حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


یاس حساس است از گل های دیگر بیشتر

پس همیشه می شود در باد پرپر بیشتر

 

هر چه هیزم پشت در می سوخت با بادی شدید

کوچه از بوی گلی می شد معطر بیشتر

 

در سقیفه بود یا نه حتم دارم بعد از آن

داده شد در کوچه ها مزد پیمبر بیشتر

 

میخ و آتش هر دو بر در بود، پس با این حساب

هر چه از دیوار بد دیدیم از در بیشتر

 

با سه آیه خوب تا کردند تا ثابت کنند

حکمتی دارد نشد آیات کوثر بیشتر

 

کاش می دانست آن بادی که در کوچه وزید

یاس حساس است از گل های دیگر بیشتر




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س) مدح-اجتماعی سیاسی


عاشق شده است دانه به دانه هزار بار

دل خون و سینه چاک و برافروخته انار

 

فریاد بی صداست ترک های پیکرش

از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار

 

پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان

بسته حنا به پینهء دستان شاخسار

 

در سرزمین گرم،انار آتشین شود

یاقوت را می آورد آتشفشان به بار

 

با دست خود به حوصله پنهان نموده است

یک دانه از بهشت در او آفریدگار

 

آن میوه ای که ساخته تسبیحی از خودش

شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار

 

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود

چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار

 

آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است

در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار

 

نامی که داده است به زن قیمتی دگر

نامی که داده است به مردان هم اعتبار

 

آن نام را می آورم ،اما نه بی وضو

دل را به آب میزنم ،اما نه بی گدار

 

جبر آن زمان که پشت در خانه اش نشست

برخاست آن قیامت عظمی به اختیار

 

رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل

گویی محمد است به معراج رهسپار

 

شد عرصه گاه تنگ ،ولی ماند پشت در

چون ماندن علی به اُحد ماند، استوار

 

برگشت زخم خورده ،ولی فاتح نبرد

چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار

 

در خون خضاب شد تن یاران بعد از او

آنها که نام فاطمه را میزنند جار

 

من از کدام یک بنویسم که بوده اند

حجاج ها به ورطه ی تاریخ بی شمار

 

آنها که با غرور نوشتند ساختیم

دریاچه های احمری از خونِ این تبار

 

از کربلا به واقعهٔ فَخ رسیده ایم

از عمق ناگوار ترین ها به ناگوار

 

محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت

از استخوان فاطمیان چوبه های دار

 

بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم

محکوم می کند حسنک را به سنگسار

 

در لمعة الدمشقیه جاریست همچنان

خون شهید اول و ثانی چون آبشار

 

اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه

نام علیست روی لبِ شیعه آشکار

 

بیت از هلالی جُغتایی نشسته است

از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار:

 

 جان خواهم از خدا نه یکی،بلکه صد هزار

تا صد هزار بار بمیرم برای یار

 

فرق است ، فرق فاحشی از حرف تا عمل

راه است ، راه بی حدی از شعر تا شعار

 

اینک مدافعان حرم شعله پرورند

تا در بیاورند از آن دودمان دمار

 

با تیغ آبدیده ای از نوع اعتقاد

با اعتقاد محکمی از جنس ذوالفقار

 

زهراست مادر من و من بی قرار او

آن نام را می آورم آری به افتخار

 

آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز

پیغمبران پیاده می آیند و او سوار

 

فریاد می زنند که سر خم کنید، هان

تا از صراط بگذرد آیات سجده دار

 

هرجا نگاه می کنم آنجا مزار اوست

پنهان و آشکار چنان ذات کردگار‌

 

اینها که گفته ایم یکی بود از هزار

اما هنوز شیعه مصمم،امیدوار...

 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


زینب! مبـاد شکـوه ز بـی‌مادری کنی

آمـاده بـاش تـا کــه پدرپروری کنی

با مرگ من چو روز علی تیره می‌شود

بایـد بـر او بسـوزی و روشنگری کنی

آنسـان که مادرت به نبی مادری کند

بایـد تــو از بـرای علـی مادری کنی

من دیده‌ام زبان علی در دهان توست

بایـد تـو بـا زبـان علی، حیدری کنی

مـن کوثـر محمّـد و تو کوثر علی!

آری تـو را سـزد کـه بـر او کوثری کنی

مگذار تا حسین روَد تشنه لب به خواب

بیـدار بـاش تـا کـه بر او ساغـری کنی

از قتلگه گرفته الـی مجلس یزیـد

بایــد تــو بـر حسیـن، پیام‌آوری کنی

من پای کرسی سخنت می‌کنم جلوس

وقتی به شهر شام، سخـن‌گستری کنی

فریــادزن، خــروش برآور، سخن بگو!

آنسـان کـه از رسـول خدا دلبری کنی

«میثم» بگیر درس ولایت ز فاطمه"

خواهـی اگــر بـرای علی شاعری کنی 




موضوع: بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


تیر غربت آمد و قلب کبوتر زخم شد

 آن چنان افتاد که هم بال هم پر زخم شد

 

 پیش چشم کودکی معصوم مادر را زدند

 پیش چشم کودکی پهلوی مادر زخم شد

 

 ضربه جوری بود که پهلوی مادر جای خود

 غیر پهلو لااقل صد جای دیگر زخم شد

 

 من تصور می کنم از شدت برخوردها

 هم نوک مسمار هم دیوار هم در زخم شد

 

 فضه می داند!! ولی من پیش بینی می کنم

 از جراحات تنش یک عمر بستر زخم شد

 

 بعد مادر زخمها ارثیه دختر شدند

 بعد مادر قلب دختر صد برابر زخم شد

 

 از غم گودال از داغ برادر زاده ها

 از تن عریان و بی جان برادر زخم شد

 

 آه از آن ساعت که با یک خنجر کند آمدند

نانجیب آنقدر زد تا اینکه خنجر زخم شد

 

ده نفر با نعل تازه آمدند و تاختند

 ظاهراً بیش از صد و ده بار پیکر زخم شد

 

 خواهرش آنقدر سر را برفراز ناقه زد

ناقه هم از شدت برخورد با سر زخم شد...




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


زینب ای نور دوچشمان ترم

یک دمی بنشین کنار بسترم

 

اخرین ساعات عمرم شد دگر

می روم جنت به دیدار پدر

 

عزم رفتن سوی جنت می کنم

زینبم با تو وصیت می کنم

 

بعد مادر بانوی این خانه ای

بانوی این خانه و کاشانه ای

 

داغ می بینی زپشت یک دگر

هم حسین وهم حسن داغ پدر

 

ازبرای هر کدام ای جان من

دخترم اماده کردم من کفن

 

گرچه از هجران دوچشمانت تر است

اولین خلعت برای مادر است

 

بعد مادر میشوی دل منجلی

این کفن هم هست از بهر علی

 

قلب زارت گر چه لبریز بلاست

اخرین خلعت برای مجتباست

 

دل غمینم زینبم از این بلا

بی کفن باشد شهید کربلا

 

از غم او عالمی در شور وشین

دل بسوزد بر غریبی حسین

 

بی کفن عطشان بیفتد روی خاک

اربا اربا غرق در خون چاک چاک

 

از غم او گرچه در تاب وتبم

مادری کن بر حسینم زینبم

 

راس پاکش میرود بر نیزه ها

میشود جسمش کفن با بوریا

 

از غم او قامت عالم خمید

خاک پای فاطمیون شد سعید




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


فاطمه ای ڪه بر رُخَش،ماه سجود میڪند

یاڪه ثناومدح او,، رَب ودود میڪند

 

همان حبیبه ی خدا، ڪه حق به یڪ اشارتش

زیرو زبَر زخشم او، بودونبود میڪند

 

پشت نماز او زند، صف سپه ملائڪه

فاطمه چون قیام ڪرد، عرش قعود میڪند

 

ڪارتمام انبیاء،جلوه ی نوراولیا

ازگُل روی فاطمه،جمله نمود میڪند

 

زان دم روح پرورش ،زنده مسیح از دمَش

وز نفسش فرشته بو، عطر وجود میڪند

 

دردوغم ارفزون. شود،خواه مدد زفاطمه

درد ز سینه میپرد،غصه فرود میڪند

 

خیل فرشته ومَلَڪ، به عشق صاحب فدڪ

جان بفدای گُلرخ، یاس ڪبود میڪند

 

هرڪه به دل ولای او،داشت واز برای او

جان بدهد به قله ی، عشق صعود میڪند

 

اوست ڪه جبرئیل شد، خادم آستانه اش

بعدنبی به فاطمه، گفت وشنود میڪند

 

حال رواست ناڪَسی،به پای درب خانه ای

ڪه جبرئیل خادم است،آتش و دود میڪند

 

فاطمه جان به هرنفس،مدح تو میڪند جواد

گه دمِ نوحه سردهد،گاه سرود میڪند




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


کوه غمی بی حساب روی سر افتاده بود

خانه ی وحی خدا،در شرر افتاده بود

 

دومی بی حیا لگد به در می زدو

مرغ زمین خورده بی  بال و پر افتاده بود

 

به سینه ی همسرم رفت فرو میخ در

فاطمه در موج خون،غوطه ور افتاده بود

 

بس که در خانه را فشار داده،شکست

امید من یار من زیر در افتاده بود

 

با که بگویم همه از روی در رد شدن

جان عیال علی در خطر افتاده بود

 

پشت در سوخته شد سپر من ولی

خود وسط کوچه ها بی سپر افتاده بود

 

مگر به کوچه زن حامله را می زنند

آه که از نخل دین،برگ و بر افتاده بود

 

برگ و بر این درخت محسن ششماهه بود

که له شده روی خاک،از شجر افتاده بود




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم-هجوم به بیت ولایت


دانی ز چه رو سرشک، مأنوس علی است؟

یا آه چرا به سینه، محبوس علی است؟

یک مرد نبود تا بگوید: نامرد!

این زن که تو می‌زنیش ناموس علی است




موضوع: كوچه بنی هاشم،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


گفتم این اشک که مرهم بشود حیف نشد

مرهم آتشِ قلبم بشود حیف نشد

 

مادرم گفت نگو ،  سوختم از خاموشی

زینب ای کاش که مَحرم بشود....حیف نشد

 

فدک  و خانه‌ی امن و جگری بی آتش

گفتم ای کاش که با هم بشود حیف نشد

 

رفته بودیم بیاییم  مگر مادرمان

ذره‌ای راحت از این غم بشود حیف نشد

 

هرچه کردم به کناری بروند و برویم

راهی از کوچه فراهم بشود حیف  نشد

 

خواستم چادرِ مادر نخورَد خاک که خورد

جایِ او قامتِ من خم بشود حیف نشد

 

خواستم نشکند آنروز غرورم که شکست

مانع آنهمه ماتم بشود حیف نشد

 

کوچه‌اش سنگ و دلش سنگ و دو دستش سنگین

خواستم ضربت او کم بشود حیف نشد




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خواست خاموش کُنَد دور و بَرَش را که نشد

پشتِ در جمع کُنَد بال و پَرَش را که نشد

 

در آتش زده شد ضربدرِ ضربه‌ی پا

خواست تا دفع کُنَد ضربِ دَرَش را که نشد

 

تاکه در خورد به او دادِ علی در آمد

هرچه او کرد نفهمد اثرش را که نشد

 

آتش ، جمعیت ، داد ، در ، دود ، علی

خواست از اینهمه گیرد خبرش را که نشد

 

خم شده تا نرسد بر پسرش زخمی تیز

تا به گهواره ببیند پسرش را که نشد

***

تاکه فهمید کشیدند علی را بُردند

رفت با دست بگیرد کمرش را که نشد

 

تا به مسجد برسد آنقدری راه نبود

رفت... بستند مسیرِ گذرش را که نشد

 

قنفذ آمد نگذارد برسد تا مسجد

تا مغیره شکند بال و پَرَش را - که نشد

 

گرچه او رد شد و تا خانه علی را آورد...

خواست پنهان بکند زخمّ سرش را که نشد




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-دودمه


تا تو سر بالا بگیری با سر اُفتادم زمین

یا امیرالمؤمنین

 

یک تنه هستم سپاهت تا وداع آخرین

یا امیرالمؤمنین




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 01:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ...

... غم نخور ... می رسد امداد به امّید خدا

 

چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده

عقده ها می شود آزاد به امّید خدا

 

دل ما که به خدا تنگ شده، منتظریم

تا که از ما بکند یاد به امّید خدا

 

با دعای «فرج» و «ندبه» ی او مأنوسیم

کِی اثر می کند «اوراد» به امّید خدا ؟

 

باید از گندم بد بوی گنه دور شوم

تا شوم یار قلمداد به امّید خدا

 

گِره از کار گِره خورده ی ما باز شود

فرصتی می شود ایجاد به امّید خدا ...

 

... که به دست پسر فاطمه بوسه بزنیم

یک به یک با همه اولاد به امّید خدا

 

خبر آمدنش را همه جا پخش کنید

می رسد لحظه ی میعاد به امّید خدا

 

منتقم می رسد و روز ظهورش حتماً

می شود فاطمه دلشاد به امّید خدا

 

حرم خاکی خورشید و قمرهای بقیع

عاقبت می شود آباد به امّید خدا

 

مثل مشهد وسط صحن بقیع نصب کنیم ...

... دو سه تا پنجره فولاد به امّید خدا

 

لذتی دارد عجب تا که به ما می گوید:

آفرین! دست مریزاد! .... به امّید خدا ...

 

.... وعده ی بعدی ما «شارع بین الحرمین»

دم بگیریم همه با «لک لبّیک حسین»




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


بیا محله ی غم کوچه ی بنی هاشم

به پای دل بروم کوچه ی بنی هاشم

 

بیا که راوی غم های مادرت باشی

بیا قدم به قدم کوچه ی بنی هاشم

 

بیا که با تو مگر فاطمیه پر شود از

کتیبه پرچم علم کوچه ی بنی هاشم

 

بیا که روضه بخوانی مگر به خود بیند

نوای نوحه و دم کوچه ی بنی هاشم

 

بقیع را کنی آباد و منتهی بشود

به درب صحن حرم کوچه ی بنی هاشم

 

قد رشید تو را از مصیبتش بکند

شبیه فاطمه خم کوچه ی بنی هاشم

 

خلاف میخ در شعله ور شده سرد است

هم آه فاطمه هم کوچه ی بنی هاشم

 

گمان کنم که شبیه تو هم خبر دارد

ز چشم کرده ورم کوچه ی بنی هاشم

 

برای غربت حوریه می خورد سوگند

به گوشواره قسم کوچه ی بنی هاشم

 

چقدر خون به دل شیعه کرد عرض کمش

همین محله ی غم کوچه ی بنی هاشم




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


یابنَ الحسن، ما هر چه داریم از شما داریم

پس هر چه ما داریم، بر پای تو بگذاریم

 

هر داغ و دردی در رهِ عشق شما زیباست

واللهِ دست از دامنِ تو بر نمیداریم

 

رخصت بده جانِ جهانی را رها سازیم

از دشمنِ پَستی که با تو مشترک داریم

 

ایران تماماً سرزمینِ مادرت زهراست

ما خاکِ خود را دستِ صاحب مِلک بسپاریم

 

چیزی نداریم از خود، ای صاحب لوای دین

دنیای خود را پای دین، چون ابر میباریم

 

خونی که در رگهای ما جوشد، ز گودال است

این خون و این جان هدیه اَت، ما نذرِ دلداریم

 

ما مالِ تو ، تو مالِ ما، هشتاد میلیون نَه

ما یک جهان قاسم سلیمانی سپهداریم

 

ما دولتِ زهرای اطهر، امتِ حیدر

اهلِ جهاد، اهلِ شهادت، اهلِ ایثاریم

 

هرگز بخواب غفلت و عزلت نمیمانیم

پشتِ سر رهبر بصیرت دار و بیداریم

 

وقتِ سکوت، از ما کلامی نشنود دشمن

وقتِ جهاد، از آسمان مانندِ رگباریم

 

روزی شبیهِ ذوالفقارِ در غلافستیم

روزِ دگر شمشیر برّانِ علمداریم

 

امروز یک تَن نیستیم ای حیدرِ دوران

یک امتِ واحد برای نسلِ کراریم

 

نسلی پُر از همت، پُر از احمد، پُر از قاسم

نسلی پُر از میثم، پُر از مالک و عمّاریم

 

دشمن شود با عزممان از منطقه اخراج

با لشکرِ فرعون، چون موسای رهداریم

 

سرمایه ی شور حسینی، هدیه ی زهراست

با فاطمیه پرچمِ دین را نگهداریم

□ □ □

یکبار سیلی خورده مادر ، تا قیامت بس

دیگر امامِ خویش را بی یار نگذاریم

 

دیگر قضایای فشار در نخواهد شد

زیرا هنوزم، ناله دار از زخمِ مسماریم

 

از پشتِ آن در ، تا مسیر کربلا ، تا قدس

لشکر به لشکر، صف به صف، زهرای بسیاریم

 

دیگر علی را ریسمان بسته نخواهی دید

تا پای جان، پای علی، همواره هشیاریم

 

دیگر مصیبت بر یتیمانِ علی سخت است

مثلِ تو ما هم، در غمِ مادر عزاداریم




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


به خواب غفلت خویشم!  زهم پاشیده سامانم

من بیچاره یک عمرست     اسیر این زمستانم

 

به سمت این و آن بردم  نگاهم را ولی افسوس

تورا دیگر نمیبینم!  چه سنگین است تاوانم!

 

خجالت میکشم اقا    بگویم شیعه ات هستم

اگر اذن شما باشد    بگویم از محبانم

 

برایم گریه ها کردی! ولی من فکر خود بودم!

پرشانم شدی العفو     نفهمیدم! پشیمانم!

 

من آلوده را آخر    چرا تحویل میگیری؟!

چه دیدی از من آخر که    خودم حتی نمیدانم؟!

 

علی این روزها دیگر    به خانه دیر می آید

ز تنهاییش میسوزم     ز حیرانیش حیرانم

 

گمانم نیمه شب زهرا    صداکردست حیدر را

که ای یار غریب من    حلالم کن! نمی مانم!




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


دلا خو کن به دلداری که از مهرش وفا خیزد

رها کن این و آنها را ز بیگانه جفا خیزد

 

برای یاری دلدار باید با صفا باشی

بیا بو کن نسیمی را که از عطرش صفا خیزد

 

نشان آشنا بودن رضای یوسف زهراست

خوش آنروزی که از کارم ز قلب او رضا خیزد

 

محرم رفت و دنبالش صفر بار سفر بسته

کنون من ماندم و هجری که از دورش بلا خیزد

 

اگر دست مرا گیرد دلِ خسته نمی میرد

وگر سازد رها ما را ز دلها مرگها خیزد

 

مرا دست گنه مسپار ای دلدار ای دلدار

که بی تو از منِ بی یار ، تنها ادّعا خیزد

 

خوش آن سفره که در ماه صفر بار مرا بندد

دلم تا فاطمیه پر زند و ز آن نوا خیزد

 

همین ایام بود آغاز غمهای دل زهرا

غم خانه نشینیِ علی از این عزا خیزد

 

سیاهی ها خداحافظ غم زهرا غم مخفی است

هنوز از قبر مخفی نالۀ مهدی بیا خیزد

 

بیا مهدی برای انتقام مادرت زهرا

که از درد و غم سیلی هزاران ماجرا خیزد




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی

 

صدای هق هق ات آقا طنین چاووشی

دوباره در غم مادر سیاه می پوشی

 

بلند گریه کنی در عزای فاطمیه

روا نباشد از این پس به شیعه خاموشی

 

به چای روضه گلو تازه کن کمی امشب

به غیر خون دل آقا چرا نمی نوشی؟

 

دعا برای ظهورت همیشه یادم رفت

مرا ببخش برای همین فراموشی

 

خودت بگو چه جوابی به مادرت بدهم؟

که سالیان درازی ست خانه بر دوشی

 

دو چشم مهدی زهرا که خیس اشک شده

نگاه خشک من از غم چرا نمی جوشی ؟؟

 

خودت بگو اثر ضرب دست سنگین نیست؟

زمین می افتد اگر گوشواره از گوشی 




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


دوباره در دلم آشوب عالم آمده است

قیامت آمده یا که مُحرّم آمده است

 

عزای کیست که حتی خود مُحرّم هم

به سر زنان و پریشان و درهم آمده است

 

عزای اشرف اولاد آدم است آری

عزای بنت نبی مکرم آمده است

 

تمام خلق دچار مُحرّمند ولی

برای فاطمه دل‌های مَحرم آمده است

 

دوباره فاطمیه آمد و یقین داریم

در این حسینیه صاحب عزا هم آمده است

 

وضوی گریه بگیر و بیا که در روضه

عزیز فاطمه با قامت خم آمده است

 

رواست مردن از این غم که پشت درب بهشت

برای سوختن گل جهنم آمده است




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


ای مسافر بیا ، سفر تا کی ؟

منتظِر پای منتظَر تا کی ؟

 

نظری سوی ما کنی بد نیست

دور مانی تو از نظر تا کی ؟

 

بهر لیلا چقدر صبر کند

دل مجنون در به در تا کی ؟

 

سیزده قرن منتظر بودن

این دعاهای بی اثر تا کی ؟

 

به فدای تو مادر و پدرم

گریه ی مادر و پدر تا کی ؟

 

غربتت را کسی نمیفهمد

غربت شام بی سحر تا کی ؟

 

جمع باید شوند اصحابت

سیصد و سیزده نفر تا کی ؟

 

باز هم فاطمیه ای دیگر

صبر این داغ ، بر جگر تا کی ؟

 

منتقم بهر انتقام بیا

صبر آن تیغه ی دو سر تا کی ؟

 

کاش می آمدی ز جاده ی نور

کاش نزدیک بود صبح ظهور 




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خانه تاریک شد و بر در خانه شرر است

جلوی یک زن مظلومه هزاران نفر است!

 

کاش لولای در از سمت دگر باز شود!

در اگر باز به داخل بشود دردسر است..

 

 

اتش! از در نرو بالا!دم در فاطمه است...

حرمتش را تو نگه دار!ببین خون جگر است..

 

دخت پیغمبرتان است!مراعات کنید

میزند فاطمه را هرکه در این دورو بر است..

 

آه مسمار حیا کن!سوی پهلوش مرو!

صبر کن صبر !علی چشم براه پسر است

 

فضه چادر برسان فاطمه افتاد زمین

کمکش کن!همه هستی من در خطر است

 

قنفذ اینقدر نخند!این که زدی یک زن بود

تو نگفتی بخودت سوخته و بی سپر  است؟!

 

باز برخواسته و پشت علی می آید

هرچه او را بزنی پای علی بی اثر است




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-کوچه بنی هاشم


گیر كرد و به خانه راه نداشت

وسط كوچه ها پناه نداشت

 

او سر جنگ با مدینه نداشت

بین نامحرمان پناه نداشت

 

بر روی خاك بی صدا افتاد

مادر ما مجال آه نداشت

 

غیر دیوار كوچه ها آن روز

فاطمه هیچ تكیه گاه نداشت

 

به چه جرمی ؟ چرا كتك خورده

بخدا مادرم گناه نداشت

 

كاشكی به مغیره میگفتند

كه زمین خوردنش نگاه نداشت

 

كاش میشد قلاف كاری با

زنِ تنهای پا به ماه نداشت 




موضوع: كوچه بنی هاشم،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


کوچه بود و غروب دردآور

گوشه‌ی چشم آسمان تر بود

در زمان عبور از آن کوچه

دست‌هایم به دست مادر بود

 

ناگهان سایه‌ای پدید آمد

ناله از فرش تا ثریا رفت

تا به خود آمدم فقط دیدم

دست یک نانجیب بالا رفت

 

صورت شوم خود در آینه دید

خیز سمت دل درک برداشت

سنگی از دست چپ حواله نمود

گونه‌ی راستش ترک برداشت

 

دوزخ آتش گرفت و نفرین کرد

جبرئیل امین بگفت آمین

مادرم با تلاش بسیارش

شد به پا و دوباره خورد زمین

 

چادرش را تکاند و راه افتاد

مثل کوه از کنار کاه گذشت

ولی از درب خانه ناغافل

دو سه باری به اشتباه گذشت




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


زخمی شود وقتی بگیرد پر به دیوار

افتاده نقش لاله ای پرپر به دیوار

 

زبری آجرهایش اشکم را در آورد

زُل میزنم با چشم های تر به دیوار

 

مادر نباشد بچه ها خانه خراب اند

من که ندارم بعد از این باور به دیوار

 

وقتی به کوچه دست بابا بسته باشد

از غصه تکیه میکند مادر به دیوار

 

اندازه ی یک بار شیشه فاصله داشت

اما رسید از ضربه ی پا در به دیوار

 

همسایه ها دیدند که خونابه میریخت

از پهلوی صدیقه ی اطهر به دیوار

 

من قبل مسجد رفتن مان خواب دیدم

در کوچه مادر می خورد با سر به دیوار

 

گل بود با سیلی گلابش را گرفتند

مانده ست از عطر خوش کوثر به دیوار

 

وقتی رسد دستش به بازوی شکسته

سر می گذارد لاجرم حیدر به دیوار

 

فردای بعد از مادرم دیدم که بابا

دارد سیاهی میزند دیگر به دیوار




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خدا کند که کسی بی هوا زمین نخورد

به ضرب پا وسط شعله ها زمین نخورد

 

هزار مرد بیفتد به پیش چشم همه

ولی زنی وسط کوچه ها زمین نخورد

 

در ازدحام هجوم ستم ، در خانه

خدا کند که زنی (پا به ما) زمین نخورد....

 

به آن عبا که علی روی همسرش انداخت

زنی مقابل نامردها زمین نخورد

 

به اشک چشم حسینش خدا کند دیگر

که مادری جلوی بچه ها زمین نخورد

 

زدند فاطمه را هر چه ، باز هم میگفت

که من زمین بخورم ، مرتضی زمین نخورد

 

پس از مدینه و این مادر و زمین خوردن

خدا کند پسرش کربلا زمین نخورد

 

خدا کند که کسی نیزه بی هوا نزند

خدا کند که دگر بی هوا زمین نخورد

 

خدا کند که دگر پیش خواهری مضطر

سر برادری از نیزه ها زمین نخورد

 

سر بریده به نیزه خدا خدا میکرد

رقیه ام زروی ناقه ها زمین نخورد

 

رباب هم به روی ناقه ها دعا میکرد

علی اصغرم از نیزه ها زمین نخورد

 

 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


کاش اصلا نبود هشدار و

کاش اصلا نبود آزاری

کاش مادر زمین نمیخورد و

کاش اصلا نبود مسماری

 

کاش آتش نمیگرفت اصلا

هیزمِ پشتِ خانه ی مولا

یا که این گونه لج نمیکردند

سیلی و تازیانه با زهرا

 

کاش پاهایشان قلم می شد

کاش دستانشان فلج می شد

میخِ بی معرفت چی می شد اگر

در مسیرش نبود،کج می شد؟

 

کاش اصلا زمین کمک‌ میکرد

یا که در، تابِ ایستادن داشت

کاش  بارانِ  بی وفا  قصدِ

آتشی را فرو نشاندن داشت

 

کاش بعد از هجومْ،این گونه

جای  زخمی  نبود  بر  پهلو

کاش بی جان شده نمی افتاد

وقتِ شانه به مو زدن،بازو

 

کاش مادر بدون درد و رنج

ساعتی را دوباره می خوابید

کاش بارانِ گریه سر می شد

از ته دل دوباره می خندید

 

کاش با هر نفس نفس زدنش

روی  بستر  گلی  نمی رویید

کاش این روزها کسی با خشم

درب این خانه را نمی کوبید...




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


آیات قرآن یک به یک آیات زهراست

آیینه دنیا تماما مات زهراست


از پای تا سر فاطمه تنها علی بود

اثبات مولا در غدیر اثبات زهراست


دستاس عالم را به دستش داده بودند

هستی سراسر مملو از ذرات زهراست


ما که به جای خود پیمبر هم وجودش

از برکت مولا و از برکات زهراست


تا پای جان پای علی باشید آری

این از سفارش ها و تاکیدات زهراست


می سوخت پای بسترش مولا که چون شمع

می دید دیگر آخرین ساعات زهراست


نان پخت روز آخری با حال زارش

اینها فقط یک گوشه از حالات زهراست

**

چیزی که کامل می کند دین را نماز است

آن هم که اکمالش به تسبیحات زهراست




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت و هجوم به بیت ولایت


ذکر تسبیح ملائک ذکر نام فاطمه

او امام مرتضی ، حیدر امام فاطمه

ذکر یا حیدر دمادم شد کلام فاطمه

هست تا آخر - غدیر خم - پیام فاطمه

 

می دهد با چادری خاکی پیامی این چنین

نیست جز حیدر در این عالم امیرالمومنین

 

کیست او آنکس که ظلمت را چراغان می کند

سائل بی آب و نان را صاحب نان می کند

نه یهودی عالمی را او مسلمان می کند

تار و پود چادرش هم کار قرآن می کند

 

مِهر او مُهر قبولی عبادات همه ست

حجت حق بر امامان دو عالم فاطمه است

 

فاطمه آیه به آیه ، آیه های داور است

حُسن اسماء خدا ، آیات نور و کوثر است

هم نبی را دختر است و هم نبی را مادر است

چادرش در یاری دین ذوالفقار حیدر است

 

دیده ی دنیا ندیده تا ابد مانند او

می برد غم از دل حیدر گل لبخند او

 

غصه او نه غم دست و نه بازو بود نه

غصه ی او نه در و نه درد پهلو بود نه

غصه ی زهرا گرفتن از علی رو بود؟ نه

ضرب سیلی و جراحتهای ابرو بود؟ نه

 

غصه اش شب تا سحرها غصه ی پیغمبر است

غصه ی او غصه ی بی یاوری حیدر است

 

نیست چون زهرا به عشق مرتضی دلداده ای

پای مولا با شکسته دست و بازو ، مانده ای

نیست جز او در ره مولا ، ز پا افتاده ای

در غم مولای خود ، عجل وفاتی خوانده ای

 

 پشت در آمد ، نمانَد رهبرش بی یار و کس

از نفس افتاد تا مولا نیفتد از نفس

 

دست بر پهلو به پیش دیده طفلان خود

ریسمان تا دید بر دست و سر قرآن خود

سوی مسجد شد روانه در پی جانان خود

آورد تا از دل اهل سقیفه جان خود

 

می زدند او را میان کوچه ها با هر چه بود

می زدند او را به پیش مرتضا با هر چه بود

 

دختر پیغمبر است بر دست و بازویش نزن

پیش چشم شوهرش سیلی تو بر رویش نزن

با غلاف تیغ بر بازوی بانویش نزن

پا به ماه است او لگد را سمت پهلویش نزن

 

مغرب روز دوشنبه فاطمه از حال رفت

از دوشنبه روضه ها تا جمعه ی گودال رفت

 

از دل گودال می آید صدای مادری

می زند بوسه به رگهای بریده خواهری

روی خاک افتاده بی سر غرق در خون پیکری

رفته از دست حسین انگشت با انگشتری

 

فتنه ای که پشت در پهلوی زهرا را شکست

کربلا هم آمد و پهلوی مولا را شکست

 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ذکر شریف فاطمه را هر که دم گرفت

سمت خدای خویش به سرعت قدم گرفت

 

"یافاطمه" عزیزترین اسم اعظم است

این ذکر را امان زمان دم‌به‌دم گرفت

 

 روز جزا عجیب زیانکار می‌شود

هر کس دعای فاطمه را دست‌کم گرفت

 

دستش شکست دست علی را رها نکرد

او یک تنه برای ولایت علم گرفت

 

سیلی که خورد صورت حیدر کبود شد

مادر که گفت "فضّه" پدر باز غم گرفت

 

آتش گرفت درب و لگد خورد و ناگهان

مسمار کج شد و به پر مادرم گرفت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


کعبه به چشمش میکشد خاک درش را

باران تلاوت مینماید کوثرش را

 

روزی رسان خلوت قدیسه ها اوست

وقتی به لب دارند نام  اطهرش را

 

ممسوسه ی ذات خداوند است بانو

ریسیده اند از نور یعنی معجرش را

 

حوریه ای می گستراند زیر پایش

وقت عبور از کوچه ها بال و پرش را

 

کوچه دو رکعت روضه می خواند؛ امامی

در دست دارد دستهای مادرش را

 

در دست دارد دستهایی را که می چید

چون باغبان گل بوسه ی پیغمبرش را

 

ناگاه رنگ آسمان ها نیلگون شد

مردی خدا نشناس بسته معبرش را

 

مردی که بویی از حیا هرگز نبرده

بی شک لگد کرده غرور شوهرش را

 

ریحانه ی نازک تر از گل زخم خورده است

داسی به یغما می برد برگ و برش را

 

چشمش گره از کار حیدر باز می کرد

بسته است سیلی چشم مریم پرورش را

 

درّ نجف میریزد از چشم امامی

از خاک بردارد چگونه گوهرش را

 

مادر به خانه میرود اما پس از این

از درد با دستار میبندد سرش را




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


باز هم فصلِ اشک، فصلِ عزاست

صاحبِ روضه حضرت زهراست

وسطِ روضه، روضه‌خوان می‌گفت:

فاطمیه، شروعِ عاشوراست

 

فاطمه انتهای احساس است

معدنِ نور و کوهِ الماس است

بانوی داغ‌دیده‌ی یثرب

معنیِ غربتِ گلِ یاس است

 

آه، از ختمِ روزِ فرّخِ او

اشک‌های نشسته بر رخِ او

سیلیِ جای‌مانده بر رخسار

از سلام بدونِ پاسخِ او

 

سایه‌ی بر روی سرِ ما بود

حضرتِ عشق، باورِ ما بود

ایستادن، به پای امرِ ولی،

این فقط جرمِ مادرِ‌ ما بود

 

با شما قصدِ گفت‌وگو دارد

بغضِ غم‌بار در گلو دارد

جلوی چشمِ بی‌تفاوتِ شهر

نزنیدش که آبرو دارد

 

گریه‌ای بی‌جواب باقی ماند

سوخت خانه، خراب باقی ماند

در هجومِ بلا، به پشتِ در

از گلِ من، گلاب باقی ماند

 

با مصیبت گرفته خو، زهرا

سخت، رنجیده از عدو، زهرا

بدترین جای ماجرا، این است:

از علی هم گرفته رو، زهرا

 

آی مردم! مقام دارد او

شأنِ هم‌چون امام، دارد او

پیشِ چشمِ حسن، دگر نزنید

به خدا احترام دارد او

 

بر شما قومِ پست، بادا ننگ

لعن و نفرین به مردمِ صدرنگ

خونِ غیرت چرا نمی‌جوشد؟

آینه آمده مقابلِ سنگ

 

ظاهرا گرچه چادرش خاکی‌ست

اهلِ این خاک نیست، افلاکی‌ست

دست بر دامنش فقط بِشَوید

مظهرِ‌مهربانی و پاکی‌ست

 

آه، هنگامِ مرگِ مهتاب است

دمِ آخر، چقدر بی‌تاب است

از برای قتیلِ لب‌تشنه

در تمنای جرعه‌ای آب است 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 528 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو