حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید ××× برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر: maktab-shohada.mihanblog.com ××× هر کس که مقرب است در فکر بلاست آواره شدن قاعده ی عشق خداست "مهدی مطلبی"پرید اما باز در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست tag:http://hosenih.mihanblog.com 2018-04-20T18:03:32+01:00 mihanblog.com مهدی رحیمی 2018-04-20T12:47:10+01:00 2018-04-20T12:47:10+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15049 شاهد حضرت عباس(ع)-مدح دیده ایم ابروش را اما نگاهش را ندیدیم مهربانی های در چشم سیاهش را ندیدیم عمری از چشمان زیبایش نوشتیم و به مقتل بارها لفظ «عَلی عَینی» به شاهش را ندیدیم  ماهِ پیشانی بلندِ قوم را دیدیم اما جای مُهرِ مانده روی سجده گاهش را ندیدیم دشمن از ترسش فقط در شعرها قالب تهی کرد حیف اما دوستان در پناهش را ندیدیم آنقدر ماندیم در تاریکی الفاظ خود که وقت وصف روی ماهش نور ماهش را ندیدیم ناصر و عبد و مطیع و کاشف الکرب و مواسی این همه فرمانده ی بین سپاهش را حضرت عباس(ع)-مدح


دیده ایم ابروش را اما نگاهش را ندیدیم

مهربانی های در چشم سیاهش را ندیدیم

عمری از چشمان زیبایش نوشتیم و به مقتل

بارها لفظ «عَلی عَینی» به شاهش را ندیدیم 

ماهِ پیشانی بلندِ قوم را دیدیم اما

جای مُهرِ مانده روی سجده گاهش را ندیدیم

دشمن از ترسش فقط در شعرها قالب تهی کرد

حیف اما دوستان در پناهش را ندیدیم

آنقدر ماندیم در تاریکی الفاظ خود که

وقت وصف روی ماهش نور ماهش را ندیدیم

ناصر و عبد و مطیع و کاشف الکرب و مواسی

این همه فرمانده ی بین سپاهش را ندیدیم 

مستجار و فادی و طیّار و حامی و مؤثر

این غلاف چند وجهیِّ سلاحش را ندیدیم 

از ادب در طینتش گفتیم اما در زیارت

بُعد راهِ از حرم تا بارگاهش را ندیدیم

تاکنار علقمه در روضه ها رفتیم اما

ردّپایش را اگر دیدیم راهش را ندیدیم

مشک آبش را همه دیدیم وقتی بر زمین ریخت

بغض معجر...آه یعنی مشک آهش را ندیدیم

]]>
حمید رضا محسنات 2018-04-20T12:44:03+01:00 2018-04-20T12:44:03+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15047 شاهد حضرت عباس(ع)-مدح   معروف به عباس و مسمّی به ابالفضل عالم به علی نازد و مولا به ابالفضل هر دفعه که هر مشکل و هر مسئله ای بود بردیم پناه از همه دنیا به ابالفضل  بعد از "به خدا" و "به علی " بی برو برگشت در کشور ما هست قسم ها  "به ابالفضل"  صد حاجت اگر داشته هرکس طی یکسال ده تا به "رضا" گفته نود تا به "ابالفضل" القاب زیادند ، ولی عالم و آدم گویند فقط خوش قد و بالا به ابالفضل پرسید کسی وزن غزل چیست ? بگویید "لا حول و لا قوة الا به ابال حضرت عباس(ع)-مدح

 

معروف به عباس و مسمّی به ابالفضل

عالم به علی نازد و مولا به ابالفضل

هر دفعه که هر مشکل و هر مسئله ای بود

بردیم پناه از همه دنیا به ابالفضل 

بعد از "به خدا" و "به علی " بی برو برگشت

در کشور ما هست قسم ها  "به ابالفضل" 

صد حاجت اگر داشته هرکس طی یکسال

ده تا به "رضا" گفته نود تا به "ابالفضل"

القاب زیادند ، ولی عالم و آدم

گویند فقط خوش قد و بالا به ابالفضل

پرسید کسی وزن غزل چیست ? بگویید

"لا حول و لا قوة الا به ابالفضل" 

]]>
قاسم صرافان 2018-04-20T12:41:07+01:00 2018-04-20T12:41:07+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15046 شاهد حضرت عباس(ع)-مدح هر چند که ماهیِ سیاهم غم نیست، که در پناه ماهم حق است که دارد این همه مست ماهی که دل از حسین برده ست بنگر قمرا ! که بی‌قراریم داریم تو را و غم نداریم ای بارگه ادب، اباالفضل! ای ساقی تشنه لب، اباالفضل! دنیا به سراب بسته ما را بی دست، بگیر دست ما را  دست تو گره گشای ما شد چون در بغل حسین وا شد حیدر نسبی، علی تباری تو وارث برق ذوالفقاری سقا و برادر حسینی دلداده و دلبر حسینی ای کارگشای ارمنی‌ها! درگاهِ دعای ارمنی‌ها! ای د حضرت عباس(ع)-مدح


هر چند که ماهیِ سیاهم

غم نیست، که در پناه ماهم

حق است که دارد این همه مست

ماهی که دل از حسین برده ست

بنگر قمرا ! که بی‌قراریم

داریم تو را و غم نداریم

ای بارگه ادب، اباالفضل!

ای ساقی تشنه لب، اباالفضل!

دنیا به سراب بسته ما را

بی دست، بگیر دست ما را 

دست تو گره گشای ما شد

چون در بغل حسین وا شد

حیدر نسبی، علی تباری

تو وارث برق ذوالفقاری

سقا و برادر حسینی

دلداده و دلبر حسینی

ای کارگشای ارمنی‌ها!

درگاهِ دعای ارمنی‌ها!

ای دست گره گشا، اباالفضل!

مدیون توایم، یا اباالفضل!

]]>
امیر عظیمی 2018-04-20T12:33:23+01:00 2018-04-20T12:33:23+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15045 شاهد حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت امشب از بخت خوشم شانه ز سر می افتد بس که در آینه ام عکس قمر می افتد چرخه ی عشق علی چرخ زد و فهمیدیم قرعه ی ام بنین است،پسر می افتد این پسر کیست که دل می برد از اهل ولا با خم ابرویش از خصم  جگر می افتد ذکر تکبیر علی و حسنین است بلند به قد و قامت او تا که نظر می افتد مدعی دور شو این معرکه جای پشه نیست چون ز سیمرغ در این معرکه پر می افتد آتش خشم اباالفضل بسی سوزان است هر که با شعله در افتد به سقر * می افتد پرچم زینب کبراست به دست حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


امشب از بخت خوشم شانه ز سر می افتد

بس که در آینه ام عکس قمر می افتد

چرخه ی عشق علی چرخ زد و فهمیدیم

قرعه ی ام بنین است،پسر می افتد

این پسر کیست که دل می برد از اهل ولا

با خم ابرویش از خصم  جگر می افتد

ذکر تکبیر علی و حسنین است بلند

به قد و قامت او تا که نظر می افتد

مدعی دور شو این معرکه جای پشه نیست

چون ز سیمرغ در این معرکه پر می افتد

آتش خشم اباالفضل بسی سوزان است

هر که با شعله در افتد به سقر * می افتد

پرچم زینب کبراست به دست عباس

علم از دست علمدار مگر می افتد

 

* (سَ قَ ر: دوزخ، جهنم)

]]>
رضا قاسمی 2018-04-20T12:30:04+01:00 2018-04-20T12:30:04+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15044 شاهد حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات دل به دستِ تو سپردم ای «امانت‌دار ، دست» باز ، آئینه ! بکِش بر این همه زَنگار ، دست آه ، می‌خواهی اگر از ریشه نابودم کنی ... پا بکش از خانه‌ی دل ؛ از سرم بردار ، دست تا ببوسم خاک پایت را دَم جان دادنم کاش می‌گفتی نگه دارند یک مقدار ، دست تازه می‌فهمم چقدر از تو رسیده به گدا لحظه‌ای که در قیامت می‌کند اقرار ، دست قیمتِ دیدار تو هر چیز باشد می‌دهم مثل وقتی که جدا کردند ، از زوّار ، دست کوه هم حتی به دستان تو تکیه می‌کند پس تو دیگر خ حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


دل به دستِ تو سپردم ای «امانت‌دار ، دست»

باز ، آئینه ! بکِش بر این همه زَنگار ، دست

آه ، می‌خواهی اگر از ریشه نابودم کنی ...

پا بکش از خانه‌ی دل ؛ از سرم بردار ، دست

تا ببوسم خاک پایت را دَم جان دادنم

کاش می‌گفتی نگه دارند یک مقدار ، دست

تازه می‌فهمم چقدر از تو رسیده به گدا

لحظه‌ای که در قیامت می‌کند اقرار ، دست

قیمتِ دیدار تو هر چیز باشد می‌دهم

مثل وقتی که جدا کردند ، از زوّار ، دست

کوه هم حتی به دستان تو تکیه می‌کند

پس تو دیگر خم نشو ؛ نگذار بر دیوار ، دست

چونکه می‌خواهد پرنده موقع پرواز ، بال

لحظه‌ی نابِ پریدن می‌شود سربار ، دست

دست را انفاق کردی ؛ برکتش تکثیر شد

پس خدا هم ریخت بر دامان تو بسیار ، دست

غالباً دست خدا می‌خواهد از سردار ، سر

فرق داری با همه ؛ زیرا گرفت این بار ، دست

آخرش انگار که رفتی ملاقات خدا

مرد ، زیرا می‌دهد در لحظه‌ی دیدار ، دست

]]>
مهران قربانی 2018-04-20T12:27:48+01:00 2018-04-20T12:27:48+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15043 شاهد امام حسین(ع)-مدح و مناجات با ذکرِ "یاحسین" نشانم گذاشتی... این طبعِ شعر را به بیانم گذاشتی... تا شعرهایِ من بشود خاکِ راهِ تو یک جرعه تشنگی به لبانم گذاشتی اصلاً چرا دلم شده وَقفِ سرودنت؟ زیرا به خیلِ سینه زنانم گذاشتی ممنونم از بهارِ دل انگیزِ شعرها کز لطفِ خود، میانِ خزانم گذاشتی قربانِ بیتهایِ قشنگی که از قدیم رفتی و آمدی... به دهانم گذاشتی.. من را تو از عَدَم که سراپاش ظلمت است برداشتی... به مُلکِ جهانم گذاشتی... هرلقمه ای که میخورَم از سفره یِ شماست امام حسین(ع)-مدح و مناجات


با ذکرِ "یاحسین" نشانم گذاشتی...

این طبعِ شعر را به بیانم گذاشتی...

تا شعرهایِ من بشود خاکِ راهِ تو

یک جرعه تشنگی به لبانم گذاشتی

اصلاً چرا دلم شده وَقفِ سرودنت؟

زیرا به خیلِ سینه زنانم گذاشتی

ممنونم از بهارِ دل انگیزِ شعرها

کز لطفِ خود، میانِ خزانم گذاشتی

قربانِ بیتهایِ قشنگی که از قدیم

رفتی و آمدی... به دهانم گذاشتی..

من را تو از عَدَم که سراپاش ظلمت است

برداشتی... به مُلکِ جهانم گذاشتی...

هرلقمه ای که میخورَم از سفره یِ شماست

مدیونِ آن نَمَک، که به نانم گذاشتی

هرکس به یک طریق به پیش تو نوکر است

شکرِخدا که مرثیه خوانم گذاشتی...

من کربلا ندیدم و میسوزم از غَمَت...

با داغِ حسرتی که به جانم گذاشتی...

سرمست میشوم زِ وصالت اگر مرا....

نزدیکِ خود به باغ جنانم گذاشتی...

]]>
امین نیک مرد 2018-04-20T12:17:58+01:00 2018-04-20T12:17:58+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15042 شاهد حضرت عباس(ع)-مدح باز در هیئت ما صحبت ابروی تو بود حرفهامان همه از چهره ی نیکوی تو بود نامت آمد به زبان مجلس ما خوشبو شد عطر این یاس دل افزا همه از بوی تو بود عمرمان پشت در خانه ی تو شد سپری از همان روز ازل جنت ما کوی تو بود بر لب آب رسیدی و نخوردی از آب علقمه محو وفا و ادب و خوی تو بود بوسه هایی که بدستان تو زد شیر خدا افتخاری است که زیبنده ی بازوی تو بود علمت در وسط معرکه غوغا میکرد لشکر کفر هراسان ز تکاپوی تو بود تو به «خلوتگه خورشید »رسیدی ای ماه فاطم حضرت عباس(ع)-مدح


باز در هیئت ما صحبت ابروی تو بود

حرفهامان همه از چهره ی نیکوی تو بود

نامت آمد به زبان مجلس ما خوشبو شد

عطر این یاس دل افزا همه از بوی تو بود

عمرمان پشت در خانه ی تو شد سپری

از همان روز ازل جنت ما کوی تو بود

بر لب آب رسیدی و نخوردی از آب

علقمه محو وفا و ادب و خوی تو بود

بوسه هایی که بدستان تو زد شیر خدا

افتخاری است که زیبنده ی بازوی تو بود

علمت در وسط معرکه غوغا میکرد

لشکر کفر هراسان ز تکاپوی تو بود

تو به «خلوتگه خورشید »رسیدی ای ماه

فاطمه مادر سادات دعا گوی تو بود

قمر از شرم گرفتست ، مه هاشمیان

یوسف این حسن کجا داشت که در روی تو بود

آمدی تا بشوی قوت قلب زینب

ذکر«لاحول ولا قوة » نیروی تو بود

«شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان»

چشم امید همه اهل حرم سوی تو بود

مات و مبهوت تو شد خواجه ی شیراز و سرود

«دوش در حلقه ی ما قصۂ گیسوی تو بود»

]]>
حامد آقایی 2018-04-20T12:07:23+01:00 2018-04-20T12:07:23+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15041 شاهد حضرت عباس(ع)-مدح تو را با نام دلبر می شناسم تو را ساقی لشگر می شناسم تو عباسی ولی در صحنه جنگ تو را تمثال حیدر میشناسم حضرت عباس(ع)-مدح


تو را با نام دلبر می شناسم

تو را ساقی لشگر می شناسم

تو عباسی ولی در صحنه جنگ

تو را تمثال حیدر میشناسم

]]>
علیرضا خاکساری 2018-04-19T14:20:52+01:00 2018-04-19T14:20:52+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15040 شاهد امام حسین(ع)-مدح و ولادت زرق و برق سفره ی شاهانه میخواهم چه کار ؟ اشک چشمم هست آب و دانه میخواهم چه کار ؟ اولین شرط سلوک عاشقی آواره گی ست از ازل دربه درم کاشانه میخواهم چکار ؟ چشم های من که با خواب سحر بیگانه اند قصه ی شمع و گل و پروانه میخواهم چکار ؟ گیسوی آشفته ام دارد نشان از عاشقی زلف خود بر باد دادم ، شانه میخواهم چه کار ؟ من خراب باده نه بلکه خراب ساقی ام در غیاب حضرتش میخانه میخواهم چه کار ؟ آنقدر دیوانه ام امشب که از فرط جنون از قدح سر میکشم ، پیمانه امام حسین(ع)-مدح و ولادت


زرق و برق سفره ی شاهانه میخواهم چه کار ؟

اشک چشمم هست آب و دانه میخواهم چه کار ؟

اولین شرط سلوک عاشقی آواره گی ست

از ازل دربه درم کاشانه میخواهم چکار ؟

چشم های من که با خواب سحر بیگانه اند

قصه ی شمع و گل و پروانه میخواهم چکار ؟

گیسوی آشفته ام دارد نشان از عاشقی

زلف خود بر باد دادم ، شانه میخواهم چه کار ؟

من خراب باده نه بلکه خراب ساقی ام

در غیاب حضرتش میخانه میخواهم چه کار ؟

آنقدر دیوانه ام امشب که از فرط جنون

از قدح سر میکشم ، پیمانه میخواهم چه کار ؟

مست کرده شهر را عطر خوش پیراهنش

انبیا و اولیا چشم انتظار دیدنش

 

مرتضی با دست خود آیینه قرآن میبرد

فاطمه گهواره را در زیر ایوان میبرد

شور و شادی طلوع آفتاب هاشمی

غصه و غم را ز دل های پریشان میبرد

با دو تا خورشید روی گونه هایش دیدنی ست

آبرویی را که از ماه فروزان میبرد

جامه اش را انبیا در باغ جنت دوختند

حور عبا ، عمامه اش را نیز غلمان میبرد

بوسه بر قنداقه اش عیسی بن مریم میزند

مرهم از خاک رهش موسی بن عمران میبرد

با وجود یوسف زهرا یقینا بعد از این

یوسف کنعانیان زیره به کرمان میبرد

افتخاری شد نصیب قوم سلمان بی گمان

مادرش دارد عروس از خاک ایران میبرد

سفره ی سوری پیمبر با علی انداخته

هرکسی که میرسد رزق فراوان میبرد

هر که هرچه هدیه آورده به یمن مقدمش

با دعای فاطمه دارد دو چندان میبرد

حاتم طایی برای شام خود سر میرسد

از میان سفره ی آقای ما نان میبرد

بیقرارم مثل آن موری که روی دوش خود

تکه ای ران ملخ نزد سلیمان میبرد

خلق میخوانند کشتی نجات عالم است

هرچه که بنویسم از خوبی این آقا کم است

 

در زمین و آسمانها صحبت آقای ماست

نوبتی باشد اگر هم نوبت آقای ماست

مادر از آغوش خود او را زمین نگذاشته

حضرت زهرا خودش در خدمت آقای ماست

رحمة الله است مثل رحمة للعالمین

خلق و خوی مصطفی در سیرت آقای ماست

در شجاعت در شهامت رونوشت حیدر است

لشگری محو وقار و شوکت آقای ماست

فطرس بی بال و پر هم به امیدی آمده

پشت در چشم انتظار رأفت آقای ماست

روز میلادش جهنم را خدا خاموش کرد

این ترحم این تفضل بابت آقای ماست

ارمنی ها و کلیمی ها به او دل داده اند

دلبری از هرکسی خاصیت آقای ماست

نام صاحبخانه را بر درب خانه حک کنند

جنتی باشد اگر هم جنت آقای ماست

بهتر از اینکه دوای درد ما را میدهد ؟

بهتر از اینکه شفا در تربت آقای ماست ؟

لقمه های نانش از این رو به آن رو میکند

چه اثرها در غذای هیئت آقای ماست

پیش پایمان همیشه این و آن پا میشوند

این همه ارج و مقام از برکت آقای ماست

ما بدی هم که کنیم او باز خوبی میکند

باز خوبی میکند این خصلت آقای ماست

آن که کارش از طفولیت فقط بخشیدن است

شافع فردای محشر حضرت آقای ماست

میکشد پای مرا آخر به سوی کربلا

"بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا "

 

بر مشامم میرسد عطری که خیلی  آشناست

آری آری به گمانم عطر سیب کربلاست

از عراق و غزه و بحرین اگر که بگذریم

کربلای دیگری در خاک سوریه به پاست

قتلگاه دیگری آنجا تدارک دیده اند

شاهد این ادعا سرهای روی نیزه هاست

باز هم درد اسارت ، باز هم مظلومیت

ریسمان هایی به دست بچه های مرتضاست

چه پسرهایی که از دیروز بی بابا شدند

چه پدرهایی که روی دوششان شال عزاست

به تمام خیره سر های زمین فهمانده اند

هم دمشق از آن ما، هم زینبیه مال ماست

"کلنا عباسک" تنها به این معناست که

شیعه ی حیدر شهید راه ناموس خداست

با دعای فاطمه شیعه حسینی مذهب است

نوکر ارباب قطعا پیش مرگ زینب است

]]>
محسن ناصحی 2018-04-19T14:19:40+01:00 2018-04-19T14:19:40+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15038 شاهد امام حسین(ع)-مدح و ولادت غیر از تو را زبان من املا نمی کند جزگفتن از تو را قلم انشا نمی کند شاعر تو را نوشته و حاشا نمی کند جز در سرودن از تو زبان وا نمی کند در دفتری که نام تو آیینه می شود هر کس نگفته از تو حسینی نمی شود   آدم ابوالبشر شده اما حسین نیست از او خلیل سر شده اما حسین نیست موسی پیامبر شده اما حسین نیست عیسی گزیده تر شده اما حسین نیست در جان محمد است که با او برابر است آری حسین بوده که جان پیمبر است   گیرم پیمبر است که فرقی نمی ک امام حسین(ع)-مدح و ولادت


غیر از تو را زبان من املا نمی کند

جزگفتن از تو را قلم انشا نمی کند

شاعر تو را نوشته و حاشا نمی کند

جز در سرودن از تو زبان وا نمی کند

در دفتری که نام تو آیینه می شود

هر کس نگفته از تو حسینی نمی شود

 

آدم ابوالبشر شده اما حسین نیست

از او خلیل سر شده اما حسین نیست

موسی پیامبر شده اما حسین نیست

عیسی گزیده تر شده اما حسین نیست

در جان محمد است که با او برابر است

آری حسین بوده که جان پیمبر است

 

گیرم پیمبر است که فرقی نمی کنند

همتای حیدر است که فرقی نمی کنند

زهرای اطهر است که فرقی نمی کنند

مثل برادر است که فرقی نمی کنند

فرقی نمی کنند و مرا شور در سر است

آخر حسین فاطمه یک چیز دیگر است

 

بین حسین و شیعه صمیمیت است و بس

همراهی حسین به سنخیت است و بس

شیعه به یک مرام و به یک نیت است و بس

اسلام بی حسین مسیحیت است و بس

اسلام ما که ثبت شده با شهادتین

کامل نمی شود مگر از ذکر یا حسین

 

در دین ما خدا یکی و مصطفی یکی است

احمد یکی است پس به یقین مرتضی یکی است

حیدر یکی و حضرت خیرالنسا یکی است

زهرا یکی است پس حسن مجتبی یکی است

این جمع بی حسین که معنا نمی گرفت

یعنی اگر نبود کسا پا نمی گرفت

 

غیر از خدا نبود و حسین آفریده شد

ارض و سما نبود و حسین آفریده شد

جز کربلا نبود و حسین آفریده شد

قالو بلی نبود و حسین آفریده شد

قالو بلای ما به الست از حسین بود

اصلا هرآنچه بوده و هست از حسین بود

 

بی اشک ، خاکِ خلقتمان گِل نمی شود

تنها مجسمه است دل و دل نمی شود

دل بی حسین این همه قابل نمی شود

انسان بی حسین که کامل نمی شود

غیر از حسین را به دل خویش حک نکن

ما از اضافه ی گل اوییم ، شک نکن

 

تاریکم و حسین چراغ هدایت است

وقتی حسین هست به کشتی چه حاجت است

درس من از حسین همین یک عبارت است

عزت برای شیعه ی او در شهادت است

ما شیعه ایم و پای ستم را شکسته ایم

در سایه ی سیوف خذینی نشسته ایم

 

ای معنی نهفته ی در هل اتی حسین

ان الذین آمنوی سوره ها حسین

حتی خدا برای تو شد خونبها حسین

ماییم و حسرت حرم کربلا حسین

از ما بگیر این همه درد فراق را

اما نگیر از دل ما اشتیاق را

]]>
مجید لشکری 2018-04-19T14:15:24+01:00 2018-04-19T14:15:24+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15036 شاهد امام حسین(ع)-مدح دو چشمت انگبین‌جوشان و لب‌هایت فرات‌آور چراغت راه‌گستر ، کشتی نوحت نجات‌آور قلم باید شوند اشجار در ثبت دمی از تو برای لیقه‌ی کتّاب ، دریاها دوات‌آور به سمتت وحی شد نازل، که هستی فیض را قابل پدر باشد کمیل‌آموز و فرزندت سمات‌آور تو را در شطِّ رنج ای شاه! می‌بینم نمی‌دانم که ایثار تو باشد در نهایت کیش و مات‌آور تو را مجموعه‌ی اضداد می‌نامند عاشق‌ها که شادی بی‌تو حزن‌انگیز و غم با تو نشاط‌آور خدا در ذات زیبایت جلالش را نشان داده نشان داده‌است احس امام حسین(ع)-مدح


دو چشمت انگبین‌جوشان و لب‌هایت فرات‌آور

چراغت راه‌گستر ، کشتی نوحت نجات‌آور

قلم باید شوند اشجار در ثبت دمی از تو

برای لیقه‌ی کتّاب ، دریاها دوات‌آور

به سمتت وحی شد نازل، که هستی فیض را قابل

پدر باشد کمیل‌آموز و فرزندت سمات‌آور

تو را در شطِّ رنج ای شاه! می‌بینم نمی‌دانم

که ایثار تو باشد در نهایت کیش و مات‌آور

تو را مجموعه‌ی اضداد می‌نامند عاشق‌ها

که شادی بی‌تو حزن‌انگیز و غم با تو نشاط‌آور

خدا در ذات زیبایت جلالش را نشان داده

نشان داده‌است احسان قدیمت را صفات‌آور

هرآن‌کس شاه! شمشادِ قدت را دید «حافظ» شد

به‌رغم اشک شورش می‌شود شاخِ نبات‌آور

کنار کفّ العبّاس آمده عیسی و می‌دانم

نمی‌یابد به جز دست علم‌دارت حیات‌آور

مرا بی‌ما و بی‌من کن، کلامم را مطنطن کن

که هستی فاعلاتن فاعلاتن فاعلات‌آور

تو را در «اهدنا» دیدم صراط مستقیمی که

به حق‌پیمایی افکار می‌گردد ثَبات‌آور

به زیر تیر هم تکبیرةالإحرام می‌گویی

الا تلمیح اذکارت یقیمون الصّلات‌آور!

به خوانت منعمم گردان! که داری سوره‌ی انسان

برای این گدایت باز یؤتون الزّکات ‌آور

خدا تنها تو را «فی البحر کالأعلام» می‌گوید

چه نوحی هست جز تو «اَلجَوارِی المُنشآت»‌آور؟

چه رازی در سه بار آوردن نامت نهان کردی؟

چرا این‌گونه می‌باریم؟ نامِ التفات‌آور!

به دست دوست‌داران تو درّی بود در محشر

بنازم اشک چشمم را که می‌آید برات‌آور

کرامت می‌چکد از لای مژگان نجیب تو

نیازی نیست بر لاتانِ عزّی و منات‌آور

به ایجاز آمدم حرفی از اعجاز تو را گویم

زمان قبض روحم مرحمت کن انبساط آور

چنان از شطح لبریزم به دارالوصف توحیدت

که می‌ترسم بگویم بوده‌ای عین القضات‌آور

]]>
حسن لطفی 2018-04-19T14:10:08+01:00 2018-04-19T14:10:08+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15034 شاهد امام حسین(ع)-مدح و ولادت هرچه بادا باد اما عشق باد عشق بادا عشق بادا عشق باد جوهر این عاشقی‌ها عشق باد کارِ دنیا کارِ فردا عشق باد عقل رفت و گفت تنها عشق باد عین و شین و قاف یعنی جان حسین عشق یعنی جان سَنَ قربان حسین   عشق حِسی زیرِ باران خداست "عشق اسطرلاب مردان خداست"۱ اولین ابیاتِ دیوانِ خداست عشق آری شورِ طوفانِ خداست حا و سین و یا و نونِ جان خداست ای ظهورِ ذاتِ بی پایان حسین جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین   "عشق یعنی ج امام حسین(ع)-مدح و ولادت


هرچه بادا باد اما عشق باد

عشق بادا عشق بادا عشق باد

جوهر این عاشقی‌ها عشق باد

کارِ دنیا کارِ فردا عشق باد

عقل رفت و گفت تنها عشق باد

عین و شین و قاف یعنی جان حسین

عشق یعنی جان سَنَ قربان حسین

 

عشق حِسی زیرِ باران خداست

"عشق اسطرلاب مردان خداست"۱

اولین ابیاتِ دیوانِ خداست

عشق آری شورِ طوفانِ خداست

حا و سین و یا و نونِ جان خداست

ای ظهورِ ذاتِ بی پایان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

"عشق یعنی جلوه‌ای در آبگین"۲

عشق یعنی دستِ حق در آستین

عشق یعنی عقل اما با یقین

عشق یعنی نیست غیر از او همین

عشق یعنی یا امیرالمومنین

یا علی گفتیم و بعداز آن حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

اینهمه غارتگری‌ها را ببین

از دلِ ما دلبری‌ها را ببین

زیر پایَت پادری‌ها را ببین

شور و شوقِ نوکری‌ها را ببین

یا حسینِ آذری‌ها را ببین

سالدی قَلبیم دَ عجب طوفان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

ما خرابیم و شراب آلوده‌ایم

تربتت خورده تُراب آلوده‌ایم

خوابِ تو دیدیم و خواب آلوده‌ایم

ما به این احساسِ ناب آلوده‌ایم

ما به نورِ آفتاب آلوده‌ایم

دست ما بادا بر آن دامان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

روزِ اول که دلم را ساختند

با همین دلها حرم را ساختند

بعدِ آن شادی و غم را ساختند

از نوکِ مژگان قلم را ساختند

نقش شد نامت عَلَم را ساختند

نعره زد میرِ علمداران حسین

جان ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

تو حسینی و سلامت شد حسن

خوش بحالت که امامت شد حسن

آمدی و هم‌کلامت شد حسن

آفتابِ رویِ بامت شد حسن

استلامت احترامت شد حسن

"شد حسن با هیبتت حیران حسین"۳

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

نامِ آقازاده هایت تا علی است

با همین سه کارهامان با علی است

یادمان دادی فقط آقا علی است

با شما شیرینی دنیا علی است

یاعلی و یاعلی و یاعلی است

گفت ایوان نجف : سلطان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

مادرم من را به دستش تا گرفت

ماجرایِ ما همانجا پا گرفت

کربلایت در دلِ ما جا گرفت

کارِ عشق و عاشقی بالا گرفت

دستِ ما را حضرت زهرا گرفت

درحرم گفتیم آقا جان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

ای دل از این زخم پنهانی بخوان

چند بیت عمان سامانی بخوان

یاد زینب از پریشانی بخوان

از وداعی سخت بارانی بخوان

رفت پیراهن ، زِ عریانی بخوان

من کی‌اَم عمان بی سامان حسین

جانِ من ای جان سَنَ قربان حسین

 

"خواهرش بر سینه و بر سر زنان

رفت تا گیرد برادر را عنان

در قفای شاه رفتی هر زمان

بانگِ مَهلاً مَهلَنَش بر آسمان

اهل دل را آتش اندر جان زنان"۴

بی تو ای وایِ من و طفلان حسین

صبر کن ای جان سَنَ قربان حسین

 

۱.تضمینی از مولوی

۲.اشاره ای به آیه مبارکه نور

۳.حدیثی از امام مجتبی علیه السلام

۴.ابیاتی از گنجینه ی اسرار عمان سامانی

]]>
محسن غلامحسینی 2018-04-19T14:05:28+01:00 2018-04-19T14:05:28+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15033 شاهد امام حسین(ع)-ولادت شد شکوفنده گل روی ابا عبدالله عطر فردوس برین بوی ابا عبدلله عرش و فرش و مه و خورشید و ستاره با هم سر به سجده به سر کوی ابا عبدالله مادرش فاطمه با بوسه شیرین هردم میزند شانه به گیسوی ابا عبدلله تا نظر کرده به رخساره او پیغمبر شده محو رُخ دل جوی ابا عبدلله دست حق دست کشد بر سر دستان حسین که شود حیدری بازوی ابا عبدلله  پاسداران حریم حرم زینب او استوارند  به نیروی ابا عبدالله در نهایت برسد بر در منزلگه عشق عاشق امام حسین(ع)-ولادت


شد شکوفنده گل روی ابا عبدالله

عطر فردوس برین بوی ابا عبدلله

عرش و فرش و مه و خورشید و ستاره با هم

سر به سجده به سر کوی ابا عبدالله

مادرش فاطمه با بوسه شیرین هردم

میزند شانه به گیسوی ابا عبدلله

تا نظر کرده به رخساره او پیغمبر

شده محو رُخ دل جوی ابا عبدلله

دست حق دست کشد بر سر دستان حسین

که شود حیدری بازوی ابا عبدلله 

پاسداران حریم حرم زینب او

استوارند  به نیروی ابا عبدالله

در نهایت برسد بر در منزلگه عشق

عاشق صادق ره پوی ابا عبدلله

سوره فجرِ خدا زمزمه ی جبریل است

حق تعالی است ثنا گوی ابا عبدالله

کربلا نام دگر دارد اگر میدانی

باشد آوازه  مینوی ابا عبدالله

شب میلاد دلم پر کشد از خانه خویش

پر خود وا بکند سوی ابا عبدلله

]]>
محمد مهدى عبداللهى 2018-04-19T13:36:47+01:00 2018-04-19T13:36:47+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15032 شاهد  صلوات در بزم همیشه سبز ایمان،صلوات در محضر آیه هاى قرآن،صلوات با زمزمه ى نام "محمّد"، بفرست همراه گل و نسیم و باران،صلوات  صلوات


در بزم همیشه سبز ایمان،صلوات

در محضر آیه هاى قرآن،صلوات

با زمزمه ى نام "محمّد"، بفرست

همراه گل و نسیم و باران،صلوات

]]>
حسن کردی 2018-04-19T13:32:40+01:00 2018-04-19T13:32:40+01:00 tag:http://hosenih.mihanblog.com/post/15031 شاهد امام حسین(ع)-مدح و ولادت نسیم عشق وزیدن گرفت در جان ها بهار نور رسیده پس از زمستان ها خبر دهید به فطرس سر امده تبعید دوباره بال بزن بر فراز میدان ها بگو به مدعیان کرم که چاره کنند رسیده است کریم تمام دوران ها کسی که ساحل ارامش است و کشتی او گذر کند به سلامت ز هر چه طوفان ها کسی که قطره ی اشک عزای او کافی ست برای چیدن برگ و بساط شیطان ها همان که طفل دبستان روضه اش باشد معلم همه ی رهروان عرفان ها در امتحان "اَلَسْتُ بِربِكمْ " با عشق گذاشت هستی خود را به امام حسین(ع)-مدح و ولادت


نسیم عشق وزیدن گرفت در جان ها

بهار نور رسیده پس از زمستان ها

خبر دهید به فطرس سر امده تبعید

دوباره بال بزن بر فراز میدان ها

بگو به مدعیان کرم که چاره کنند

رسیده است کریم تمام دوران ها

کسی که ساحل ارامش است و کشتی او

گذر کند به سلامت ز هر چه طوفان ها

کسی که قطره ی اشک عزای او کافی ست

برای چیدن برگ و بساط شیطان ها

همان که طفل دبستان روضه اش باشد

معلم همه ی رهروان عرفان ها

در امتحان "اَلَسْتُ بِربِكمْ " با عشق

گذاشت هستی خود را به پای پیمان ها

کسی که خنده ی نوزاد او به تیر بلا

چه اعتبار رفیعی دهد به قربان ها

به جایگاه غلام سیاه او فردا

چه غبطه ها که نخواهند خورد سلطان ها

بگو به هر که غم دل شکستگی دارد

حسین امده یعنی کلید درمان ها

کلیدْ واژه ی توبه حسین گفتن شد

برای حضرت ادم برای انسان ها

بگو نبیِ خداوند با دلی اگاه

بگو"اَحَبَ حسینا" شده اَحَب الله

]]>