به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


فرمانده چقدر ارباً اربا شده ای

فرمانده چقدر مثل مولا شده ای

ای جسم مقطعه در آغوش حسین

مانند علی اکبرِ لیلا شده ای

اصلاً تو چگونه با ترک های تنت

بر روی عبای سبز او جا شده ای؟

دستان قلم شده گواهی میداد

دلداده ی روضه های سقا شده ای

آتش به طواف پیکرت آمده است

حالا چه قَدَر شبیه زهرا شده ای

 

با خون شهید زنده تر میگردیم

مارا بکشید زنده تر میگردیم

 

چون آینه ای شکسته تکثیر شدی

کفر است بگویم تو زمینگیر شدی!

تو آیه ی مهربان باران بودی

اینگونه میان شعله تفسیر شدی

سردارِ علی ، بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟!

تو کشته ی زور و زر و تزویر شدی

آنقدر ز یاران شهیدت گفتی

تا در وسط خاطره ها پیر شدی

تو مظهر لا اله الا اللهی

در حنجر ما صدای تکبیر شدی

 

با خون شهید زنده تر میگردیم

مارا بکشید زنده تر میگردیم

 

جز قامت تو کند قیامت؟ هرگز

جان دادن تو به جز شهادت؟ هرگز

این خانه پُر است از سلیمانی ها

احساس خطر کند ولایت؟ هرگز

دستان تو روی خاک افتاد ، اما

انگشتر تو رفته به غارت؟ هرگز

ای روضه ی مکشوف بگو بعد از تو

ناموس تو میرود اسارت؟ هرگز

اصلا به همین جسم پُر از لاله ی تو

دارد احدی فکر جسارت؟ هرگز

 

با خون شهید زنده تر میگردیم

مارا بکشید زنده تر میگردیم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


هر کس که تمامِ هَمّ و غمَّش دین است

در هر دو جهان سعادتش تضمین است

 

ای شیر پر افتخار ایرانی ها

از رفتنت آسمان دل غمگین است

 

هر چند که پر زدی سبکبال شدی

داغت به دل اهل وطن سنگین است

 

زهری که به ما چشانده داغت تلخ و...

شهدی که تو نوش کرده ای شیرین است

 

بی خواب شدی شمع شدی آب شدی

تا خواب کند سری که بر بالین است

 

ای سینهء تو آینهء دینداری

آئینهء تو تجلّیِ آئین است

 

دستت طرفی و پیکرت هم طرفی

هر کس که حسینی است جزایش این است

 

در دیدهء اهل دل تنِ خونینت

حُسن است تمام و قابل تحسین است

 

پیغام تنِ سوخته ات را خواندم:

این مرگ بِه از زندگیّ ننگین است

 

اذن ملکوت رفتنت با مهدی است

در پشت دعای تو همان آمین است

 

صد شکر که صاحب الزمان را داریم

امنیت ما به یُمن او تآمین است

 

هر چند دلی سوخته از غم داریم

ما را نفحات حضرتش تسکین است

 

بیدار شوید آخر ای مسئولین!

این خانه به خون شهدا رنگین است

 

آن میز که با غرور در دست شماست

مدیونِ هزارها تنِ خونین است

 

مردی نه به غرب تکیه کردن باشد

نه تکیه زدن به لشگر پوتین است

 

نه تکیه زدن به سازش و تسلیم و

نه اسلحه نه لشگر و تانک و مین است

 

مرد است کسی که یا علی می گوید

مرد است کسی که به علی خوشبین است

 

ما سجده به آستان حیدر داریم

تا هست امیرمان علی پُر باریم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


نوبتِ فتحِ کاخِ اشرار است

آخرِ عمرِ شومِ کفار است

 

به گواهیِ "ما رمیت..."، این‌بار

دستِ غیبِ حسین در کار است

 

باقری، همت و سلیمانی...

این وطن از شهید، سرشار است

 

مرگِ آرام، در دلِ بستر

عاشقان را، مسلماً عار است

 

خاکِ این مملکت چهل سال است

مهدِ عشق و جهاد و ایثار است

 

سرِ پاکِ هزارها منصور

قرن‌ها می‌شود روی دار است

 

گر بسازند، کوهی از سرها،

باز هم سرسپرده بسیار است

 

با صدای بلند می‌گوییم:

این نه یک حرف، بلکه هشدار است

 

هرکسی چپ با ما نگاه کند،

پیشِ چشمش، جهان، دگر تار است

 

پرچم از دست‌مان نمی‌افتد

پسرِ فاطمه، علمدار است

 

تا که کوفی روی زمین باقی‌ست

کربلا در مسیرِ تکرار است

 

برسانید بر ایادیِ کفر:

تازه این ابتدای پیکار است

 

گرچه راهی پر از خطر در پیش،

گرچه طیِ مسیر، دشوار است

 

انقلابِ بزرگِ ایران را

صاحبِ اصلی‌اش نگهدار است

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


صبح جمعه خبری حالِ مرا ریخت بهم

خبری تلخ رسید و همه را ریخت بهم

 

صبح جمعه خبر آمد که سلیمانی رفت...

قدسیان بانگ زدند: عرش خدا ریخت بهم!

 

دشمنِ شمر صفت خون تو را ریخت ولی

پیکرِ پاک تو اینگونه چرا ریخت بهم ؟!

 

صبح جمعه خبر از غُرِّش یک طوفان شد

همه دیدند جهان تا به کجا ریخت بهم!

 

تا که در صحن جهان نعره ی شیران پیچید

دشمن بی شرف و بی سر و پا ریخت بهم

 

وقتِ تشییع تو اما خبری تازه رسید

کاظمین و حرمِ کرب و بلا ریخت بهم...

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


کجا در حسرت یک لقمه‌ی نان گریه می کردیم

اگر مانند تو‌یک عمر پنهان گریه می کردیم

 

اگر مانند تو بر روی خاک سرد تنهایی

به شوق گرمی دست شهیدان گریه می کردیم

 

به خود برگشته بودیم از دروغ زندگی کردن

به خود برگشته و در سوگ انسان گریه می کردیم

 

به خود برگشته بودیم عشق می چرخید سرگردان

و ما بیهوده تنها دور میدان گریه می کردیم

 

کدامین جاده شأنش هست هم نام شما باشد؟

خیابان در خیابان در خیابان گریه می کردیم

 

کدامین روضه را بر شانه های کربلا خواندی

که ما چشم انتظاران در خراسان گریه می کردیم

 

عجب انگشتری گم کرده ای ای عشق حق داری

که ما از شوق آن، در حسرت آن گریه می کردیم

 

عجب انگشتری گم کرده‌ای ما هم اگر بودیم

برای لحظه ای جای سلیمان گریه می کردیم

 

کجا رفتی کجا انگشتر ملک سلیمانی

چه می شد با شما در سوگ باران گریه می کردیم

 

چه می شد فاطمیه با شما یک بار دیگر هم

برای کودکی سر در گریبان گریه می کردیم

 

برایت روضه می خوانم همینجا هرچه باداباد

زنی در کوچه پیش چشم فرزندش زمین افتاد

 

برایت با دلی خون باصدایی خسته می خوانم

برایت از علی از دست های بسته می خوانم

 

غمم را در دل این روضه‌ی آخر تماشا کن

مرا در بین این جمعیت دلداده پیدا کن

 

به خاطر می سپاری این منِ افتاده از پا را

من مشغول فریاد و من محو تماشا را

 

رفیقت نیستم در حق من اما رفاقت کن

مرا در پیشگاه حضرت زهرا شفاعت کن

 

اگرچه در دل هر واژه از این شعر صد آه است

کسی می گفت قطعا انتقامی سخت در راه است

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


سینه‌ام مخزنِ غم و آه است

واقعه؛ سوزناک و جانکاه است

 

موسمِ تلخِ غربتِ خورشید

روزِ تشییعِ پیکرِ ماه است

 

با شهادت از این جهان رفتن،

اجرِ شیرین قلبِ آگاه است

 

راه را با شهید، پیدا کن!

غیر از این هرچه هست، بیراه است

 

غیرِ راهِ شهید هرکس رفت،

مستحقِ سقوط در چاه است

 

نامِ پاکش بهشت را مفتاح،

در شبِ تار هم چو مصباح است

 

بینِ خون دست و پا زد و می‌گفت:

جان سپردن، شروعِ این راه است

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


فنا فی‌الله شد اما بقا دارد سلیمانی

مقام قدس در قُرب خدا دارد سلیمانی

 

شهید فی سبیل الله، عزیز جان روح الله

بلی در قلب حزب الله جا دارد سلیمانی

 

ز جان باید سلامش کرد اطاعت از امامش کرد

مرام عاشقی چون اولیا دارد سلیمانی

 

به رضوان کرد کاشانه به دنیا بود بیگانه

که میثاق وفا با آشنا دارد سلیمانی

 

بحق تسلیم مولا بود بلی سردار دلها بود

ارادت بر علی المرتضیا دارد سلیمانی

 

همای رحمت ایزد به اوج آسمان پر زد

خوش آوازه چو پرواز هما دارد سلیمانی

 

بُو‌َد آن کشته‌ی توحید همیشه زنده و جاوید

به گوش جان سرود دلربا دارد سلیمانی

 

سپاه قدس را فرمانده لایق، بلی عاشق

نشان باشکوه مرحبا دارد سلیمانی

 

عراق وشام از او ایمن نشد تسلیم اهریمن

پیام نور بر اهل وفا دارد سلیمانی

 

برادر استقامت پیشه‌ی مردان حق باشد

که ثابت کرد شور کربلا دارد سلیمانی

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


صبح روز قیام نزدیک است

زخمیان التیام نزدیک‌است

ابن مرجانه های امریکا

بی گمان انتقام نزدیک است

 

دیده هامان اگرچه بارانی ست

سینه هامان ز خشم طوفانی ست

ای زنازاده های ابن زیاد

خاک ایران پر از سلیمانی ست

 

ای یزیدان روزگار اینبار

ثمر ظلم خویش می بینید

بار دیگر عراق و ایران را

متحد تر ز پیش می بینید

 

ما برادر ترین برادر ها

ما همه تحت امر آقاییم

از نجف تا به کربلا هرسال

اربعین را پیاده می آییم

 

بوی مردار کافران یهود

میرسد از حوالی حیفا

زیر پاهای انقلابی هاست

خِرِ خِرِ بزدلان ِ آمریکا

 

قاسمان ِ سپاه سید علی

با شهادت برادری دارند

شیعیان علی و آل علی

تا ابد شور حیدری دارند

 

سگِ  بُزترس شمر " در میدان

گرچه جرات نمیکند هرگز

بی گمان آن قمار باز یهود

خواب راحت نمیکند هرگز

 

کاخشان را خراب اگر بکنیم

سرشان را به دار می بندیم

شیعه ی حیدریم و وقت نبرد

به کمر ذوالفقار میبندیم

 

میرسد وارث امیر حُنین

میرسد صاحب وقار علی

فتح خیبر عجیب نزدیک‌است

جان به قربان ذوالفقار علی

 

میرسد آخرین سلاله ی نور

شهدامان دوباره می آیند

اون چنان ماه شام می تابد

شهدا چون ستاره می آیند

 

بار دیگر تمام عاشق ها

پشت سردار عشق می آیند

مشتری های مهدی زهرا

سرِ بازار ِ عشق می آیند

 

جمعه ای رفت و دیده های اویس

در فراق ظهور" تَر شده اند

روضه از بس شبیه گودال است

گریه کن ها صبور تر شده اند

 

گفته بودم که باد ها قدری

روی صحرا مرتبت بکنند

گفته بودم که نیزه ها فکری

بهر غم های زینبت بکنند

 

گفته بودم که خاک ها روی

بدنت را کمی بپوشانند

روی زخم سرت عزیز دلم

لااقل مرحمی بپوشانند

 

عاقبت خاطر ِ دل ِ زینب

جای زخم تو را سنان پُر کرد

جای خالی ِ گریه های تو را

خنده ی شمر بد دهان پر کرد

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


لبیك یا حیدر، روز غزل خوانى ست

باید به پا خیزد،هر كس كه ایرانى ست

 

با حرز یا مهدى، سربند یا زهرا

باید مهیّا شد، فصل گل افشانى ست

 

آن كه عَلم بر دوش،با ذوالفقار عشق

بر قلب میدان زد،"قاسم سلیمانى" ست

 

سردار دل ها گفت: رمز نجات امروز

لبّیك یا زینب، در شامِ ویرانى ست

 

قاسم زمین افتاد، پرچم ولى باقیست

صهیون شود نابود، این راه "طهرانى"ست

 

شوق شهادت در، جان وطن جاریست

شور ستم سوزى، رسم مسلمانى ست

 

این وعده عشق است، نصرُ منَ الله است

صبح ظهور یار، پایان سفیانى ست

 

تا انتقامى سخت، یك یاعلى باقیست

باید به پاخیزد، هر كس كه ایرانى ست

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


کس نمی داند این چه میدانی است

عاشقی آخرش پریشانی است

 

در فراقی که باورش سخت است

سهم دل های زار حیرانی است

 

انتقامی چو موج در راه است

حال دریای عشق طوفانی است

 

خون ما را به جوش آوردید

غیرت ما عیارش ایرانی است

 

یک پرستو به آسمان پر زد

بازهم در بهشت مهمانی است

 

بعد از این هر جوان آزاده

پیرو قاسم سلیمانی است

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


دستشان باز شد آلوده به خون، جانی‌ها

بی‌دوام است ولی خنده شیطانی‌ها

 

کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا

کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها

 

جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت

کی جهان دیده از این گونه فراوانی‌ها؟

 

آرزو داشت به یاران شهیدش برسد

رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی‌ها

 

شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ

کم مباد از سرشان سایه نادانی‌ها

 

برسانید به آنها که پشیمان نشوند

ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها

 

غیرت است این که همه پیر و جوان می‌بندند

گره بر چکمه و سربند به پیشانی‌ها

 

انتقامش به خدا از حججی سخت‌تر است

وای از مشت گره‌کرده ایرانی‌ها!

 

راهی قدس شده لشکر آزادی قدس

این خبر را برسانید به سفیانی‌ها

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


ما همه خواب و بی خبر رفتی

بارخودبستی و سفر رفتی

 

به ملاقات حضرت ارباب

شب جمعه دم سحر رفتی

 

خبرش امده که از شوقت

دیدن او بدون سر رفتی

 

همه ی شهر عاشقت بودند

تو به همراه چند نفر رفتی

 

دل تو بودشعله ور از عشق

عاقبت سوختی و شعله ور رفتی

 

وچه داغها دارداین آتش

‌که تو هم سوخته جگر رفتی

 

در دفاع از حریم ال الله

تو هم انگار پشت در رفتی

 

گرچه میسوزم از غمت اما

مرد بودی و در خطر رفتی

 

گویی امسال دیدن مادر

حاج قاسم تو زودتر رفتی

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

نام تو برده شد و کوه به پایین افتاد

پیکر دشمن تو زخمی و خونین افتاد

 

نام تو برده شد و عرش تبسم کرده

دشمن از ترس،در خانه خود گم کرده

 

حمزه و مالک اشتر به تو لبخند زدند

عطر دستان خدا را به تو پیوند زدند

 

ساحل چشم تو یک روز پر از غم نشود

سایه ات از سر سامان وطن کم نشود

 

چشم ها پنجره در پنجره بارانی شد

دل مهتاب پر از شور سلیمانی شد

 

زخم ابروی تو آبستن دریا بود و

وَ خداوند ترا غرق تماشا بود و

 

رسم مرانگی ات شهره آفاق شد و

دل به دریا زدنت مکتب عشاق شد و

 

رسم مردانگی ات طعم شهادت دارد

بغض چشمان تو آواز جسارت دارد

 

تو همه زنده به عشقی و مدد می گیری

خاک ایوان دمشقی و مدد می گیری

 

شک ندارم که علی مرجع تقلید تو هست

سایه ی روشن دین خانه امید تو هست

 

آسمان ها شده درگیر پریشانی تو

و خداوند زده بوسه به پیشانی تو

 

گر چه از قافله عشق کمی جا ماندی

دست تقدیر سرشته است که تنها ماندی

 

گاه دلگیر شدی گاه به خود رنجیدی

شاعرانه به تن کعبه دل پیچیدی

 

چقدر عطر شهادت به تنت می آید

حسن یوسف ز گل پیرهنت می آید

 

در شب خوف و خطر سینه سپر کردی و بعد

لب فرو بستی و دل خون زجگر کردی و بعد

 

نتوان گفت چه کردی و خدا می داند

سِرّ سرداری تو کرببلا می داند

 

رو به دستان تو آغوش شهیدان باز است

پیرو رهبری و دست تو پر اعجاز است

 

دو قدم مانده به پابوسی خورشید اما

گر چه رقصیده به خون شاخه امید اما

 

(عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد)

آنچه تقدیر نوشته است همان خواهد شد

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

شب می رود و عطر سحر میگردیم

در صبح ظهور یار بر میگردیم

غم نیست كه قاسم سلیمانی رفت

ما را بكشید زنده تر میگردیم

(سیدمحمد میرهاشمی)

 

گرسینه شکست, چشم تری هست هنوز

دستان پر از مهر کسی هست هنوز

غم راه ندارد به دل خسته مان

گریار علی رفت, علی هست هنوز

(روح الله مسچی)

 

روز روشن به ناگهان شب شد

جان عشاق نور بر لب شد

گرچه خیل مدافعان هستند

حاج قاسم فدای زینب شد

(محمدتقی بهجت دوست)

 

از دست خدا گرفت حاجت آخر

شد عاقبتش به خیر و برکت آخر

او مالک اشتر علی بود و رسید-

در راه ولایت به شهادت آخر!

(مرضیه عاطفی)

 

آن لحظه که جان می رود از دست، حسین!

دیدار تو آخرین امید است، حسین!

تا همت عشق است چرا منت مرگ؟!

باید به شهیدان تو پیوست، حسین!

(میلاد عرفان پور)

 

بنگر به شکوه سوی حق تاختنش

بر قلۀ عشق پرچم افراختنش

فتح است در این معرکه سر دادن او

برد است در این میانه جان باختنش

(سیدحسن حسینی)

 

آه از سینه های ما پا شد

دیده هامان شبیه دریا شد

خبر آمد که حاج قاسم هم

مثل ارباب اربا اربا شد

(یاسر مسافر)

 

شب جمعه به گمان میل زیارت داشته

با خدا وعده دیدار و عبادت داشته

او برای پاسداری از حرم ها مانده بود

ور نه چندسالی است که قصد شهادت داشته

(یاسر مسافر)

 

سردار نه ، سرباز ولی بود که رفت

در معرکه مالک علی بود که رفت

در قاب مقاومت ، امامش فرمود :

"یک چهره ی بین المللی بود" که رفت

(محمود مربوبی)

 

با مالک اشتر علی همگام است

این دست هنوز پرچم اسلام است

بر خاک که افتاد تنفس می کرد

این دست بریده بهترین فرجام است

(حسن کردی)

 

حسّ غم پر شده در قلب جمارانی ها

شده خون قافله ی دیده ی کنعانی ها

دشمن رذل بداند که همیشه باقیست

بین دل های همه، عشقِ سلیمانی ها...

(محسن زعفرانیه)

 

زیاد دیدیم گل لاله بکارن

زیاددیدیم شهیدارو بیارن

یه قاسم کشتی اما همقسم هاش

دمار از روزگارت در میارن

(احمد شهبازی)

 

‏در ظلمت این مسیر غوغا کردى

‏بى پرده بهار را هویدا كردى

‏همراه مدافعان دشت گل سرخ

‏امنیّت باغ را مهیا كردى

(محمدمهدى عبداللهى)

 

این صبح سعادتت مبارک بادا

پاداشِ رشادتت مبارک بادا

با چشم پُر اشک و لبِ خندان گوییم

سردار، شهادتت مبارک بادا..

(مجتبی دسترنج)

 

با شور و امید زندگی کردی تا..

با روی سپید زندگی کردی تا...

فرمانده‌ی کل لشکر خوبی‌ها

یک عمر، شهید، زندگی کردی تا...

(صدیقه محمدجانی)

 

نگاه ابریم غم دارد امروز

كه هر دم اشك نم نم دارد امروز

ببین اى حاج قاسم،قاب چشمم

فقط عكس تو را كم دارد امروز

(محمدمهدى عبداللهى)

 

هم اُسوه‌ی مردیّ و مسلمانی بود

هم مالک اَشتری که ایرانی بود

انگشتری عدل علی در دستش

او *حضرت قاسم سلیمانی* بود

(فاطمه نصیری)

 

قبل از دعای ندبه صنوبر شهید شد

از عطر یاس پر شد و پر پر شهید شد

سردار تاب روضه ی دیوار و در نداشت

قبل از شروع مجلس مادر شهید شد...

(منا اسکندری)

 

ما را بکشید ، بیشتر می گردیم

در حفظ ولی مثل سپر می گردیم

هر چند سلیمانی ما را کشتید

در جنگ شما چو شیر نر می گردیم

(مجتبی قاسمی)

 

مزد یک عمری رشادت را گرفت

غرق خون اذن زیارت را گرفت

مرگ در بستر برایش ننگ بود

از گل نرجس شهادت را گرفت

(مجتبی قاسمی)

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


شهید کن که شهادت حیات مردان است

ولی برای شما مرگ، خط پایان است

 

شهید کن که شهیدان بریده از جسم اند

شهید کن که شهید از ازل همه جان است

 

ببار تیر بلا لحظه لحظه بر سر ما

که سرو، مستِ همین قطره های باران است

 

به مورها برسانید از سپاه علی

که نام یک یک سرباز ها سلیمان است

 

شهید قاسم ما زنده تر شد و امشب

خوشا که بر سر خوان حسین مهمان است

 

خوشا به او که پس از این همه جهاد و جنون

به خون خویش ابوالفضل وار غلطان است

 

به خون تپیده و بر خاک قطعه قطعه شده

شبیه یار شدن آرزوی یاران است

 

ز کوچ مالک اگر خون نشسته در دل ما

ولی ببین که سپاه علی رجزخوان است

 

به دیده ی تر ما رنگ یأس و رخوت نیست

سپاه عشق کماکان میان میدان است

 

نه... حزن و سستی از این داغ ها به ما نرسد

که "انتم الاعلون" از اصول قرآن است

 

حرام می شود از این به بعد خواب شما

که خشم حیدریِ شیعه سخت و سوزان است

 

که امر رهبر ما گر رسد همین فردا

به یا علی مددی کاخ ظلم ویران است

 

در انتظار ظهوریم و خوب می دانیم

کنار مهدی ما لشگر ‌شهیدان است

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 10:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


لباس شهادت برازندته

تو خوندی سحر توی خون نافله

دیدی واشد از کارِت آخر گره

علمدار با غیرت ِ قافله

 

حماسه میاد پشت خون شهید

نمی فهمن این و چرا دشمنا

نمیفته روی زمین این علم

زیادن تو ایران سلیمانیا

 

ایشالله که جبران کنیم لطف تو

ما مدیونت هستیم مرد خدا

به جای تو خوبه سلامی بدیم

میریم وقتی سوریه و کربلا

 

باید که به این زندگی غبطه خورد

شدی خرج دین با تموم توون

یه جمعه گمت کرد دنیا ولی

یه جمعه میای پشت صاحب زمون

 

خدا غیرتت رو به ما هم بده

آهای محرم راز سید علی

الهی که باشیم مانند تو

فدایی و سرباز سید علی

 

تموم شد دیگه صبر ایرانیا

تقاص بدی پس میده دشمنت

یه ایران گرفته برا تو عزا

یه ایران و آتیش زده رفتنت

 

تویی افتخار ابالفضلیا

فدایی عباس ام البنین

ابالفضل ابالفضل گفتم فقط

تا دستت رو دیدم به روی زمین

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


شرح خبرها چی میگن

این همه غوغا شده باز

چشم یه ملت واسه چی

این همه دریا شده باز

 

کاشکی دروغ باشه خبر

کاشکی من از خواب بپرم

شرح خبر ها چی می گن

من که نمیشه باورم

 

باورمون میشه مگه

جبهه دلاور نداره

رهبرمون تنها شده

مالک اشتر نداره

 

آی رفقا سینه زنا

وقتشه از یاس بخونیم

دور هم این روز و شبا

روضه ی عباس بخونیم

 

میر و علمدار سپاه

پشت و پناه حرمه

رفته سلیمانی و باز

تو دلمون محرّمه

 

پیکر صدپاره! پاشو

حضرت ارباب اومده

پاشو که ماه علقمه

این دفه با آب اومده

 

پاشو با اون دست جدا

روضه ی سقا رو بخون

وقتشه ما گریه کنیم

روضه بخونی واسه مون

 

دست جدات روضه شد و

گرچه دلم خونه براش

وا نشد انگشترت و

مونده عقیقش سرجاش

 

از توو عراق این دفه هم

تیر ستم به ما زدن

باز تویِ اون خاک بلا

مهمون و بی هوا زدن

 

اهل و عیال شهدا

رفتی و قلبشون شکست

گرد یتیمی دوباره

رو سر بچّه شون نشست

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

مسیر رودِ خروشان به دامن دریاست

به خون خویش طپیدن سرورِ این دنیاست

 

بدون دست؛علمدار؛دیدنی تر شد

لباسِ سرخِ شهادت به قامتت زیباست

 

به روی دوش شهیدان تنت شب جمعه

کنارِ علقمه مهمانِ حضرت زهراست

 

ز  فاو تا به حلب ؛زینبیه تا به عراق

حضور ِ سبز تو شانه به شانهٔ شهداست

 

سلام بر تنِ پاکِ تو و «ابومهدی»

که عاشقانه در آغوشِ سیدالشهداست

 

کسی که در پی الگو برای ایثار است

حیات تا به شهادت نتیجه اش اینجاست

 

زمان زندگی ات فاتحانه جنگیدی

شهادت تو سرآغاز مرگ آمریکاست

 

تقاص خون تو را صهیونیسم پس بدهد

به گور میبرد این  آرزو «علی تنهاست»

 

نوشته روی عَلَم «قاسم سلیمانی»

به روی شانهٔ او پرچم علی بالاست

 

زکربلای چهار و شلمچه جا ماندی

ولی  قرار تو بادوستان تو ؛دی ماست

 

کسی که فاطمیه جام وصل می نوشد

میانِ شعله اگر دست و پا زند ؛ گویاست

 

میانِ آن درودیوار مادرِ ماسوخت

میانِ آن در و دیوار محشری برپاست

 

به پیش چشم علی می زدند زهرا را

یگانه عصمت کبری به زیر دست و‌پاست

 

اگر که چادر مادر به کوچه خاکی شد

ظهور فاطمیه در غروب عاشوراست

 

مغیره قنفذ و خالد قلاف کوبیدند

کسی نگفت که زن را زدن به کوچه رواست؟

 

کسی که روی بگیرد زمرد نابینا

میان آنهمه نا مَحرمِ بدون ِ حیاست

 

اگرکه چادر مادر به کوچه خاکی شد

ظهور فاطمیه در غروب عاشوراست

 

سپاه کوفه به زینب بلند خندیدند

تمام درد سر او نبودن سقاست

 

کنار پیکرِ بی سر زدند زینب را

برای غارت چادر میانشان دعواست

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَ ما بَدَّلوا تَبدیلًا سوره مبارکه (احزاب آیه ۲۳)

توصیفی قرآنی از شهیدان و منتظران شهادت در ترجیع بند سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و یاران شهیدش(ره)

 

دلا با شورِ عاشورا ، بخوان آیات قرآن را

بخوان از مومنین، وصف و ثنا و مدح سبحان را

کنون بشناس ای عاشق، حسینی های دوران را

 

ببین غوغای رحمانی، شِنو توصیفِ قرآنی

بخوان در بینِ این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

 

ببین یارانِ عترت را مصمم، جان به کف در ره

گروهی "عاهَدوالله" و گروهی "مَن قَضی نَحبَه"

"وَ مِنهُم یَنتَظِر" جمعی، بر این عزم و وفا بَه بَه

 

خدا را شکر ما داریم این یارانِ ایمانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

 

ببین اوجِ همایش را میان موجِ هم عهدی

که مِی نوشند صف در صف ز جام وصل، هر شهدی

به عالَم صد هزارانند خوبان، چون اَبومهدی

 

نباشد هیچ فرقی در عراقی یا که ایرانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین در شهرها بس مردمان بیتاب گردیدند

شهیدان روضه خوانِ حضرت ارباب گردیدند

حرم ها را یکایک در طوافی ناب گردیدند

 

همه دنیا تماشا کرد عزت را به حیرانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین مجد و شکوه و جلوه های حیدر کرار

خداوندانِ ایثار و وفا و عشق را بسیار

شجاعت را شهامت را شهادت را در این بازار

 

خریداران یوسف را سوی یارِ خراسانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین در لشکر صاحب زمانی زینبیون را

شهیدانِ سرافرازِ سپاه فاطمیون را

صفوفِ شیر مردان، یَل یلانِ حیدریون را

 

یمن، سوریه، لبنان، تا فلسطین هست طوفانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

ببین در مکتبی که جز سبک بالی نمی ماند

به غیر از "اِنتَقِم یا منتقم" حالی نمی ماند

که گوئیم ای شهیدان، جایتان خالی نمی ماند

 

علَم را ای علمداران نگهداریم مِیدانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین فریادِ مردان و زنان را هر طرف بر پا

علیهِ خصمِ مستکبر، علیهِ جبهه ی اعدا

دگر در منطقه جایی نمانده بهر آمریکا

 

هلاکت یا فرار است آخرِ اُردوی شیطانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین که فجر نزدیک از بشارتهای الله است

هر آنکه نیست در این راه، بی اغراق گمراه است

ز راه کربلا اینک، مسیر قدس در راه است

 

سپس پشت سر رهبر نماز عید میخوانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین آینده را روشن، ‌که راهِ ما نه تاریک است

رهِ حزبِ خدا باز است، گر چه کوچه باریک است

زمانِ انتقامِ سخت و فجرِ یار، نزدیک است

 

هزاران داغ و درد اما، ظهورش هست درمانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


سهمتان هست از این معرکه گردانی ها

عاقبت حسرت و اندوه و پشیمانی ها

و سرانجام به تدبیر "سلیمانی ها"

محو خواهید شد ای لشکر سفیانی ها

"لم یا قوم تریدون ببغیٍ و فساد

لم تسعون بقتل و لجاج و عناد"

 

زود با دشمن بدخواه مدارا کردید

آنچه دارید ز بیگانه تمنا کردید

آتش کینه برافروخته حاشا کردید

و خدا سوخت و از دور تماشا کردید

با مسلمانیتان مسئله داریم هنوز

بنشینید که صد ها گله داریم هنوز

 

گر چه چون سایه پشت سرتان خاموشیم

مثل ققنوس ز خاکسترمان می جوشیم

ما هنوز از می دستان علی مدهوشیم

زره حضرت عباس به تن می پوشیم

این قماری است که یک روز در آن می بازید

چون به دست خودتان تیغ دو دم می سازید

 

چشم دنیا به ظهورش نگران خواهد شد

چارده قرن هم اسلام جوان خواهد شد

"نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد"

و سکوت علی آن روز زبان خواهد شد

" او دلش بیشتر از ما تب هجران دارد

سحر وصل همیشه شب هجران دارد"

 

پرچم منجی موعود علم خواهد شد

به شماهاست که با عدل ستم خواهد شد

دست کج سمت حرم باز قلم خواهد شد

سایه ظلم از این دهکده کم خواهد شد

"و ستجزون من الله الی قام قیام"

آنچه را شرط بلاغ است نوشتیم تمام

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

سردار عزیز، دردِ یاران این است

داغ تو براى رهبرى سنگین است

پرواز تو آدینه ى دلتنگى شد

تا روز ظهور،جمعه ها غمگین است

(محمدمهدى عبداللهى)

 

سردار به یك اشاره برمى گردد

با پیكر پاره پاره برمى گردد

با منتقم خون شهیدان آرى

تا كرب و بلا دوباره برمى گردد

(محمدمهدى عبداللهى)

 

دیدند در او غیرت ایرانی هست!

در عشق علی خلوص سلمانی هست

با دیدن انگشتری‌اش فهمیدند

اونیست و «خاتم سلیمانی» هست

(علی انسانی)

 

یک عمر شهید بود و دل باخته بود

بر دشمن و نفس خویشتن تاخته بود

از پیکر سوخته، نبودش باکی

او سوخته‌ای بود که «خودساخته» بود

(علی انسانی)

 

این معرکه آغاز رجزخوانی هاست

آغاز حماسه سلیمانی هاست

دیروز علم دست سلیمانی بود

امروز علم به دست قاآنی هاست

(محسن ناصحی)

 

رفتی و شهادت تو اعجاز کند

شور دگری ز عشق آغاز کند

چون خون جهان آرا در خرمشهر

خون تو مسیر قدس را باز کند

(سیدروح الله موید)

 

خطاب به  تراپ ملعون

فردا که شود لحظه ی زانو زدنت

پنجاه و دو مشت می زنم در دهنت

پنجاه و دو لقمه ی نجس خواهی شد

پنجاه و دو سگ سیر شود از بدنت

(سعید تاج محمدی)

 

ای مقاوم...خدانگهدارت

یار قائم...خدانگهدارت

قسمتت بود که شوی تقسیم

حاج قاسم...خدانگهدارت

(علی اصغر انصاریان)

 

با پرچم یا امام بر خواهد خواست

مستحکم و مستدام بر خواهد خواست

هیهات که شیعه تا ابد بنشیند

یک روز به انتقام بر خواهد خواست

(هادی ملک پور)

 

سردار بدون واهمه… یعنی تو

محبوب قلوب ما همه... یعنی تو

گفتی بنویسند فقط سربازی...

سرباز عزیز فاطمه… یعنی تو

(سیدمجتبی شجاع)

 

در دل مردم ما شوق شهادت باقیست

به شهیدان وطن بانگ ارادت باقیست

همه ی شهر پر از عطر سلیمانی شد

رفت سردار ولی راه سعادت باقیست...

(محسن زعفرانیه)

 

اندوه دوباره می چکید از جسمش

شاید دل پاره می چکید از جسمش

پیراهن سبزش آسمانی شده بود

از بسکه ستاره می چکید از جسمش

(محمد مبشری)

 

این شورکه درامّت حزب الله است

محصول  بصیرت و دلِ آگاه است

کشتند سلیمانیِ ما را  مظلوم...

والله ، قیامِ دیگری در راه است

(علی ساعدی)

 

ای آنکه «عمودی» آمدی وِلگردی

در سوریه و عراق ساحل گردی

باپای خودت به سرزمینت برگرد

ورنه« افقی» مُچاله در گِل گردی

(قاسم نعمتی)

 

وقت آن است كه كیفر گردى

هدف شیعه ى حیدر گردى

چطوری اى سگ آمریكایى

وقت آن شد افقى برگردى

(سیدمحمد میرهاشمی)

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


رسیده صبح غریبی که شهر تاریک است

نشسته درد به جان تمام قافیه ها

غزل بهانه گرفته ست و واژه بی تاب است

و داغ عاقبت تلخ بغض ثانیه ها

 

به خون نشسته دلم بیقرار و بی تابم

یتیم شد دل ایران و زخم و غم مانده

سلام میدهم و دست من کنار سرم

در انتظار جوابم ، جواب فرمانده!

 

هنوز در سر من رفتنت نمیگنجد

شبیه واقعیت نیست رنگ کابوس است

چه جمعه ای شده امروز تلخ و مشکی پوش

هوای شهر به تکثیر اشک مانوس است

 

به احترام شما ایستاده است زمان

به احترام شما ذوالفقار شیر ِ ولی

دوباره مالک اشتر روانه ی عرش است

دوباره محکم و چون شیر ایستاده علی

 

اگرچه درد بزرگی ست بر دل تاریخ

اگرچه تلخ و غریب است این غم جانکاه

تقاص خون پدر را ز خصم می گیریم

قسم به صیقل شمشیر شیرهای سپاه

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

شهدا و دفاع مقدس


وقتی به راز خلوت حق راه برده ایم

دل را به دست لطف نگاهش سپرده ایم

 

ما را خدا بس است برای خرید جان

نقد است چون معامله اش، نیک برده ایم

 

ما عاشقیم و زنده به عشق است جان ما

هرگز گمان مدار و مپندار مرده ایم

 

سبزیم همچوسرو سرافراز و سربلند

آزاده ایم و جور خزان را نبرده ایم

 

از جان خــویش گَـردِ تعــلق زدوده ایم

از لوح دل  غبــار غریبـی ستـــرده ایم!

 

جا مانده ایم با دل تنگی به روی دست

هم  داغدار لاله و هم زخــم خورده ایم!

 

هم جـَور یار دیده و هم نَخــوتِ رقیـب

از دیدن دو رویی دوران فســرده ایم!

 

هر غــم که دیده ایم ز اَبنـایِ روزگـــار

دندانِ صبــــر بر جگـرِ خود فشــرده ایم

 

ما عاشقیم و زنده به شوق شهادتیم

با تیغمان کشند اگر هم ،  نمرده ایم

 

هرجا که خصم هست ،سپر کرده سینـه را

در پشت پرده خنجر اگر هست، گُرده ایم

 

حرفی نمی زنیم ز سود و زیان خویش

نابیم همچو زر ، اگر  الماس خرده ایم

 

در هر غبار فتنه که حق  ناپدید گشت

خود را زحامدان شهیــدان شمرده ایم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی،  شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

در کمال وقار و زیبایی

حاج قاسم، شدی تماشایی

 

پدر کفر را درآوردی

با ولای علی به تنهایی

 

مالک اشترِ سپاه ولی

ای که چون ذوالفقار مولایی

 

خون و یادت همیشه جاوید است

تا ابد در قلوب شیدایی

 

سخت ما انتقام می گیریم

از حسودان کورِ دنیایی

 

می رسد روز مرگ اسرائیل

می رسد لحظه ی صف آرایی

 

مثل قاسم تنت شده خونی

همچنان اکبر ارباً اربایی

 

دست هایت بریده شد آری

مثل عباس، مثل سقایی

 

بدنت سوخته میان شرر

این هم از داغ های زهرایی

 

دور از میهنی شبیه حسین

شرحی از آیه ی فَدَینایی

 

خوب شد خاتمت به دستت ماند

بر سرت نیست جنگ و دعوایی

 

خوب شد دخترت کنارت نیست

تا بگوید به ناله " بابایی" ...

 

 

"فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ"

 

آل عمران  ۱۷۰

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


در سینه هامان زخم صدها بغض پنهانی ست

چشمانمان از این مصیبت ابر بارانی ست

 

ای بادهای هرزه در فکر کفن باشید

حال و هوای شهرمان بدجور طوفانی ست

 

از پشت گرچه بازهم خنجر زدید اما

این شهر این خانه پر از قاسم سلیمانی ست

 

این خانه از اهل وفا خالی نخواهد شد

این شهر این خانه پر از یار خراسانی ست

 

آری عزاداریم اما غرق امیدیم

آری پس از این روزهای سخت آسانی ست

 

چشم عدالت روز و شب در انتظار ماست

هیهات من الذله تا آخر شعار ماست

 

باید ببینی در رگ ما خون آرش را

در چشمهامان غیرت صدها سیاوش را

 

 

از ایستادن آسمان خسته نخواهد شد

راهی که با خون باز شد بسته نخواهد شد

 

ای گرگ ها مرد نبرد تن به تن باشید

شیر آمده آماده جان باختن باشید

 

ما‌ نان ز دست دشمن حیدر نمیگیریم

ما مرد میدانیم در بستر نمیمیریم

 

حس میکنم روی سر خود دست قائم را

باید بگیریم انتقام حاج قاسم را

 

آخر زمین از نور حق آکنده خواهد شد

دندان لق باطل آخر کنده خواهد شد

 

ای آسمان خونخواهی هابیل نزدیک است

شبهای نابودی اسرائیل نزدیک است

 

من شک ندارم شهرمان آباد خواهد شد

من مطمئنم قدس هم آزاد خواهد شد

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


ذوالفقار امام سید علی

مالک اشتر زمان ما

ذوب‌‌ِّ در ذات حق شده،سردار

قوت قلب و بازوان ما

 

راه و رسم و مرام تو سلمان

شور و شوق و حراتت بوذر

نام تو اضطراب کفار و

مایه ی افتخار این کشور

 

شرِّ اسراییل را دستت ...!

نه که خونت نموده کم سردار!!

پاسخ خون همیشه با خون است

انتقامی که سخت هست اینبار

 

کهکشان غرق در تکاپو بود

در شبی که به آسمان رفتی

تو که جامانده بودی از شهدا

رو به سوی مدافعان رفتی

 

التیام دلِ یتیمانِ

غصه دار مدافعان برخیز

ملتی در عزات گریانند

حقِّ بانوی بی نشان برخیز

 

تنت افتاده روی خاک اما

باز سمتت گلوله می بارد

این شهادت برای قاسم ها

طعم احلی من العسل دارد

 

ناگهان زیر گریه زد... آری !

خبرت را به هرکسی دادم

عکس انگشتر تو را دیدم

یاد مظلوم عالم افتادم

 

درد این است خواب بودیمُ

بهر ما تو گذشتی از خوابت

اسم تو قاسم است و جسم تو

ارباً ارباست مثل اربابت

 

راه سوریه باز شد با تو ...

راه کرب و بلا ولیکن ... نه!

روضه ات روضه های تاسوعاست

رفتی و گشته شاد دشمن ...نه؟

 

بی خداحافظی چرا رفتی؟

در دل شب، طلیعه دارِ نور

دشمنت از مصاف می ترسید

تیر باران شدی شما از دور .

 

السلام علیک یا ساقی

چقدر روضه ی تو دشوار است

روضه ی فاطمیه ی امسال

گریه بر ماتم دو سردار است

 

کمرش را شکست داغی که

مرتضی در مدینه دید ای وای

تا علمدار بر زمین افتاد

رنگ و روی همه پرید ای وای

 

تو علمدار عزت ایران

در دل عاشقان میدانی

بعد از این شک نکن هر ایرانی

هست یک قاسم سلیمانی

 

گرچه خالیست جای تو دائم

نیست تنها و بی کس این رهبر

جان سپردی تو در دل غربت؟؟

جان فدای حسین بی یاور

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


ناگهان رفتی و ز هجرانت

گشت چشمان دوستانت خیس

گر چه پاشیده شد تنت اما

بدنت بود قابل تشخیص

 

رفتی و از غمت دو سه روز است

گر چه ما از دو عین می گرییم

طبق فرمایش امام رضا

ما برای حسین می گرییم

 

گر چه سردار بودی و رفتی

سرت از تن جدا نشد هرگز

به خداوندی خدا سوگند

بدنت جابجا نشد هرگز

 

پسر فاطمه ته گودال

با چه سختی و رنج جان می داد

دست و پایش تمام زخمی شد

جای تنگی حسین گیر افتاد

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


زخم دوری تو را مرهم و درمانی نیست

بی سبب ساحل دل این همه طوفانی نیست

 

هرچه گشتیم در این خاک ندیدیم چرا؟!

چشم هایی که ز هجران تو بارانی نیست!

 

بین دلهای همه تا به ابد خانه ی توست

چون فراموشی این عشق به آسانی نیست

 

خوب گفتند که حتی سر منحوس ترامپ

ارزشش بیشتر از کفش سلیمانی نیست

 

شور خونخواهی ما تلخ کند کام شما

انتقامی که در آن نقطه پایانی نیست

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


رفتند که این نام سرافراز بماند

بر مأذنه‌ها نام علی باز بماند

 

رفتند که در این قفس تنگ، در این شهر

یک پنجرۀ رو به خدا باز بماند

 

رفتند که در دل، دلِ ما عشق نمیرد

رفتند که زیبایی این راز بماند...

 

هر کس به دلش شوق خطر هست بیاید

هر کس که ندارد دل پرواز، بماند

 

گفتند که اعجاز حسین است شهادت

رفتند که این راهِ پُر اعجاز بماند

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


زخم ارثی‌ست که در سینۀ ایرانی‌هاست

کشورم پر شده از داغ سلیمانی‌هاست

 

کشورم تلخ‌ترین حادثه‌ها را دیده‌ست

پای این سرو کهن، خون جوان باریده‌ست

 

چقدر لاله که در خانۀ اجدادی ماست

پشت هر مرثیه‌ای غیرت و آزادی ماست

 

باز ابری‌ست هوا تا که ببارند همه

سوگواران غم رفتن یارند همه

 

آه ما سوخته‌جانان به اثر نزدیک است

روز خونخواهی و جبران چقدر نزدیک است

 

مرد میدان خطر رفت، ولی هست هنوز

و چه غم؟! مالک اگر رفت علی هست هنوز...

 

که به یک گوشه نگاهش همه جان می‌گیریم

انتقام از همۀ شب‌زدگان می‌گیریم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 528 ::      ...   4   5   6   7   8   9   10   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو