امام حسین(ع)-مناجات محرمی


آه از روزی که از این روضه ها دورم کنند

یا زبانم لال از شال عزا دورم کنند

 

زندگی یعنی محرم زندگی یعنی حسین

مرگ من روزی ست که از کربلا دورم کنند

 

ای طبیبِ  هر دلِ  جا مانده از کرب و بلا

اربعین مگذار از دار الشفا دورم کنند

 

آتش دوزخ ندارد هیچ فرقی با بهشت

گر بنا باشد که از خون خدا دورم کنند

 

آفتاب هجر سوزان است، می میرم اگر

لحظه ای از سایه ی ایوان طلا دورم کنند

 

با پر و بالی شسکته آمدم، مگذار که

از کبوترهای در صحنت رها دورم کنند

 

اربعین امسال تنها سرپناهم مشهد است

آه اگر امسال از باب الرضا دورم کنند

 

دوری از هر چیز را راحت تحمل می کنم

آه از روزی که از این روضه ها دورم کنند

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/2 | 05:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


سلام ای سر بابا تنت کجا رفته

شنیده ام که تنت بین بوریا رفته

 

خوش آمدی‌ پدرم دیدن من آمده ای

چه شد که نصف شبی به خرابه سر زده ای

 

هوای اهل و عیالت هوای سوختن‌ است

همان قدم که نداری بروی چشم من‌ است

 

خبر بگیر ز حالم عجیب بد حالم

شبیه پیر زنی درمیان اطفالم

 

نه دست‌ مانده برایم نه پا و نه کمری

خلاصه عرض کنم میشود مرا ببری

 

مرا ببر که گره خورده است موی سرم

چقدر با ته‌ نیزه زدند روی سرم

 

مرا ببر که به پیشانیم نشان دارم

کبودی بدی از لطف ساربان دارم

 

کشیده خوردم از آنکس که بغض حیدر داشت

چه بی مقدمه زد! گونه ام ترک برداشت

 

لب تو زخم‌ شده چوب خیزران خورده

لبم کبود شده مشت از سنان خورده

 

همینکه با من‌ مظلوم قاتلت لج شد

میان حلقه زنجیر گردنم کج شد

 

گرفت حنجره ام‌حرفهام خس خس شد

ز تازیانه دو دستم شکست بی حس شد

 

سرنماز لگدهای بی هوا خوردم

چه فحش ها که من از بی نمازها خوردم

 

مقابل من لب تشنه آب میخوردند

گرسنه بودم و پیشم کباب میخوردند

 

زنان کوفه به عمه اشاره میکردند

لباسهای مرا پاره پاره میکردند

 

اراذل سر بازار شام را که نگو

و رقص های زنان روی بام‌ را که نگو

 

غریبه ای به خرابه سرک کشید پدر

چقدر قهقهه زد عمه را که دید پدر

 

اگرچه بعد تو دیگر شکست حرمت‌ ما

ولی نخورد زمین پرچم قداست ما

 

زمان غارت معجر خدا حجاب کشید

نگاه هیچ غریبه به موی ما نرسید

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/2 | 05:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


عمه ام می خواست یاری ام کند اما سنان

کعب نی زد !!گفت: هرکس کار خود را می کند ...

***

دختر خود خواه شامی آمد و از من گرفت

آن عروسک را که من از خیمگاه آورده ام

***

سراغت را پدر از شمر هر وقتی گرفتم، او

تشر می زد!!... برو تا گوش هایت را نبریدم




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/2 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین-روضه حضرت رقیه(س)


باز باید سر کنم با خاطرات اربعین

خاطرات گریه در صحن یل ام البنین

 

از مرور خاطراتش نیز لذت می برم

می نشستم رو به ایوان امیر المومنین

 

خوب یادم هست هر موکب که رفتم ،پهن بود

زیر پای زائرانت بالِ جبریل امین

 

با چه شوقی تاول پاهای خود را می شمرد

زائری که بود گویا با ملائک هم نشین

 

دسته دسته وارد کرب و بلایت می شدیم

گوئیا بودیم دستان خدا در آستین

 

این سفر تا کربلا ای کاش برگشتن نداشت

هاتفی می گفت با ما :فادخلوها خالدین

 

من تمام سال را با اربعینت زنده ام

ادعایی هم ندارم،  عاشقی یعنی همین

با زبان تازیانه هیچکس صحبت نکرد

در میان راه هر جایی که میخوردم زمین

 

 

 




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/2 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


باز امشب در دلِ بابا خودت را جا بده

در خرابه بوسه ای بر صورتِ بابا بده

 

بر همان صورت که جای زخم شمشیر است و سنگ-

دست هایت را بکش! دردانه را معنا بده

 

دست هایت را سپس بر روی پاهایت بکش

مرهمی بر التهابِ تاول پاها بده

 

گریه کن دردت به جانم! با تنور و خیزران

شعله ور کن! داغ، بر این ماتم عُظمی بده

 

جانِ آن مَشکی که جایِ آب، چندین تیر خورد

حاجتم را با عموجان؛ حضرت سقّا بده

 

جانِ هر کس دوست داری قسمتم کن کربلا

تا ابد سهم مرا اینگونه از دنیا بده

 

یارقیه(س) باز جاماندم بگو تکلیف چیست؟

یا براتم را بده یا اینکه صبرش را بده!

 

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/2 | 05:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


آن کوچه های شام ... بماند عزیز من

رفتیم بزم عام ... بماند عزیز من

افتاد همچو سیب ، سری از فراز نی

در بین ازدحام ... بماند عزیز من




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/2 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مجموعه‌ای از رباعی و دوبیتی با عنوان آغوشیه با موضوع :

حضرت رقیه(س)-شهادت


آغشته به خون کاش به دیدار نیاید

یا نیزه‌نشین بر سرِ بازار نیاید

در کنجِ خرابه همه گفتند: خدایا

ای کاش که دختر بغلی بار نیاید

****

بابای خوبم! کامِ تلخم را عسل کن

این بی‌قراری را به آرامش بدل کن

یک خواهش از تو دارم ای رأس بریده:

از روی نی پایین بیا من را بغل کن

****

بلبلِ خوش‌نوا شده خاموش

تک و تنها و مضطر و بیهوش

گریه می‌کرد و زیرِ لب می‌گفت:

پس چه شد قولِ بوسه و آغوش؟

****

تیره‌روزی شبیهِ شب دارم

من که "ام‌البکاء" لقب دارم

هم‌چنان بی‌قرار آغوشم

هم‌چنان بوسه‌ای طلب دارم

****

من اگرچه سه‌ساله‌ام، پیرم

دیگر از زنده‌بودنم سیرم

سخت دل‌تنگت ای پدر هستم

بغلم کن وگرنه می‌میرم

****

معنای این اندوهِ سنگین را بفهمید

بر دردهایش رمزِ تسکین را بفهمید

این روزها خیلی دلم تنگ رقیه‌ست

دختر بغل باید شود... این را بفهمید

****

به سینه درد و غم بسیار دارد

به روی چهره‌اش آثار دارد

برای جرعه‌ای آغوشِ بابا

چهل منزل فقط اصرار دارد

****

حدیثِ عشق را آغاز کن باز

پدرجان! دخترت را ناز کن باز

در این ویرانه خیلی گریه کردم

بیا آغوشِ خود را باز کن باز

****

روحی زلال و پاک چون آیینه دارم

داغی به قدرِ آسمان در سینه دارم

در انتظار بوسه‌ای بر روی ماهم

آغوش بگشا، حسرتی دیرینه دارم

****

از چشم، جای اشکِ ماتم، خون ببارم

من وارثِ اندوه و رنجی بی‌شمارم

روزی در آغوشِ پدر می‌آرمیدم

حالا به دامانِ بیابان سر گذارم

****

بی‌حرمتی در کوچه و بازار هم بود

تنها نه یک سیلی فقط، تکرار هم بود

وای از پریشانیِ رگ‌های بریده

آغوشِ آخر، آخرین دیدار هم بود

****

آن ظهرِ پر خوف و خطر یادم نرفته

آن نیزه‌دار خیره‌سر یادم نرفته

هرچند روی خارِ صحرا جان سپردم

نرمیِ آغوش پدر یادم نرفته

****

طفلک تمامِ هستی اش تاراج باشد

سینه سپر، سیلی خورِ امواج باشد

روزی نیاید کاش بابا روی نیزه،

دختر به آغوشِ پدر محتاج باشد

****

جای کبودی را به بابایش نشان داد

شرحی غم‌انگیز از جفای ساربان داد

افتاد سر در دامنِ طفلِ سه‌ساله

در التماسِ لحظه‌ای آغوش جان داد

****

پدر! بر تنم جای سیلی به‌جاست

بغل کن مرا، ورنه جانم فداست

برای کنیزی مرا می‌برند

بر این "ناروا" گر بمیرم، "رواست"

****

درمانِ من و دوای من باشد و بس

سوزِ دلِ بینوای من باشد و بس

ای شمر! بلند شو از آن جای بلند

آغوشِ پدر برای من باشد و بس

****

در خواب دیدم وعده ای داد و عمل کرد

با بوسه‌ای شیرین، دهانم را عسل کرد

اصلا اسیرِ دستِ نامردان نبودم

بابا خودش آمد مرا محکم بغل کرد

****

پایان شب‌های سیاه و تارم آمد

بابا: یگانه مونس و غم‌خوارم آمد

ای کاش من را سخت در آغوش گیرد

شاید دوباره خنده بر رخسارم آمد

****

تا آخرِ عمرم سیه‌پوشِ تو هستم

عالَم بداند من بلانوشِ تو هستم

تو روی نِی هستی و من هم در خیالم

بابا! فقط سرگرمِ آغوشِ تو هستم

****

حالی پریشان دارم و بشکسته بالی،

با من بگو کِی می‌رسد روزِ وصالی

در خواب دیدم: گرمِ آغوشِ تو هستم

من راضی‌ام، حتی به آغوشِ خیالی

 

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/2 | 05:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


از سمت خانه تا سر میدان حسینیه است

از کوچه تا تمام خیابان حسینیه است

زنجان و قم، شلمچه و مهران حسینیه است

تا مشهد الرضای خراسان حسینیه است

این‌روزها سراسر ایران حسینیه است

 

ما در خط امام حسینیم تا ابد

در هیأت امام حسینیم تا ابد

قدقامت امام حسینیم تا ابد

ما ملت امام حسینیم تا ابد

این سینه‌ها به عشق شهیدان حسینیه است

 

سر، می‌رود به خنجر و معجر نمی‌رود

دل از امام خویش جلوتر نمی‌رود

آزاده زیر یوغ ستمگر نمی‌رود

اسلام زیر بیرق کافر نمی‌رود

شکر خدا هنوز جماران حسینیه است

 

امسال سال سینه‌زنی‌های دیگری است

این جوشش و خروش هم از جای دیگری است

دنیا به جنبش آمده، دنیای دیگری است

فردای این حسینیه فردای دیگری است

از بوی یوسف است که کنعان حسینیه است

 

سمت اشاره‌ی شهدا پیش روی ماست

شور نجف به کرب و بلا پیش روی ماست

إنّ الحسین یجمعُنا پیش روی ماست

تا شوق رفتنیم، خدا پیش روی ماست

دریا همیشه در شب طوفان حسینیه است

 

فردای روشن وطنم! راه روشنم!

نقاشی شکفته، امید شکفتنم!

با عشق و با حماسه تو را رنگ می‌زنم

امروز قاب عکس بزرگی است میهنم

هرجا که روشن است و چراغان، حسینیه است 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/2 | 05:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


گوئیا بر جگر حضرت خاتم می‌زد

پدرم را جلوی عالم و آدم می‌زد

بعد آن‌روز دگر خواب ندارم بابا

لب تو پاره شده آه چه محکم می‌زد

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/2 | 05:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی-زیارت اربعین


هر نفس هر دم برایت سینه خواهم زد حسین

در نشاط و غم برایت سینه خواهم زد حسین

 

از منِ عاشق اگر باشد، به رسم نوکری

روز محشر هم برایت سینه خواهم زد حسین

 

سال ها دست مرا محکم گرفتی...دستِ کم

سال ها محکم برایت سینه خواهم زد حسین

 

اربعین پای پیاده از نجف تا کربلا

پای هر پرچم برایت سینه خواهم زد حسین

 

از تصور کردنش هم سخت می ترسم...مگو

روزگاری کم برایت سینه خواهم زد حسین

 

در نجف در کربلا در کاظمین و سامرا

در همه عالم برایت سینه خواهم زد حسین




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/31 | 09:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی-شب سوم


بسته شد روز ازل قول و قرارم با حسین

شکر لله!شد مبارک روزگارم با حسین

 

سینه زنها یا ز نسل جون یا که قنبرند!

خیر دیده قرنها ایل و تبارم با حسین

 

من گنهکارم! قبول!اما میایم روضه اش

شک ندارم آخرِ سر رستگارم با حسین

 

هرکجا که میروم مردم سلامم میکنند

پیش مردم اینهمه بااعتبارم با حسین!

 

کربلا یعنی هرآنجا که سلامش میکنند!

السلام ارباب!حالا همجوارم با حسین

 

روضه رفتن های ما تجدید بیعت کردن است

روضه روضه دستِ بیعت میفشارم با حسین

 

حاجت من را نداده!ناز شصتش که نداد

بهر حاجت ها مگر من‌کار دارم با حسین؟!

 

دوست دارم مرگ را،چون‌ وقت مرگم میرسد

کیف دارد لحظه های احتضارم با حسین

 

اول ایمان حسین و اخر ایمان حسین

من فقط سر را به سجده میگذارم با حسین

 

دخترش هم سوخته هم زخمی و هم بی‌کس است

آمدم در روضه اش حالا ببارم با حسین 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/31 | 09:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


دل را که بی گدار به دریا نمی زنند

هرکس پدر نداشت که او را نمی زنند

 

قلبی که زخم بی پدری را چشیده است

بر آن نمک برای مداوا نمی زنند

 

دختر اگر به فرض که تنبیه هم شود

او را دگر شبیه پسرها نمی زنند

 

بی جرم و بیگناه یتیمی سه ساله را

پای برهنه در دل صحرا نمی زنند

 

جرمش مگر چه بود؟ فقط گفتن حسین

یک طفل را بخاطر بابا نمی زنند

 

در قلبتان چقدر مگر کینه علی ست؟!

هرکس شود شبیه به زهرا، نمی زنند

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/31 | 09:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


طفلم اما غم نهان دارم

در دلم درد بیکران دارم

 

خاطرات بدی ز بزم شراب

شکوه از چوب خیزران دارم

 

طفلم اما شبیه پیرزنان

موسپیدم قد کمان دارم

 

سایه ات کم نشد دمی ز سرم

از سرت باز سایبان دارم

 

سرت از دست خصم میگیرم

تا کمی در بدن توان دارم

 

جای تو نیست بین تشت طلا

بر سرت جای به از آن دارم

 

جای خوش کن به دامنم بابا

بقلم کن هنوز جان دارم

 

ای فدای لب ترک ترکت

بر لبت اشک بی امان دارم

 

جای سالم نمانده در بدنم

درد جانسوز استخوان دارم

 

رفتی و خیمه ها به یغما رفت

گله از دست ساربان دارم

 

اصلا از دخترت خبر داری

که چرا بر رخم نشان دارم؟

 

دست وپا گیر خواهرت بودم

خجلت از روی عمه جان دارم

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/31 | 09:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


در لطافت بی‌نظیر و در صفا دریایی‌اند

راست گفته، هر که گفته: دختران بابایی‌اند

 

بی نوازش های بابا چشمشان را خواب نیست

شامگه در انتظار بوسه و لالایی‌اند

 

صاف و ساده، غرقِ زیبایی، پر از احساسِ خوب

دختران دارای روح و طینتِ زیبایی‌اند

 

صاحب دختر فقط باید شوی تا بنگری،

این فرشته سیرتان، روی زمین، غوغایی‌اند

**

کنجِ ویران، دختری می‌سوخت در داغِ فراق

راست گفته، هر که گفته: دختران بابایی‌اند

 

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/31 | 09:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت-دودمه


کوری چشم یزید و شامیان خیره سر 

 ای پدر جانم پدر

گوشه‌ی ویرانه را کردم حسینیه پدر

ای پدر جانم پدر

***

جای من را اربعین خالی کنید ای زائران 

دست حق همراهتان

جای من گویید  ذکر یاحسین برسر زنان

دست حق همراهتان

 

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/31 | 09:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


با آتش خیمه، تن اهل حرم سوخت

بابا کجا بودی، نبودی معجرم سوخت

 

از داغ هجرانت، چهل منزل، شب و روز

آن قدر گریه کرده ام، پلک ترم سوخت

 

دیدی حمیده، دختر هم بازی من

در زیر سم اسب ها، پشت حرم سوخت

 

هر بار نامت را به لب با گریه گفتم

با ضرب سیلی، عمه جانم در برم سوخت

 

دیگر توان پر گشودن هم ندارم

از بس مرا زجر حرامی زد، پرم سوخت

 

جوری لگد زد، خاطرات هر سه سالم

آتش گرفت و آیه های کوثرم سوخت

 

ضرب لگد، سیلی و سنگ و خار و آتش

بعد از عمو عباس، کلّ پیکرم سوخت

 

دارم خبر، در خانه ی خولی سرت سوخت

داری خبر از آتش خیمه سرم سوخت؟

 

وقتی سرت را بر درختی بسته دیدم

آتش گرفتم آن چنان خاکسترم سوخت

 

بر ما اشاره کرد مرد سرخ مویی

خیلی اهانت کرد، قلب خواهرم سوخت

 

بالشت من سنگ است وقتی دامنت نیست

دنیا دلش بر وضع زار بسترم سوخت

 

از سوز سرمای شب و گرمای روزش

کنج خرابه، استخوان لاغرم سوخت

 

بس که گرسنه مانده ام، سرگیجه دارم

از بس نخوردم آب، زخم حنجرم سوخت

 

شعر وصال من... رگ خشک گلویت

بوسیدم آن گونه که بیت آخرم سوخت

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/31 | 09:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


پس از تو دام بلا قسمت کبوتر شد

کبوترِ سرِ دوشت پرید و‌ پرپر شد

 

بجای ناز کشیدن کشید مویم را

کسی که بعد عمو شیر شد دلاور شد

 

تمام راه به من نان خشک میدادند

زبس که دختر تو روزه داشت لاغر شد

 

صدا زدم ابتا! زجر زد بصورت من!

حریف من نشد و سیلی اش مکرر شد

 

شلوغی سر بازار دخترت را کشت

چه چشم های بدی! عمه سوخت مضطر شد

 

لبم فدای لب تو! سرم فدای سرت

که هرچه شد به من زار باتو بدتر شد

 

خبر بده به نجف! شام‌را به هم‌زده ام

نگو رقیه!رقیه علی دیگر شد

 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/31 | 09:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مجلس یزید ملعون


علویات گرفتار یزیدند حسین!

با چه زجری دم این کاخ رسیدند حسین!

 

صندلی بود ولی یکسره سرپا بودند

ایستادند و زپا درد بریدند حسین

 

دخترانت همگی برلبشان مشت زدند

آه اینها مگر از دور چه دیدند حسین؟!

 

یک نفر حرف زد و چند نفر غش کردند

حرفهای بدی انگار شنیدند حسین

 

پیش چشمه همه شلاق به زینب میخورد

تکیه گاه حرم افتاد و خمیدند حسین

 

منبری رفت به منبر و علی را سَب کرد

نیمه جان پای همین دردِ شدیدند حسین

 

خطبه خواندند و ورق جانب مولا برگشت

آبروی همه را خوب خریدند حسین




✔️ موضوع : كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/29 | 04:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

کاروان اهل بیت(علیهم السلام) در شام


آورده است بوی تو را کاروان به شام

پیچیده عطر واعطشای تو در مشام...

 

هفتاد و یک ستاره که بر نیزه رفته‌اند،

صف بسته‌اند پشت سر تو به احترام...

 

تو مرگ را به سُخره گرفتی و دیگران

دلخوش به دینِ بی‌خطرند و مقام و نام

 

طولی نمی‌کشد که جهان بشنود که نیست

حجّی قبول‌تر ز همین حجّ ناتمام

 

آن‌قدر دور نیست که دستی به انتقام

تیغ تو را دوباره برون آرَد از نیام

 




✔️ موضوع : كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/29 | 03:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود کاروان اهل بیت(ع) به شام


بازارِ شام و بغضِ ناب ای وای زینب(س)

یک عدّه نامردِ خراب ای وای زینب(س)

 

سرهای روی نیزه چوب و سنگ میخورد

با هلهله محض ثواب ای وای زینب(س)

 

اشک و هراس ِ بچّه های دست-بسته

ذکر لبِ بی بی رباب(س) ای وای زینب(س)

 

یک عدّه غرق پایکوبی پایِ نیزه

با عشوه و با آب و تاب ای وای زینب(س)

 

کف میزدند و بود پرچم های رنگی

در دستِ چندین بی حجاب ای وای زینب(س)

 

بینِ شلوغی رد شدن سخت است خیلی

سخت است! دارد اضطراب! ای وای زینب(س)

 

با داغِ دل شد ساکنِ ویرانۂ شام

بی سایبان، در آفتاب ای وای زینب(س)

 

چشم یزیدِ هرزه(لع) و کاخی چراغان...

شد واردِ بزم شراب ای وای زینب(س)!

 




✔️ موضوع : كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/29 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
بسم رب الحسین(ع)

این دشـت با ارادهٔ زینـب اداره شـد

در دست جبر اوست همه اختیارها


جهت دسترسی آسان تر به اشعار مناسبت های این ایام از لینک های زیر استفاده نمایید:


                                        
   
                                  
 
                                  
                  
                                  


https://telegram.me/hosenih



https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام و ایتا   hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      




✔️ موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، تابلو اعلانات حسینیه،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/29 | 09:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


عمریست در عزای شما گریه می کنیم

 از کودکی برای شما گریه می کنیم

 

 سوز شما به نوحه ما شور می دهد

 انگار با نوای شما گریه می کنیم

 

 بوده است چون که خلقت ما از گل شما

 با آب دیده های شما گریه می کنیم

 

 شادیم با شما و غمینیم با شما

 در روضه پا به پای شما گریه می کنیم

 

 چشمان ما و گریه برای شما کجا

 شک نیست با دعای شما گریه می کنیم

 

 آن روز پیش خصم نمی شد که گریه کرد

 امروز ما به جای شما گریه می کنیم

 

 گفتید اشک ماست چو مرهم به زخمتان

 با نیت دوای شما گریه می کنیم

 

 این دست ما نبود که مجنونتان شدیم

 گشتیم مبتلای شما گریه می کنیم

 

 وقتی خدا برای شما گریه می کند

 همراه با خدای شما گریه می کنیم

 

 دل های ما از آن که زمین گیر کربلاست

 همواره در هوای شما گریه می کنیم

 

 از روی نی نوای شما را شنیده ایم

 بر داغ نینوای شما گریه می کنیم

 

 ای کشته های اشک خدا خونبهایتان

 تا جان شود فدای شما گریه می کنیم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-كوفه


چو موی یار پریشان شدیم بعد از تو

شکسته، خَسته و حیران شدیم بعد از تو

 

تو زیر سم ستوران کوفه اما ما

سوار ناقه عریان شدیم بعد از تو

 

میان خیمه آتش گرفته لرزیدیم

درون شعله هراسان شدیم بعد از تو

 

زمان غارت معجر دلم شکست حسین

میان خلق نمایان شدیم بعد از تو

 

دلم کنار تن پاره پاره ات بود و

روانه سوی بیابان شدیم بعد از تو

 

به کوفه ای که شد آباد دست بابایم

چقدر بی سر وسامان شدیم بعد از تو

 

میان مجلس ابن زیاد محو تو و

شکوه آیه قرآن شدیم بعد از تو

 




✔️ موضوع : كاروان اسرا در کوفه،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-کوفه


دست منو زنجیر ،فکرش را نمی کردم

چه زود گشتم پیر، فکرش را نمی کردم

 

بالای تل بودم خودم دیدم که شد خنجر

باحنجرت درگیر، فکرش را نمی کردم

 

من باتو بودم بی تو از عمرِ بدون تو...

...اینقدر باشم سیر ! ، فکرش را نمی کردم

 

مسمار و پهلو و غلاف و شعله را دیدم

اما گلو و تیر، فکرش را نمی کردم

 

دیدم برادر اصغرت را پیش چشمانت

تیری گرفت از شیر، فکرش را نمی کردم

 

بی دست شد سقا و پرچم بر زمین افتاد

آن دستِ پرچم‌گیر،...فکرش را نمی کردم

 

تا بود عباسم کنارم، شمر می لرزید

حالا که گشته شیر، فکرش را نمی کردم

 

شمشیر بالارفت و پایین آمد و اکبر...

مُردم از آن تصویر،فکرش را نمی کردم

 

در کوچه های کوفه در پیش کنیزانم

خیلی شدم تحقیر،فکرش را نمی کردم

 

خوابی که دیدم در زمان خردسالی ام

با اینکه شد تعبیر،فکرش را نمی کردم

 

حالا فقط من ماندم و رأس تو بر نیزه

ای وای از این تقدیر،فکرش را نمی کردم




✔️ موضوع : كاروان اسرا در کوفه، در مسیر کوفه و شام،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


می‌رسند از راه غم‌ها، تا زمین‌گیرت کنند

سنگ‌ها با طعنه‌هاشان بیشتر پیرت کنند

 

مثل چشمت آیه آیه سوره ی مریم گریست

با نخستین واژه‌اش وقتی که تفسیرت کنند

 

سخت بود اینکه تمام راه در غربت گذشت

سخت‌تر اینکه تمام شهر تکفیرت کنند

 

سهم آن‌ها آه و نفرین تو شد می‌خواستند

با کمی خرما و نان از زندگی سیرت کنند

 

«ما رأیت و...» گفتی و جنگ نگاهت شد جمیل

چشم‌ها باید فرار از برق شمشیرت کنند

 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


غمی از سینه ام نزد بیرون هر چه بر سر زدم هیاهو را

مردگان مرا صدا بزنید ،آه ای ضجه های عاشورا

 

اگر اینگونه شاد می گریم همه از برکت مصیبت اوست

همه از یمن این عطش ،که زده ست ،رگ بارانیِ فراسورا

 

قطره قطره اسیر واشدنم  ،شعله شعله شهیدم از حسرت

روضه ی تشنه ای درون سرم،موبه مو خوانده راز گیسو را

 

به غزلهای تشنه مانده قسم،به خدایی که اینچنین زیبا

به ظرافت نشانده در دلِ هم،نیزه و سینه ،تیر و ابرو را

 

که من از چشم بادها دیدم ،شعله در خیمه ی حرم می سوخت

خواهری در پی برادر تا....لحظه ی سر بریدنِ اورا...

 

ونبیند به غیر زیبایی،خواهری دلشکسته،خسته،اسیر

وقتی از کودکی چنین دیده ست،داغ دیوار و میخ و پهلو را

 

غمی از سینه ام نزد بیرون هر چه بر سر زدم هیاهو را

مردگان مرا صدا بزنید ،آه ای ضجه های عاشورا

 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دیده بگشا که ز دوریِ شما خسته شدم

آمدم ناله کنم یار بیا خسته شدم

 

سر به زیر آمده ام تا که بگویم به شما

از گناهان زیادم بخدا خسته شدم

 

خواستم نوکر مخلص بشوم حیف نشد

دیگر از نفسم و این عُجب و ریا خسته شدم

 

اشتباهی که ز من سر زده را باز ببخش

یاری ام کن همه عمرم، همه جا، خسته شدم

 

ای حبیبم تو فقط از دل من با خبری

وا کن امشب گره ی کار مرا خسته شدم

 

شهرمان رنگ تو را کم به خودش دیده و من

دیگر از شهرم و این حال و هوا خسته شدم

 

تا به کِی رو بزنم پیش تو و گریه کنم

یک نگاهی بکن آقا به گدا خسته شدم

 

باز هم جا نشدم بین گدایانِ حرم

پس نپرسید ز حالم که چرا خسته شدم

 

این همه سینه زدم مزد مرا هم بده و

راهی ام کن حرم کرببلا خسته شدم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دلگیرم از حالِ خودم دلگیر! مدتهاست

بر گردنم افتاده یک زنجیر مدتهاست

 

از گنبد فیروزه ای پُل میزنم تا تو

در ذهن؛ جا خوش کرده این تصویر مدتهاست

 

رفته ست از یادم که باید «منتظر» باشم

از چشم من افتاده این «تعبیر» مدتهاست

 

جای عبادت معصیت شد کار هر روزم

شد آفتِ جان من این تقدیر! مدتهاست-

 

آسوده خاطر اشکهایت را درآوردم

با چشم های هرزه... با تزویر مدتهاست

 

در دستهایت با چه حالی میزند ضجّه؛

پروندۂ اعمال ِ پُرتقصیر مدتهاست...

 

برگرد جانِ هر کسی که دوستش داری

بیچاره ام کرده ست این تأخیر مدتهاست

 

من دوستت دارم، نگاهم کرده ای قطعاً

هستم اگر با نفْس ِ خود درگیر مدتهاست!

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دارد دوباره رنگ می بازد حنایم

پس با چه رویی سوی تو آقا بیایم

 

دریا تویی، مولا تویی، آقا تویی تو

من دست خالی آمدم، آقا ... گدایم

 

راه گلویم را دوباره بغض بسته

آقا ببین که در نمی آید صدایم

 

دستی بکش بر این دل غربت گرفته

شاید کمی آرام گردد دردهایم

 

پشتم به تو گرم است، از من رو مگردان

من بی تو مثل کودکی بی دست و پایم

 

آقا زمین خورده دوباره نوکر تو

فکری به حالم کن که مشغول هوایم

 

این حرف ها، از روی دلتنگی است آقا

بدجور دلتنگ اذان کربلایم

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


برلبم دارم سلامت یوسف زهرا سلام

چشم من بی آنکه بیند، آن رخ زیبا سلام

 

دل خوشم بر مستحبی که جوابش واجب است

آشنایی که غریبی می کنی با ما سلام

 

آل یاسین خوانِ ارکان ظهورت گشته ام

پا بنه بر دیده، پاسخ گو سلامم را سلام

 

بین مردم هر سلامی را سلامت در پی است

چشم بد دور از شما جانت سلامت با سلام

 

نه فقط جمعه که هر روزم شروعش با شماست

روبه قبله هر نمازم می شود آقا سلام

 

به عمویت رفته ای در قد و قامت ای عزیز

کی شود چشمم دهد بر آن قده رعنا سلام

 

در مدینه یا نجف یا جمکران یا مشهدی

یا عراقی در زیارت بر شما آنجا سلام

 

یاد ماهم باش وقتی می دهی در کربلا

بر شهید تشنه لب، بر زینب کبری سلام

 

یاد ما کن در زیارت خواندنِ ناحیه ات

می دهی وقتی برآن قربانی تنها سلام

 

در فرازی که سلامت می رسد بر جسم او

بی کفن افتاده پاره پاره در صحرا سلام

 

یا درآنجا که نشسته، قاتلش بر سینه اش

می دهی بر خواهرش بر مادرش زهرا سلام




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 565 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات