!

چرا در روضه، سر با گرز گلگون شد هر سال؟!

عمود آمد سرش برگشت

از روی فرس بی دست سقا پیکرش برگشت

تنش غارت شد و آنگاه فرم پیکرش برگشت

نمی دانم چه آمد بر سرش ادرک اخایِ حنجرش برگشت

حسین آمد به سمت علقمه، زهرای اطهر مادرش برگشت

]]>
مرضیه نعیم امینی 2018-09-18T11:57:07+01:00 2018-09-18T11:57:07+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15428 شاهد حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت عشق مدیون مهربان ماه است هست حتی خدا به او حساس از زبان امام می گویم "رَحِمَ‏ اللّه عَمّی الْعَبَّاس"   از شجاعت همین قدَر گویم اسداللّه می شود پدرش شیر، از چشمه ی ادب خورده مادر ام البنین و او پسرش   مدح او را چگونه بنویسم لَنگ مانده کُمیت این کلمات من که باشم؟ حسین فرموده ای اباالفضل "جان من به فدات"   شیعه و ارمنی ندارد که ما همه بر عطاش مسکینیم یاد شرمندگیش می افتیم هر کجا طفل تشنه می بینیم &n حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


عشق مدیون مهربان ماه است

هست حتی خدا به او حساس

از زبان امام می گویم

"رَحِمَ‏ اللّه عَمّی الْعَبَّاس"

 

از شجاعت همین قدَر گویم

اسداللّه می شود پدرش

شیر، از چشمه ی ادب خورده

مادر ام البنین و او پسرش

 

مدح او را چگونه بنویسم

لَنگ مانده کُمیت این کلمات

من که باشم؟ حسین فرموده

ای اباالفضل "جان من به فدات"

 

شیعه و ارمنی ندارد که

ما همه بر عطاش مسکینیم

یاد شرمندگیش می افتیم

هر کجا طفل تشنه می بینیم

 

این طرف خیمه منتظر که عمو

زود با مشک آب می آید

وای اگر قامتش نظر بخورد

چه به روز رباب می آید

 

آن سوی دشت بر جبین عمو

از شتاب عمود چین افتاد

تیر در چشم دارد و بی دست

ماه از آسمان زمین افتاد

 

تا صدا زد اخا مرا دریاب

طاقت از زانوی حسین ربود

جای "یا سیدی" اخایش خواند

شک ندارم که مادر آنجا بود

 

آنکه می رفت هر کجا از دشت

چشم می دید قد رعنایش

چه شده که حسین می گردد

تکه تکه بیابد اعضایش

 

دید بر روی خاک خون آلود

دست از تن جدای دلبر را

چند گام آن طرف کنار علم

غرق خون دید دست دیگر را

 

بوسه بر دست ساقی اش می زد

جان آقای خیمه بر لب بود

چونکه این دست های افتاده

دست های کفیل زینب بود

 

نه عبا مانده نه بنی هاشم

نیمه جان جانِ خیمه را چه کند؟

عده ای سمت خیمه ها رفتند

شاه با قوم بی حیا چه کند؟

 

علقمه شاهد است، شاه غریب

دست از "جان" کشید و راهی شد

من بمیرم که گریه های حسین

باعث خنده ی سپاهی شد

 

مشک پاره به خیمه ها نرسید

این خجالت برای ساقی ماند

روضه ی دست و دشت را خواندم

روضه ی رأس و تشت باقی ماند

 

]]>
امیر خورسند 2018-09-18T11:54:07+01:00 2018-09-18T11:54:07+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15427 شاهد حضرت عباس(ع)-شهادت آرزوی قمرت نقش بر آب است حسین بعد از این خیمه ی خورشید خراب است حسین دست عباس که افتاد حرم ریخت به هم نگرانی پس از این حفظ حجاب است حسین مشک ساقی هدف تیر و کمان ها شده است گوئیا بخت علمدار به خواب است حسین آب پاکی به روی دست ابالفضل که ریخت ناله ی اهل حرم وای رباب است حسین عرق شرم چکیده است ز پیشانی او عرق شرم چه گویم که گلاب است حسین حرف تاراج حرم  در دل لشکر پیچید گوئیا غارت این خیمه ثواب است حسین عاقبت خیمه ی  خورشید حضرت عباس(ع)-شهادت


آرزوی قمرت نقش بر آب است حسین

بعد از این خیمه ی خورشید خراب است حسین

دست عباس که افتاد حرم ریخت به هم

نگرانی پس از این حفظ حجاب است حسین

مشک ساقی هدف تیر و کمان ها شده است

گوئیا بخت علمدار به خواب است حسین

آب پاکی به روی دست ابالفضل که ریخت

ناله ی اهل حرم وای رباب است حسین

عرق شرم چکیده است ز پیشانی او

عرق شرم چه گویم که گلاب است حسین

حرف تاراج حرم  در دل لشکر پیچید

گوئیا غارت این خیمه ثواب است حسین

عاقبت خیمه ی  خورشید ستونش افتاد

بعد از این ام بنین خانه خراب است حسین

]]>
مصطفی هاشمی نسب 2018-09-18T11:45:21+01:00 2018-09-18T11:45:21+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15426 شاهد امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس آخر عشـق تو مرا اهل سحــر خواهد کرد  چشم خشکیده ام از مهر تو تر خواهد کرد  بنده ی خوب شدن بسته به یک غمزه ی توست  گوشه چشمت دل ما زیر و زبر خواهد کرد حب تـو گـر بنشــیند بـه نهـــانخــانه ی دل حب دنیــا دگر از ســینه به در خواهد کرد دلـم از فرط گنــه سنـگ شده کــاری کن که نفس های تو در سنگ اثـر خواهد کرد دسـت بـالا ببـر و جــانم از آتـش بِرَهــان که خـدا محض تو از بنـده گذر خواهد کرد کیمیـایی است عجب تعزیـه داری شما امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


آخر عشـق تو مرا اهل سحــر خواهد کرد 

چشم خشکیده ام از مهر تو تر خواهد کرد 

بنده ی خوب شدن بسته به یک غمزه ی توست 

گوشه چشمت دل ما زیر و زبر خواهد کرد

حب تـو گـر بنشــیند بـه نهـــانخــانه ی دل

حب دنیــا دگر از ســینه به در خواهد کرد

دلـم از فرط گنــه سنـگ شده کــاری کن

که نفس های تو در سنگ اثـر خواهد کرد

دسـت بـالا ببـر و جــانم از آتـش بِرَهــان

که خـدا محض تو از بنـده گذر خواهد کرد

کیمیـایی است عجب تعزیـه داری شما

که نصیـب دل عشــاق گهر خواهد کرد

عــاقبت نوکـرتـــان بـا نظــر مـادرتــان

به سوی کرب وبلای تو سفر خواهد کرد

تـا علـمـــدار بُوَد ، اهــل حــرم آرامـنـــد

که نثــار ره تـو دیــده و ســر خواهد کرد

 طفل شش ماهه تان نیز خودش عباسی است

 گوش تا گوش سر خویش سپر خواهد کرد

 وای از آن لحظه که با رو به روی خاک اُفتی

 پیش چشـمان همه بـا تن صد چاک افتی

]]>
حسن لطفی 2018-09-18T11:36:00+01:00 2018-09-18T11:36:00+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15425 شاهد حضرت عباس(ع)-شهادت-دودمه ای اهلِ حرم رفت علمدار و عَلَم نیست صاحب حرمم نیست  ای وای که در عَلقمه جُز دستِ قلم نیست صاحب حرمم نیست حضرت عباس(ع)-شهادت-دودمه


ای اهلِ حرم رفت علمدار و عَلَم نیست

صاحب حرمم نیست 

ای وای که در عَلقمه جُز دستِ قلم نیست

صاحب حرمم نیست

]]>
حسن لطفی 2018-09-18T11:31:54+01:00 2018-09-18T11:31:54+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15424 شاهد حضرت عباس(ع)-شهادتحرم تشنه‌ی آبشاری که داری و زینب اسیرِ وقاری که داری دلِ اهلبیت از حضورِ تو قرص است از این جذبه‌ی اقتداری که داری تو هرجا که هستی حرم هم همانجاست همه گِردِ تو در مَداری که داری علی هستی از الفراری که دارند علی هستی از تار و ماری که داری  پُر از صولتی تو/پُر از غیرتی تو/پُر از همتی تو/همه ماتِ این ذوالفقاری که داری/همه بنده‌ی اعتباری که داری/ دیاری که داری/بهاری که داری/دل استواری که داری/و دیوانه‌یِ بیشماری که داری/بس است این غباری که داری/که صاحب نَسَب تو/امیر حضرت عباس(ع)-شهادت


حرم تشنه‌ی آبشاری که داری

و زینب اسیرِ وقاری که داری

دلِ اهلبیت از حضورِ تو قرص است

از این جذبه‌ی اقتداری که داری

تو هرجا که هستی حرم هم همانجاست

همه گِردِ تو در مَداری که داری

علی هستی از الفراری که دارند

علی هستی از تار و ماری که داری

 

 پُر از صولتی تو/پُر از غیرتی تو/پُر از همتی تو/همه ماتِ این ذوالفقاری که داری/همه بنده‌ی اعتباری که داری/ دیاری که داری/بهاری که داری/دل استواری که داری/و دیوانه‌یِ بیشماری که داری/بس است این غباری که داری/که صاحب نَسَب تو/امیرِ ادب تو/یل منتجب تو/و واجب تو و مستحب تو/فقط رویِ لب تو

بگو با دل بی قراری که داری

امیری حسین فنعم الامیری

 

اگر رویِ دوشش عَلَم را بگیرد

دعاهایِ زینب حرم را بگیرد

برایِ سرودن از آقاییِ تو

خدا باید اینجا قلم را بگیرد

زمین تا که چیزی بگیرد زِ دستت

کفِ خاکیِ از این قدم را بگیرد

گره‌های کورِ مرا می‌گشاید

اگر چشمِ اهل کَرَم را بگیرد

 

به دل جا بگیرد/نفسها بگیرد/و بال  مرا لطفِ آقا بگیرد/و دست مرا پیشِ زهرا بگیرد/سه ساله به دوشش چه خوش جا بگیرد/نشد در حرم سر به بالا بگیرد/از این سینه‌ها هرچه غم را بگیرد/غبارِ پَرِ چادری محترم را بگیرد/غرورِ حسین است و نورِ حسین/ به کف ذوالفقارِ دودَم را بگیرد/و دَم را بگیرد

امیری حسین فنعم الامیری

 

کسی پیشِ امواج دریا نماند

به پیش تو طوفان صحرا نماند

به لشکر بگویید اگر می تواند

که حیرانِ آن قد و بالا نماند

به جبریل گویید اگر می‌تواند

که مبهوت آن چشم زیبا نماند

چه خوش میدهی جان به تیغت به میدان

چنان می‌زند سر سری جا نماند

 

چنان می‌زند سر/چنان می‌زند پَر/چنان می‌زنی تو به لشکر مکرر/چو حیدر/از این سر به آن سر/از اول به آخر/که یک تَن در آنجا نماند برای تماشا نماند/و آنکه به ترسی دچار است به فکر فرار است/و زار است بگو زیر این دست و پاها نماند

به رویِ لبت غیرِ این بیتِ غَرا نماند

امیری حسین فنعم الامیری

 

 دگر این برادر برادر ندارد

چرا پیکرِ تو بجز پَر ندارد

تو خوردی زمین خواهرت هم زمین خورد

دعا کُن تَرَک آیِنه بر ندارد

دلت آمد این خیمه‌ها را نبینی

مگر این حرم چند دختر ندارد؟

گرفته است زهرا به دامن سرت را

کسی تا نگوید که مادر ندارد

 

نفسها پریشان/همه زار و گریان/به فکرِ عمو جان/رباب است حیران/فقط فکرِ باران/علی تشنه بی جان شده وقت غارت/اسارت /جسارت/نه جانی توانی/بجز خنده آن جمعِ لشکر ندارد/پدر دست بر سر زمین خورده دیگر/و خواهر که می‌گفت با نوامیس خیمه/کسی با خودش چند معجر ندارد 

]]>
مهدی رحیمی 2018-09-18T11:28:40+01:00 2018-09-18T11:28:40+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15423 شاهد حضرت عباس(ع)-شهادت احساس،عباس گفتند در ذیل اله الناس عباس معیار ارباب در مکتب کرب و بلا مقیاس عباس جمع نبوت یعقوب و نوح و موسی و الیاس عباس ذکر عوام و تنها پناه مردمان خاص عباس در دین ارباب توحید علیٍ اکبر و اخلاص عباس در اوج روضه تلفیق بوی سیب و بوی یاس عباس مثل رقیه ذکر تمام بچه ها عباس عباس . . . هم مو کشیدند هم گوش را با طره ی گیسو کشیدند بر عکس کوفه در کربلا شمشیر را از رو کشیدند ابری شده شط بس که کمان و تیر از هرسو کشی حضرت عباس(ع)-شهادت


احساس،عباس

گفتند در ذیل اله الناس عباس

معیار ارباب

در مکتب کرب و بلا مقیاس عباس

جمع نبوت

یعقوب و نوح و موسی و الیاس عباس

ذکر عوام و

تنها پناه مردمان خاص عباس

در دین ارباب

توحید علیٍ اکبر و اخلاص عباس

در اوج روضه

تلفیق بوی سیب و بوی یاس عباس

مثل رقیه

ذکر تمام بچه ها عباس عباس

.

.

.

هم مو کشیدند

هم گوش را با طره ی گیسو کشیدند

بر عکس کوفه

در کربلا شمشیر را از رو کشیدند

ابری شده شط

بس که کمان و تیر از هرسو کشیدند

از تیرهاشان

بالای چشم علقمه ابرو کشیدند

فواره زد اشک

وقتی که تیر از چشم این آهو کشیدند

در وقت غارت

بر خاک طفلان عکس یک بازو کشیدند

پیراهنت کو

ای وای گویا اسب هاشان بو کشیدند

]]>
سید پوریا هاشمی 2018-09-18T11:23:51+01:00 2018-09-18T11:23:51+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15420 شاهد حضرت عباس(ع)-شهادت نیمه شب آمد پریشانم گرفتارم هنوز میروم این خیمه و آن خیمه بیدارم هنوز دیدی آخر کینه قوم و قبیله پا گرفت یک امان نامه چگونه آبرویم را گرفت السلام ای قبلۀ ایمان ابالفضل آمده آمدم پابوس بی بی جان ابالفضل آمده رو نگردانی ز من روح و روان من تویی من امان نامه نمیخواهم امان من تویی بند بند پیکرم وقف حیای چادرت تا مرا داری چه غم داری فدای چادرت چشمها را میدهم چشمی نیاید سوی تو موی من بر نیزه میپیچد فدای موی تو بشکند فرق سرم اما سرت را نش حضرت عباس(ع)-شهادت


نیمه شب آمد پریشانم گرفتارم هنوز

میروم این خیمه و آن خیمه بیدارم هنوز

دیدی آخر کینه قوم و قبیله پا گرفت

یک امان نامه چگونه آبرویم را گرفت

السلام ای قبلۀ ایمان ابالفضل آمده

آمدم پابوس بی بی جان ابالفضل آمده

رو نگردانی ز من روح و روان من تویی

من امان نامه نمیخواهم امان من تویی

بند بند پیکرم وقف حیای چادرت

تا مرا داری چه غم داری فدای چادرت

چشمها را میدهم چشمی نیاید سوی تو

موی من بر نیزه میپیچد فدای موی تو

بشکند فرق سرم اما سرت را نشکنند

من بمیرم احترام معجرت را نشکنند

دست من را میزنند این قوم! دستت بی طناب

قامتم نذرت نمانی زیر نور آفتاب

تیرها را میخورم تیر نگاهی بشکند

بر غرورت آه تاثیر نگاهی بشکند

از خجالت آب خواهم شد تو هم غصه نخور

جان من بی بی اگر کم شد تنم غصه نخور

]]>